از پرچم‌گردانی تا تهدید به پناهندگی؛ چرا حاشیه از خواهران منصوریان جدا نمی‌شود؟

در سال‌های گذشته بار‌ها شاهد بوده‌ایم که خواهران منصوریان در مواجهه با تصمیمات ورزشی، از فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی برای بیان اعتراض و تهدید مسئولان به صورت غیرقابل قبول استفاده کرده‌اند و این بار تهدید کرده‌اند که قصد پناهنده شدن دارند.
کد خبر: ۱۳۹۱۵۹۳
| |
3676 بازدید

از پرچم‌گردانی تا تهدید به پناهندگی؛ چرا حاشیه از خواهران منصوریان جدا نمی‌شود؟

پرچم‌گردانی و تهدید به پناهندگی یک تناقض آشکار ایجاد می‌کند؛ هر انسانی می‌تواند در مقطعی نماینده کشورش باشد و در مقطعی دیگر تصمیم به مهاجرت بگیرد، اما وقتی هر دو تصویر به‌عنوان ابزار شکل‌دهی به افکار عمومی و در جهت تأمین منافع مطرح می‌شوند، پرسش درباره انگیزه و زمان‌بندی این مواضع اجتناب‌ناپذیر است.

به گزارش سرویس ورزشی تابناک، خواهران منصوریان را شاید بتوان یکی از شناخته‌شده‌ترین خانواده‌های ورزش ایران در خارج از رشته‌های المپیکی دانست؛ سه ووشوکاری که سال‌ها روی تاتامی ووشو ایران بودند، مستند «صفر تا سکو» و برنامه «ماه عسل» به بخشی از زندگی آنها اما نه با روایتی کامل و درست، پرداخت و آنها با استفاده از همین سناریو فقر، تنهایی و موفقیت خود را به چهره‌هایی شناخته‌شده در ورزش ایران تبدیل کردند. با این حال، در سال‌های اخیر نام شهربانو، الهه و سهیلا منصوریان بیش از آنکه فقط با مدال و قهرمانی همراه باشد، با مجموعه‌ای از حواشی، اعتراض‌ها، اختلافات و موضع‌گیری‌های جنجالی گره خورده است.

تازه‌ترین نمونه، اظهارنظر شهربانو منصوریان درباره تصمیمش برای ترک ایران است. او در یک گفت‌وگوی اینترنتی گفته است: «جنگ که تمام شد از ایران به کشور دیگری می‌روم و پناهنده می‌شوم تا قدرم را بدانند و بتوانم مسابقه بدهم.» این اظهارنظر که در روز‌های اخیر بازتاب زیاد و البته منفی در فضای مجازی داشته، بار دیگر نام خواهران منصوریان را به صدر اخبار بعد از حواشی چند ماه پیش خود آورده است. البته مسئله فقط یک جمله درباره مهاجرت یا پناهندگی نیست؛ پرسش بزرگ‌تر این است که چرا تقریباً هر مقطعی که خواهران منصوریان با مسئله‌ای مواجه شده‌اند، ماجرا خیلی زود از یک اختلاف ورزشی به یک تهدید و جنجال عمومی تبدیل شده است؟

از قهرمانی تا «صفر تا سکو»

مستند «صفر تا سکو» نقطه عطف مهمی در مسیر شهرت آنها بود؛ مستندی که روایت زندگی و دشواری‌های سه خواهر را به مخاطبان با جلوه‌های بیشتر سینمایی و سناریو نه چندان دقیق به هدف فروش در گیشه به صورت گسترده‌تری معرفی کرد و عملاً آنها را از یک خانواده ورزشی به چهره‌های عمومی تبدیل کرد. البته بماند که بعد‌ها مستندساز و تهیه کننده همان اثر بعد از سو رفتار‌هایی که از خواهران دیدند، از آنها فاصله جدی گرفتند. اما همین شهرت یک امتیاز بزرگ هم به همراه داشت؛ خواهران منصوریان بیش از بسیاری از ورزشکاران رشته‌های غیرالمپیکی در معرض توجه رسانه‌ای، تبلیغاتی و عمومی قرار گرفتند. اما همین‌جا یک پرسش مهم مطرح می‌شود؛ آیا این توجه ویژه، در نهایت به نفع خود ووشو تمام شد یا باعث شد بخش قابل توجهی از فضای این رشته حول سه نام مشخص حاشیه‌ساز شکل بگیرد؟ در سال‌های ریاست مهدی علی‌نژاد و پس از آن امیر صدیقی، هر دو مدیریت فدراسیون ووشو بار‌ها با خواهران منصوریان وارد چالش‌های جدی شدند؛ چالش‌هایی که گاهی با سکوت و گاهی با واکنش‌های تند آنها همراه شد. نتیجه این روند آن بود که هر اختلافی درباره انتخاب تیم ملی، اعزام، مربیگری یا جایگاه آنها، خیلی سریع به موضوعی فراتر از یک تصمیم فنی تبدیل می‌شد.

از پرچم‌گردانی تا تهدید به پناهندگی؛ چرا حاشیه از خواهران منصوریان جدا نمی‌شود؟

بدنامی بهتر از گم‌نامی

در سال‌های گذشته بار‌ها شاهد بوده‌ایم که خواهران منصوریان در مواجهه با تصمیمات ورزشی، از فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی برای بیان اعتراض و تهدید مسئولان به صورت غیرقابل قبول استفاده کرده‌اند. یک روز موضوع انتخابی تیم ملی است، روز دیگر مسئله اعزام، روزی دیگر بحث مربیگری، یک روز بحث ورودشان به مجموعه ورزشی انقلاب، یک روز درگیری با صدا و سیما، یک روز درخواست وام و حالا نیز موضوع مهاجرت و پناهندگی. طبیعتاً هرکس حق دارد نسبت به تصمیمی که آن را ناعادلانه می‌داند اعتراض در مسیر قانون کند، اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که اعتراض ورزشی، به‌جای آنکه از مسیر‌های رسمی و تخصصی پیگیری شود، به یک جنجال عمومی تبدیل می‌شود و البته ادامه این روند باعث شده کمتر کسی به حواشی و جنجال‌های خواهران منصوریان توجه کند و بخش عمده مخاطبان آنها که مردم هستند، به آنها مثل سابق باور ندارند چرا که در استراتژی خواهران بدنامی ولو به بدنامی در اولویت قرار گرفت. حتی در خیلی از موضوعات غیر مربوطه به بهانه کمک مردمی و حضور در صحنه شروع به جذب فالور و مخاطب کردند.

ماجرای الهه و «دستور رئیس‌جمهور» یکی از جنجالی‌ترین نمونه‌ها مربوط به استعفای الهه منصوریان از سرمربیگری تیم ملی و حواشی پس از آن بود. در آن مقطع تابناک در گزارشی با عنوان «نمایش جدید در ووشو با مستند خواهران منصوریان؛ سکو به صفر» موضوع را شکافت و حواشی آنها را مورد بررسی قرار داد. پس از اینکه الهه منصوریان از تیم ملی کناره‌گیری کرد، شهربانو منصوریان با انتشار تصویری از حضور خود و سهیلا منصوریان در کنار مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم، مدعی شد که «با دستور رئیس‌جمهور الهه منصوریان به تیم ملی برمی‌گردد.» این ادعا پرسش‌های جدی ایجاد کرد؛ آیا رئیس‌جمهور واقعاً درباره ابقای یک سرمربی ووشو دستور داده بود؟ اگر چنین دستوری صادر شده بود، چرا توضیح رسمی و مشخصی درباره آن ارائه نشد؟ و چرا تیم رسانه‌ای دولت نسبت به چنین ادعایی واکنش روشنی نشان نداد؟ در نهایت، فدراسیون مسیر دیگری را انتخاب کرد و مریم هاشمی به عنوان سرمربی تیم ملی ووشوی زنان معرفی شد.

از پرچم‌گردانی تا تهدید به پناهندگی؛ چرا حاشیه از خواهران منصوریان جدا نمی‌شود؟

این بار خودزنی! و ناراحتی عمومی از رفتار هنجارشکنانه!

در ماه‌های اخیر نیز حواشی میان خانواده منصوریان و فدراسیون ووشو شدت گرفت. پس از اتفاقات انتخابی تیم ملی و شکست و حذف سهیلا منصوریان در دو بازی مرحله انتخابی تیم ملی، شهربانو و الهه وارد ساختمان فدراسیون ووشو شدند و با شکستن دوربین و قفل در، به دفتر رئیس فدراسیون یورش بردند. در حالی که دوربین‌های مداربسته از کار افتاده بود، مشخص شد که آنها درگیری فیزیکی به راه انداخته‌اند و با چاقوی میوه‌خوری خودزنی کرده‌اند؛ شکلی از درگیری که هیچکس تا به حال نمونه آن را در ورزش ایران ندیده و واقعاً هیچ جای دفاعی هم از این کار آنها ندارد، اما سؤالی قابل تأمل وجود دارد که چرا هنوز نهاد‌های ذی صلاح با این خواهران برخورد نکرده‌اند؟ دیگر این بار این خواهران پا را فراتر از قانون گذاشته بودند و می‌خواستند با زور به آنچه که می‌خواهند برسند. ولی مردم که آگاهانه متوجه این سو استفاده از احساسات عمومی شدند با راه انداختن هشتگ‌های مختلف در فضای مجازی به تمسخر رفتار‌های خواهران شدند.

مصدومیتی که پنهان ماند!

در بازی‌های همبستگی کشور‌های اسلامی ریاض ۲۰۲۵ نیز موضوع دیگری مورد توجه قرار گرفت؛ مصدومیت شهربانو منصوریان. الهه منصوریان که در آن مقطع هدایت تیم ملی را برعهده داشت، بعداً گفت تلاش شده بود مصدومیت خواهرش تا آستانه اعزام پنهان بماند تا فرصت برای مدال خواهرش حفظ شود. اینجا نیز پرسش فنی مهمی مطرح می‌شود؛ آیا حفظ شانس یک ورزشکار برای رقابت، می‌تواند توجیه مناسبی برای پنهان کردن مصدومیت خواهرش از کادر پزشکی، مسئولان مسابقات یا حتی مدیریت ورزشی باشد؟ آن هم در حالی که فدراسیون دیگر زمان جایگزینی ورزشکار دیگری را نداشت و پس اهداف و منافع شخصی جز اصلی استراتژی خواهران ماند تا شانس کسب یک مدال طلا هم از دست رفت.

از پرچم‌گردانی تا تهدید به پناهندگی؛ چرا حاشیه از خواهران منصوریان جدا نمی‌شود؟

از «قدر ندانستن» تا پناهندگی!

حالا شهربانو منصوریان در ۴۰ سالگی، دقیقاً در سالی که طبق قوانین بین‌المللی ووشو دیگر امکان حضور در مسابقات رسمی و بین‌المللی را ندارد پس از سال‌ها حضور در ورزش قهرمانی، اعلام کرده است که بعد از پایان جنگ از ایران خارج می‌شود و «پناهنده» خواهد شد تا قدرش را بدانند و بتواند مسابقه بدهد.

از یک سو، مهاجرت و حتی درخواست پناهندگی حق شخصی هر فرد است و هیچ ورزشکاری را نمی‌توان به ماندن در کشور مجبور کرد. اما از سوی دیگر، وقتی یک ورزشکار سال‌ها با نام تیم ملی ایران، پرچم ایران و حمایت ساختار ورزش کشور به موفقیت رسیده و حالا دلیل خروج خود را «قدر دانسته نشدن» عنوان می‌کند، طبیعی است که افکار عمومی درباره این تناقض سؤال داشته باشد. به‌خصوص اینکه خواهران منصوریان در مقاطع مختلف، خود را به عنوان ورزشکارانی کاملاً متعهد به کشور و پرچم ایران معرفی کرده‌اند و حتی حضور آنها ولو به صورت نمایشی نه در روز‌های جنگ بلکه در روز‌های پس از جنگ در مراسم‌ها و تجمعات مختلف با پرچم ایران، بخشی از تصویر عمومی آنها بوده است.

شهربانو منصوریان در تعریف ماجرای پرچم گردانی پس از ایام جنگ، در ویدئویی گفته بود «من ۳۰ سال است که پرچم تاب میدم». نکته ماجرا اما همینجاست که پرچم‌گردانی و تهدید به پناهندگی یک تناقض آشکار ایجاد می‌کند؛ هر انسانی می‌تواند در مقطعی نماینده کشورش باشد و در مقطعی دیگر تصمیم به مهاجرت بگیرد، اما وقتی هر دو تصویر به‌عنوان ابزار شکل‌دهی به افکار عمومی و در جهت تأمین منافع مطرح می‌شوند، پرسش درباره انگیزه و زمان‌بندی این مواضع اجتناب‌ناپذیر است.

یک روز فقر، یک روز زندگی لاکچری

در سال‌های گذشته نیز روایت‌های متفاوتی از وضعیت اقتصادی خواهران منصوریان در رسانه‌ها منتشر شده است. شهربانو منصوریان در مقاطعی از دشواری‌های مالی و حتی درآمد پایین خود سخن گفته و در گفت‌و‌گو‌هایی نیز از خرید خانه در سمیرم با جوایز ورزشی‌اش صحبت کرده است. از سوی دیگر، تصاویری از سبک زندگی، سفر‌ها و فعالیت‌های اقتصادی این سه خواهر در فضای مجازی منتشر شده است. اما اینجا باید یک مرز روشن وجود داشته باشد؛ داشتن خانه، باشگاه، درآمد یا زندگی مرفه و پرواز با بیزینس کلاس نه جرم است و نه دلیلی برای زیر سؤال بردن یک ورزشکار. اما رسیدن به دارایی از مسیر ورزش و ارائه نمایش فقر، همخوانی ندارد. بنابراین مسئله اصلی نه میزان ثروت خواهران منصوریان، بلکه تفاوت میان روایت‌هایی است که در مقاطع مختلف از وضعیت خود ارائه کرده‌اند؛ تفاوتی که می‌تواند باعث پرسش و حساسیت افکار عمومی شود.

پناهندگی، ابزار چانه‌زنی نیست با این حال، مهم‌ترین نکته در ماجرای جدید همین‌جاست. اگر شهربانو یا الهه منصوریان واقعاً تصمیم به مهاجرت دارند، این تصمیم یک انتخاب شخصی است و باید محترم شمرده شود. اما پناهندگی یک عنوان حقوقی مشخص است و صرفاً مترادف مهاجرت یا ادامه فعالیت ورزشی در کشور دیگر نیست؛ بنابراین تبدیل عبارت «می‌روم و پناهنده می‌شوم تا قدرم را بدانند» یا «طوری ورزشکاران خارجی را تربیت می‌کنم تا ایرانی‌ها را شکست دهند!» به یک ابزار فشار بر فدراسیون یا ورزش کشور، از نظر مفهومی با ماهیت حقوقی پناهندگی فاصله دارد. اگر مشکل، اختلاف ورزشی، انتخاب نشدن یا فراهم نبودن شرایط مسابقه باشد، مسیر طبیعی آن اعتراض ورزشی و حقوقی است؛ اگر تصمیم به مهاجرت باشد، مسیر مهاجرت وجود دارد؛ اما پناهندگی موضوع دیگری است.

از پرچم‌گردانی تا تهدید به پناهندگی؛ چرا حاشیه از خواهران منصوریان جدا نمی‌شود؟

آیا مردم دیگر این بازی را باور نمی‌کنند؟

واکنش‌های کاربران شبکه‌های اجتماعی به اظهارات اخیر شهربانو منصوریان نیز قابل توجه بوده است؛ بخشی از کاربران به جای همدلی با این اظهارات، از او خواسته‌اند اگر تصمیم به مهاجرت دارد، بدون استفاده از این موضوع برای ایجاد فشار رسانه‌ای، تصمیم خود را حتماً عملی کند. البته واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی را نمی‌توان نماینده نظر همه مردم دانست. اما می‌توان آن را نشانه‌ای از تغییر نگاه افکار عمومی به چهره‌هایی دانست که سال‌ها از شهرت رسانه‌ای برخوردار بوده‌اند و حال با مظلوم‌نمایی، خلط حق و باطل و منت بر سر مردمان کشور خودشان، سعی دارند تا امتیازات بیشتری به دست بیاورند. خواهران منصوریان سال‌ها توانستند با ترکیبی از قهرمانی، روایت زندگی شخصی و حضور پررنگ رسانه‌ای، توجه جامعه را به خود جلب کنند و حالا هرچه این حضور طولانی‌تر شده، حساسیت نسبت به تناقض‌های رفتاری و ادعا‌های آنها نیز بیشتر شده است.

اکنون پرسش این نیست که شهربانو، سهیلا و الهه منصوریان حق دارند مهاجرت کند یا نه؛ بدیهی است که چنین حقی برای آنها وجود دارد. پرسش این است که چرا یک ورزشکار در پایان دوران حرفه‌ای، به جای جمع‌بندی سال‌ها حضور در ورزش ایران، دوباره با یک موضع جنجالی به صدر اخبار بازمی‌گردد؟ خواهران منصوریان بخشی از تاریخ ووشوی زنان ایران هستند؛ اما این واقعیت نباید به این معنا باشد که هر تصمیم، اعتراض یا ادعای آنها فراتر از نقد و بررسی قرار بگیرد و هر بی قانونی که خواستند انجام دهند و در پایان با مظلوم نمایی به دنبال توجیه رفتار خارج از عرف خود باشند.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
وب گردی