سال تحصیلی که نکوست از خزانش پیداست؛ متدهای مبهم مهرماهیِ دو وزیر
به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی تابناک، آغاز سال تحصیلی برای وزارتخانههای علوم و آموزشوپرورش، طبیعتاً باید فرصتی برای اعلام برنامههایی باشد که مستقیماً با مسئله اصلی نظام آموزشی کشور ارتباط دارد: کیفیت آموزش، ارتقای سرمایه انسانی، پژوهش، تربیت نسل آینده و افزایش اعتماد دانشجویان و دانشآموزان به مدرسه و دانشگاه.
آنچه در آستانه سال تحصیلی جدید دیده میشود، پرسشهایی درباره اولویتبندی سیاستهای آموزشی ایجاد کرده است؛ پرسشهایی که نمیتوان صرفاً با صدور بخشنامه و برگزاری مراسم پاسخ داد.
وزارت علوم با «راهنمای آراستگی» دانشجویان
وزارت علوم «دستورالعمل راهنمای آراستگی، اخلاق و منش دانشگاهی» را به دانشگاهها ارسال کرده است. در متن ابلاغیه، از رؤسای دانشگاهها خواسته شده موضوع را به اطلاع دانشجویان برسانند و در زمان مناسب، تبلیغات محیطی مرتبط با آن را نیز انجام دهند.
این نامه نشان میدهد که احتمالاً وزارت علوم، بین تفاوت نگاههای فشار دولت و بخشهای دیگر، مصوبه «راهنمای آراستگی» به را دانشگاهها ارسال کرده است. این ابلاغیه، هیچگونه تأکیدی بر الزامیبودن راهنما ندارد و صرفاً بر تبلیغات محیطی آن و اعلام به دانشجویان تأکید شده است.
ارتقاء دانشگاهها چه میشود؟
اما باید توجه داشت که دانشگاه در حال حاضر در حوزههای علمی با چالشهای زیادی مواجه است و حتی دانشگاههای برتر در رتبهبندیهای جهانی با افت جایگاه روبرو شدهاند. بد نبود برای این حوزهها، ارتقای کیفیت اساتید و نیز حوزههای پژوهشی و تحقیقاتی، حداقل چنین راهنمایی ارائه میشد.
البته گفتنی است چه بسا دانشگاهها همچنان مجازی باشند و اساساً اولویتی برای این ابلاغیه وجود نداشته باشد. لذا به نظر میرسد این اقدامات از همان جنس کارهای «باری به هر جهت» انجامشده است تا وزیر یا مسئولان، پاسخی برای منتقدان و ناظران و دیگران داشته باشند و در عین حال، اتفاق ویژهای هم درباب اجراییشدن آن آییننامه نیفتد.
فاصله این دست اقدامات با خواستهها و دغدغههای دانشجویان، بسیار بیشتر از سالها و ادوار گذشته است.

همینجا پرسش اصلی شکل میگیرد: آیا برای این حوزهها نیز به همان اندازه «راهنما» و دستورالعمل وجود دارد؟
از این منظر، و نیز احتمالا برای رد کردن موضوعاتی همچون عفاف و حجاب در دانشگاهها، وزارت علوم به دلیل فشارهای خاص، چنین سندی را توصیه کرده است.
اگر خروجی سیاستگذاری به تولید سند و سپس اطلاعرسانی درباره سند محدود شود، طبیعتا با پدیدهای مواجه شویم که در آن «انجام کار اداری» جای «حل مسئله اصلی» را بگیرد.
البته آراستگی، اخلاق و منش دانشگاهی موضوعات بیاهمیتی نیستند. دانشگاه بدون صداقت علمی، احترام متقابل و مسئولیتپذیری نمیتواند محیط علمی سالمی باشد. بحث بر سر اصل موضوع نیست؛ بحث بر سر نسبت آن با سایر اولویتهاست و اینکه فلسفه این نامهها با اثرگذاری تقریبا صفر چیست؟

آموزشوپرورش؛ «زیست عفیفانه» و دانشآموزی که باید شاد باشد!
در آموزشوپرورش نیز بخشی از برنامههای اعلامشده برای سال تحصیلی جدید، رنگ و بوی فرهنگی و هویتی پررنگی دارد.
وزارت آموزشوپرورش اعلام کرده است که برنامههای تربیتی با محوریت «زیست عفیفانه»، تعمیق احکام دینی و تبیین آموزههای شرعی از مهرماه اجرا میشود. وزیر نیز گفته است برای این موضوع برنامههای جداگانهای برای دانشآموزان و فرهنگیان طراحی شده است.
در کنار آن، در ادبیات آقای وزیر برای آغاز سال تحصیلی بر «نشاط»، «امید» و آغاز سالی شاد تأکید شده است.او گفته است که دانشآموزان با نشاط و شادی به مدرسه بیایند. اما شادی دانشآموز که با دستور ایجاد نمیشود. نمیتوان صرفاً از دانشآموز خواست روز اول مهر «شاد» وارد مدرسه شود، بدون آنکه درباره عواملی که شادی و احساس تعلق او را ایجاد میکنند، حرف جدی زده شود.
دانشآموز برای شاد بودن به مدرسهای بانشاط نیاز دارد که معلم باکیفیت داشته باشد، کلاس مناسب داشته باشد، تحقیر و اضطراب را کاهش دهد، فرصت تجربه و خلاقیت بدهد و به پرسشهای نسل جدید پاسخ بدهد. شادی چیزی نیست که دانشآموز در کولهبارش بگذارد و به مدرسه بیاورد.

همان حرفهای قدیمی
در شرایطی که بر اساس گزارشی که به نقل از وزیر آموزشوپرورش منتشر شده، میانگین نمرات امتحانات نهایی پایه دوازدهم در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۰.۱۵ بوده و نسبت به سال قبل از آن، کاهش داشته است، مسئله کیفیت آموزشی نمیتواند در حاشیه قرار بگیرد.
از سوی دیگر، برنامههای مرتبط اعلام شده با شرایط خاص کشور و جنگ اخیر نیز تقریبا همان ادبیات و قالبهای چند دهه قبل و شبیه به دوران جنگ تحمیلی هشتساله را دارد.
در حالیکه این نسل با اینترنت، شبکههای اجتماعی، هوش مصنوعی و دسترسی بیسابقه به اطلاعات بزرگ شده است. نمیتوان برای او صرفاً با الگوهای ارتباطی دهههای گذشته برنامه فرهنگی طراحی کرد و انتظار داشت همان میزان اثرگذاری را داشته باشد.
مدرسه امروز بیش از هر چیز به معلم توانمند، آموزش باکیفیت، برنامه درسی روزآمد، مشاوره، مهارتآموزی و شناخت واقعی از دانشآموز نیاز دارد.
کاش در کنار عنوان کلی «زیست عفیفانه» و توصیه به «شاد بودن»، برای زیست واقعی دانشآموز نیز برنامهای به همان اندازه جدی وجود داشت؛ برنامهای برای اینکه چرا یادگیری افت کرده، چرا میانگین نمرات پایین است، چرا مدرسه از تحولات جامعه عقب مانده و چگونه میتوان مدرسه را به جایی تبدیل کرد که دانشآموز نه فقط مجبور باشد به آن برود، بلکه دلش بخواهد در آن بماند و چیزی یاد بگیرد.
