تبدیل یک پرونده اقتصادی به جنگ روایتها/ ماجرای فروش نفت به ح-آ چه شد!؟

به گزارش تابناک، در روزهایی که فروش نفت، تأمین ارز و حفظ جریان درآمدهای نفتی برای اقتصاد ایران اهمیتی دوچندان پیدا کرده، انتشار روایتهایی درباره نحوه فروش محمولههای نفتی و عملکرد برخی واسطهها میتواند بهسرعت از یک موضوع تخصصی در حوزه تجارت نفت فراتر برود و به مسئلهای عمومی تبدیل شود؛ بهویژه زمانی که در این روایتها از مبالغ بزرگ، قراردادهای نفتی، بدهیهای ارزی و حتی نقش مقامهای ارشد وزارت نفت سخن گفته میشود.
ماجرای اخیر درباره فردی به نام «ح-آ» از همین جنس است؛ روایتی که از یکسو با ادعاهایی درباره نحوه انعقاد قرارداد و میزان مطالبات مطرحشده همراه شده و از سوی دیگر با تکذیب مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران درباره اصل ادعای «فروش نفت با مجوز وزیر نفت» مواجه شده است. در چنین شرایطی مهمترین موضوع تخصصی درباره سازوکار فروش نفت به اندازهای حاشیهساز میشود که اصل مسئله یعنی چگونگی صیانت از درآمدهای نفتی کشور در میان انبوهی از ادعا و تکذیب گم میشود؟
بیشتر بخوانید:
تراستیها با ارزهای صادراتی چه کردند؟ / پولهای برنگشته نفت کجاست؟
مسئولان شرکت ملی نفت تأکید کردهاند فروش نفت براساس دستورالعملها و با رعایت ملاحظات نهادهای نظارتی انجام میشود و روایت منتشرشده درباره قرارداد ح-آ با مجوز وزیر نفت را نادرست دانستهاند. در مقابل برخی گزارشهای رسانهای همچنان بر وجود ابهام درباره قرارداد، بدهیهای منتسب به این پرونده و نحوه طی شدن فرآیندهای داخلی اصرار دارند.
اعتماد عمومی در ماجرای فروش محرمانه نفت
فروش نفت ایران در شرایط تحریم با فروش عادی نفت در بازار جهانی تفاوت دارد و طبیعی است که بخشی از اطلاعات مربوط به خریداران، مسیرهای انتقال پول، شرکتهای واسطه و شیوههای مقابله با تحریمها نمیتواند بدون محدودیت در اختیار عموم قرار گیرد زیرا انتشار برخی جزئیات میتواند مسیرهای تجاری و مالی کشور را در معرض فشار بیشتری قرار دهد اما محرمانگی اگرچه در برخی بخشهای تجارت نفت یک ضرورت عملی است، نباید با نبود پاسخگویی اشتباه گرفته شود.
اگر اطلاعات قرارداد به دلایل امنیتی قابل انتشار نیست باید دستکم مشخص باشد که چه نهادی قرارداد را بررسی کرده، چه تضامینی برای بازگشت منابع در نظر گرفته شده، مسئولیت تصمیمگیرندگان چگونه تعریف شده و در صورت ایجاد بدهی یا اختلاف، چه سازوکاری برای وصول مطالبات وجود دارد. این همان نقطهای است که پرونده ح-آ از یک نام و یک قرارداد احتمالی فراتر میرود و به یک مسئله مهمتر در حکمرانی انرژی میرسد.
حفظ محرمانگی قراردادها در شرایط تحریم
خلأ اطلاعاتی معمولاً خالی نمیماند. وقتی اطلاعات رسمی محدود باشد، روایتهای غیررسمی جای آن را پر میکنند و در فضای شبکههای اجتماعی نیز یک ادعا میتواند پیش از آنکه امکان بررسی صحت آن فراهم شود به یک باور عمومی تبدیل شود. در چنین فضایی حتی یک تکذیبیه رسمی نیز الزاماً نمیتواند اثر اولیه خبر را از بین ببرد، بهخصوص اگر پیش از آن روایتهای مختلفی درباره موضوع منتشر شده باشد.
یک داستان واحد از چند روایت پراکنده!
بخشی از حساسیت ایجادشده پیرامون ماجرای ح-آ را باید در سابقه ذهنی جامعه نسبت به پروندههای فروش نفت و واسطههای نفتی جستوجو کرد. سالها تحریم، محدودیتهای بانکی، استفاده از شرکتهای واسطه و دشواری انتقال مستقیم منابع نفتی موضوع فروش نفت را به یکی از پیچیدهترین بخشهای اقتصاد ایران تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی، وقتی نام یک فرد در کنار عباراتی مانند «تراستی»، «فروش نفت»، «بدهی ارزی» و «میلیاردها دلار» قرار میگیرد، افکار عمومی معمولاً منتظر نمیماند تا تمام جزئیات حقوقی و مالی پرونده روشن شود. قطعات مختلف اخبار در کنار یکدیگر قرار میگیرند و یک روایت کلی شکل میگیرد؛ روایتی که ممکن است بخشی از آن مستند، بخشی محل اختلاف و بخشی نیز صرفاً برداشت عمومی از مجموعه اخبار باشد. اینجاست که رسانه حرفهای باید بیش از همیشه مراقب مرز میان خبر و ادعا باشد. اگر وزارت نفت یک روایت را تکذیب میکند، این تکذیب نیز باید به همان اندازه دقیق و روشن روایت شود. در غیر این صورت، یک گزارش اقتصادی بهراحتی میتواند به محاکمه رسانهای افراد تبدیل شود؛ محاکمهای که نه جایگزین رسیدگی حقوقی است و نه الزاماً به کشف واقعیت کمک میکند.
مدل فروش نفت مسئله اصلی در دوران تحریم
استفاده از واسطهها در شرایط تحریم ممکن است بخشی از راهکارهای عملی برای استمرار صادرات باشد اما همین سازوکار میتواند ریسکهای دیگری نیز ایجاد کند؛ از جمله ریسک عدم وصول بهموقع منابع، افزایش هزینه معاملات، ایجاد اختلاف درباره محمولهها، دشواری ردیابی منابع و وابستگی بیش از اندازه به مجموعههایی که خارج از ساختار معمول تجارت نفت فعالیت میکنند.
غلیه حاشیهها بر اصل مسئله!
مشکل زمانی جدیتر میشود که یک پرونده اقتصادی به جنگ روایتها تبدیل شود. یک طرف میگوید چنین قراردادی با آن مشخصات وجود نداشته یا فرآیند فروش مطابق مقررات انجام شده؛ طرف دیگر بر وجود اسناد یا مکاتباتی درباره موضوع تأکید میکند. رسانهها نیز هر کدام بخشی از روایت را برجسته میکنند و در نهایت مخاطب با مجموعهای از اطلاعات پراکنده روبهرو میشود که تشخیص بخش قطعی از بخش ادعایی آن آسان نیست. در این میان، یک اتفاق مهم رخ میدهد: موضوع اصلی گم میشود.
دیگر کمتر کسی درباره سازوکار کنترل درآمدهای نفتی سؤال میکند و بحث به این محدود میشود که چه کسی درست میگوید، چه کسی سند دارد و چه کسی باید پاسخ بدهد. در حالیکه حتی اگر تمام ادعاهای مطرحشده درباره ح-آ در نهایت رد شود، یک سؤال عمومی همچنان ارزش بررسی دارد: چرا در ساختار فروش نفت کشور امکان شکلگیری چنین روایتهایی وجود دارد و چرا افکار عمومی نمیتواند با اطمینان درباره سازوکار فروش، وصول پول و نظارت بر واسطهها اطلاعات کافی به دست آورد؟
اعتماد، دارایی اقتصاد نفتی!
در شرایط فعلی اقتصاد ایران، نفت فقط یک کالای صادراتی نیست؛ بخش مهمی از منابع ارزی و توان مالی کشور به درآمدهای نفتی وابسته است؛ بنابراین هر بحثی درباره فروش نفت، نحوه وصول منابع و عملکرد واسطهها، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با اعتماد عمومی نسبت به مدیریت منابع کشور ارتباط پیدا میکند.
به همین دلیل، ماجرای ح-آ را نمیتوان صرفاً با یک تکذیب یا یک گزارش جدید به پایان رساند. اگر ادعای مطرحشده نادرست است، روشن شدن ابعاد موضوع از سوی مراجع مسئول میتواند به پایان یافتن ابهام کمک کند؛ اگر اختلافی درباره فرآیندهای اداری یا مالی وجود دارد، مسیر رسیدگی قانونی باید آن را مشخص کند و اگر مسئلهای در سازوکار فروش نفت وجود دارد، اصلاح ساختار باید مهمتر از پیدا کردن یک مقصر رسانهای باشد.
ح-آ ممکن است در نهایت یک نام در یک پرونده باشد اما چه سازوکاری تضمین میکند درآمد حاصل از فروش نفت ایران با وجود همه محدودیتهای تحریمی با کمترین ریسک و بیشترین تضمین به کشور بازگردد؟ آنچه باید از این پرونده باقی بماند، نه یک جنجال رسانهای دیگر بلکه مطالبهای روشن برای شفافیت فرآیند، نظارت مؤثر، تضمین وصول درآمدهای نفتی و پاسخگویی دقیق نهادهای مسئول است.


