بازدید ۹۸۸۲
ناگهان به ذهنم رســید که مردم شهر از دیروز ظهر تاکنون غذایی نخورده‌اند و گرسنه‌اند... به اداره‌ پســت رفتم و به آقای کفعمی در زاهدان تلفن زدم و گفتم: ما به نان و خرما - و اگر بشود، پنیر نیز هرچه زودتر و به هر اندازه که بتوانید، نیاز داریم.... چند بار با صدای بلند تکرار کردم: به همه بگویید من با بی صبری منتظر نان و خرمایم.
کد خبر: ۹۵۴۰۴۷
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۳۹۸ - ۰۹:۰۸ 24 January 2020

نشریه خط حزب الله در شماره دویست و بیست و یک خود، بخشی از خاطرات حضرت آیت الله خامنه‌ای درباره امدادرسانی به سیل زده های ایرانشهر را منتشر کرده است.

به گزارش «تابناک»، متن این خاطره بدین شرح است؛

صبح روز بعد {از ســیل ایرانشــهر} به اتفاق آقای رحیمی و آقای راشــد بــه بیرون شــهر رفتیم، تا خانه هایی را که سیل در دره شهر تخریب کرده ببینیم... ناگهان به ذهنم رســید که مردم شهر از دیروز ظهر تاکنون غذایی نخورده‌اند و گرسنه‌اند... به اداره‌ پســت رفتم و به آقای کفعمی در زاهدان تلفن زدم و گفتم: ما به نان و خرما - و اگر بشود، پنیر نیز هرچه زودتر و به هر اندازه که بتوانید، نیاز داریم.... چند بار با صدای بلند تکرار کردم: به همه بگویید من با بی صبری منتظر نان و خرمایم. وقتی گوشی تلفن را گذاشتم، دیدم مردم پشت سر من با شگفتی به التماس و اهتمام شدید من گوش می‌دادند و با حالت ســتایش و تعجب، به یکدیگر نگاه میکردند... به مسجد آل الرسول رفتم تا آنجا را آماده کنم که مرکز امدادرسانی باشد... دو سه ساعت بیشتر طول نکشید که یک کامیون بزرگ پر از نــان و خرما و هندوانه و پنیر رسید.

بلندگوی مســجد را با تلاوت قرآن باز کردیم و بعد اعلام کردیم که مسجد آل الرسول مرکز کمک به مردم و رساندن غذا برای نجات مردم است. به برادرانم گفتم: به هر کس که می آید، غذا بدهید؛ اگر گفت کم است، بیشتر بدهید؛ اگر دوباره هم آمد، به او بدهید و نگویید قبلا گرفته‌ای. باید بدین وسیله نگذاریم مردم حریص شــوند... و این چنین ما کار امدادرسانی را آغاز کردیم.

اشتراک گذاری
برچسب ها
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
kilid search
برچسب منتخب
کروناویروس نوروز 99 جهش تولید مناجات شعبانیه روز جمهوری اسلامی