صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

زندگی در پشت دیوارهای کوتاه جنگ/ لطفا حواستان به این گزارش باشد

جنگ، هر جا که باشد و هر نامی که بر خود بگذارد با ویرانی  همراه است؛ ویرانی در همه ابعادش. حواستان به این بخش داستان باشد.
کد خبر: ۱۳۷۰۱۳۳
| |
3010 بازدید

زندگی در پشت دیوارهای کوتاه جنگ/ لطفا حواستان به این گزارش باشد

امروز، با ابزارهای مدرن کشتار و سرعتی بی‌سابقه در نابودی زیرساخت‌ها، ابعاد فاجعه جنگ چند برابر شده است. اما چیزی که کمتر درباره‌اش حرف می‌زنیم، نه آوار ساختمان‌ها که آوارِ جان خانواده ها و مخصوصا  زنان و کودکانی است که در پستوهای خانه سکوت کرده‌اند.
 
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، در روزهای اول جنگ که چشم‌ها به آسمان دوخته می‌شد، بیش از هفتاد و نه هزار تماس با یک شماره ساده گرفته شد: ۱۴۸۰. نه برای گزارش بمب، نه برای درخواست آمبولانس. برای حرف زدن از دلِ خانه.
 
این تماس‌ها عمدتا مال مادرانی بود که نمی‌دانستند با همسر عصبی‌شان چه کنند. مال همسرانی که دیگر طاقت سکوت نداشتند. مال زنانی که بی‌صدا هزینه جنگی را می‌دادند که در آن نقشی نداشتند. مربوط به کودک آزاری نیز بود. عصبی شدن، مشکل اقتصاذی مضاعف شده و دیگر موضوعات به همراه استرس های ناخواسته، روی رفتارهای بر خی از اعضای خانواده تاثیر منفی گذاشته  و اتفاقات ناگواری را یاعث می شوند.
 
پس از جنگ، خانواده‌ها معمولاً با ویرانی‌های اقتصادی و نیاز مبرم به بازسازی معیشت روبرو هستند. تداخل شدید میان تلاش برای بقای اقتصادی و وظایف والدینی، منجر به افزایش سطح استرس و افسردگی در والدین می‌شود و وقتی استرس شغلی و معیشتی به اوج می‌رسد، «کارآمدی والدینی» کاهش یافته و تعاملات مثبت جای خود را به تنش، پرخاشگری یا سکوت طولانی در خانه می‌دهد.
 
جمله‌ای که رئیس دفتر زنان سازمان ملل گفت
«زن‌ها هزینه‌ی جنگ‌هایی را می‌پردازند که مردها عامل آن هستند.» این جمله ساده و چه بسا فمینیستی، اما عمیق از رئیس دفتر سالهای دور زنان سازمان ملل ، کلید فهم آمارهایی است که شاید خشک و رسمی به نظر برسند. بیایید با هم به این اعداد به‌عنوان یک روایت نگاه کنیم.
 
از میان هفتاد و نه هزار تماس، در روزهای اول جنگ رمضان،  نزدیک به چهل هزار مورد مربوط به مشکلات خانوادگی و اختلاف بین زوجین بوده. یعنی از هر دو تماس، یکی دلش برای امنیت خانه تنگ شده بود، اما نمی‌دانست چطور دوباره آرامش را برگرداند.
 
نزدیک به بیست هزار تماس هم ردِ پای افسردگی و اضطراب را نشان می‌داد. غمی که ریشه در نان شب نداشت، در بیکاری بود، عمدتادر نگاه مردی که دیگر مثل سابق به چشم زنش قهرمان نبود.
 
و نکته‌ای که باید در آن مکث کنیم: فقط چهار هزار تماس مستقیماً از جنگ گفتند. یعنی مردم ترجیح می‌دادند از دعواهای پشت درِ بسته حرف بزنند تا از بمب‌های بیرون. یعنی جنگِ دوم، درون خانه‌های آنها داشت اتفاق می‌افتاد. این است تاثیرات ناخودآگاه و ناخواسته جنگ. همین قدر هم اگر بدانیم شاید کمک خوبی برای حل و فصل داستان باشد.
 
سال‌ها پیش، وقتی اروپا بوی باروت گرفته بود، نویسنده‌ای به نام ویرجینیا وولف در نامه‌ای به مردان زمانه‌اش نوشت: «می‌خواهم به‌طور عقلانی و آگاهانه این نکته را تفهیم‌تان کنم که شما نه برای ارضای غریزه‌ی من یا دفاع از من، بلکه برای ارضای غریزه‌ای می‌جنگید که من ندارم، برای کسب منافعی می‌جنگید که من در آن سهیم نبوده و احتمالاً سهیم نخواهم بود. به‌عنوان زن، من وطن ندارم. به‌عنوان زن، جهان وطن من است.»
 
این جمله بسیار فمیسنیتی می نماید اما ریشه در واقعیات جنگ و پساجنگ دارد. ریشه در تاثیران جنگ روی خانواده ها. حالا باید در جامعه ایرانی به این موضوع اندیشید و برایش تدبیر کرد. هرچند پیوندهای دینی و احساسی، خانواده ایرانی را مصون تر از هر جامعه دیگری کرده است، اما در نهایت جنگ تاثیر خودش را می گذارد. شاید امروز، در جایجای این سرزمین، زنان ما همان حرف را با زبانی دیگر می‌زنند. نه با قلم که با سکوت. نه با اعتراض که با اشک.
 
 یک نگرانی به‌جا: هزینه‌های پنهان بعد از جنگ
واقعیت این است: وقتی اقتصاد لاغر می‌شود، وقتی مردی که تمام عمر نان‌آور بوده یک‌دفعه بیکار می‌شود، وقتی فشار از هر طرف می‌بارد، خانه به جای پناهگاه، تبدیل به میدان نبردی دیگر می‌شود.
 
سلمان حسینی، رئیس مرکز اورژانس اجتماعی، از خدماتی می‌گوید که هر کدام یک دنیا درد پشتش است: کودک‌آزاری، همسرآزاری، سالمندآزاری، افکار خودکشی.
زندگی در پشت دیوارهای کوتاه جنگ/ لطفا حواستان به این گزارش باشد
اما اینها پایان ماجرا نیستند. اینها شروعِ یک بیداری هستند. علاوه بر این تجربه‌ جنگ، فراتر از ابعاد نظامی و سیاسی، عمیق‌ترین لایه‌های حیات اجتماعی و فردی یک ملت را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در تجربه‌ی تاریخی جامعه ما و سال‌های دفاع مقدس، شاهد بودیم که جنگ علی‌رغم ایجاد موجی بی‌نظیر از همبستگی ملی و ایثار، چالش‌های روانی و عاطفی پیچیده‌ای را نیز به نهاد خانواده تحمیل کرد. بسیاری از خانواده‌ها پس از بازگشت عزیزانشان از جبهه‌ها یا پایان دوران موشک‌باران و آوارگی، با واقعیتی مواجه شدند که با تصورات قبلی‌شان متفاوت بود؛ گویی زخم‌های پنهان جنگ، تازه در زمان صلح دهان باز کرده بودند. 
 
 در میان‌بندی از جنس امید
جنگ تمام می‌شود. بمب‌ها می‌ایستند. اما زخم‌های پشت درهای بسته، سال‌ها می‌مانند اگر امروز کاری نکنیم.
 
این گزارش نه برای ترساندن، که برای یادآوری نوشته شد: خانواده، ارزشمندترین دارایی ماست، اما مثل هر دارایی ارزشمندی، نیاز به مراقبت دارد. در این روزهایی که قرار داریم، به هم کمک کنیم تا فضای خانواده و جامعه را تا جای ممکن از آسیب پذیری بیشتر، مصون نگه داریم.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟