صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نویسنده آمریکایی توضیح می‌دهد: غرب آسیا را خالی می‌کنیم؛ نه با اختیار!

کریس هجز نوشته بود داستان‌های مستند رنج و نابه‌سامانی زندگی مردم کشورش، زیاد به گوش‌ها نمی‌رسد چون شبه‌رویدادها و امور تماشایی، حواس مخاطبان رسانه‌ها را منحرف کرده و به مردم توهم خورانده شده است. از دید این‌پژوهشگر به مردم آمریکا، اسطوره‌های تسلی‌بخش عامه‌پسندی عرضه شده که آمریکا را تحسین می‌کنند.
کد خبر: ۱۳۷۰۳۴۲
| |
3141 بازدید
|
۱

نویسنده آمریکایی توضیح می‌دهد: غرب آسیا را خالی می‌کنیم؛ نه با اختیار بلکه با اجبار!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، کریس هجز نویسنده و برنامه‌ساز آمریکایی است که این‌روزها با برنامه «گزارش کریس هجز» در فضای مجازی حضور دارد و درباره جنگ تحمیلی سوم به ایران صحبت می‌کند. او سال ۲۰۰۹ کتابی با عنوان «امپراتوری توهم» منتشر کرد که عنوان و روح اثرش، ارتباط زیادی با گفته‌های اخیر و تحلیل‌های امروزی‌اش درباره جنگ آمریکا با ایران دارد. چون شبح پوشالی امپراتوری تک‌قطبی آمریکا در جهان، بیش از پیش لطمه خورده و در حال فروپاشی است؛ اتفاقی که هجز با انتشار کتابش نوید آن را داده است. 

او در یکی از گزارش‌های اخیر خود گفت با توجه به افزایش تردید بین آمریکایی‌ها برای تامین نظامی اسرائیل، این‌سوال به وجود آمده که آیا این‌آینده متصور هست که آمریکا نیروهایش را از غرب آسیا خارج کند؟

پاسخی که هجز به این‌سوال می‌دهد این است که بله! و اضافه می‌کند: «بله می‌توانم آینده‌ای را تصور کنم که آمریکا نیروهایش را از خاورمیانه خارج کند؛ اما نه به اختیار بلکه به اجبار! ما یک قدم هم به این‌اتفاق نزدیک شده‌ایم. چون کشورهای عرب شورای همکاری خلیج فارس فهمیده‌اند پایگاه‌های آمریکا هدف هستند نه سپر حفاظتی و این پیامی است که ایران منتقل کرده است.»

این‌نویسنده آمریکایی در ادامه می‌گوید: «ایران خسارت قابل توجهی به آمریکا وارد کرد که فقط مربوط به نابودی کامل سامانه راداری آمریکا (بعضی از آن‌ها یک‌میلیارد دلار قیمت دارند) نمی‌شوند؛ بلکه خسارت به تجهیزات و دارایی‌های نظامی آمریکا است. وقتی موشک‌های رهگیر اسرائیل رو به اتمام بودند، دولت آمریکا مجبور شد برای جمع و جور کردن اوضاع، وارد عمل شود. حالا دیگر عبور و مرور آزاد گذشته از تنگه هرمز وجود ندارد و هزینه عبور هر کشتی ۲ میلیون‌دلار است. جالب آن‌که هزینه‌ها هم به دلار پرداخت نمی‌شوند.»

ادامه سخنان کریس هجز هم این‌گونه است: «هدف این است که سلطه دلار آمریکا تضعیف و در نهایت شکسته شود. این‌موضوع برای امپراتوری آمریکا فاجعه خواهد بود. چون دیگر کسی بدهی‌های ما را نخواهد خرید و ارزش‌شان پایین خواهد آمد.»

پیش‌بینی کریس هجز این است که یک‌انقباض فوری در امپراتوری آمریکا در پیش است چون دیگر نمی‌شود ۸۰۰ پایگاه نظامی را خارج از کشور تامین مالی کرد و امپراتوری از پس هزینه‌های این‌پایگاه‌ها بر نمی‌آید. در نتیجه خاورمیانه (ما ایرانی‌ها می‌گوییم غرب آسیا) به‌مرور از نیروهای آمریکایی خالی خواهد شد. 

هجز می‌گوید در حال حاضر، هم کشورهایی مثل ایران، چین و روسیه و هم مردمی در داخل آمریکا، مشغولند و تلاش می‌کنند از سلطه آمریکا خارج شوند. 

***

اما بگذارید به‌جز حرف‌های اخیر کریس هجز در برنامه مورد اشاره، به کتابی که سال ۲۰۰۹ نوشت سرکی بکشیم. در آن‌سالی که او کتابش را منتشر کرد، تقریباً ۵۰ میلیون آمریکایی در فقر حقیقی به سر می‌بردند و ده‌ها میلیون نفر هم در دسته نزدیک به فقر طبقه‌بندی شدند.

او در کتابش از امپراتوری دروغین و توهم‌آمیزی صحبت کرده بود که سران آمریکا (یهود بین‌الملل) به خورد مردم این‌کشور و البته مردم دنیا داده‌اند. کریس هجز نوشته بود داستان‌های مستند رنج و نابه‌سامانی زندگی مردم کشورش، زیاد به گوش‌ها نمی‌رسد چون شبه‌رویدادها و امور تماشایی، حواس مخاطبان رسانه‌ها را منحرف کرده و به مردم توهم خورانده شده است. از دید این‌پژوهشگر به مردم آمریکا، اسطوره‌های تسلی‌بخش عامه‌پسندی عرضه شده که آمریکا را تحسین می‌کنند. جمله مهمش هم در این‌زمینه این است که: «ما تحت بمباران جزییات بی‌اهمیت بی‌دردنخور و شایعات مربوط به چهره‌های مشهور قرار داریم. تنها چند موسسه همچنان حرفه خبرنگاری را جستجویی اخلاق‌محور به نمایندگی از خیر همگان می‌دانند. اما اینان اقلیتی در محاصره‌اند.»

هجز نوشته بود دولتی که در آمریکا سر کار است، شرکت‌محور است و همیشه پیدایش یک‌دولت امنیتی را موجب می‌شود. انگیزه پشت طرح‌های چنین‌دولتی هم نه مبارزه با تروریسم بلکه به دست‌گرفتن کنترل داخلی و خارجی آمریکا و حفظ آن است. مردم آمریکا هم محکوم به این‌ هستند که برایشان، بین واقعیت و آن‌چه می‌شنوند و می‌بینند، فاصله بیاندازند.

نویسنده «امپراتوری دروغ»، اکثریت رسانه‌های آمریکا را دروغ‌گو می‌خواند و می‌گوید با آمارهایی که این‌رسانه‌ها منتشر می‌کنند، شرکت‌ها هرگز مجبور نیستند رقم واقعی افزایش هزینه‌های زندگی در آمریکا را به کارکنانشان بپردازند. دروغ‌هایی هم که برای استتار سقوط اقتصادی آمریکا به خورد مردم داده می‌شوند، طی دهه‌ای طولانی پابرجا بوده‌اند. یکی از پنهان‌کاری‌های دولت و حکومت آمریکا درباره وضعیت نابه‌سامان اقتصاد، مربوط به سال ۲۰۰۳ است که برای تامین واگن‌های جدید مترو، شرکت نیویورک‌سیتی (موسسه حمل و نقل شهر نیویورک) این‌پروژه را به مناقصه گذاشت و هیچ‌کدام از شرکت‌های آمریکایی در این‌مناقصه شرکت نکردند. در نهایت هم شرکت مورد اشاره برای ساخت واگن‌های جدید مترو با شرکت‌های ژاپنی و کانادایی قرارداد بست.

اشاره دیگر هجز در کتابش، درباره سودِ ارائه آمارهای غیرواقعی برای شرکت‌ها بود و همچنین اعلام رقم تورم مصنوعی که بسیار کمتر از نرخ واقعی تورم است و مبلغ بهره منصفانه حساب‌های بانکی و گواهی‌های سپرده‌گذاری را پایین نگه می‌دارد تا وخامت اوضاع اقتصاد آمریکا را می‌پوشاند.

سیستم از هم‌پاشیده خدمات بهداشتی آمریکا و سازوکار خدمات درمانی انتفاعی هم طی سال‌های گذشته مانند ساختار صنعت دفاعی آمریکا تلاش کرد از طریق لابی‌گری و کمک‌های مالی به مبارزات انتخاباتی، از خود محافظت کند. نیروی کار آمریکا هم که متشکل از کارگران مکزیکی بود، از سال ۱۹۹۴ به‌دلیل تعطیلی کارخانه‌ها در آمریکا، دیگر به آمریکا نمی‌رود بلکه راهی چین می‌شود.

البا فیگروا (elba figueroa) زنی ۴۷ ساله کسی است که کریس هجز در کتابش، گزارش مستندی از زندگی او آورده بود. این‌زن کمک‌پرستار بود و با ابتلا به پارکینسون کار خود را از دست داد. فیگروا سال ۲۰۰۹ که هجز کتابش را نوشت، ۷.۳ دلار در ماه کمک دولتی دریافت می‌کرد. در حالی که اجاره‌خانه‌اش به تنهایی ۷۵۰ دلار بود.

در سال ۲۰۰۹، ۳۶.۲ میلیون آمریکایی با گرسنگی دست و پنجه نرم می‌کردند که این‌رقم از سال ۲۰۰۰ به بعد ۳ میلیون نفر افزایش داشت. مردم این‌کشور همچنین با این‌خبر تلخ مواجه شدند که کمک‌های خیریه رو به کاهش‌اند و غذاخوری‌های خیریه‌ای مانند ترنتون گاهی به‌دلیل نبود مواد غذایی برای چندروز تعطیل می‌شوند. کریس هجز همسایه‌های یک‌مجتمع آپارتمانی مخصوص افراد کم‌درآمد به نام کینگزبری را هم در کتابش مثال زده که دو نفر از ساکنانش با فاصله کمی از یکدیگر، خود را از طبقه ۱۹ پایین انداخته‌ و خودکشی کردند.

***

امپراتوری آمریکا یا همان‌ امپراتوری دروغی که کریس هجز در کتاب و سخنانش به آن اشاره می‌کند، چنین باطن زشت و کثیف و ظاهری زیبا و آباد در رسانه‌های این‌امپراتوری دارد اما ...

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۰۸ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۳
اسرائیل به مدد امپراتوری های مطبوعاتی و رسانه ای خود از امریکا یک بت می سازد ولی در نهایت در باطن خودش اسرائیل به همه کشورهای دنیا حسادت دارد . انها هیچ کشوری را اباد و ازاد نمی خواهند حتی امریکا را این موردی است که متاسفانه تاکنون کشورهای اروپایی و امریکا به ان توجه نمی کنند . اسرائیل و صهیونیستهای بین الملل در اصل با تمامی کشورهای دنیا مخاصمه دارند و به انها حسادت می کنند و خواهان نابودی انها هستند .
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟