محمود دولتآبادی در جمع شانسهای نوبل ادبیات ۲۰۲۶/ از «کلیدر» تا کتابخانه نوبل
چند روز مانده به اعلام نوبل ادبیات ۲۰۲۶، نام محمود دولتآبادی، نویسنده «کلیدر»، در فهرست شانسهای این جایزه دیده شده است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، در فاصله چند روز مانده تا اعلام برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۶، نام محمود دولتآبادی، نویسنده نامآشنای ایرانی و خالق «کلیدر» و «جای خالی سلوچ»، بار دیگر در فهرست گمانهزنیهای مربوط به این جایزه دیده میشود؛ فهرستی که البته نباید با نامزدهای رسمی نوبل اشتباه گرفته شود.
بر اساس فهرستی که «لیت هاب» در روزهای اخیر و با استناد به ضرایب بنگاه شرطبندی بریتانیایی «لدبروکس» منتشر کرده، دولتآبادی با ضریب ۴۰ به یک در میان چهرههایی قرار دارد که برای دریافت نوبل ادبیات ۲۰۲۶ درباره آنها گمانهزنی شده است. در همین فهرست، نام نویسندگانی چون کان ژو، هاروکی موراکامی، جرالد مورنین، توماس پینچن و مارگارت آتوود نیز دیده میشود.
قرار است برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۶ روز پنجشنبه ۸ اکتبر اعلام شود و تا آن زمان، فهرستهای شرطبندی و پیشبینیهای رسانهای همچنان تغییر خواهد کرد. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که این فهرستها لزوماً با تصمیم نهایی آکادمی سوئد یکی نیستند.
دولتآبادی واقعاً نامزد نوبل شده است؟
اینجا یک نکته مهم وجود دارد. حضور نام محمود دولتآبادی در فهرست منتشرشده توسط «لیت هاب» به معنی اعلام رسمی نامزدی او از سوی آکادمی سوئد نیست.
فرآیند انتخاب نوبل ادبیات کاملاً محرمانه است. آکادمی سوئد اعلام کرده که نامزدیها در مرحله نخست به فهرستی حدود ۲۰۰ نفره میرسد و سپس این فهرست به تدریج کوچکتر میشود. در بهار، فهرست حدود ۲۰ تا ۲۵ نویسنده شکل میگیرد و در نهایت معمولاً پنج نفر در فهرست نهایی باقی میمانند. گزارشها و اسناد مربوط به این فرآیند نیز تا ۵۰ سال در دسترس عموم قرار نمیگیرند.
بنابراین آنچه اکنون درباره دولتآبادی منتشر شده، گمانهزنی بازار شرطبندی و رسانههای ادبی است، نه فهرست رسمی نامزدهای نوبل. با این حال، نام دولتآبادی سالهاست در بحثهای مربوط به نوبل ادبیات مطرح میشود و حضور دوباره او در فهرست امسال، توجهها را به یکی از مهمترین رماننویسان معاصر ایران جلب کرده است.
نوبل ادبیات؛ جایزهای که یک قرن و اندی سابقه دارد
جایزه نوبل ادبیات از سال ۱۹۰۱ اعطا میشود و در طول این سالها به نویسندگان سرشناسی از کشورهای مختلف رسیده است. بر اساس آمار رسمی نوبل، تا پایان سال ۲۰۲۵، این جایزه ۱۱۸ بار به ۱۲۲ برنده ادبی اعطا شده است. در میان برندگان این جایزه، نام نویسندگانی چون رابیندرانات تاگور، توماس مان، ویلیام فاکنر، ارنست همینگوی، آلبر کامو، جان اشتاینبک، گابریل گارسیا مارکز، نجیب محفوظ، تونی موریسون، اورهان پاموک و کازوئو ایشیگورو دیده میشود.
سال گذشته نیز جایزه نوبل ادبیات به لاسلو کراسناهورکایی، نویسنده مجارستانی، رسید. آکادمی سوئد در توضیح انتخاب او، از مجموعه آثارش و تأکید آنها بر قدرت هنر در دل جهانی آمیخته با هراس و بحران سخن گفت. اما برخلاف تصور رایج، نوبل ادبیات صرفاً جایزهای برای یک رمان مشخص یا یک کتاب پرفروش نیست. آکادمی سوئد مجموعه آثار نویسنده را بررسی میکند و اعضای کمیته و آکادمی طی ماهها آثار نامزدهای باقیمانده را میخوانند و درباره آنها گزارش تهیه میکنند.
مردی که از روستا به ادبیات معاصر ایران رسید
محمود دولتآبادی اول مرداد ۱۳۱۹ در دولتآباد سبزوار به دنیا آمد؛ در خانوادهای کمدرآمد و در محیطی روستایی که بعدها بخش مهمی از جهان داستانی او را شکل داد. او در نوجوانی و جوانی با کار کشاورزی و مشاغل مختلف زندگی را گذراند و سپس برای فعالیت در تئاتر راهی تهران شد.
ورود دولتآبادی به دنیای هنر ابتدا از مسیر تئاتر بود. او بازیگری و فعالیت نمایشی را تجربه کرد و در همین سالها به نوشتن نیز روی آورد. تجربه زیسته او از روستا، کار، فقر، مهاجرت، روابط انسانی و زندگی مردم عادی، بعدها در بخش بزرگی از آثارش حضور پیدا کرد.
به همین دلیل وقتی از ادبیات دولتآبادی حرف میزنیم، نمیتوان به سادگی از زندگی واقعی نویسنده جدا شد. روستاهای خراسان، زمین، خشکسالی، کار، خانواده، فقر و مناسبات اجتماعی در آثار او تنها پسزمینه داستان نیستند؛ بخش مهمی از فضای ادبی او را میسازند.
دولتآبادی در دهه ۱۳۵۰ نیز مدتی زندانی شد و پس از آزادی، بخشی از تجربه آن دوران را با خود به ادبیات برد. «جای خالی سلوچ» از مهمترین آثاری است که داستان شکلگیری آن با همین دوره از زندگی نویسنده گره خورده است.
«کلیدر»؛ رمانی که نام دولتآبادی را ماندگار کرد
اگر قرار باشد تنها یک اثر را برای معرفی محمود دولتآبادی انتخاب کنیم، نام «کلیدر» تقریباً ناگزیر در صدر قرار میگیرد. کلیدر» رمانی دهجلدی و از مهمترین آثار ادبی دولتآبادی است که در مقیاسی گسترده زندگی روستایی، مناسبات اجتماعی و تحولات سیاسی و اجتماعی ایران را روایت میکند. این اثر که حاصل سالها کار نویسنده است، یکی از بلندترین و شناختهشدهترین رمانهای ادبیات معاصر فارسی به شمار میرود.
دولتآبادی برای خلق جهان «کلیدر» تنها به یک داستان یا یک دوره زمانی محدود نمانده و مجموعهای از شخصیتها و روابط انسانی را در بستری گسترده شکل داده است. زبان اثر نیز یکی از ویژگیهای اصلی آن است؛ زبانی که از ظرفیتهای ادبیات کلاسیک فارسی و زبان مردم بهره میگیرد. خود دولتآبادی نیز درباره شکلگیری زبان «کلیدر» از تأثیر ادبیات کلاسیک فارسی و ادبیات معاصر جهان سخن گفته است.
«جای خالی سلوچ»؛ رمانی که در زندان شکل گرفت
«جای خالی سلوچ» از دیگر آثار مهم دولتآبادی است؛ رمانی درباره زنی به نام مرگان که پس از ناپدیدشدن ناگهانی همسرش، سلوچ، مجبور میشود زندگی خود و فرزندانش را در شرایط دشوار ادامه دهد.نکته قابل توجه درباره این رمان، شیوه شکلگیری آن است. دولتآبادی ایده و بخش عمده داستان را در دوران زندان در ذهن خود نگه داشت و پس از آزادی، آن را در مدت کوتاهی روی کاغذ آورد. بر اساس روایتهای منتشرشده، او این رمان را پس از آزادی در حدود ۷۰ روز نوشت.
«جای خالی سلوچ» بعدها به زبانهای مختلف ترجمه شد و نخستین اثر دولتآبادی بود که ترجمه انگلیسی آن در دسترس مخاطبان انگلیسیزبان قرار گرفت.
«کلنل» و ورود گستردهتر دولتآبادی به ادبیات جهان
«کلنل» نیز یکی دیگر از آثار مهم دولتآبادی است؛ رمانی که در دهه ۱۳۶۰ نوشته شد و در ادامه، ترجمه آن در خارج از ایران منتشر شد. این رمان در فضای تاریخی و سیاسی ایران شکل میگیرد و داستان خانوادهای را درگیر تحولات پرالتهاب دوره انقلاب میکند. «کلنل» در خارج از ایران مورد توجه قرار گرفت و در سال ۲۰۱۳ جایزه ادبی یان میخالسکی را برای دولتآبادی به همراه آورد.
ترجمه «کلنل» به زبانهای مختلف، از جمله انگلیسی، آلمانی، ایتالیایی و عبری، باعث شد بخشی از ادبیات دولتآبادی برای مخاطبان خارج از ایران نیز قابل دسترس شود. «جای خالی سلوچ» نیز پیش از آن به انگلیسی ترجمه شده بود.
از دیگر آثار شناختهشده دولتآبادی میتوان به «روزگار سپریشده مردم سالخورده»، «سلوک»، «طریق بسمل شدن»، «نون نوشتن»، «زوال کلنل» و مجموعههایی از داستانهای کوتاه او اشاره کرد.
ادبیاتی که از دل زندگی مردم آمده است
آنچه در آثار دولتآبادی بیش از همه به چشم میآید، توجه به آدمهایی است که معمولاً در مرکز روایتهای رسمی و شهری قرار ندارند؛ روستاییان، کارگران، خانوادههای کمدرآمد، زنان و مردانی که با فقر، خشکسالی، مهاجرت، کار و تغییرات اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند.
او بخش مهمی از این جهان را از تجربه شخصی خود میشناسد. تولد و رشد در منطقهای روستایی در خراسان و تجربه کار و زندگی در میان مردم عادی، باعث شد فضای روستا و زندگی طبقات فرودست در آثارش حضوری ملموس داشته باشد. منابع ادبی درباره دولتآبادی نیز بر همین پیوند میان تجربه زندگی او و واقعگرایی آثارش تأکید کردهاند.
البته دولتآبادی را نمیتوان صرفاً نویسنده روستا دانست. در آثار او تاریخ، سیاست، تغییرات اجتماعی، خانواده، عشق، خشونت، مرگ و مسئله انسان نیز حضور پررنگ دارند و همین گستردگی باعث شده آثارش از مرز جغرافیایی خراسان عبور کنند.
کتابخانه نوبل و ماجرای ۱۶ عنوان از آثار دولتآبادی
در روزهای اخیر، همزمان با انتشار فهرست شانسهای نوبل، برخی فهرستهای اینترنتی نیز به تعداد کتابهای نویسندگان مختلف در کتابخانه نوبل اشاره کردهاند. درباره محمود دولتآبادی نیز عدد ۱۶ عنوان در برخی از این فهرستها ذکر شده است.
اما اینجا هم باید میان یک داده کتابخانهای و یک «نشانه قطعی برای نوبل» تفاوت گذاشت. کتابخانه نوبل آکادمی سوئد در سال ۱۹۰۱ تأسیس شده و هدف اصلی آن فراهمکردن و در دسترس قراردادن آثار ادبی معاصر و منابع مربوط به ادبیات و زبانشناسی است. این کتابخانه اکنون حدود ۲۰۰ هزار جلد کتاب دارد و نشریات ادبی متعددی را نیز دنبال میکند.
از سوی دیگر، خود آکادمی سوئد توضیح داده است که کتابخانه نوبل در فرآیند بررسی نامزدها به کمیته کمک میکند؛ از جمله با فراهمکردن منابع، ترجمهها و گزارشهای کارشناسی مورد نیاز. بنابراین اصل ارتباط کتابخانه با فرآیند بررسی آثار واقعی است، اما تعداد کتابهای یک نویسنده در کتابخانه، بهتنهایی معیار اعلامشدهای برای تعیین برنده نوبل نیست.
در نتیجه، وجود آثار دولتآبادی در این کتابخانه را میتوان نشانهای از دسترسی و حضور آثار او در مجموعه ادبی این نهاد دانست، اما نمیتوان از تعداد نسخهها یا عنوانها نتیجه گرفت که آکادمی سوئد تصمیم خود را درباره برنده گرفته است.
دولتآبادی و یک انتظار قدیمی
نام محمود دولتآبادی سالهاست در بحثهای مربوط به نوبل ادبیات مطرح میشود و این موضوع تازه به سال ۲۰۲۶ محدود نیست. در گزارشها و تحلیلهای ادبی سالهای گذشته نیز نام او در میان نویسندگانی آمده که درباره شانس دریافت نوبل آنها بحث شده است.
در سالهای مختلف، نویسندگانی از کشورهای گوناگون بارها در فهرست پیشبینیها قرار گرفتهاند و بسیاری از آنها هیچگاه برنده نشدهاند. حتی فهرستهای شرطبندی یک سال ممکن است در سال بعد کاملاً تغییر کند. به همین دلیل، حضور دولتآبادی در فهرست امسال بیش از آنکه خبر قطعی یک جایزه باشد، دوباره توجهها را به جایگاه ادبی نویسندهای ایرانی جلب کرده که آثارش طی دهههای گذشته از مرزهای زبان فارسی عبور کرده است.
پنجشنبه؛ پایان گمانهزنیها
حالا باید تا ۸ اکتبر، پنجشنبه ۱۷ مهر، صبر کرد تا آکادمی سوئد نام برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۶ را اعلام کند. تا آن روز، فهرستهای شرطبندی ممکن است بارها تغییر کنند و نامهای دیگری نیز به جمع شانسها اضافه شوند.
اما در میان این گمانهزنیها، یک نام برای ادبیات ایران اهمیت ویژهای دارد؛ محمود دولتآبادی، نویسندهای که از دولتآباد سبزوار آغاز کرد، سالها در تئاتر و ادبیات فعالیت داشت و با آثاری چون «کلیدر»، «جای خالی سلوچ» و «کلنل» بخشی از زندگی، تاریخ و آدمهای ایران معاصر را به ادبیات جهان برد.
اینکه نام او در نهایت از یک فهرست گمانهزنی به نام برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۶ تبدیل خواهد شد یا نه، تنها چند روز دیگر مشخص میشود؛ اما آنچه قطعی است، جایگاه چند دههای دولتآبادی در ادبیات معاصر فارسی و حضور شماری از آثارش در فضای ادبی بینالمللی است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
