قرارداد ۲۰ سالهای که موازنه انرژی را جابهجا میکند / وقتی آرامکو به LNG آمریکا تکیه میکند

سرویس انرژی تابناک: امضای یک توافقنامه ۲۰ ساله میان شرکت تولیدکننده گاز آمریکایی «کاتوروس» و بخش گاز طبیعی مایع (LNG) آن با نام «کامانولث»، برای تأمین سالانه یک میلیون تن LNG مورد نیاز شرکت آرامکوی عربستان سعودی، هم در داخل بازار انرژی و هم در عرصهای فراتر از آن، اهمیتی بسیار بزرگ دارد. در دورانی که گاز طبیعی مایع به منعطفترین ابزار سیاستورزی انرژی در جهان تبدیل شده است، تصمیم آرامکو برای تثبیت و تضمین تأمین گاز از ایالات متحده در یک بازه بلندمدت، معنایی فراتر از یک قرارداد تجاری صرف دارد.
پس از حمله روسیه به اوکراین در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، گاز طبیعی مایع بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافت. برخلاف گاز خط لوله که به زیرساختهای ثابت و روابط بلندمدت وابسته است، LNG را میتوان با کشتی به مقاصد مختلف فرستاد و در بازار نقدی یا با قراردادهای کوتاهمدت و بلندمدت معامله کرد. همین انعطافپذیری، آن را به سلاحی ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است. براساس پیش بینی ها تقاضای جهانی برای LNG تا سال ۲۰۴۰ بیش از ۵۰ درصد رشد میکند؛ رشدی که رقابت برای تثبیت سهم بازار را تشدید خواهد کرد.
برای فهم اهمیت این قرارداد، باید به عقب بازگشت؛ به زمانی که عربستان بدون رقیب جدی، قدرت مسلط بازار نفت بود. در دهههای گذشته، ریاض با تکیه بر ذخایر عظیم و نقش محوری در اوپک، نفوذ تعیینکنندهای بر قیمتها داشت. بحران نفتی ۱۹۷۳–۱۹۷۴ این قدرت را به نمایش گذاشت؛ زمانی که تحریم نفتی، اقتصاد غرب را با شوک عمیق مواجه کرد. آن دوره، نقطه عطفی در توازن قدرت میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان بود.
اما معادله از اوایل دهه ۲۰۱۰ با جهش نفت و گاز شیل آمریکا تغییر کرد. تولید فزاینده ایالات متحده، وابستگی این کشور به نفت خاورمیانه را کاهش داد. جنگ قیمت نفت در سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ که با هدف مهار شیل آمریکا شکل گرفت، در نهایت به تضعیف جایگاه اوپک انجامید. تولیدکنندگان آمریکایی با کاهش هزینهها دوام آوردند و حتی رقابتیتر شدند؛ در حالی که اقتصادهای متکی به نفت در خاورمیانه با فشار بودجهای روبهرو شدند.
در ادامه، شکلگیری ائتلاف اوپکپلاس با محوریت روسیه، فاصله ریاض و واشنگتن را بیشتر کرد. عربستان به مسکو و بهویژه پکن نزدیکتر شد؛ روندی که با میانجیگری چین در احیای روابط تهران و ریاض در زمستان 1401 به اوج رسید. در همین مقطع، روابط آمریکا و عربستان نیز به پایینترین سطح خود در سالهای اخیر رسید؛ تا جایی که ریاض به درخواست واشنگتن برای افزایش تولید نفت پاسخ مثبت نداد.
اکنون اما به نظر میرسد معادله بار دیگر در حال تغییر است. قرارداد بلندمدت LNG میان آمریکا و عربستان، نشانهای از بازتنظیم روابط دو کشور است. ایالات متحده از پایان جنگ قیمت نفت، نهتنها به بزرگترین تولیدکننده نفت خام جهان تبدیل شده، بلکه در گاز طبیعی و LNG نیز پیشتاز است. پروژههای عظیمی مانند Golden Pass LNG ــ با مشارکت شرکتهایی چون ExxonMobil و قطر انرژی ــ ظرفیت صادراتی آمریکا را بهطور چشمگیری افزایش میدهد. این پروژه پس از تکمیل، سالانه حدود ۱۸ میلیون تن LNG تولید خواهد کرد و جایگاه آمریکا را بهعنوان بازیگر اول این بازار تثبیت میکند.
در این میان، طنز تاریخ آنجاست که شرکتهای آمریکایی از سال ۲۰۱۹ در توسعه میدان گازی جفوره عربستان نیز مشارکت دارند و حتی کنسرسیومی به رهبری بلکراک میلیاردها دلار در زیرساختهای آن سرمایهگذاری کرده است. به بیان دیگر، واشنگتن اکنون هم تأمینکننده فناوری و سرمایه است و هم فروشنده گاز.
قرارداد جدید LNG را میتوان نماد پایان یک دوره و آغاز دورهای دیگر دانست؛ دورهای که در آن، آمریکا از واردکننده انرژی به صادرکننده مسلط تبدیل شده و حتی عربستان ــ نماد قدرت نفتی قرن بیستم ــ برای تأمین بخشی از نیاز گازی خود به آن تکیه میکند. برای ایران، این تحولات یادآور فرصتی از دسترفته است: بازاری که میتوانست بخشی از آن در اختیار تهران باشد، امروز در اختیار رقبای منطقهای است. در جهانی که گاز به ابزار سیاست خارجی بدل شده، تأخیر در تصمیمگیری و بیثباتی قراردادی، هزینهای فراتر از یک پروژه اقتصادی دارد؛ هزینهای که اثر آن سالها بعد، در چنین قراردادهایی آشکار میشود.



