چرا ترامپ به دشمنان اتمی احترام میگذارد؟/ تفاوت لحن با کره شمالی و ایران
به گزارش خبرنگار بین الملل تابناک، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در یک گردهمایی انتخاباتی در اوهایو و پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا که روز شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ برگزار شد، ضمن تأکید بر اهمیت حفظ روابط حسنه با رهبران کشورهای دارای تسلیحات هستهای، اظهار داشت که با کیم جونگاون، رهبر کره شمالی «رابطه بسیار خوبی» دارد.
وی گفت: من با کیم جونگاون خیلی خوب کنار میآیم. آیا خوب نیست که با رهبران کشورهای بزرگ، قدرتهای بزرگ هستهای، خوب کنار بیاییم؟
بیشتر بخوانید:
دوستی ترامپ و کیم با طعم بمب اتم!
او در این گردهمایی همچنین گفت که خوب است با کسی که «۱۱۲ موشک هستهای» دارد خوب کنار بیاییم.
ترامپ همچنین چند روز پیش در مصاحبهای با شبکه «جیبی نیوز» انگلیس گفته بود: «اگر تأسیسات هستهای آنها را بمباران نمیکردم [ایران اکنون بمب اتم داشت و]مردم شما مجبور بودند با آنها تماس بگیرند و آنها را "آقا" خطاب کنند؛ "آقا، آیا کاری هست که بتوانم برای شما انجام دهم، آقا؟
اظهارات ترامپ در گردهمایی اخیر، بخشی از یک الگوی مشخص است. او بارها با افتخار از «رابطه خوب» خود با کیم جونگاون یاد کرده و در مقابل، بر عدم امکان دستیابی ایران به سلاح هستهای تأکید کرده است.
پاسخ او به سؤال خبرنگاران درباره چرایی این تفاوت صریح بود: «چون شما رئیسجمهور متفاوتی داشتید». این جمله، هرچند طعنهآمیز، یک واقعیت راهبردی را بازتاب میدهد یعنی کره شمالی از موقعیتی رسیده که آمریکا دیگر گزینه نظامی مؤثر علیه آن را در دسترس نمیبیند.
چرا سلاح هستهای این تفاوت را ایجاد میکند؟
دلیل اصلی، تغییر در محاسبات هزینه-فایده است. یک کشور غیرهستهای در برابر فشارهای آمریکا (تحریم، تهدید نظامی، عملیات خرابکارانه) آسیبپذیر است، زیرا هزینه اقدام نظامی علیه آن برای واشنگتن قابل قبول به نظر میرسد. اما وقتی یک کشور به سلاح هستهای با قابلیت وارد کردن ضربه دوم (Second Strike) دست مییابد، معادله عوض میشود.
در مورد کره شمالی، ترامپ خودش به صراحت اشاره میکند که این کشور ۱۱۲ موشک هستهای دارد. این یعنی هرگونه حمله نظامی به کره شمالی با خطر حمله هستهای به خاک آمریکا یا متحدانش (کره جنوبی و ژاپن) همراه است.
بنابراین، هدف سیاست آمریکا از «خلع سلاح» به «مدیریت خطر» تغییر میکند و ترامپ «رابطه شخصی خوب» با کیم جونگ اون را به عنوان ابزاری برای کاهش تنش و جلوگیری از خطای محاسباتی استفاده میکند، نه به عنوان نشانهای از دوستی واقعی.
کره شمالی نیز همین منطق را درک کرده است و بر اساس آن کیم جونگ اون صراحتاً اعلام کرده که خلع سلاح «معادل درخواست تسلیم حاکمیت» است و آن را «غیرقابل بازگشت» میداند. آمریکا نیز عملاً مجبور شده از هدف «خلع سلاح کامل» فاصله بگیرد و به سمت «همزیستی مسالمتآمیز» یا «مدیریت بحران» حرکت کند.
مقایسه با ایران
در مورد ایران، وضعیت متفاوت است. ایران هنوز به آستانه سلاح هستهای نرسیده و آمریکا (و اسرائیل) آن را در مرحلهای میبینند که میتوان با فشار حداکثری، تحریم و حتی تهدید نظامی، برنامه آن را متوقف یا محدود کرد.
با وجود حملات به تاسیسات هستهای ایران، اما برنامه هستهای ایران از بین نرفته است و بر این اساس ترامپ اخیراً صراحتاً اعلام کرد که اگر ایران تلاش کند به آن اورانیوم غنیشده دفنشده دسترسی پیدا کند، آمریکا «تنها کاری که میتواند بکند بمباران مجدد است».
ترامپ میگوید آمریکا «شبانهروز آن اهداف را زیر نظر دارد»، که نشان میدهد گزینه نظامی بسته نشده، بلکه در حالت آمادهبهکار است.
بر این اساس هدف آمریکا از حمله احتمالی مجدد به تاسیسات هستهای ایران از «نابودی تأسیسات» به «قطع مسیر احیا» تغییر کرده است. حالا که تأسیسات دفن شدهاند، منطق حمله مجدد نابودی اهداف شناختهشده نیست، بلکه مجازات یا جلوگیری از هر تلاش احیاگرانه ایران است.
البته در واکنش به این اظهارات ایران اعلام کرد اگر بار دیگر مورد حمله قرار گیرد، ممکن است مجوز غنیسازی اورانیوم تا سطح ۹۰ درصد را صادر کند. این نشان میدهد که تهدید نظامی ممکن است تصمیم ایران برای جهش هستهای را تسریع کند، نه کندتر.
آنچه در خصوص اظهارات ترامپ قابل دریافت است این است که داشتن سلاح هستهای عملاً رفتار آمریکا را تغییر میدهد، اما نه از سر «احترام» به آن کشور، بلکه از سر ناچاری راهبردی.
تفاوت لحن ترامپ با کیم و با رهبران ایران، ریشه در این واقعیت دارد که کره شمالی دیگر هدفی نیست که بتوان با تهدید به حمله، آن را به عقبنشینی وادار کرد.
در عوض، ایران هنوز در مرحلهای است که واشنگتن آن را «قابل مهار» میداند.



