رافال با هوش مصنوعی پرواز کرد

هوش مصنوعی وارد کابین رافال شد؛ جنگنده فرانسوی یک قدم به نبرد آینده نزدیک‌تر

داسو دو الگوریتم هوش مصنوعی را روی رافال آزمایش کرد؛ اما هنوز مأموریت دقیق آنها اعلام نشده است.
کد خبر: ۱۳۹۶۳۴۲
| |
2908 بازدید
به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک، شرکت داسو آوییشن در تازه‌ترین آزمایش‌های خود دو الگوریتم هوش مصنوعی را در پرواز با جنگنده رافال آزمایش کرده است؛ اتفاقی که اگرچه در ظاهر یک آزمایش نرم‌افزاری به نظر می‌رسد، اما در معماری جنگنده‌های نسل جدید اهمیت بیشتری دارد. داسو اعلام کرده یکی از این الگوریتم‌ها توسط مهندسان خود شرکت توسعه یافته و الگوریتم دوم با همکاری Thales و مجموعه cortAIx ساخته شده است. نکته قابل توجه این است که شرکت فرانسوی هنوز اعلام نکرده این دو الگوریتم دقیقاً چه کاری انجام داده‌اند، روی کدام زیرسامانه‌های رافال آزمایش شده‌اند و در چه شرایط عملیاتی مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند؛ بنابراین نمی‌توان از این خبر نتیجه گرفت که رافال وارد مرحله «خلبان هوش مصنوعی» شده است. آنچه فعلاً تأیید شده، آزمایش پروازی الگوریتم‌هایی است که قرار است در تصمیم‌سازی و پشتیبانی از خدمه انسانی مورد استفاده قرار گیرند. داسو نیز صراحتاً از «هوش مصنوعی کنترل‌شده و تحت نظارت» سخن گفته است.
در مورد اخبار امنیتی دفاعی بیشتر بخوانید!
هوش مصنوعی وارد کابین رافال شد؛ جنگنده فرانسوی یک قدم به نبرد آینده نزدیک‌تر
رافال قرار نیست فعلاً خلبانش را کنار بگذارد
 
تفاوت میان هوش مصنوعی کمک‌خلبان و هوش مصنوعی کنترل‌کننده جنگنده در همین نقطه مشخص می‌شود. یک جنگنده رزمی مدرن حجم بسیار بزرگی از اطلاعات را هم‌زمان دریافت می‌کند؛ رادار، سامانه‌های جنگ الکترونیک، جست‌وجوی فروسرخ، ارتباطات تاکتیکی، داده‌های دریافتی از هواپیما‌های دیگر و سامانه‌های شناسایی همگی می‌توانند در یک مأموریت روی تصمیم خلبان اثر بگذارند. مشکل اصلی دیگر فقط جمع‌آوری اطلاعات نیست، بلکه سرعت تبدیل این اطلاعات به یک تصویر قابل استفاده برای انسان است. خلبان رافال باید در چند ثانیه میان اهداف، تهدیدها، مسیر پرواز، وضعیت سوخت، تسلیحات و اطلاعات دریافتی از شبکه تصمیم بگیرد و هر نرم‌افزاری که بتواند بخشی از این بار پردازشی را به شکل قابل اعتماد از دوش خلبان بردارد، می‌تواند ارزش عملیاتی داشته باشد. داسو اعلام کرده آزمایش‌های جدید در چارچوب توسعه هوش مصنوعی تحت نظارت برای خدمت به خدمه انسانی انجام شده‌اند و این قابلیت‌ها به سطحی از بلوغ رسیده‌اند که می‌توانند در ارتقا‌های آینده رافال مورد استفاده قرار گیرند.
 
اما هنوز فاصله زیادی میان چنین سامانه‌ای و «پرواز خودکار رزمی» وجود دارد. جنگنده‌ای مانند رافال با یک سامانه خودران غیرنظامی قابل مقایسه نیست؛ نرم‌افزار باید روی یک پلتفرم پروازی با محدودیت شدید پردازنده، توان الکتریکی، زمان پاسخ، امنیت سایبری و قابلیت اطمینان کار کند. داسو نیز در توضیح این پروژه روی چند مسئله مشخص دست گذاشته است: کیفیت و دسترسی به داده‌های عملیاتی واقعی یا شبیه‌سازی‌شده، ترکیب دانش تخصصی حوزه‌های مختلف و اجرای الگوریتم‌ها با مصرف منابع محدود روی یک پلتفرم پروازی. همین بخش شاید فنی‌ترین قسمت خبر باشد، زیرا یک مدل هوش مصنوعی در مرکز داده می‌تواند به سخت‌افزار و توان پردازشی بسیار بیشتری دسترسی داشته باشد، اما در جنگنده باید در یک محیط کوچک، محدود و کاملاً کنترل‌شده کار کند و پاسخ آن نیز قابل پیش‌بینی باشد.
 
جنگنده‌ای که قرار است با پهپاد‌ها بجنگد
هوش مصنوعی وارد کابین رافال شد؛ جنگنده فرانسوی یک قدم به نبرد آینده نزدیک‌تر
آزمایش هوش مصنوعی روی رافال را نمی‌توان جدا از مسیر توسعه استاندارد F۵ این جنگنده بررسی کرد. داسو در نقشه راه خود برای رافال F۵ بر مفهوم «نبرد مشارکتی» تأکید کرده است؛ یعنی جنگنده سرنشین‌دار در آینده فقط یک هواپیما با رادار و موشک نخواهد بود، بلکه باید بتواند در یک شبکه رزمی گسترده‌تر با سامانه‌های بدون‌سرنشین همکاری کند. خود داسو اعلام کرده استاندارد F۵ بر نبرد مشارکتی متمرکز خواهد بود و قرار است امکان کار با سامانه‌های رزمی بدون‌سرنشین را فراهم کند.
 
این تغییر معماری اهمیت زیادی دارد. اگر یک رافال مجبور باشد تمام اطلاعات دریافتی از چند پهپاد، رادار زمینی، هواپیمای دیگر و حسگر‌های خودش را شخصاً تحلیل کند، مزیت شبکه‌ای به‌سرعت تبدیل به بار اطلاعاتی می‌شود. یک سامانه هوش مصنوعی می‌تواند بخشی از این داده‌ها را طبقه‌بندی، اولویت‌بندی و در قالبی قابل فهم به خلبان ارائه کند. برای نمونه، به‌جای آنکه خلبان ده‌ها تماس راداری و الکترونیکی را جداگانه بررسی کند، سامانه می‌تواند تهدید‌های محتمل را بر اساس نوع، فاصله، سرعت، جهت حرکت و میزان اطمینان دسته‌بندی کند و گزینه‌های تصمیم‌گیری را در اختیار خلبان بگذارد. تصمیم نهایی همچنان می‌تواند در اختیار انسان باقی بماند، اما زمان لازم برای رسیدن به آن تصمیم کاهش پیدا می‌کند.
 
داسو پیش از این نیز روی همکاری رافال و سامانه‌های بدون‌سرنشین کار کرده است. طبق گزارش Janes، این شرکت در ماه ژوئیه ۲۰۲۶ همراه با Harmattan AI یک پهپاد رزمی مشارکتی مجهز به محموله جنگ الکترونیک را با رافال آزمایش کرده بود؛ در آن آزمایش یک رافال استاندارد F۴ کنترل یک پهپاد مجهز به محموله جنگ الکترونیک Namib را برعهده داشت؛ بنابراین آزمایش هوش مصنوعی جدید را می‌توان بخشی از یک مسیر گسترده‌تر دانست که از افزایش ظرفیت پردازش داخل جنگنده شروع می‌شود و به همکاری میان جنگنده و پهپاد‌های همراه می‌رسد.
هوش مصنوعی وارد کابین رافال شد؛ جنگنده فرانسوی یک قدم به نبرد آینده نزدیک‌تر
چرا «هوش مصنوعی» در جنگنده با نسخه تجاری آن فرق دارد؟ 
 
در یک سامانه رزمی، هوش مصنوعی زمانی ارزش پیدا می‌کند که بتواند در محیطی پر از خطا، نویز و داده ناقص همچنان عملکرد قابل اتکایی داشته باشد. رادار همیشه هدف را با یک تصویر ایده‌آل نشان نمی‌دهد، سامانه جنگ الکترونیک می‌تواند با سیگنال‌های فریبنده مواجه شود و داده دریافتی از یک پهپاد یا هواپیمای دیگر ممکن است با چند ثانیه تأخیر برسد. الگوریتمی که در آزمایشگاه عملکرد مناسبی دارد، الزاماً در چنین محیطی آماده ورود به یک مأموریت واقعی نیست. برای همین داسو به جای اعلام یک قابلیت نمایشی، از آزمایش پروازی و بلوغ الگوریتم‌ها برای ارتقا‌های آینده صحبت کرده است.
 
یک مسئله دیگر، حاکمیت داده است. فرانسه در سال‌های اخیر تلاش کرده وابستگی خود به فناوری‌های حساس خارجی در حوزه‌های نظامی را کاهش دهد و داسو نیز از این دو الگوریتم با عنوان «هوش مصنوعی حاکمیتی» یاد کرده است. یکی از آنها کاملاً در داخل داسو توسعه یافته و دیگری با همکاری Thales/cortAIx ساخته شده است. چنین رویکردی برای یک جنگنده رزمی اهمیت بیشتری از صرفاً داشتن یک مدل هوش مصنوعی دارد، زیرا الگوریتم بخشی از زنجیره فرماندهی و پردازش اطلاعات نظامی خواهد بود و باید امکان کنترل، به‌روزرسانی، ارزیابی و حفاظت از آن در اختیار کشور سازنده باقی بماند.
 
برای رافال، این مسیر می‌تواند معنای دیگری هم داشته باشد. عمر عملیاتی یک جنگنده معمولاً چند دهه است، اما فناوری پردازش اطلاعات با سرعتی بسیار بیشتر از بدنه، موتور یا سازه هواپیما تغییر می‌کند؛ بنابراین به‌جای طراحی یک جنگنده کاملاً جدید برای هر جهش فناوری، بخشی از توان رزمی آینده می‌تواند از طریق ارتقای نرم‌افزار، پردازنده، حسگر‌ها و شبکه ارتباطی به هواپیمای موجود اضافه شود. رافال از همین حالا در حال حرکت به سمت استاندارد‌های جدیدتر است و آزمایش هوش مصنوعی نشان می‌دهد بخشی از نبرد آینده ممکن است نه در تغییر شکل ظاهری جنگنده، بلکه در تغییر چیزی اتفاق بیفتد که خلبان مستقیماً نمی‌بیند؛ یعنی لایه نرم‌افزاری و سامانه تصمیم‌یار پشت نمایشگر‌های کابین.
 
البته فاصله میان آزمایش و عملیاتی شدن هنوز روشن نیست. داسو نه مأموریت دقیق دو الگوریتم را منتشر کرده، نه نتایج کمی آزمایش، نرخ خطا، نوع پردازنده، تعداد پرواز‌های آزمایشی یا استاندارد مشخص رافال مورد استفاده را اعلام کرده است؛ بنابراین هر ادعایی درباره اینکه این سامانه‌ها مثلاً مسئول کنترل آتش، جنگ الکترونیک، شناسایی هدف یا هدایت مستقل هواپیما هستند، فعلاً فراتر از اطلاعات منتشرشده خواهد بود. چیزی که مشخص است این است که هوش مصنوعی از مرحله بحث نظری عبور کرده و اکنون در حال ورود به محیط واقعی پرواز رافال است؛ جایی که سرعت، محدودیت سخت‌افزاری، امنیت و خطای انسانی باید هم‌زمان مدیریت شوند.
 
رافال در این مسیر تنها نیست؛ شرکت‌های سازنده جنگنده در کشور‌های مختلف روی تصمیم‌یار‌های هوشمند، همکاری جنگنده و پهپاد و کاهش بار شناختی خلبان کار می‌کنند. تفاوت پروژه داسو در این مرحله، تأکید آن بر هوش مصنوعی حاکمیتی و تحت نظارت انسان است؛ یعنی قرار نیست الگوریتم جای خلبان را بگیرد، بلکه قرار است بخشی از کار‌هایی را انجام دهد که انسان برای انجام آنها زمان و ظرفیت شناختی محدودی دارد. اگر این فناوری در استاندارد‌های بعدی رافال وارد خدمت شود، تغییر اصلی شاید روی صفحه نمایش کابین دیده نشود؛ تغییر واقعی در سرعتی خواهد بود که جنگنده اطلاعات را می‌گیرد، آنها را کنار هم می‌گذارد و به خلبان می‌گوید کدام داده ارزش توجه فوری دارد.
اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟
آخرین اخبار