پیام‌های اجتماعی معنادار و تکراری یورونیوز برای مخاطبان ایرانی

یورونیوز فارسی را اگر خوب بررسی کنیم، با تکرار یک سری محتوای خاص و معنادار در حوزه اجتماعی و فرهنگی برای مخاطب فارسی زبان ایرانی مواجه خواهیم شد.
کد خبر: ۱۳۹۲۴۵۴
| |
3110 بازدید
یورونیوز

اخیرا یورونیوز فارسی سلسله مطالبی را  درباره خانواده، مجردی، روابط عاطفی و مسائل جنسی منتشر می‌کند که پرسش مهمی را پیش روی ما می‌گذارد: آیا با مجموعه‌ای از مطالب پراکنده روبه‌رو هستیم یا با روندی که می‌تواند به‌تدریج در تغییر حساسیت‌ها و هنجارهای مخاطب ایرانی اثر بگذارد؟

به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، رسانه‌ها فقط با خبرهایی که منتشر می‌کنند بر افکار عمومی اثر نمی‌گذارند. گاهی مهم‌تر از خود خبر، انتخاب موضوع، نوع روایت و تکرار آن است؛ اینکه یک رسانه چه چیزی را مهم می‌داند، درباره چه موضوعی مرتباً سخن می‌گوید و چه مفاهیمی را به تدریج از حاشیه به متن می‌آورد. از همین زاویه، مرور برخی مطالب منتشرشده در ماه‌های اخیر در یورونیوز فارسی، به‌ویژه درباره خانواده، مجردی، روابط عاطفی و مسائل جنسی، قابل تأمل است.

برای نمونه، یورونیوز فارسی در ۲۳ اوت ۲۰۲۶ مطلبی با عنوان «رایج‌ترین فانتزی‌های جنسی میان زنان و مردان کدام‌ها هستند؟» منتشر کرد و در آن درباره موضوعاتی توضیح داد. این رسانه پیش از آن نیز در فوریه ۲۰۲۵ مطلبی با عنوان «چرا انسان‌ها فانتزی‌های جنسی دارند و این فانتزی‌ها به چه معنی است؟» منتشر کرده بود. در مرداد ۱۴۰۵ نیز مطلبی درباره زنان مجرد ایرانی و انجماد تخمک منتشر شد و در مردادماه مطلب دیگری با عنوان «مرز لذت و اعتیاد؛ تماشای پورن تا چه میزان طبیعی است؟» در همین رسانه منتشر شد.

مساله چیست؟

طبیعی است که هر کدام از این موضوعات را می‌توان از منظر پزشکی، روان‌شناسی یا اجتماعی بررسی کرد و نفس پرداختن به آنها را نمی‌توان دلیلی بر وجود یک پروژه خاص دانست. اتفاقاً اگر قرار است نقدی جدی و منصفانه داشته باشیم، باید از همین نقطه شروع کنیم. مسئله این نیست که چرا یک رسانه درباره مسائل جنسی یا مجردی مطلب منتشر کرده است؛ مسئله این است که وقتی مجموعه‌ای از این موضوعات در طول زمان و با ادبیاتی نسبتاً مشابه، برای مخاطب یک جامعه مشخص تکرار می‌شود، چه اثری بر حساسیت‌ها و برداشت‌های او می‌گذارد.

این پرسش، پرسشی کاملاً شناخته‌شده در علم ارتباطات است. رسانه لزوماً به مخاطب نمی‌گوید چه فکری داشته باشد، اما می‌تواند تعیین کند درباره چه موضوعاتی بیشتر فکر کند. این همان چیزی است که در نظریه برجسته‌سازی یا Agenda Setting مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر، رسانه فقط موضوع را انتخاب نمی‌کند؛ بلکه با انتخاب تیتر، تصویر، کارشناس، مثال و زاویه روایت، به مخاطب می‌گوید آن موضوع را چگونه ببیند. این همان مفهوم «چارچوب‌بندی» است.

برای همین است که گاهی یک رسانه بدون اینکه مستقیماً بگوید «این سبک زندگی را انتخاب کنید»، می‌تواند در تغییر نگاه مخاطب به آن سبک زندگی مؤثر باشد. وقتی موضوعی بارها مطرح می‌شود، درباره آن با زبان عادی و غیرهیجانی صحبت می‌شود، تجربه‌های شخصی افراد در آن برجسته می‌شود و کارشناسان درباره آن توضیح می‌دهند، موضوع به تدریج از وضعیت «غریب و حاشیه‌ای» فاصله می‌گیرد و به بخشی از گفت‌وگوی روزمره تبدیل می‌شود.

این موضوع در مسائل جنسی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. پژوهش‌های متعددی درباره تأثیر محتوای جنسی رسانه‌ها بر نگرش و رفتار مخاطبان انجام شده است. یک فراتحلیل منتشرشده در Journal of Communication که ۵۹ مطالعه و ۳۹۴ اندازه اثر را بررسی کرده، نشان داده است که مواجهه با محتوای جنسی رسانه‌ای با تغییراتی در نگرش‌ها و برخی رفتارهای جنسی ارتباط دارد؛ هرچند اندازه این آثار در مجموع کوچک گزارش شده و نباید از آن نتیجه گرفت که یک رسانه به تنهایی می‌تواند رفتار جامعه را تغییر دهد.

این نکته بسیار مهم است. نقد رسانه‌ای زمانی جدی است که از اغراق فاصله بگیرد. نمی‌توان صرفاً با دیدن چند مطلب درباره مجردی یا مسائل جنسی نتیجه گرفت که یک رسانه خارجی قصد دارد خانواده ایرانی را از بین ببرد یا ارزش‌های خاصی را به جامعه تحمیل کند. چنین نتیجه‌ای نیازمند شواهد بسیار گسترده‌تری است. اما به همان اندازه نیز ساده‌انگارانه است که تصور کنیم انتخاب و تکرار چنین موضوعاتی هیچ اثری بر ذهن مخاطب ندارد.

طرح مساله به صورت آهسته و پیوسته

اثر رسانه معمولاً آرام و تدریجی است. یک مطلب به تنهایی شاید تأثیر قابل توجهی نداشته باشد، اما مجموعه‌ای از مطالب می‌تواند به تغییر «دستور کار ذهنی» مخاطب کمک کند. ممکن است مخاطب پس از مدتی بیشتر درباره مجردی، شکل‌های مختلف رابطه، فانتزی‌های جنسی یا سبک‌های متفاوت زندگی فکر کند؛ نه الزاماً به این دلیل که رسانه به او دستور داده است، بلکه چون این موضوعات را مرتب در برابر چشم او قرار داده است.

در این میان، جامعه ایرانی شرایط خاص خود را دارد. خانواده در فرهنگ ایرانی فقط یک واحد خصوصی نیست؛ بخشی از ساختار اجتماعی و هویتی جامعه است. بنابراین وقتی رسانه‌ای خارجی درباره ازدواج، مجردی، روابط عاطفی یا مسائل جنسی برای مخاطب ایرانی محتوا تولید می‌کند، نمی‌توان زمینه فرهنگی مخاطب را نادیده گرفت. همان محتوایی که ممکن است در یک جامعه دیگر صرفاً یک گزارش سبک زندگی تلقی شود، در جامعه‌ای با ساختار فرهنگی متفاوت می‌تواند پیامدهای متفاوتی داشته باشد.

پیام‌های اجتماعی معنادار و تکراری یورونیوز برای مخاطبان ایرانی

راه برخورد

البته راه برخورد با این مسئله، پاک‌کردن صورت مسئله نیست. اگر جوان ایرانی درباره تنهایی، ازدواج، روابط عاطفی، مسائل جنسی یا مشکلات خانواده سؤال دارد، نمی‌توان با سکوت، انکار یا نصیحت پاسخ او را داد. وقتی رسانه داخلی درباره این مسائل حرف نمی‌زند، طبیعی است که مخاطب پاسخ خود را جای دیگری جست‌وجو کند.

اینجاست که به نظر می‌رسد مهم‌ترین راه مقابله، نه فیلترکردن صرف، بلکه «سواد رسانه‌ای» است. مخاطب باید یاد بگیرد که هر مطلبی را همان‌گونه که ارائه شده نپذیرد. باید بتواند میان اطلاع‌رسانی، تحلیل، سرگرمی و ترویج سبک زندگی تفاوت بگذارد. باید بپرسد چرا این موضوع انتخاب شده؟ چرا اکنون؟ چرا با این تیتر؟ چرا این کارشناس؟ چه دیدگاه‌هایی در گزارش حضور ندارند؟ و آیا تجربه‌ای که به عنوان یک امر طبیعی و عمومی معرفی می‌شود، واقعاً تا این اندازه عمومی است؟

از طرف دیگر، رسانه‌های داخلی نیز نمی‌توانند همیشه در موضع دفاعی باقی بمانند. نمی‌شود از خانواده دفاع کرد، اما درباره مشکلات واقعی خانواده حرف نزد. نمی‌شود از ازدواج جوانان سخن گفت، اما درباره هزینه‌های ازدواج، مسکن، اشتغال، تنهایی، تغییر سبک زندگی و تحولات نسلی محتوای جدی تولید نکرد. نمی‌شود درباره مسائل جنسی سکوت کرد و بعد از نوجوان و جوان انتظار داشت پاسخ پرسش‌هایش را از هیچ‌کس نگیرد.

اگر قرار است روایت دیگری در جامعه شنیده شود، باید روایت ما نیز وجود داشته باشد؛ روایتی علمی، صادقانه، جذاب و محترمانه که نه از واقعیت‌های جامعه فرار کند و نه هر الگوی وارداتی را بی‌چون‌وچرا بپذیرد.

در نهایت، مسئله فقط یورونیوز نیست. یورونیوز یکی از نمونه‌های رسانه‌ای است که می‌توان نحوه انتخاب و ارائه موضوعات اجتماعی در آن را بررسی کرد. مسئله بزرگ‌تر، رقابت روایت‌هاست. امروز خانواده، روابط اجتماعی، تنهایی، ازدواج و سبک زندگی دیگر فقط در مدرسه و خانواده و محله شکل نمی‌گیرند؛ رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نیز در ساختن تصور نسل جدید از «زندگی مطلوب» نقش دارند.

اگر رسانه‌های داخلی این میدان را رها کنند، طبیعی است که دیگران آن را پر کنند. و در جنگ روایت‌ها، کسی که زودتر پرسش‌های مخاطب را پاسخ دهد، لزوماً حقیقت را نگفته است؛ اما احتمالاً چارچوب ذهنی مخاطب را زودتر از دیگران ساخته است.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
آخرین اخبار
وب گردی