یازده فیلم مهم جشنواره فیلم کوتاه تهران که باید تماشا کنید
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران از امروز 25 مهر 1405 با نمایش نسخه بازسازی شده فیلم عمو سیبلیو اثر بهرام بیضایی آغاز شد و تا 30 مهر 1405 در پردیس سینمایی ملت تداوم خواهد داشت. در این دوره هزینههای تولید متاثر از تورم بیش از پیش افزایش یافته و تولیدات با هزینه میلیاردی رو به فزونی گذاشته است.
بسیاری از فیلمسازان فیلم کوتاه صرفاً این را یک تجربه خاص نمیدانند، بلکه امید دارند بتواند سندی برای اثبات تواناییشان در ساخت فیلمهای بلند و متقاعد کردن سرمایه گذار و کارگردان باشد. به همین دلیل برخی فیلمسازان تازه نفس، از عوامل حرفهای سینما که قاعدتاً دستمزدهای قابل توجهی دارند، استفاده حداکثری کردهاند. در میان آثار راهیافته به مسابقه ملی داستانی و مستند و فیلمهای ایرانی حاضر در بخش بینالملل، مجموعهای از آثار وجود دارد که بهواسطه موضوع، سابقه سازندگان، ترکیب بازیگران یا ظرفیتهای بصری و روایی، ارزش پیگیری دارند و شماری از آنها ارزشهای سینماییشان حاصل از استفاده از همین عوامل حرفهای سینمای ایران است.
گوره

«گوره» به کارگردانی و نویسندگی مرجان اشرفیزاده یکی از فیلمهای قابلتوجه امسال از نظر سابقه سازنده و انتخاب سوژه است. مرجان اشرفیزاده که فیلم سینمایی «آبجی» و آثار تلویزیونی و سریالی را در کارنامه دارد، پس از حدود ۱۵ سال از ساخت آخرین فیلم کوتاهش به این قالب بازگشته است. این اثر دوازدهمین فیلم کوتاه داستانی اوست و مدتزمان آن حدود ۲۰ دقیقه اعلام شده است. ماجرا درباره حنا، گاو مادهای است که آماده باروری است، اما گاو نر یا همان «ورزا» ناپدید شده است. پیرمرد و پیرزنی از گلیجان میخواهند ورزا را پیدا کند؛ در حالی که گلیجان خودش حال مساعدی ندارد. این موقعیت ساده روستایی، ظرفیت تبدیلشدن به روایتی درباره فشار اجتماعی، مسئولیت و نسبت انسان با طبیعت را دارد. مهم است که فیلم چگونه از یک مسئله ظاهراً روزمره، تنش دراماتیک میسازد و وضعیت جسمی و روانی گلیجان را در برابر خواسته دیگران قرار میدهد. فیلم در ییلاق مرجانقلی، در منطقه دیلمان استان گیلان، فیلمبرداری شده است. سحر گلدوست، مجید پتکی، حجت صفاریان و شهربانو امیدی ملومه در این فیلم مقابل دوربین مسعود امینی تیرانی بازی کردهاند. موسیقی متن را فردین خلعتبری ساخته و سینا گنجوی تدوینش کرده است.
دُم اسبی

«دُم اسبی» به کارگردانی بیتا اللهیاری و نویسندگی محمد رحمتی، نخستین تجربه کارگردانی بیتا اللهیاری است. فیلمنامه براساس داستان کوتاه «خانه سنگباران» نوشته شهلا پروینروح شکل گرفته است. روایت فیلم در مرز میان واقعیت و جهان ماورایی قرار میگیرد و از موقعیتی مرتبط با بارداری و تجربه زنان، به فضایی رازآلود میرسد. او پیش از این در حوزه دستیاری، برنامهریزی و بازیگری فعالیت داشته است. فیلمنامه را محمد رحمتی نوشته؛ نویسندهای که برای فیلم «هایکپی» در دوره قبلی جشنواره فیلم کوتاه تهران جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی را دریافت کرد. لاله، زنی ۳۵ ساله و پزشک متخصص مامایی، برای معاینه زنی باردار به نام اختر وارد خانه او میشود. حضور لاله در این خانه به مواجههای غیرمنتظره میانجامد و موقعیت بهتدریج ابعاد تازهای پیدا میکند. «دُم اسبی» از جهت اقتباس ادبی، نخستین تجربه کارگردانی و انتخاب فضای رازآلود اهمیت دارد. مسئله اصلی در تماشای آن، نحوه گذار از یک موقعیت واقعگرایانه به فضای غیرعادی است: آیا تعلیق از دل شخصیتها و مناسباتشان شکل میگیرد یا بیشتر بر عناصر غریب و غافلگیری تکیه میکند؟ بهار داورزنی، بیتا طایی، نسا یوسفی، یوسف فروتن، فرزانه آیافت، محمد اعلایی، بهزاد محسنی و مجتبی واشیان در این فیلم مقابل دوربین سالار اردستانی بازی کردند. ژوبین عسکریه موسیقی متن این فیلم را ساخته و احسان واثقی این اثر را تدوین کرده است.
زبان پسری
«زبان پسری» به نویسنده و کارگردان فرزانه دادخواهی از جمله فیلمهایی است که حضور یک بازیگر برجسته، موضوع اجتماعی و ظرفیت عاطفی داستان را در کنار هم دارد. فرشته برای برقراری ارتباط با پسرش به دنبال یادگیری زبان اوست. قصه در پیوند با مهاجرت و فاصله میان دو نسل شکل میگیرد؛ فاصلهای که فقط جغرافیایی نیست و به زبان، تجربه زیسته و دشواری ارتباط عاطفی نیز مربوط میشود. فرزانه دادخواهی در توضیح شکلگیری ایده فیلم گفته که تصویر مادری که در تماس تصویری اتاق دستنخورده فرزند مهاجرش را به او نشان میدهد، در شکلگیری دغدغه اولیه اثر نقش داشته است. او همچنین مسئله فقدان، دوری و تفاوت زبان و تجربه میان مادر و فرزند را از محورهای اصلی داستان دانسته است. گلاب آدینه و کیوان محمدی در این فیلم مقابل علی سامان بازی کردند. حضور گلاب آدینه مهمترین امتیاز شناختهشده فیلم است، اما ظرفیت اصلی آن در موضوع قرار دارد: مهاجرت چگونه رابطهای را که ظاهراً بهواسطه فناوری همچنان برقرار است، دستخوش تغییر میکند؟ اگر فیلم بتواند تجربهای شخصی و ملموس از فقدان و دشواری ارتباط بسازد، از کلیشههای رایج درباره مهاجرت فاصله خواهد گرفت. آرین کشاورز موسیقی متن این فیلم را ساخت و سامان بازی این اثر را تدوین کرد.
منجمد

«منجمد» از نظر ترکیب بازیگران، یکی از فیلمهای قابلتوجه این فهرست است. احمد سلگی نویسندگی و کارگردانی فیلم را بر عهده دارد و مریم بحرالعلومی تهیهکننده آن است. مجتبی پیرزاده، ناهید مسلمی، شیدا خلیق، امیرحسین هاشمی، مریم قناد و فرزانه تفرشی در این فیلم مقابل دوربین سالار اردستانی بازی کردند. ترکیب مجتبی پیرزاده، ناهید مسلمی و شیدا خلیق دلیل خوبی برای قرار دادن فیلم در فهرست تماشا است. با این حال، حضور بازیگران نامآشنا به تنهایی درباره کیفیت فیلم داوری نمیکند؛ میزانسن، کیفیت شخصیتپردازی و نسبت بازیها با جهان داستان باید مورد داوری قرار گیرد. پویا نوروزی موسیقی متن این فیلم را ساخت و حسین جمشیدی گوهری این اثر را تدوین کرد.
مرز

فیلم «مرز» به نویسنده و کارگردانی مصطفی کشاورز، داستان آرش، جوانی است که برای خروج غیرقانونی از کشور به منطقهای مرزی میرود و میکوشد با یک قاچاقچی انسان ارتباط برقرار کند؛ اما با اتفاقی روبهرو میشود که انتظارش را ندارد. «مرز» محصول انجمن سینمای جوانان ایران ـ دفتر لاهیجان است و فیلمبرداری آن در تالاب سوستان لاهیجان انجام شده است. ارشیا زمانی، محمدرضا جعفری لفوت، علی بیداوسی، حسن بیدخام، مهناز ذوقی، علیرضا عفیفه، شادن عفیفه، علیرضا جهانطلب، آرمان حقانی و پیام رمضانی در این فیلم مقابل دوربین آرمین یوسفزاد بازی کردند. موضوع مهاجرت غیرقانونی، فیلم را به مسئلهای معاصر پیوند میدهد که میتواند از یک درام فردی فراتر برود. نکته تعیینکننده آن است که فیلم چگونه با شخصیت آرش مواجه میشود و آیا موقعیت قاچاق انسان را به یک مسئله اخلاقی و انسانی پیچیده تبدیل میکند یا صرفاً از آن برای ساخت تعلیق بهره میبرد. احسان آنالویی موسیقی متن این فیلم را ساخت و البرز پورصیاد این اثر را تدوین کرد.
مزامیر اندوه
«مزامیر اندوه | Psalms of Sorrow» به نویسندگی و کارگردانی یوسف کارگر، داستان اسحاق است، با بدنی رو به زوال و پدری که به سکوت فرو رفته است، ناچار میشود میان نجات خود و وفادارماندن به وجدانش دست به انتخاب بزند؛ انتخابی که در جهانی با هزینه سنگین بقا اتفاق میافتد؛ داستانی در قلمرو تعارض اخلاقی و بقا. تقابل میان نجات فردی و پایبندی به وجدان، محور بالقوه مهمی است که میتواند داستان را از یک بحران صرفاً شخصی به پرسشی اخلاقی تبدیل کند. جواد قماتی، یوسف یزدانی، جواد اسماعیلزاده، واهگ عزیزاللهیان و مطهره ابراهیمی در این فیلم مقابل دوربین علی حسینزاده بازی کردند. مهدی نادری موسیقی متن این فیلم را ساخت حمیدرضا برزگر این اثر را تدوین کرد.
تاجدار

«تاجدار» به کارگردانی مسعود زارعیان یکی از مستندهایی است که سوژه مشخص و ظرفیت شخصیتمحور آن، دلیل اصلی اهمیتش برای تماشاست. فرم کار زارعیان قبلاً با مستند «در میان درختان انجیر» مورد توجه قرار گرفته است و حالا در مستند تازه سراغ یک سوژه نزدیک تر رفته است. این مستند روایت یک بوکسور کفترباز است که برای رسیدن به قهرمانی تلاش میکند، اما در مسیر خود با بحران روبهرو میشود. ترکیب بوکس و کبوتربازی در زندگی شخصیت اصلی، دو جهان متفاوت را کنار هم قرار میدهد: از یکسو ورزش رقابتی و تلاش برای قهرمانی و از سوی دیگر علاقهای شخصی که میتواند بخش مهمی از هویت و زندگی روزمره او باشد. بحران داستان نقطهای است که باید دید این دو جهان چگونه با یکدیگر برخورد میکنند و فشار قهرمانی چه تأثیری بر شخصیت میگذارد. هادی فولادوند موسیقی متن این فیلم را ساخت و مسعود زارعیان این اثر را تدوین کرد. سوژه «تاجدار» ظرفیت فراتررفتن از روایت معمول یک ورزشکار را دارد. مستندهای شخصیتمحور زمانی به اثر ماندگار نزدیک میشوند که زندگی روزمره و جهان شخصی قهرمان، بهاندازه هدف ورزشی او اهمیت پیدا کند. از این منظر، رابطه بوکسور با کبوتربازی و چگونگی شکلگیری بحران، مهمترین عناصر برای بررسی فیلم هستند.
آرش در قلمرو ما

«آرش در قلمرو ما» به کارگردانی، نویسنده و تهیهکننده فرهاد ورهرام مستندساز پیشکسوت از نظر پیوند میان اسطوره، ادبیات و واقعیت معاصر، یکی از مستندهای قابلتوجه این فهرست است. فیلم محصول مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی است. این مستند با زبانی تجربی، از تصاویر روزها و شبهای تهران در هنگام حمله و جنگ در کنار تصاویری از مزار سیاوش کسرایی، شاعر سروده «آرش کمانگیر»، در گورستان مرکزی وین استفاده میکند. ساخت و نصب مجسمه آرش در شهرهای مختلف نیز در روایت حضور دارد. به این ترتیب، فیلم بهجای محدودشدن به ثبت خطی رویدادهای جنگ، میان فضای شهری، حافظه ادبی و نشانههای اسطورهای حرکت میکند. اهمیت این مستند که محمدرضا تیموری فیلمبرداریاش کرده، در امکان پیوندزدن آرش کمانگیر، یکی از چهرههای اسطورهای فرهنگ ایران، با تجربه جنگ معاصر است. پرسش جذاب این است که آیا اسطوره در اینجا صرفاً نماد میماند یا به ابزاری برای فهم حافظه جمعی و معنای مقاومت تبدیل میشود. همچنین استفاده از تصاویر انتزاعی و رفتوآمد میان مکانهای متفاوت، فیلم را به گزینهای مهم برای علاقهمندان به سینمای مستند تجربی تبدیل میکند.
سرخپوش
«سرخپوش» به کارگردانی و تهیهکنندگی بابک بهداد درباره عملیات امداد و نجات و تلاشهای گروههای امدادی، بهویژه آتشنشانان تهران، در جریان جنگ دوازدهروزه است. موضوع، ثبت عملیات امداد و نجات در شرایطی است که شهر با حمله و بحران مواجه شده بود. اگرچه اساساً ثبت جنگ اخیر به نوعی امتیاز یا رانت بوده و بسیاری از فیلمسازان موفق به کسب مجوز نشدهاند اما به هرحال بهداد با ارتباطاتش توانسته این فیلم را بگیرد. «سرخپوش» از منظر مستندسازی بحران ارزش بررسی دارد. چنین آثاری علاوه بر ثبت یک رویداد، با مسئله نحوه بازنمایی خطر، ایثار، کار جمعی و تجربه انسانی در وضعیت اضطراری مواجهاند. برای ارزیابی آن باید دید فیلم چگونه میان ثبت عملیات امدادی و ساختن روایتی سینمایی از تجربه امدادگران تعادل برقرار میکند.
مادران کوهستان

«مادران کوهستان» به کارگردانی هادی آفریده از مستندسازان مطرح سینمای ایران است که آثار متعددی در حوزه فرهنگ، جامعه و تاریخ معاصر در کارنامه دارد. این مستند روایتی پژوهشمحور درباره نواها و لالاییهای گمشده زنان مناطق زاگرسنشین ایران است؛ اثری که در جریان پژوهش خود به تنوع قومی و فرهنگی منطقهای در شمال شرق استان اصفهان نیز میپردازد. رضا تیموری این اثر را فیلمبرداری کرده و سولماز افتخاری و بابک بهداد این مستند را تدوین کردهاند. هادی آفریده درباره اتفاقات غافلگیر کننده در پروسه فیلمبرداری این اثر گفته است : «در منطقه بوبین و میاندشت روستاهای جالبی وجود دارد؛ مثلا روستای زرد روستایی است که در آن چهار یا پنج کلیسا وجود دارد، اما تقریباً جمعیتش را از دست داده و در حال متروکه شدن است اما چند مسیحی و ارمنی همچنان آن روستا را حفظ کردهاند. در جریان پژوهش، من به یک صندوق چوبی رسیدم که داخل آن فیلمهای ۸ و ۱۶ میلیمتری مربوط به دهههای ۳۰، ۴۰ و ۵۰ از آن روستاها وجود داشت.»
آن روز و شب همان روز
«آن روز و شب همان روز» به کارگردانی سیفالله صمدیان از دیگر مستندهای مهم جشنواره امسال است. درباره این اثر اطلاعات چندانی منتشر نشده اما به واسطه سوابق صمدیان جزو آثار کنجکاوی برانگیز چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران است.
البته نمیتوان این دوره از جشنواره فیلم کوتاه را در این آثار خلاصه کرد اما احتمالاً این فیلم توجه بیشتری را به خود جلب خواهند و سانسهای شلوغتری را پشت سر خواهند گذاشت.