صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
جنگ در آیینه افکار عمومی

چه کسی پیروز شد؟ نگاهی به نگرش انگلیسی‌زبانان به جنگ، آتش‌بس و مذاکرات

جنگ‌ها فقط در میدان نبرد برنده و بازنده ندارند. یک میدان موازی همواره در ذهن افکار عمومی در جریان است؛ میدانی که در آن روایت‌ها، احساسات و ارزیابی‌های مردم عادی، گاه به اندازه نتایج نظامی اهمیت دارند.
کد خبر: ۱۳۷۲۱۸۳
| |
1659 بازدید
|
۳
چه کسی پیروز شد؟ نگاهی به نگرش انگلیسی‌زبانان به جنگ، آتش‌بس و مذاکرات

به گزارش تابناک، درگیری نظامی اخیر میان ایالات متحده و ایران که با آتش‌بس اواخر فروردین ۱۴۰۵ و مذاکرات پی‌درپی اسلام‌آباد ادامه یافت، این میدان موازی را نیز به شدت فعال کرد.
 
بررسی داده‌های کمّی و کیفی فضای انگلیسی‌زبان در شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه در پلتفرم ایکس (توییتر سابق)، و همچنین نظرسنجی‌های معتبر بین‌المللی از جمله ایپسوس، یوگاو، رویترز/ایپسوس و پی‌بی‌اس/ان‌پی‌آر، تصویر قابل تأملی از این میدان را آشکار می‌کند. تصویری که در آن، حمایت از آتش‌بس در اکثریت است، اما بدبینی نسبت به دوام آن و آینده مذاکرات، سایه‌ای سنگین بر همه چیز انداخته است.
 
 
یک: اکثریت از آتش‌بس استقبال کردند، اما چرا؟
 
نخستین یافته مهم آن است که اکثریت کاربران انگلیسی‌زبان فعال در فضای مجازی از آتش‌بس میان ایران و آمریکا حمایت کردند. این حمایت اکثریتی، اما یک‌دست و تک‌صدا نیست؛ بلکه از جریان‌های کاملاً متفاوت و حتی متضاد تشکیل شده که هر کدام دلایل خاص خود را دارند.
 
بخش اول حامیان را فعالان و ناظران اقتصادی تشکیل می‌دهند. برای این گروه، آتش‌بس پیش از آنکه یک رویداد سیاسی باشد، یک رویداد اقتصادی است. بسته شدن تنگه هرمز، قیمت بنزین در آمریکا را به بیش از ۴.۴ دلار به ازای هر گالن رساند؛ رشدی حدود پنجاه درصدی نسبت به پیش از آغاز درگیری. بر اساس نظرسنجی پی‌بی‌اس/ان‌پی‌آر/ماریست (اردیبهشت ۱۴۰۵)، بیش از هشتاد درصد آمریکایی‌ها گفتند افزایش قیمت سوخت بار مالی جدی بر زندگی آنها تحمیل کرده است. استقبال از بازگشایی تنگه هرمز و ثبات بازار‌های انرژی، پایه مادی و عینی این دسته از حامیان آتش‌بس است.
 
بخش دوم را حامیان داخلی دولت ترامپ تشکیل می‌دهند که آتش‌بس را نه به دلیل پایان جنگ، بلکه به دلیل اثبات برتری آمریکا تفسیر می‌کنند. از منظر این گروه، پذیرش آتش‌بس از سوی ایران، تسلیم شدن در برابر «فشار حداکثری» است و آمریکا از موضع قدرت توانسته طرف مقابل را پای میز مذاکره بکشاند.
 
بخش سوم، اما جالب‌توجه‌ترین بخش است: کاربرانی که آتش‌بس را نه از سر محبت به هیچ‌کدام از طرفین، بلکه به خاطر خروج آمریکا از درگیری مستقیم در خاورمیانه ارزیابی مثبت می‌کنند. این گروه، که طیف متنوعی از ضدجنگ‌ها تا منتقدان سیاست خارجی آمریکا را شامل می‌شود، معتقدند هر اقدامی که واشنگتن را از باتلاق نظامی خاورمیانه دور نگه دارد، مثبت است.
 
در برابر این اکثریت، اقلیت مخالفان آتش‌بس نیز از دو جریان متمایز تشکیل شده‌اند. جریان اول، منتقدان دموکرات که معتقدند رویکرد‌های تهاجمی ترامپ، ایران را در موقعیت چانه‌زنی برتری قرار داده و این آتش‌بس نتیجه شکست دیپلماتیک آمریکاست، نه پیروزی آن. جریان دوم، حامیان اسرائیل که توافق کنونی را ناکافی می‌دانند و معتقدند ایران صرفاً از این فرصت برای بازسازی توان نظامی استفاده خواهد کرد.
 
اکثریت کاربران انگلیسی‌زبان فعال در فضای مجازی از آتش‌بس میان ایران و آمریکا حمایت کردند. این حمایت اکثریتی، اما یک‌دست و تک‌صدا نیست؛ بلکه از جریان‌های کاملاً متفاوت و حتی متضاد تشکیل شده که هر کدام دلایل خاص خود را دارند.
 
دو: چه کسی برنده جنگ است؟
 
این پرسش، تقسیم‌بندی پیچیده‌ای در افکار عمومی ایجاد کرده است. جالب آنجاست که فراوانی پاسخ‌ها نشان می‌دهد هیچ روایت واحدی در این میدان غالب نیست.
 
نزدیک به یک‌سوم از کاربران انگلیسی‌زبان، ایران را پیروز جنگ می‌دانند. ترکیب این گروه، اما قابل تأمل است: مسلمانان حامی ایران که از زاویه هویتی به ماجرا نگاه می‌کنند، بخشی از دموکرات‌های آمریکایی که معتقدند سیاست‌های ترامپ به ایران برتری مذاکراتی داده، و حتی برخی تندرو‌های اسرائیلی که از این روایت به‌عنوان هشدار برای تداوم فشار بر تهران استفاده می‌کنند. این وجه مشترک عجیب میان گروه‌هایی با اهداف کاملاً متضاد، نشان می‌دهد که روایت «برتری ایران» از زوایای مختلف قابل استفاده است.
 
تقریباً همان تعداد، یعنی حدود سی درصد، معتقدند این جنگ هیچ برنده‌ای نداشته است. این دیدگاه که توسط فعالان صلح، تحلیلگران بی‌طرف و بخشی از دیاسپورای شیعه منطقه بازتولید می‌شود، بر آسیب متقابل تأکید دارد. استدلال این گروه آن است که در یک درگیری که زیرساخت‌های هر دو طرف آسیب دیده، قیمت انرژی جهانی اوج گرفته و ثبات منطقه متزلزل شده، صحبت از برنده و بازنده بی‌معناست.
 
حدود یک‌پنجم افکار عمومی، آمریکا را پیروز می‌دانند. این گفتمان که عمدتاً از سوی محافظه‌کاران آمریکایی و پایگاه رأی حزب جمهوری‌خواه بازتولید می‌شود، بر توانایی واشنگتن در تحمیل آتش‌بس و نشاندن ایران پشت میز مذاکره تأکید دارد.
 
در کنار اینها، حدود هجده درصد اسرائیل را برنده جنگ می‌دانند. جالب آنجاست که اکثر کسانی که این دیدگاه را دارند خودشان اسرائیلی یا حامی اسرائیل نیستند؛ بلکه کاربرانی هستند که با نگاهی انتقادی معتقدند تل‌آویو موفق شده با بهره‌گیری از نفوذ خود بر کاخ سفید، آمریکا را به درگیری کشانده و اهداف ژئوپلیتیک خود را تأمین کند. این روایت، خودش نوعی انتقاد تیز از سیاست خارجی آمریکا است.
 
چه کسی پیروز شد؟ نگاهی به نگرش انگلیسی‌زبانان به جنگ، آتش‌بس و مذاکرات
 
سه: بدبینی غالب، خوش‌بینی موجود
 
شاید مهم‌ترین یافته در بررسی این فضا، نسبت بدبینی به خوش‌بینی درباره آینده مذاکرات است. اکثریت قریب به اتفاق کاربران انگلیسی‌زبان، چشم‌انداز دستیابی به توافق پایدار را تیره می‌بینند.
 
ریشه این بدبینی را باید در دو لایه جست‌و‌جو کرد. لایه اول، نقش اسرائیل است. بخش قابل‌توجهی از این بدبینان معتقدند تل‌آویو نه‌تنها از آتش‌بس حمایت نکرده، بلکه عملاً در نقض آن نیز شریک بوده است. اعلام آتش‌بس در هفتم آوریل و سپس حملات سنگین اسرائیل به لبنان در همان شب، این روایت را تقویت کرده است. نظرسنجی ایپسوس فرانسه نشان می‌دهد تنها هفده درصد فرانسوی‌ها باور دارند آتش‌بس دوام خواهد داشت، در حالی که هشتاد و سه درصد آن را موقتی می‌دانند.
 
لایه دوم، تصویری است که از ماهیت مذاکرات ایران در ذهن بخشی از کاربران غربی وجود دارد. این گروه، فارغ از اینکه حق با آنهاست یا نه، ایران را بازیگری می‌بینند که از هر توافقی به‌عنوان ابزار زمان‌خریدن استفاده می‌کند. این تصویر کلیشه‌ای، خودش یکی از موانع جدی در مسیر شکل‌گیری اعتماد عمومی برای حمایت از یک توافق پایدار است.
 
در برابر این بدبینی، اقلیتی خوش‌بین هم وجود دارد. این گروه از جریان‌های گوناگونی تشکیل شده: کاربران پاکستانی که به نقش میانجیگری اسلام‌آباد امیدوارند، حامیان ترامپ که معتقدند آمریکا از موضع قدرت دیکته خواهد کرد، و طیفی از دموکرات‌ها که برعکس، معتقدند ایران دست برتر را دارد و ترامپ برای برون‌رفت از بحران اقتصادی ناشی از جنگ، ناچار به امتیازدهی به تهران خواهد شد.
 
 
 
چهار: آمریکا در آیینه نظرسنجی‌های رسمی
 
آنچه در فضای شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود، با نظرسنجی‌های رسمی هم‌خوانی قابل توجهی دارد. نظرسنجی رویترز/ایپسوس در اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان داد که دو سوم آمریکایی‌ها — از جمله یک‌سوم جمهوری‌خواهان — معتقدند ترامپ به‌درستی اهداف جنگ را برای مردم توضیح نداده است. نرخ تأیید عملکرد ترامپ در اداره جنگ، در این نظرسنجی تنها سی و شش درصد بود که پایین‌ترین رقم دوران ریاست‌جمهوری دوم او به شمار می‌رود.
 
نظرسنجی ایپسوس آمریکا (اوایل اردیبهشت ۱۴۰۵) نیز نشان داد که تنها بیست و چهار درصد آمریکایی‌ها معتقدند اقدام نظامی در ایران «ارزشش را داشته»، در حالی که پنجاه و یک درصد معتقد به عکس آن هستند. این نسبت معنادار است: حتی در کشوری که درگیر جنگ است، اکثریت از ارزش آن قانع نشده‌اند.
 
در سطح بین‌المللی نیز نظرسنجی ایپسوس از سی و یک کشور نشان داد که به‌طور میانگین هشتاد و یک درصد مردم جهان معتقدند کشورشان باید از دخالت در این جنگ پرهیز کند؛ رقمی که عمق بدبینی بین‌المللی نسبت به این درگیری را نشان می‌دهد.
 
کانادا و فرانسه نیز داده‌های مشابهی دارند. در کانادا، شصت و یک درصد از اقدام نظامی آمریکا ابراز مخالفت کردند. در فرانسه، هم ایران، هم اسرائیل و هم آمریکا با نرخ‌های بالای مخالفت مواجه‌اند که نشان می‌دهد بخش زیادی از افکار عمومی غرب، نسبت به هر سه طرف ماجرا نگاه انتقادی دارد.
 
 
 
پنج: شکاف‌های درون یک جامعه
 
یکی از وجوه جالب این بررسی، دیدن شکاف‌های درونی درون جوامع غربی است. در ایالات متحده، خط فاصل دموکرات/جمهوری‌خواه به شدت ظاهر می‌شود، اما نه به آن شکلی که انتظار می‌رود. جمهوری‌خواهان در حمایت از آتش‌بس (۸۰ درصد در نظرسنجی اکونومیست/یوگاو) از دموکرات‌ها پیشی گرفته‌اند، چون این آتش‌بس را دستاورد ترامپ می‌دانند. دموکرات‌ها، اما دسته‌بندی عجیب‌تری هستند: برخی از آتش‌بس حمایت می‌کنند، چون ایران را در موضع برتر می‌بینند و ترامپ را مجبور به عقب‌نشینی، در حالی که برخی دیگر از ترامپ به دلیل آغاز جنگ انتقاد می‌کنند.
 
این پارادوکس یعنی حمایت از آتش‌بس توسط طیف‌هایی با استدلال‌های کاملاً متضاد، نشان می‌دهد که افکار عمومی درباره این جنگ، کمتر از آنکه مبتنی بر اصول راهبردی باشد، مبتنی بر احساسات، هویت سیاسی و نگرانی‌های اقتصادی است.
 
 
 
وقتی هیچ‌کس واقعاً قانع نشده
 
جمع‌بندی این بررسی را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: اکثریت از آتش‌بس استقبال کردند، اما کمتر کسی به دوام آن باور دارد.
 
این تناقض ظاهری، در واقع بازتاب وضعیت عینی‌ای است که در آن، خستگی از جنگ و نگرانی از تبعات اقتصادی آن، مردم را به سمت حمایت از هر توقف درگیری سوق می‌دهد، در حالی که پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک منطقه و دخالت بازیگران متعدد، هر خوش‌بینی عمیقی را دشوار می‌کند.
 
داده‌های موجود همچنین نشان می‌دهد که روایت‌ها در این جنگ، گاه مستقل از واقعیت‌های میدانی حرکت می‌کنند. یک بازیگر می‌تواند همزمان از دیدگاه‌های متفاوت «برنده» یا «بازنده» به نظر برسد، و این تکثر روایت‌ها خودش نشانه‌ای از عمق ابهام و بی‌اطمینانی است که جنگ‌های پیچیده منطقه‌ای در افکار عمومی جهانی ایجاد می‌کنند.
 
آنچه مسلم است، این است که معادله اعتماد — هم اعتماد مردم به دولت‌هایشان و هم اعتماد ملت‌ها به یکدیگر — در این دوره آسیب جدی دیده است؛ و بازسازی این اعتماد، به‌مراتب دشوارتر از توقف تیراندازی است.
 
 
منابع
نظرسنجی رویترز/ایپسوس (اردیبهشت ۱۴۰۵). 
نظرسنجی پی‌بی‌اس/ان‌پی‌آر/ماریست (اردیبهشت ۱۴۰۵).
نظرسنجی اکونومیست/یوگاو (فروردین ۱۴۰۵). 
نظرسنجی ایپسوس آمریکا (فروردین ۱۴۰۵). 
نظرسنجی ایپسوس ۳۱ کشور (فروردین ۱۴۰۵)
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۳
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۵۱ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۲
اون 30 درصد درست گفتند
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۵۳ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۲
البته مذاکرات پی در پی اسلام آباد ، درست نیست. و این سهل‌انگاری نویسنده را می‌رساند. درستش: مذاکره و مکاتبات پی در پی اسلام آباد ، است.
کیان
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۲
مقاله خوبی بود
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟