پزشکیان در نیویورک؛ میان میدان و رسانه
سخنرانی مسعود پزشکیان در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل و مصاحبه پس از آن با شبکه فاکس نیوز را نمیتوان صرفاً یک رویداد دیپلماتیک معمول دانست. این رویداد در بستری رخ داد که ایران درگیر یک جنگ نزدیک به هفتماهه با آمریکا و رژیم صهیونیستی بود و یک روز پیش از سخنرانی پزشکیان، دونالد ترامپ از همان تریبون، ایران را به «نابودی» تهدید کرده بود. همین زمینه، این سخنرانی را به یکی از مهمترین اسناد دیپلماتیک سال ۲۰۲۶ تبدیل کرد.
چرا این رویداد مهم است؟
واقعگرایانهترین قضاوت درباره این رویداد آن است که آن را یک عملیات ارتباطی چندلایه ببینیم که همزمان چند پیام متفاوت را به چند مخاطب مختلف مخابره کرد و همین چندلایگی، هم نقطه قوت آن است و هم منشأ تنشهای درونیاش.
یک. سخنرانی سازمان ملل: بازسازی روایت از موضع مظلومیت همراه با اقتدار
آنچه پزشکیان انجام داد
هسته اصلی سخنرانی را میتوان «جابجایی روایت» توصیف کرد: پزشکیان تلاش کرد ایران را از جایگاه «متهم به تروریسم» به جایگاه «قربانی تروریسم» منتقل کند. او با بالا بردن تصویر کودکان کشتهشده در حمله موشکی به مدرسه میناب و تصویر آیتالله خامنهای، رهبر شهید انقلاب که در روز نخست جنگ کشته شد، این جابجایی را از سطح استدلال به سطح احساسی برد و در عین حال بر استواری مردم تاکید کرد و روایت تسلیم ناپذیری در مواجهه با قلدری را نیز فریاد کرد.
این انتخاب یک تکنیک ارتباطی شناختهشده است: در ارتباطات بحران، «انسانسازی» قربانیان مؤثرتر از استدلال حقوقی عمل میکند. تحلیلی که در رسانههای داخلی منتشر شد، این رویکرد را «هماهنگی کامل میدان و دیپلماسی» توصیف کرد و آن را «خط بطلانی بر دوگانهپنداری آمریکاییها مبنی بر جدایی میدان و دیپلماسی» دانست. این تحلیل نشان میدهد که پیش از سخنرانی، اظهارات مقامات امنیتی ارشد- از جمله هشدار به کشورهای همسایه درباره پیامدهای همراهی با تحریمهای هوایی آمریکا- به عنوان مقدمهچینی برای سخنرانی رئیسجمهور عمل کرده بود.
استقبال جهانی
رسانههای جریان اصلی آمریکا پوشش گستردهای داشتند: والاستریت ژورنال، نیویورکتایمز، سیانبیسی، NBC، آکسیوس و آسوشیتدپرس همگی این سخنرانی را پوشش دادند. تحلیلهای بینالمللی، درونمایه اصلی سخنرانی را «مقاومت قاطع و دیپلماسی مشروط» توصیف کردند. یک تحلیلگر ارشد اندیشکده بینالمللی بحران نیز اعلام کرد که این سخنرانی «یادآوری این واقعیت بود که فشار نظامی و اقتصادی آمریکا میتواند اهرم ایجاد کند، اما لزوماً به تسلیم منجر نمیشود».
اما این استقبال جهانی را نباید بیقید و شرط تفسیر کرد. بخشی از توجه رسانههای غربی ناشی از جذابیت خبری «تقابل در خاک دشمن» بود نه لزوماً پذیرش محتوای سخنرانی. روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در واکنش به این سخنرانی ایران را «سردمدار نقض قوانین بینالمللی» خواند. این واکنش نشان میدهد که «پیروزی رسانهای» در سازمان ملل به معنای تغییر سیاست آمریکا نیست.
نکتهای که کمتر دیده شد!
پزشکیان در بخش هستهای سخنرانی، یک استدلال حقوقی مطرح کرد که کمتر به آن پرداخته شد: «بمب اتمی در اسرائیل است، اما بازرسان در ایران» این جمله، یک تناقض ساختاری در رژیم عدم اشاعه را برجسته میکند ـ اسرائیل عضو NPT نیست و بازرسی نمیپذیرد، اما ایران عضو NPT است و تحت شدیدترین بازرسیها قرار دارد. این استدلال، صرفنظر از موضعگیری سیاسی، یک نقطه قوت حقوقی در سخنرانی بود.
دو. مصاحبه با فاکس نیوز: رسوخ به قلب رسانه دشمن
آیا فاکس نیوز انتخاب هوشمندانهای بود؟
انتخاب فاکس نیوز به عنوان بستر مصاحبه، یک تصمیم راهبردی بود که چند لایه داشت. فاکس نیوز با مدیریت نزدیکان ترامپ اداره میشود و در چند دهه گذشته به مهمترین نهاد شکلدهنده افکار عمومی در اردوگاه جمهوریخواهان تبدیل شده است. مخاطبان این شبکه افرادی هستند که اغلب ایران را «حامی تروریسم»، «جنگطلب» و «بدون رهبر» میپندارند.
مصاحبه با این شبکه، از منظر ارتباطات راهبردی معادل «عملیات رسوخ» است. همانطور که در جنگ نظامی، نفوذ به قلب تجهیزات دشمن یک دستاورد است در جنگ رسانهای نیز دسترسی به تریبونی که مستقیماً به جمهوریخواهان آمریکایی سخن میگوید، یک دستاورد است- حتی اگر همه محتوای آن به نفع ایران نباشد کما اینکه برخی تحلیلگران این مصاحبه را «یکهتازی در رسانههای خارجی» توصیف کرده و آن را به عنوان یک راهبرد ارتباطی مؤثر تلقی کرد.
شاخصهای محتوایی
دکتر پزشکیان در این مصاحبه چند پیام کلیدی را به مخاطب آمریکایی منتقل کرد:
اول- رد صریح سلاح هستهای: او با قاطعیت گفت ایران به دنبال بمب نیست و حتی به فتوای قائد شهیدمان درباره حرام بودن سلاح هستهای استناد کرد.
دوم- آمادگی برای رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصدی: پزشکیان اعلام کرد تهران حاضر است اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد را رقیق کند. این یک عقبنشینی تاکتیکی مهم بود که نشان میداد ایران برای دستیابی به توافق حاضر به انعطاف است.
سوم- انتقال مسئولیت ادامه جنگ به آمریکا: جمله کلیدی مصاحبه این بود: «آمریکا باید انتخاب کند که آیا میخواهد این [جنگ] را تمام کند یا نه. ما نمیخواهیم ادامه دهیم»
چهارم- عدم پذیرش تسلیم: او تأکید کرد که ایران هرگز در برابر «زبان زور» زانو خم نمیکند.
تنش درونی: چه چیزی در مصاحبه نگرانکننده بود؟
پرسش درباره محل ذخایر اورانیوم، کنترل سپاه و نیز درباره کشتار معترضان از جمله موارد حساسی بود که قطعا گردانندگان فاکس نیوز با سناریوی قبلی روی میز گذاشتند که در مجموع با مدیریت مصاحبه و پاسخهای قابل قبول رئیس جمهوری همراه شد هرچند که بزعم برخی تحلیلگران داخلی مصاحبه با فاکسنیوز اگرچه با هدف کاهش تنش انجام شد اما به تقویت روایت غربیها انجامید که ایران به دنبال جلوگیری از حملات بعدی است نه اعمال اقتدار منطقهای و اینکه پرسشها میتوانست پاسخهای قاطعتری بیابد.
سه. واکنشهای داخلی: آینه شکسته
استقبال گسترده
واکنشهای داخلی به سخنرانی سازمان ملل، به طور غیرمعمول گسترده بود. رئیس مجلس، پزشکیان را «صدای مقتدر شجاعت، تابآوری و صلابت جمهوری اسلامی ایران» خواند. مشاور رهبر ایران، او را «صدای همه ایرانیان» توصیف کرد. فرماندهان نظامی نیز از این سخنرانی تقدیر کردند.
نکته مهم این است که همه این تقدیرها از آنچه سخنرانی از آن امتناع کرد تمجید میکردند ـ یعنی امتناع از تسلیم. هیچکدام به بخش مذاکره اشاره نکردند.
سکوتهای معنادار
نکته قابل توجه در تحلیل داخلی، سکوت دکتر سعید جلیلی و نبود واکنش از سوی او بود. این سکوت را میتوان از چند منظر تفسیر کرد: یا نشانه مخالفت پنهان است یا محاسبه سیاسی برای عدم همراهی با موج عمومی و یا نشانه آنکه تصمیم سفر به نیویورک درسطح بالاتری از دولت اتخاذ شده است. همچنین سکوت رسانه رهبر رشید انقلاب درباره سفر رئیس جمهور و این سخنرانی، دستاویز القای ابهام راهبردی عمیقتر بود چرا که در سالهای گذشته دیدار رئیسجمهور با رهبری پیش از سفر به سازمان ملل یک سیگنال مهم بود که نشان میداد رئیسجمهور با مأموریت رهبری سفر میکند وامسال چنین دیداری اعلام نشد. هرچند که بنا بر قرائن و شواهد، سفر دکتر پزشکیان و مذاکرات نیویورک، مأموریت رسمی نظام بوده است.
نقدهای تند برخی منتقدان: چه چیزی از قلم افتاد؟
عمده منتقدان به جای نقد محتوای سخنرانی بیشتر به موضوعات فرعی پرداختند یا سفر را «معصیت» خواندند. یکی از منتقدان به جای پرداختن به سخنان رئیسجمهور به صحبتهای آقازاده ایشان پرداخت. دیگری سفر به نیویورک را-که یقیناً تصمیم نظام بوده- «سفر معصیت» دانست.
بیشتر بخوانید
واکنش پزشکیان به درخواست ترامپ برای گفتگو
این نوع نقد، از منظر سواد رسانهای، مصداق کلاسیک جنگ شناختی معکوس است: وقتی رسانههای داخلی همان روایتهایی را تقویت میکنند که دشمن برای تضعیف نظام طراحی کرده، نتیجه آن تضعیف اعتماد عمومی و ایجاد شکاف درونی است. نکته مهم این است که نقد سازنده با نقد تخریبی تفاوت دارد: نقد سازنده به محتوا میپردازد اما امان از نقد تخریبی که به حاشیه میرود.
چهار. بازخوانی تناقض: آیا «دو چهره» واقعی است؟
در پاسخ به نقد «دوگانگی» باید به چند نکته دقت کرد:
اول ـ تفکیک مخاطب: سخنرانی در سازمان ملل خطاب به کل جهان و به ویژه افکار عمومی جهانی بود. مصاحبه با فاکسنیوز خطاب به بخش خاصی از افکار عمومی آمریکا ـ جمهوریخواهان. در ارتباطات راهبردی، تطبیق پیام با مخاطب یک اصل است، نه یک ضعف. اما این تطبیق زمانی مشکلساز میشود که پیامها با هم متناقض به نظر برسند.
دوم ـ تفکیک مکان و زمان: در سازمان ملل، پزشکیان از موضع قدرت و با تکیه بر تصاویر قربانیان سخن گفت. در فاکسنیوز، او در یک مصاحبه ۳۷ دقیقهای تحت فشار سؤالات پیوسته مجری کارکشته قرار داشت که شرایط این دو موقعیت کاملاً متفاوت است.
سوم ـ تفکیک راهبرد از تاکتیک: موضع ایران در قبال مذاکره هستهای ـ آمادگی برای گفتوگو در چارچوب حقوق بینالملل، اما عدم تسلیم در برابر زور ـ یک راهبرد ثابت است. اعلام آمادگی برای رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصدی یک تاکتیک مذاکرهای است، نه عقبنشینی از راهبرد.
با این حال، نقد وارد است که اگر این تاکتیک بدون هماهنگی کامل با سایر ارکان نظام اعلام شود، میتواند پیام «تسلیم» به دشمن مخابره کند. نکته کلیدی این است که ارتباطات راهبردی موفق نیازمند انسجام درونی است.
پنج. پنج روایت، یک تصویر: خوانش تحلیلی از درون نظام
آنچه در روزهای پس از سخنرانی از سوی چهرههای مختلف سیاسی و تحلیلی برجسته شد، تصویری چندلایه از این رویداد ارائه میدهد که هر لایه، زاویهای متفاوت از یک عملیات ارتباطی واحد را آشکار میکند.
روایت اول ـ هماهنگی میدان و دیپلماسی: دبیر شورای امنیت ملی پیش از سخنرانی پزشکیان، رئیسجمهور آمریکا را «جنایتکار شکستخورده» خواند و گفت «پاسخ رئیسجمهور احمق و متوهم آمریکا را آقای پزشکیان میدهد». سرلشگر رضایی سپس در تحلیلی پس از سخنرانی تأکید کرد که اظهارات پیشین او «نشاندهنده هماهنگی کامل میدان و دیپلماسی بود و خط بطلانی بر دوگانهپنداری آمریکاییها مبنی بر جدایی میدان و دیپلماسی کشید». این روایت نشان میدهد که سفر به نیویورک یک عملیات هماهنگ نظام بوده است، نه یک ابتکار شخصی رئیسجمهور. هشدار او به کشورهای همسایه درباره پیامدهای همراهی با تحریمهای هوایی آمریکا نیز بخشی از همین مقدمهچینی راهبردی بود.
روایت دوم ـ وحدت ملی به عنوان راهبرد: دکتر پزشکیان در سخنرانی خود، عقل و حماسه ایرانی را به شکل غرورانگیزی در هم آمیخت و از جنبه راهبردی، نمادی از "وحدت ایرانیان" در مقابل دشمن آفرید. رئیس جمهوری با این اقدام، «بستری را فراهم کرد تا جامعه جهانی میان او و دونالد ترامپ، و در واقع میان مواضع ایران و آمریکا، به قضاوت بنشیند» که این رویکرد واکنشی مناسب به رفتارهای متناقض و لفاظیهای ترامپ متوهم است.
روایت سوم ـ نگاه فرصتمحور به دیپلماسی: این سخنرانی در چارچوب بازسازی روابط با اروپا و بهرهگیری از شکافهای موجود در جبهه غربی نیز تحلیل میشود. از این منظر، ارائه طرح جامع برای منطقه در این مرحله «عجولانه» است و موفقیت واقعی در گرو پیگیری مستمر دیپلماسی فرسایشی است، نه یک پیروزی یکشبه.
روایت چهارم ـ رسانه به عنوان میدان نبرد: سابقه تاریخی حضور روسای جمهور ایران ـ از شهید رجایی تا رهبر شهید ـ تأکید کرد که «اگر در مجمع عمومی سازمان ملل حضور پیدا نکنیم قطعاً کَک آمریکا نمیگزد اما وقتی حضور پیدا کنیم، آنها مجبور خواهند بود بخشی از مواضع ما را به گوش ملتها برسانند». نمایش تصاویر شهدای جنگ از سوی رئیسجمهور «کار بسیار ارزندهای» بود برای غربی که «چند سال است این دروغ را تکرار میکنند که بهزودی ایران به سلاح هستهای دست پیدا میکند.
سازمان ملل متحد یکی از نقاط اثر خاصی است که نمایندگان ملتها در آن حضور پیدا میکنند و ما میتوانیم صدای خودمان را در کنار صدای بسیار گوشخراش غربیها به گوش جهانیان برسانیم» و این روایت ایران مصاحبه با فاکسنیوز نیز به عنوان یک عملیات رسانهای در قلب اردوگاه دشمن قابل پذیرش است؛ استفاده از تریبون دشمن برای صادر کردن روایت خودی که البته قطعا میتوانست مقتدرانه و جامعتر نیز باشد.
روایت پنجم ـ رسانه دشمن به عنوان میدان : حضور در رسانه دشمن نه تنها مذموم نیست، بلکه اگر با هوشمندی همراه باشد، میتواند به عنوان یک راهبرد ارتباطی مؤثر عمل کند. از این منظر، مصاحبه رئیسجمهور با فاکسنیوز در امتداد همان راهبردی قرار میگیرد که برخی تحلیلگران داخلی سالها آن را در عمل پیاده کرده و روسای جمهور قبلی نیز بعضاً از آن غافل نبودند.
شش. جمعبندی: درسهایی از منظر سواد رسانهای
از منظر فرهنگی و رسانهای، این رویداد چند درس مهم دارد؛
۱. پکیج رسانهای را باید یکپارچه دید، اما نقد کرد. سخنرانی سازمان ملل و مصاحبه فاکسنیوز یک بسته ارتباطی بود با مخاطبان متفاوت. موفقیت این بسته را نمیتوان با تفکیک اجزا قضاوت کرد، اما نقاط ضعف هر جزء را نیز نمیتوان با استناد به موفقیت کل بسته نادیده گرفت.
۲. «پیروزی رسانهای» با «پیروزی دیپلماتیک» متفاوت است. اینکه رسانههای جهانی سخنرانی را «قاطعانه» توصیف کردند، به معنای تغییر سیاست آمریکا نیست. تغییر واقعی در رفتار طرف مقابل رخ میدهد، نه در تیتر خبرها!
۳. جنگ شناختی یک میدان دوطرفه است. همانطور که آمریکا با رسانههای خود افکار عمومی ایران را شکل میدهد، ایران نیز میتواند با استفاده هوشمندانه از رسانههای آمریکایی افکار عمومی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. اما این تأثیرگذاری نیازمند انسجام پیام و هماهنگی همه ارکان نظام است.
۴. نقد داخلی باید به محتوا بپردازد، نه به حاشیه. نقدی که به جای بررسی محتوای سخنرانی، به موضوعات فرعی میپردازد یا سفر رسمی نظام را «معصیت» میخواند، نه تنها سازنده نیست، بلکه آب به آسیاب دشمن میریزد. در جنگ شناختی، رسانههای داخلی میتوانند یا سپر باشند یا شکاف ـ انتخاب با آنهاست.
۵. هماهنگی میدان و دیپلماسی، مهمترین پیام پنهان: اظهارات برخی مقامات امنیتی کشور مانند مصاحبه دکتر محسن رضایی پیش و پس از سخنرانی، نشان داد که این اقدام یک عملیات هماهنگ نظام بوده است. این هماهنگی، ادعای منتقدان تندرو را تضعیف میکند، اما عدم انعکاس تأیید و حمایت رهبری و عدم واکنش چهرههای شاخص منتقد دولت، نشان میدهد که انسجام کامل شاید هنوز محقق نشده باشد.
۶. مهمترین آزمون در آینده است. سخنرانی و مصاحبه، «تصویرسازی» است. آزمون واقعی، انسجام درونی نظام برای تبدیل این تصویر به واقعیت است. آیا مذاکرات نیویورک به توافق میرسد؟ آیا ارکان نظامی حاکمیت هم از توافق تبعیت میکند؟ آیا رهبر رشید ایران از این مسیر حمایت میکند؟ اینها پرسشهایی هستند که پاسخ آنها تعیین میکند آیا این عملیات رسانهای یک «پیروزی» بود یا یک «فرصتسوزی».
پزشکیان در نیویورک کاری کرد که کمتر رئیسجمهوری در تاریخ جمهوری اسلامی توانسته بود: از تریبون رسانه دشمن برای بیان روایت ایران استفاده کرد، در برابر تهدید تسلیم نشد، اما درب را برای پنجره دیپلماسی باز نگه داشت. این یک دستاورد قابل تقدیر است. اما تقدیر بدون نقد، تبدیل به بتسازی میشود ـ و بتسازی، همان آفتی است که سواد رسانهای میخواهد از آن پرهیز کند.
فعال فرهنگی و مدرس رسانه