آیا اعراب خلیج فارس بعد از جنگ ایران به اسرائیل روی خواهند آورد؟

در حالی که امارات، بحرین و احتمالاً کویت به سمت پذیرش اسرائیل به عنوان یک شریک امنیتی حرکت میکنند، عربستان سعودی، قطر و عمان به احتمال زیاد از این رهبری پیروی نخواهند کرد.
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، موسسه کوئینسی آمریکا در مقاله به رویکرد کشورهای عربی خلیج فارس به اسرائیل بعد از جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
در پی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، و حملات تلافیجویانه موشکی و پهپادی تهران به اعضای شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در حال بازنگری در مفروضات دیرینه خود در مورد چتر امنیتی آمریکا هستند.
اگرچه بعید به نظر میرسد که هیچ یک از کشورهای GCC روابط دفاعی خود را با واشنگتن قطع کنند، اما سلطنتهای عربی حوزه خلیج فارس تقریباً به طور قطع به دنبال مشارکتهای امنیتی گستردهتری خواهند بود. این روند، که پیش از ۲۸ فوریه وجود داشت، اکنون با توجه به نادیده گرفتن هشدارهای مقامات عربی حوزه خلیج فارس توسط دولت ترامپ در مورد حمله به ایران و بیتفاوتی ظاهری آمریکا نسبت به منافع امنیتی آنها، شتاب خواهد گرفت.
یک سوال فوری این است که چگونه اسرائیل میتواند به عنوان یک شریک امنیتی منطقهای ظهور کند که کشورهای GCC بتوانند برای تقویت استقلال خود از ایالات متحده به آن تکیه کنند. تحلیلگرانی مانند دانیل لوی، رئیس پروژه آمریکا/خاورمیانه و مذاکرهکننده سابق اسرائیلی، خاطرنشان میکنند که پروژه «اسرائیل بزرگ» فراتر از توسعه طلبی ارضی رفته و هدف آن قرار گرفتن اسرائیل به عنوان یک شریک امنیتی ضروری با بهرهبرداری از ترس فزاینده کشورهای حاشیه خلیج فارس از ایران است.
اسرائیل به عنوان قدرتمندترین نیروی نظامی در خاورمیانه، که به فناوری پیشرفته و قابلیتهای اطلاعاتی خود شهرت دارد، طبیعتاً برای برخی از سلطنتهای عربی حوزه خلیج فارس که به دنبال استقلال بیشتر از ایالات متحده هستند، جذاب است. تا حدودی متناقضنما، همچنین به اعضای GCC دسترسی غیرمستقیم به تصمیمگیرندگان واشنگتن را ارائه میدهد.
کریم امیل بیتار، مدرس مطالعات خاورمیانه در مؤسسه علوم سیاسی پاریس گفت: از لحاظ تاریخی، ما متوجه شدهایم که بیشتر کشورهای حاشیه خلیج فارس برای نزدیکتر شدن به آمریکاییها، اسرائیل را مورد توجه قرار میدادند. این راه آنها برای اطمینان از این بود که اسرائیل از طرف آنها در دولت آمریکا لابی کند، و گاهی کشورهای حاشیه خلیج فارس برای نزدیکتر و نزدیکتر شدن به اسرائیل با یکدیگر رقابت میکردند تا اسرائیل به عنوان همکلام و واسطه آنها در ایالات متحده عمل کند و به جلب لطف دولت آمریکا بپردازد.
توجه به این نکته مهم است که سلطنتهای حاشیه خلیج فارس یکپارچه نیستند و دیدگاههای آنها در مورد اسرائیل به عنوان یک شریک امنیتی متفاوت است. در یک سوی طیف، عمان، قطر و عربستان سعودی قرار دارند که به همکاری عمیقتر با تلآویو تمایل ندارند. در سوی دیگر، امارات متحده عربی قرار دارد که در سالهای اخیر مشارکت خود را با اسرائیل عمیقتر کرده و احتمالاً در پاسخ به تجاوز تهران، همکاریهای خود را در زمینه دفاع، امنیت و به اشتراکگذاری اطلاعات گسترش خواهد داد. بحرین و احتمالاً کویت ممکن است از ابوظبی پیروی کنند.
نزدیکی امارات و اسرائیل در حال حاضر منجر به تحولات بیسابقهای شده است. اکسیوس در ۲۶ آوریل گزارش داد که اسرائیل مخفیانه یک سامانه گنبد آهنین را به همراه نیروهایی در اوایل جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران در امارات مستقر کرده است که این اولین باری بود که این سامانه در خارج از اسرائیل یا آمریکا استفاده میشد. این سامانه که نشاندهنده عمق همکاری نظامی امارات و اسرائیل است، ادعا میشود که دهها موشک ایرانی را که امارات را هدف قرار داده بودند، رهگیری کرد.
این موضوع باید در چارچوب این درک از سوی ابوظبی دیده شود که کشورهای عربی همسایه و نهادهای منطقهای حمایت کافی در طول درگیری ارائه نکردند. این دیدگاه، چه منصفانه باشد چه نباشد، احتمالاً امارات را بر آن خواهد داشت تا مشارکتهای خود را با اسرائیل، آمریکا و چین تقویت کند.
به دنبال اعلام اخیر خروج خود از اوپک، امارات ممکن است به فاصله گرفتن از چندجانبهگرایی عربی ادامه دهد و احتمالاً بعداً از اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی نیز خارج شود.
میرا الحسین، همکار مرکز الولید در دانشگاه ادینبورگ، گفت: امارات از نظر اعتباری و لجستیکی سرمایهگذاری زیادی در رابطه خود با اسرائیل انجام داده است. ممکن است شرکای امنیتی خود را متنوع کند، اما عملاً همگام با اسرائیل حرکت خواهد کرد.
این منطقی خواهد بود که بحرین - کشوری عضو پیمان ابراهیم که به طور فزایندهای به ابوظبی متکی است - اسرائیل را به عنوان یک شریک دفاعی با ارزشتر در چشمانداز امنیتی منطقهای در حال تحول ببیند. موقعیت جغرافیایی، محدودیتهای اقتصادی و پویاییهای فرقهای آن را به ویژه در برابر تهران آسیبپذیر میکند و منامه را برای تعمیق روابط امنیتی با تلآویو تشویق میکند.
کویت شایسته توجه است. اگرچه مدتهاست با پیمان ابراهیم مخالفت کرده است، اما رهبری فعلی آن ممکن است به سمت نوعی عادیسازی عملی با اسرائیل حرکت کند. موضع تاریخی این کشور در حمایت از فلسطین توسط سیاستهای پارلمانی آن شکل گرفته بود، اما فرسایش نهادهای دموکراتیک آن، افزایش تهدیدات ایران و همسویی نزدیکتر با ابوظبی، از جمله تعمیق هماهنگی امنیتی کویت و امارات، احتمال اینکه کویت اسرائیل را به عنوان یک شریک امنیتی بپذیرد، افزایش میدهد.
کورتنی فریر، استادیار گروه مطالعات خاورمیانه و جنوب آسیا در دانشگاه اموری، توضیح داد: با منحل شدن پارلمان، این امکان برای دولت بیشتر وجود دارد که تصمیمی را اتخاذ کند که همیشه در میان مردم نامحبوب بوده و توسط قوانین پارلمانی غیرقانونی اعلام شده است. اما، به نظر من، عادیسازی روابط برای کویت باید مزایای دفاعی قابل توجهی به همراه داشته باشد.
محاسبات عربستان سعودی به شدت با امارات متفاوت است، عمدتاً به این دلیل که افکار عمومی همچنان قاطعانه با روابط نزدیکتر با اسرائیل مخالف است. حتی به عنوان یک سلطنت مطلقه، این کشور برای سرکوب مخالفتهای سیاسی با مشکل بیشتری روبروست.
بیتار استدلال کرد: محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، به خوبی درک میکند که تسریع این روند عادیسازی بسیار نامحبوب خواهد بود. حتی اگر علاقهای بین سعودیها و ایرانیها وجود نداشته باشد، بسیاری از [عربهای حاشیه خلیج فارس]، به ویژه سعودیها، هنوز اسرائیل را به عنوان یک دشمن، یا حداقل یک تهدید استراتژیک میبینند - کشوری که سعی در ایجاد هژمونی منطقهای دارد که به ضرر منافع بیشتر کشورهای عربی خواهد بود.
بیتار ادامه داد: به نظر میرسد اسرائیل، مانند امارات، به سمت هرج و مرج و تکهتکه شدن پیش میروند و از اضطراب وجودی اقلیتها در لبنان، سوریه و شمال آفریقا بهرهبرداری میکنند. [اما]سعودیها، مانند ترکها و مصریها، عمدتاً طرفدار ثبات، وضعیت موجود منطقهای و جلوگیری از فروپاشی دولت در این کشورها هستند و این سیاستهای [امارات/اسرائیل]با هدف تجزیه خاورمیانه را به چشم مثبت نمیبینند.
قطر که سال گذشته توسط اسرائیل بمباران شد، هم تلآویو و هم تهران را تهدید میبیند. به جای تکیه بر هر یک از آنها، دوحه احتمالاً برای مقابله با چالشهای در حال ظهور، روابط خود را با عربستان سعودی و ترکیه تقویت خواهد کرد، در حالی که به دنبال مشارکت دیپلماتیک محتاطانه با تهران است.
دیپلمات ارشد عمان که در نوامبر ۲۰۲۵ در گفتگوی منامه سخن میگفت، استدلال کرد که اسرائیل بزرگترین تهدید منطقهای است، نه ایران. عمان که به دنبال حفظ جایگاه خود به عنوان پلی دیپلماتیک معتبر بین واشنگتن و تهران است، با دقت از اقداماتی که میتواند روابط آن با ایران را تیره کند، اجتناب کرده و از محکومیت علنی تهران پس از حملات پهپادی به شهرهای بندری عمان در طول جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران خودداری کرده و از نشست ۲۸ آوریل GCC که انتظار میرفت بیانیههای ضد ایرانی صادر کند، غیبت کرد.
تهدیدهای ایران، غیرقابل پیشبینی بودن واشنگتن، و پویاییهای منطقهای در حال تحول، محاسبات امنیتی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را پیچیده میکند. در حالی که امارات، بحرین و احتمالاً کویت به سمت پذیرش اسرائیل به عنوان یک شریک امنیتی حرکت میکنند، عربستان سعودی، قطر و عمان به احتمال زیاد از این رهبری پیروی نخواهند کرد.
در سراسر منطقه خلیج فارس، جستوجو برای استقلال به مشارکتهای انتخابی منجر میشود که بازآرایی نامتوازنی را تشکیل میدهد که توسط عملگرایی و محدودیتهای پایدار اجتماعی و سیاسی شکل گرفته است.
هرگونه همسویی با اسرائیل خطر تضعیف مشروعیت و ایجاد ناآرامیهای داخلی را به همراه دارد، به ویژه با توجه به خشم گسترده در جهان عرب نسبت به کارزار وحشیانه اسرائیل در غزه که بسیاری از گروههای برجسته حقوق بشری آن را نسلکشی خواندهاند.



