زیر پوست شهر چه خبر؟!
محلههایی از تهران که به نفس نفس افتادهاند...!
با یک نگاه کوتاه و یک گشت و گذار چند دقیقهای، میفهمی که دروازه غار وسعتی دارد، به اندازه همه بدبختیهای شهرمان. انگار هر آدم ناجوری که از هر جا طرد شده، سر از اینجا درآورده است. آدمهای غیر عادی و تنهای لبریز از مواد مخدر به راحتی توی کوچهها پرسه میزنند و در کنار آنها، کودکان و نوجوانان مشغول بازی و معرکهگیریاند
سرویس اجتماعی ـ تهران با همه جذابیتها و زیباییهایی که دارد دارای نقاط بیدفاعی است که مأمن متکدیان، معتادین و بیخانمانان شده است.
به گزارش «تابناک»، مولوی از محلههای قدیمی تهران است، از زمانی که یادم میآید؛ یعنی قدیمیها میگفتند که اینجا جای معتادان و مواد فروشانی است که در سوراخ سمبههایش لانه دارند و هیچ کس حتی مأموران پلیس هم جرأت نزدیکی به آنها را ندارند! اینجا از شیر مرغ تا جان آدمیزاد از هر رنگ و شکلی پیدا میشود. گاه با خود میگفتم، چه کشیدهاند این قدیمیها که در مولوی روزگار میگذراندند، کاش فقط همین بک جا بود... .
دروازه غار؛ دروازه ندارد، غار هم ندارد، ولی تا دلت بخواهد معتاد دارد. آنقدر که نتوانی در خیابان، پارک و کوچه پس کوچههایش به راحتی راه بروی. اینجا دروازه غار است. دروازه غار کودک کار هم زیاد دارد. از هر سن و هر قوم و ملیتی. از همان سر چهار راهیهایی که میچسبند به شیشه ماشین و ول کن نیستند؛ گل فروش، فال فروش، اسفندی و ... .

اینجا دروازه غار است. همه چیزش با جاهای دیگر فرق میکند. توی زمین فوتبال ورزشگاهش به جای چمن سرنگ تزریق شده سبز میشود. حکومت نظامی اراذل و اوباش و زورگیرها دارد؛ جرأت میخواهد پس از تاریکی هوا از خانه بیرون بیایی. توی دروازه غار خلاف کارها راحت رفت و آمد میکنند. معتادها توی پارکهایش کنار بچهها مواد میکشند. تازه خیلی وقتها از کودکان محل هم برای رد و بدل کردن مواد کمک میگیرند. اینجا کودک بدون شناسنامه هم دارد. تازه بعضیها مادرهایشان هم شناسنامه ندارند.
با یک نگاه کوتاه و یک گشت و گذار چند دقیقهای، میفهمی که دروازه غار وسعتی دارد به اندازه همه بدبختیهای شهرمان. انگار هر آدم ناجوری که از هر جا طرد شده، سر از اینجا درآورده. آدمهای غیر عادی و تنهای لبریز از مواد مخدر به راحتی توی کوچهها پرسه میزنند و در کنار آنها کودکان و نوجوانان مشغول بازی و معرکهگیریاند.
ساعت ۲ بعد از ظهر است؛ خورشید تمام قد روی دیوار خانهها کش آمده. از کوچه پس کوچههای دروازه غار تا محل مورد نظر (خانه کودک) با اینکه مسافتی کمتر از چند قدم است اما از هر کس میپرسم یا سر تکان میدهد و یا اینکه آدرس را اشتباه میگوید. ناچار به شماره تلفنی که از دوستان همکارم گرفتم پناه میبرم... .
تهران با همه جذابیتها و زیباییهایی که دارد دارای نقاط بیدفاعی است که مأمن متکدیان، معتادین و بیخانمانان شده است.
رضا جاگیری، معاون توسعه خدمات اجتماعیِ سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری تهران گفت: طرح شناسایی فضاهای بیدفاع شهر تهران در برنامههای فوریتی قرار گرفت.
وی یکی از اقدامات سال ۹۰ سازمان متبوعش را شناسایی و اصلاح فضاهای بیدفاع شهر تهران برشمرده، گفت: طرح شناسایی فضاهای بیدفاع شهر تهران شامل اصلاح عمرانی و خدماتی مکانهایی مثل معابر آب سرپوشیده، پلهای عابر بدون نور، فضاهای مخروبه و ساختمانهای نیمه تمام و بدون نگهبان و از این قبیل است. طی گشتهای ضربتی که در مناطق گوناگون تهران صورت گرفته، این فضاها شناسایی شده و به همین جهت دستورالعمل اجرایی اصلاح فضاهای بیدفاع شهر تهران به زودی تقدیم مراجع ذیربط، جهت اجرا خواهد شد.
منطقه۲۱ شهرداری، به دلیل قرار گرفتن در مدخل ورودی و خروجی شهر تهران و وجود شبکههای وسیع بزرگراهی در آن و همچنین وسعت بسیار زیاد با مسائل و مشکلات بسیاری روبهروست که یکی از آنها وجود انواع آسیبهای اجتماعی در آن است.
به گفته جاگیری، موقعیت ویژه منطقه ۲۱ نیز باعث شده آسیبهای اجتماعی آن نیز در مقایسه با دیگر مناطق شهر تهران متفاوتتر باشد، اما آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد نگاه ویژه مدیران شهری این منطقه به این آسیبهاست.
معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه شهرداری افزود: تلاشهای صورت گرفته در ستاد ساماندهی آسیبهای اجتماعی نشان میدهد که این منطقه در شناسایی نقاط بیدفاع شهری موفق بوده و با ارائه طرحهای فرهنگی، اجتماعی و رفاهی سعی در حل آنها دارد به گونهای که عملکرد مثبت این منطقه میتواند، الگویی برای سایر مناطق باشد.
جاگیری در ادامه به اهداف طرح شناسایی نقاط بیدفاع شهری در شهر تهران نیز اشاره کرد و گفت: بیگمان در شهر تهران اماکن و نقاط بسیاری وجود دارد که خود باعث به وجود آوردن آسیب اجتماعی میشود، با شناسایی این نقاط و اجرای طرحهای موضوعی و موضعی میتوان تهدید را به فرصت تبدیل کرد و گام موثری در کاهش انواع آسیب اجتماعی برداشت، این موضوع در سازمان رفاه و خدمات اجتماعی بسیار مهم و برای عملیاتی شدن آن برنامه ریزی شده است.
رشد بیرویه تهران، این شهر را به جایی رسانده که بلای جان خودش شده، مسئولان هم که خدا خیرشان بدهد، میگذارند کارد به استخوان برسد، بعد تازه جلسه پشت جلسه که تهران را نجات دهند!
موقعیتهای شغلی نابرابر، عدم توسعه امکانات رفاهی و اجتماعی، تمرکز مراکز علمی و تفریحی همه و همه عواملی هستند که باعث کوچ بیرویه به تهران شده و شهر هم به تناسب در حاشیه در حال بزرگتر شدن است و هیچ کس هم نمیتواند جلوی این رشد باستد.
نکته پایانی اینکه شاید تهران در ظاهر شهری زیبا و پر زرق و برق باشد، اما زیر پوست همین شهر، محلههایی است که از شر وجود ارازل و اوباش و معتادان رنج میبرند و به نفس نفس افتادهاند و مردمانش چارهای جز همزیستی ندارند.
به گزارش «تابناک»، مولوی از محلههای قدیمی تهران است، از زمانی که یادم میآید؛ یعنی قدیمیها میگفتند که اینجا جای معتادان و مواد فروشانی است که در سوراخ سمبههایش لانه دارند و هیچ کس حتی مأموران پلیس هم جرأت نزدیکی به آنها را ندارند! اینجا از شیر مرغ تا جان آدمیزاد از هر رنگ و شکلی پیدا میشود. گاه با خود میگفتم، چه کشیدهاند این قدیمیها که در مولوی روزگار میگذراندند، کاش فقط همین بک جا بود... .
دروازه غار؛ دروازه ندارد، غار هم ندارد، ولی تا دلت بخواهد معتاد دارد. آنقدر که نتوانی در خیابان، پارک و کوچه پس کوچههایش به راحتی راه بروی. اینجا دروازه غار است. دروازه غار کودک کار هم زیاد دارد. از هر سن و هر قوم و ملیتی. از همان سر چهار راهیهایی که میچسبند به شیشه ماشین و ول کن نیستند؛ گل فروش، فال فروش، اسفندی و ... .

با یک نگاه کوتاه و یک گشت و گذار چند دقیقهای، میفهمی که دروازه غار وسعتی دارد به اندازه همه بدبختیهای شهرمان. انگار هر آدم ناجوری که از هر جا طرد شده، سر از اینجا درآورده. آدمهای غیر عادی و تنهای لبریز از مواد مخدر به راحتی توی کوچهها پرسه میزنند و در کنار آنها کودکان و نوجوانان مشغول بازی و معرکهگیریاند.
ساعت ۲ بعد از ظهر است؛ خورشید تمام قد روی دیوار خانهها کش آمده. از کوچه پس کوچههای دروازه غار تا محل مورد نظر (خانه کودک) با اینکه مسافتی کمتر از چند قدم است اما از هر کس میپرسم یا سر تکان میدهد و یا اینکه آدرس را اشتباه میگوید. ناچار به شماره تلفنی که از دوستان همکارم گرفتم پناه میبرم... .
تهران با همه جذابیتها و زیباییهایی که دارد دارای نقاط بیدفاعی است که مأمن متکدیان، معتادین و بیخانمانان شده است.
رضا جاگیری، معاون توسعه خدمات اجتماعیِ سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری تهران گفت: طرح شناسایی فضاهای بیدفاع شهر تهران در برنامههای فوریتی قرار گرفت.
وی یکی از اقدامات سال ۹۰ سازمان متبوعش را شناسایی و اصلاح فضاهای بیدفاع شهر تهران برشمرده، گفت: طرح شناسایی فضاهای بیدفاع شهر تهران شامل اصلاح عمرانی و خدماتی مکانهایی مثل معابر آب سرپوشیده، پلهای عابر بدون نور، فضاهای مخروبه و ساختمانهای نیمه تمام و بدون نگهبان و از این قبیل است. طی گشتهای ضربتی که در مناطق گوناگون تهران صورت گرفته، این فضاها شناسایی شده و به همین جهت دستورالعمل اجرایی اصلاح فضاهای بیدفاع شهر تهران به زودی تقدیم مراجع ذیربط، جهت اجرا خواهد شد.
منطقه۲۱ شهرداری، به دلیل قرار گرفتن در مدخل ورودی و خروجی شهر تهران و وجود شبکههای وسیع بزرگراهی در آن و همچنین وسعت بسیار زیاد با مسائل و مشکلات بسیاری روبهروست که یکی از آنها وجود انواع آسیبهای اجتماعی در آن است.
به گفته جاگیری، موقعیت ویژه منطقه ۲۱ نیز باعث شده آسیبهای اجتماعی آن نیز در مقایسه با دیگر مناطق شهر تهران متفاوتتر باشد، اما آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد نگاه ویژه مدیران شهری این منطقه به این آسیبهاست.
معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه شهرداری افزود: تلاشهای صورت گرفته در ستاد ساماندهی آسیبهای اجتماعی نشان میدهد که این منطقه در شناسایی نقاط بیدفاع شهری موفق بوده و با ارائه طرحهای فرهنگی، اجتماعی و رفاهی سعی در حل آنها دارد به گونهای که عملکرد مثبت این منطقه میتواند، الگویی برای سایر مناطق باشد.
جاگیری در ادامه به اهداف طرح شناسایی نقاط بیدفاع شهری در شهر تهران نیز اشاره کرد و گفت: بیگمان در شهر تهران اماکن و نقاط بسیاری وجود دارد که خود باعث به وجود آوردن آسیب اجتماعی میشود، با شناسایی این نقاط و اجرای طرحهای موضوعی و موضعی میتوان تهدید را به فرصت تبدیل کرد و گام موثری در کاهش انواع آسیب اجتماعی برداشت، این موضوع در سازمان رفاه و خدمات اجتماعی بسیار مهم و برای عملیاتی شدن آن برنامه ریزی شده است.
رشد بیرویه تهران، این شهر را به جایی رسانده که بلای جان خودش شده، مسئولان هم که خدا خیرشان بدهد، میگذارند کارد به استخوان برسد، بعد تازه جلسه پشت جلسه که تهران را نجات دهند!
موقعیتهای شغلی نابرابر، عدم توسعه امکانات رفاهی و اجتماعی، تمرکز مراکز علمی و تفریحی همه و همه عواملی هستند که باعث کوچ بیرویه به تهران شده و شهر هم به تناسب در حاشیه در حال بزرگتر شدن است و هیچ کس هم نمیتواند جلوی این رشد باستد.
نکته پایانی اینکه شاید تهران در ظاهر شهری زیبا و پر زرق و برق باشد، اما زیر پوست همین شهر، محلههایی است که از شر وجود ارازل و اوباش و معتادان رنج میبرند و به نفس نفس افتادهاند و مردمانش چارهای جز همزیستی ندارند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۶
انتشار یافته: ۵۹
هر دوتای این موضوعات جزء معظلات جامعه ماست و شما نباید هردوتا رو بخواین مقایسه بکنید و خدای ناکرده بخوای بگین بچه های جنوب تهران باید جلب بشن و شمال تهرانیها بخاطر ناچیز بودن جرم نباید باهاشون برخورد بشه .
همین گیر دادن به دخترها و پسرها توی جنوب تهران هم وجود داره ولی با توجه به وضع پوشش دختر خانمها در این قسمت شهر (پایین شهر ) شاید کمتر به چشم بیاد .
موضوع بعدی اینه که واقعا بشینید و کمی فکر کنید ببینید اگر امکاناتیکه از روز اول در شمال تهران ایجاد کردن از همون ابتدا در جنوب تهران ایجاد میکردن و اختلاف طبقاتی رو که به دلایل مختلف رژِیم شاهنشاهی برای دو سمت تهران ایجاد نمیکرد (به دلیل پراکندگی طبقات اشرافی در شمال تهران ) آیا الان شاهد این اتفاقات در جنوب تهران بودیم .جنوبی که هر مهاجری حتی افغانی پس از ورود به تهران برای سکونتش در این کلان شهر بخاطر قیمت پایین اجاره ها هتما یه شری به اونجا میزنه.
به شما اطمینان میدم که اگر راه برای مهاجرت هر کسی به تهران باز بشه و توانایی این رو داشته باشن که بیان شمال تهران خونه ای دست و پا کنن حتما شمال هم اینه ای از جنوب میشه و همون اتفاقات در شمال تهران هم رخ میده.
و در پایان اگر زحمتی براتون نیست و یقینا اینترنت هم که دم دستتون هست لطفا یه چرخی بزنین ببینین چقدر آدم سرشناس ار جنوب تهران متولد شدن و حالا در جای جای این مملکت دارن به همنوعاشون خدمت میکنن.
پاسخ ها
امیر
| ۱۸:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۰۱
هر روز توی کوچه ما سر تردد خودروها و نیز پارک مشکل ایجاد می شود.
زلزله هم اگر بیاید معلوم نیست چه می شود.
........ بگم
يه ساعت بيايستيد مي بينيد علناً توزيع مي كنن
شبها ولگردي مي كنن
بين شمشادها مي خوابن و مي كشنو ميميرن
پاسخ ها
ناشناس
| ۲۱:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۰۴
باغ فردوس گنده لاتی بنام ابول سیدهاشم
بود که قد وبالای میزون و با ابهتی داشت .
روزی با بچه های محل منجمله پسر ابولی سنگ بازی میکردیم و ناگهان سنگی که من
انداخته بودم سر بچه ابولی خورد و شکست
من از ترس به خونه فرار کردم که پدرم از
راه رسید و همان وقت ابولی با چاک یقه باز
و کفشهای پاشنه خوابیده با صدای نکره ای
داد زد آهای بچه . اما همینکه پدرم را دید با
خضوع و احترام خاصی گفت ممد . نوکرتم
و به سمت خونه اش برگشت . در پرس و جو از پدرم مشخص شد سالها قبل ابولی
در دعوا با عده زیادی زخمی شده و نزدیک
سر قبرآقا در حال مرگ بوده وپدرم بازحمت
زیاد اونو به شیروخورشید اون زمان برده و
سر وسامان داده و باز به سختی اونو تا
خونه شون کشونده . باید دید چه عواملی
باعث شد که لات خیط زن و با مرام دروازه
غار به جانی و آدمکش و ... تبدیل شود .
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




