لاوان؛ ناوی که از دل جنگ به ساحل هند رسید

مادرم دوست داشت من خلبان نیروی هوایی و برادرم ملوان نیروی دریایی شویم، میگفت دوست دارم در آن یونیفورم ببینمتان، دوست دارم برای وطن فدا شوید، دست روزگار از من و برادرم چیزی دیگری ساخت اما اصل موضوع در مورد ناو لاوان است!
به گزارش خبرنگار دفاعی و امنیتی تابناک؛ داستان ناو لاوان را نمیشود با چند مشخصه فنی و چند عدد درباره طول و وزن و سرعتش تعریف کرد. لاوان امروز بیشتر از آنکه صرفاً یک شناور قدیمی در ناوگان نیروی دریایی ارتش باشد، تبدیل به بخشی از یک روایت جنگی شده است؛ روایتی که از یک مأموریت دریایی در هند آغاز شد، با حمله مرگبار به ناوشکن دنا در آبهای اقیانوس هند تغییر مسیر داد و در نهایت، پس از حدود ۶ ماه، با بازگشت سه نفر از ملوانان این ناو به خانههایشان در ایران دوباره به رسانهها برگشت. فرارو نیز در گزارش تازه خود تأکید کرده که این سه نفر از پرسنل لاوان بودند که پس از ماهها دوری از کشور به ایران بازگشتند.
لاوان در ابتدا قرار نبود به چنین داستانی تبدیل شود. این شناور به همراه ناوشکن دنا برای حضور در رویدادهای دریایی هند و رزمایش چندملیتی MILAN ۲۰۲۶ راهی این کشور شده بود؛ مأموریتی که ماهیت آن در چارچوب فعالیتهای آموزشی و دریانوردی نیروی دریایی تعریف میشد. دنا و لاوان در کنار دیگر شناورهای شرکتکننده در برنامههای دریایی هند حضور داشتند و قرار بود پس از پایان مأموریت، مسیر بازگشت به ایران را طی کنند. دنا در رزمایش و International Fleet Review هند حضور داشت و پس از پایان این برنامه در مسیر بازگشت قرار گرفت.
اما جنگی که از خاورمیانه آغاز شده بود، خیلی زود از جغرافیای معمول خود فاصله گرفت. در چهارم مارس ۲۰۲۶، در حالی که دنا در حال بازگشت از هند بود، این ناوشکن در آبهای نزدیک سواحل جنوبی سریلانکا هدف حمله یک زیردریایی آمریکایی قرار گرفت. گزارش رویترز از حمله اژدری آمریکا و غرق شدن دنا حکایت دارد؛ حملهای سبب بهش شهادت رسیدن ۸۷ ملوان ایرانی انجامید و جنگ را به شکلی آشکار به اقیانوس هند کشاند.
اینجا بود که مأموریت لاوان نیز از یک دریانوردی معمولی فاصله گرفت. لاوان در همان منطقه حضور داشت و پس از حمله به دنا، راهی بندر کوچی هند شد. منابع هندی میگویند این شناور در چهارم مارس در کوچی پهلو گرفت و حدود ۱۸۳ نفر از خدمه آن در تأسیسات دریایی هند اسکان داده شدند. نکته مهم این است که درخواست ایران برای پذیرش اضطراری لاوان در هند پیش از غرق شدن دنا مطرح شده بود؛ ایران در ۲۸ فوریه درخواست ورود این شناور را مطرح کرده و هند نیز در اول مارس با پهلوگیری اضطراری آن موافقت کرده بود.
این جزئیات اهمیت زیادی دارد، چون تصویر ساده «لاوان پس از حمله به دنا به هند پناه برد» بخشی از ماجرا را حذف میکند. طبق گزارشهای منتشرشده در هند، لاوان پیش از حمله به دنا نیز با مشکلات فنی مواجه شده بود و درخواست ورود اضطراری به بندر کوچی را مطرح کرده بود. وزیر خارجه هند نیز بعداً گفت تصمیم برای پذیرش لاوان ماهیتی انسانی داشته و این شناور به دلیل مشکلاتی که پیدا کرده بود، نیازمند ورود به بندر بود.
با این حال، چند روز بعد شرایط کاملاً تغییر کرد. دنا که از هند بازمیگشت، هدف قرار گرفت و غرق شد و لاوان که در کوچی قرار داشت، عملاً در میان یک بحران نظامی بزرگ گرفتار شد. دیگر مسئله فقط تعمیر یک شناور یا تکمیل یک مأموریت آموزشی نبود. جنگ حالا به همان پهنهای رسیده بود که قرار بود مسیر بازگشت ناوگان ایرانی باشد.
دنا برای نیروی دریایی ایران فقط یک شناور نبود. این ناوچه از کلاس موج بود و بخش مهمی از مأموریتهای برونمرزی ارتش را بر عهده داشت. حضورش در هند نیز بخشی از سیاست حضور دریایی ایران در آبهای دورتر بود؛ حضوری که در سالهای گذشته به تدریج گستردهتر شده بود. حالا همان مأموریتی که قرار بود نماد حضور دریایی و تعامل بینالمللی باشد، با یک حمله مرگبار به تراژدی تبدیل شده بود.
گزارشهای منتشرشده درباره حمله نشان میدهند که دنا پس از اصابت اژدر دچار انفجار و غرقشدن شد و عملیات جستوجو و نجات به سرعت توسط مقامهای سریلانکایی آغاز شد. ۳۲ نفر از خدمه نجات پیدا کردند، اما شمار زیادی از ملوانان جان خود را از دست دادند. بعدتر، پیکر ۸۴ نفر از قربانیان برای انتقال به ایران آماده شد و پیکرها همراه با بخشی از خدمه ایرانی از منطقه بازگردانده شدند.
در این میان، لاوان در کوچی باقی ماند. بندری که قرار بود توقفی اضطراری برای یک شناور ایرانی باشد، حالا تبدیل به محل اقامت طولانیمدت خدمه آن شده بود. اینجاست که داستان سه ملوانی که اکنون به کشور بازگشتهاند، اهمیت پیدا میکند.
آنها شش ماه قبل برای یک مأموریت دریایی از ایران خارج شده بودند. هیچکس در زمان آغاز مأموریت نمیتوانست پیشبینی کند که بازگشت آنها چنین طولانی خواهد شد. یک مأموریت دریایی که قرار بود با بازگشت ناوگروه به ایران تمام شود، تحت تأثیر جنگ، حمله به دنا و شرایط امنیتی منطقه وارد مرحلهای کاملاً متفاوت شد. سه نفر از پرسنل لاوان سرانجام پس از حدود ۶ ماه به ایران بازگشتند و به داراب، محل زندگی خانوادههایشان، رسیدند.
این بازگشت از نظر انسانی شاید مهمتر از خود خبر پهلوگیری لاوان باشد. برای خانوادهای که یک عضو آن در یک مأموریت دریایی طولانی حضور دارد، «شش ماه» فقط یک عدد نیست. شش ماه یعنی تولدها، مناسبتها، روزهای سخت و خبرهایی که باید از فاصله هزاران کیلومتری دنبال شوند. وقتی مأموریت یک ناو در شرایط عادی انجام میشود، خانواده میداند فرزند یا همسرش روی یک شناور نظامی در حال خدمت است؛ اما وقتی همان شناور در کشوری دیگر و در میانه یک جنگ منطقهای متوقف میشود، اضطراب داستان شکل دیگری پیدا میکند.
در این مدت، خود لاوان نیز به بخشی از تصویر جنگ در اقیانوس هند تبدیل شد. حضور آن در کوچی در شرایطی اتفاق افتاد که هند تلاش میکرد میان روابط خود با ایران، مناسباتش با آمریکا و الزامات امنیتی منطقه تعادل برقرار کند. دولت هند تأکید کرد پذیرش لاوان اقدامی بشردوستانه بوده است. حتی موضوع حضور این شناور در بندر کوچی آنقدر حساس شد که گزارشهایی درباره تلاش خبرنگاران برای تصویربرداری از آن منتشر شد و نیروهای امنیتی هند با این مسئله برخورد کردند.

پاسخ این سؤال فقط به وضعیت فنی شناور مربوط نبود. محیط امنیتی منطقه تغییر کرده بود. یک ناو ایرانی در فاصله نهچندان زیادی از همان پهنه دریایی هدف قرار گرفته بود و جنگ به اقیانوس هند رسیده بود؛ بنابراین تصمیم درباره حرکت یک شناور نظامی ایرانی دیگر صرفاً یک تصمیم دریانوردی نبود؛ مجموعهای از ملاحظات عملیاتی، امنیتی، دیپلماتیک و انسانی را دربرمیگرفت.
لاوان خودش نیز شناوری معمولی نیست. این ناو از کلاس هنگام است؛ شناورهایی با ریشه طراحی در کشتیسازی Yarrow اسکاتلند که طول آنها حدود ۹۳ متر، عرضشان حدود ۱۵ متر و وزنشان بیش از ۲۵۰۰ تن است. این شناورها در اصل برای مأموریتهای آبی ـ خاکی طراحی شدهاند و توانایی حمل بالگرد، تجهیزات، خودروهای نظامی و در پیکربندیهای مورد استفاده ایران، قابلیت حمل پهپاد نیز برای آنها مطرح شده است. فرارو همچنین به توانایی لاوان در پشتیبانی از عملیات ساحلی و بمباران ساحل اشاره کرده است.
اما اهمیت لاوان در این داستان دقیقاً به همین تفاوت برمیگردد. این شناور قرار نبود جای دنا را بگیرد و اساساً هم از نظر مأموریت و طراحی، رقیب مستقیم یک ناوشکن یا ناوچه رزمی نیست. لاوان یک شناور آبی ـ خاکی و پشتیبانی است که میتواند نیرو و تجهیزات را جابهجا کند و در یک ناوگروه نقش مکمل داشته باشد؛ بنابراین حضور آن در کنار دنا در یک مأموریت دریایی نشاندهنده ترکیب قابلیتهای مختلف در یک گروه دریایی بود. حالا همان شناوری که قرار بود بخشی از یک مأموریت دریایی باشد، شاهد از دست رفتن یکی از شناورهای همراه خود شده بود.
این شاید تلخترین بخش داستان لاوان باشد. خدمه این ناو، در همان مأموریتی که با دنا همراه بودند، با یکی از سنگینترین حوادث تاریخ معاصر نیروی دریایی ایران روبهرو شدند. دنا از بین رفت و دهها نفر از خدمه آن کشته شدند. لاوان، اما در بندر کوچی باقی ماند؛ یک شناور ایرانی در بندری خارجی، با خدمهای که نمیدانستند پایان مأموریتشان چه زمانی خواهد بود.
داستان لاوان دیگر صرفاً یک پرونده نظامی نیست؛ داستان آدمهایی است که روی عرشه یک ناو زندگی میکنند.
در تصاویر و خبرهای مربوط به بازگشت سه ملوان، آنچه بیش از مشخصات فنی لاوان به چشم میآید، فاصله میان یک مأموریت نظامی و لحظه بازگشت به خانه است. سه نفر از خدمه پس از حدود شش ماه به داراب بازگشتند و در میان استقبال خانوادهها و مردم شهر قرار گرفتند. رسانهها از بازگشت آنها به عنوان پایان یک دوری طولانی یاد کردند.
این بازگشت در عین حال یادآور این واقعیت است که پشت هر ناو و هر شماره بدنه، مجموعهای از انسانها زندگی میکنند. وقتی یک ناو در نقشه دریایی حرکت میکند، روی آن صدها نفر حضور دارند؛ کسانی که هر تصمیم سیاسی و نظامی، هر درگیری و هر تغییر در وضعیت امنیتی منطقه مستقیماً روی زندگیشان اثر میگذارد.
اگر دنا در این داستان نماد تراژدی باشد، لاوان نماد دیگری است؛ نماد یک مأموریت که ناگهان در میانه جنگ متوقف شد و ماهها ادامه پیدا نکرد. دنا غرق شد، بخشی از خدمه آن جان باختند و بازماندگانش مسیر بازگشت به ایران را از طریق عملیات نجات و انتقالهای بعدی طی کردند. لاوان، اما در کوچی ماند و خدمهاش ماهها بعد یکییکی به خانه بازگشتند. گزارش رویترز نیز تأیید میکند که پس از حمله به دنا، لاوان به هند پناه برد و در کنار آن، ناو بوشهر نیز برای دریافت کمک به سریلانکا رفت.
این تفاوت سرنوشت دو شناور همراه، شاید مهمترین بخش این ماجرا باشد. هر دو از یک مأموریت دریایی آمده بودند، هر دو در یک فضای امنیتی قرار داشتند، اما یکی در مسیر بازگشت هدف حمله قرار گرفت و دیگری وارد بندری خارجی شد و ماهها در آنجا باقی ماند.
از نگاه نظامی، این اتفاق نشان میدهد که جنگ مدرن دیگر الزاماً در مرزهای کلاسیک اتفاق نمیافتد. وقتی یک درگیری منطقهای به آبهای اقیانوس هند میرسد، فاصله جغرافیایی دیگر تضمینکننده امنیت نیست. یک شناور ممکن است هزاران کیلومتر دورتر از ساحل کشور خود باشد و ناگهان در محیطی قرار بگیرد که تهدیدهای آن با تهدیدهای خلیج فارس کاملاً متفاوت است.
از نگاه انسانی، داستان حتی سادهتر است؛ یک ملوان برای مأموریت میرود و خانوادهاش منتظر بازگشت او میمانند. برای سه ملوان لاوان، این انتظار شش ماه طول کشید؛ و حالا آنها برگشتهاند.
اما لاوان هنوز بخشی از این داستان است. شناوری که دههها پیش ساخته شد، بارها تعمیر و بازسازی شد و همچنان در مأموریتهای نیروی دریایی ایران حضور داشت، در یکی از عجیبترین فصلهای تاریخ معاصر خود به بندر کوچی رسید؛ نه برای یک بازدید معمولی، نه برای یک رزمایش دوستانه، بلکه در سایه جنگی که در همان روزها یکی از شناورهای همراهش را از بین برده بود.

شاید به همین دلیل عنوان «پیرمرد دریا» برای لاوان بیدلیل نیست. پیرمردی که از اسکلههای دوردست اسکاتلند آغاز کرد، دههها در آبهای ایران و اقیانوس هند حرکت کرد، جنگها و تغییرات سیاسی و نظامی بسیاری را پشت سر گذاشت و حالا در یکی از مهمترین مأموریتهای زندگی خود، نه با شلیک موشک و توپ بلکه با صبر کردن در یک بندر خارجی و رساندن خدمهاش به خانه، بخشی از تاریخ را ثبت کرده است. مشخصات فنی لاوان مهماند، اما چیزی که این روزها این ناو را به یک داستان تبدیل کرده، آدمهایی هستند که روی آن زندگی میکنند.
سه ملوانی که بعد از ۶ ماه به خانه برگشتند، شاید آخرین حلقه این داستان نباشند. اما بازگشت آنها یک چیز را روشن کرد: برای خانوادههایشان، جنگ آن روزی تمام شد که فرزندشان از در خانه وارد شد؛ نه روزی که در تقویمها آتش بس اعلام شد؛ و لاوان، آن پیرمرد آهنی، همچنان در جایی میان تاریخ و امروز ایستاده است؛ شاهد یک مأموریت دریایی که با رزمایش آغاز شد، با غرق شدن دنا به تراژدی رسید، در بندر کوچی متوقف شد و سرانجام با بازگشت سه ملوان به خانه، یکی از انسانیترین فصلهایش را پشت سر گذاشت.
زمانی که این دو ناو به هر ترتیب به سمت ایران راه افتادند ماجراهایی داشته اند که در حد یک فیلم سینمایی جذاب و پر حادثه اما واقعی و غیرتمندانه است ! در این مسیر کارمندان سفارت جمهوری اسلامی ایران در گینه کوناکری هم به عنوان یکی از کشورهایی که در مسیر این ناوها قرار داشت به بخشی از حماسه تبدیل شدند که متاسفانه در هیچ کجای تاریخ جنگ تحمیلی اثری از آنها نیست با رئیس نمایندگی در آن سال تماس بگیرید با آنها مصاحبه کنید و برگ زرینی از تاریخ را برای آیندگان باقی بگذارید
يکم خلاصه تر بنويس و هر چيزي رو چند بار تکرار نکن
