آناهیتا افشار و ادعای انتشار فیلم خصوصی/وقتی نگرانی مردم، ابزار تبلیغ فیلم میشود
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، ویدئویی از آناهیتا افشار، بازیگر سینما و تلویزیون، در فضای مجازی منتشر شد که در نگاه اول واقعاً نگرانکننده بود؛ بازیگر در حالی که اشک میریزد از مردم میخواهد فیلمی خصوصی از او را دستبهدست نکنند و به انتشار بیشتر آن کمک نکنند.
همین چند جمله کافی بود تا بسیاری از مخاطبان شوکه شوند. واقعاً چه اتفاقی افتاده؟ چرا فیلم خصوصی یک بازیگر منتشر شده؟ چرا او به جای توضیح درباره ماجرا، با چنین شرایطی مقابل دوربین آمده است؟ چرا از مردم میخواهد فیلم را منتشر نکنند؟
برای خیلیها، ماجرا جدی و واقعی به نظر میرسید؛ بهخصوص اینکه موضوع انتشار تصاویر خصوصی در فضای مجازی، مسئلهای واقعی است که میتواند زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهد.
افشار که با بازی در سریالهایی مانند «متهم گریخت» و «سه در چهار» شناخته شده است، این ویدئو را بدون توضیح و با هشتگ «بیدار» منتشر کرد و از مخاطبان خواست در انتشار بیشتر آنچه فیلم خصوصی خودش عنوان شده، مشارکت نکنند.
اما ماجرا در ادامه شکل دیگری پیدا کرد.
در پایان ویدئو مشخص میشود که این اتفاق بخشی از تبلیغات یک فیلم است و آنچه مخاطب در ابتدا بهعنوان یک اتفاق واقعی و نگرانکننده تصور کرده، در واقع بخشی از طراحی تبلیغاتی اثر بوده است.
اینجاست که سؤال اصلی شکل میگیرد؛ آیا برای تبلیغ یک فیلم، واقعاً باید از نگرانی و احساسات مخاطب استفاده کرد؟
وقتی همه فکر کردند یک دختر در خطر است
واقعیت این است که واکنش اولیه مردم چندان عجیب نبود. وقتی یک زن جوان در حالی که گریه میکند از مردم میخواهد فیلم خصوصیاش را منتشر نکنند، طبیعی است که مخاطب نگران شود و حتی به فکر حمایت از او بیفتد.
در همان لحظه اول، کمتر کسی تصور میکند با یک کمپین تبلیغاتی مواجه است. ذهن مخاطب به سمت اتفاقی واقعی میرود؛ اتفاقی که ممکن است برای هر فردی رخ دهد و عواقب سنگینی داشته باشد.
به همین دلیل، استفاده از چنین سوژهای برای تبلیغ یک اثر هنری، دستکم نیازمند دقت و ملاحظه بسیار بیشتری است.
مسئله فقط این نیست که در پایان ویدئو مشخص میشود همه چیز تبلیغاتی بوده است. مسئله این است که مخاطب تا آن لحظه، با یک نگرانی واقعی مواجه شده و احساساتش درگیر شده است.
خیلیها احتمالاً همان چند دقیقه اول را با اضطراب دیدهاند، برای دوستانشان فرستادهاند یا حتی نگران وضعیت این بازیگر شدهاند.
حالا تصور کنید همین اتفاق برای یک دختر عادی رخ میداد؛ دختری که واقعاً فیلم خصوصیاش منتشر شده و از مردم درخواست میکند آن را پخش نکنند. آیا باز هم میتوانستیم با این موضوع مثل یک ترفند تبلیغاتی برخورد کنیم؟
تبلیغی که میتوانست جور دیگری باشد
تبلیغات خلاقانه، طبیعتاً بخشی از صنعت سینماست و قرار نیست هر تبلیغ متفاوتی را محکوم کرد. فیلمسازان برای جلب توجه مخاطب راههای مختلفی را امتحان میکنند و ایجاد کنجکاوی هم یکی از روشهای شناختهشده تبلیغات است.
اما مرز میان ایجاد کنجکاوی و بازی با یک نگرانی واقعی، مرزی جدی است.
وقتی موضوع انتخابشده، انتشار فیلم خصوصی، آبروی یک زن و درخواست برای جلوگیری از دستبهدست شدن تصاویر باشد، دیگر با یک شوخی ساده یا یک تیزر معمولی طرف نیستیم.
شاید این تبلیغ توانسته باشد برای فیلم توجه ایجاد کند، اما همین توجه میتواند هزینه دیگری هم داشته باشد؛ بیاعتماد شدن مخاطب به چنین هشدارهایی.
مخاطبی که امروز یک ویدئوی گریهدار میبیند و تصور میکند یک زن واقعاً گرفتار شده، ممکن است فردا در مواجهه با یک اتفاق واقعی، آن را هم بخشی از یک تبلیغ یا بازی رسانهای تصور کند.
و این بخش ماجراست که به نظر میرسد در طراحی چنین کمپینی نباید نادیده گرفته میشد.
خانم افشار؛ نمیدانیم چه مشاوری چنین شیوهای را برای معرفی فیلم پیشنهاد کرده، اما استفاده از ترس و نگرانی مردم، آن هم در موضوعی به حساسی انتشار فیلم خصوصی، انتخاب قابل دفاعی برای تبلیغ یک اثر هنری به نظر نمیرسد.
مخاطب حق دارد وقتی یک بازیگر را گریان میبیند و از او درخواست کمک میشنود، نگران شود؛ نه اینکه بعداً متوجه شود تمام این نگرانی، بخشی از یک سناریوی تبلیغاتی بوده است.
سینما برای دیدهشدن راههای زیادی دارد؛ کاش برای دیدهشدن یک فیلم، احساس امنیت و نگرانی مردم انتخاب نمیشد.