بازدید ۷۹۵۴
روایت یک روز زندگی در ایرانشهر در فصل باران
کد خبر: ۹۱۴۲۵۵
تاریخ انتشار: ۰۵ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۰۸ 27 July 2019

وقتی ایرانشهر و در قلب سیستان و بلوچستان زندگی می‌کنی، اینکه بگویی فلان موقع از فلان‌جا راه می‌افتم و به فلا‌ن‌جا می‌رسم، کمی دور از ذهن است. اینجا، یعنی جایی که من در آن به دنیا آمده‌ام و تمام زندگی‌ام را گذرانده‌ام، برنامه‌ریزی خیلی معنا ندارد. می‌پرسید چطور؟ الان برایتان تعریف می‌کنم.

قبلش بگذارید خودم را معرفی کنم. من عبید ملک رئیسی، معلم منطقه مرزی شهرستان سرباز بخش «پیشین» هستم و آنچه می‌خوانید گزارشی است از روستای «سی تَل»، یکی از روستا‌های منطقه حفاظت شده نایگون شهرستان ایرانشهر.

ساعت ۱۰ صبح روز جمعه به سمت روستای «سی تَل» حرکت می‌کنم. هنوز از شهر خارج نشده‌ام که متوجه می‌شوم رودخانه به علت بارش‌های فصلی طغیان کرده و راه عبور مسدود است. چاره‌ای نیست، باید از مسیر دیگری حرکت کنم. مسیر دیگر، راه را ۲۵ کیلومتر دورتر می‌کند. از «سرکهوران» پشت رودخانه به طرف دوراهی «خیرآباد» و بعد به سمت «الله آباد» نایگون حرکت می‌کنم و بعد از‌الله آباد به جاده خاکی می‌رسم که ۶۰ کیلومتر است و نکته جالبش این است که ۴۰ کیلومتر آن در بستر رودخانه قرار دارد. تعجب نکنید، در سیستان و بلوچستان برای رسیدن به روستا‌ها از جاده‌هایی عبور می‌کنید که گاهی جاده‌اند و گاهی رودخانه. در مسیر روستای سی تَل نایگون چندین روستا وجود دارد که بیشتر روستاییان کپرنشین‌شان به علت نبود امکانات و همچنین طوفان‌های فصلی مهاجرت کرده‌اند. از کنار کپر‌های مخروبه می‌گذرم و به روستای «زنگویی» می‌رسم. تنها نشانه بارز زندگی در زنگویی، مدرسه‌ای است تخریب شده. یکی از اهالی همان موقع با الاغش سر می‌رسد. از او درباره مدرسه می‌پرسم. با دست به سمت خرابه اشاره می‌کند و می‌گوید: «ا