وقتی مرزها آرام‌آرام جابه‌جا می‌شوند؛ نمایش خانگی چقدر به تعهداتش پایبند است؟

توقیف برنامه «درجام» را نمی‌توان صرفاً در حد توقف یک برنامه یا حذف قسمت پایانی یک محصول نمایش خانگی دید. فارغ از اینکه مبنای دقیق قضایی این تصمیم چه بوده و کدام بخش از برنامه در نهایت به صدور دستور توقیف منجر شده است، این اتفاق بار دیگر یک سؤال قدیمی اما جدی را درباره وضعیت محتوای تولیدشده در پلتفرم‌ها مطرح می‌کند؛ آزادی عمل در نمایش خانگی تا کجا ادامه دارد و مرز مسئولیت تولیدکننده از کجا آغاز می‌شود؟
کد خبر: ۱۳۹۱۰۷۶
| |
2039 بازدید
|
۳
 نمایش خانگی چقدر به تعهداتش پایبند است؟
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک؛ نمایش خانگی طی سال‌های گذشته توانسته بخش قابل توجهی از مخاطبان را به خود جذب کند. این اتفاق در ذات خود مثبت است؛ چرا که رقابت میان پلتفرم‌ها می‌تواند به افزایش کیفیت، تنوع و خلاقیت در تولید محتوا منجر شود. اما رقابت برای جذب مخاطب، اگر بدون چارچوب مشخص پیش برود، ممکن است به رقابتی برای شکستن مرزها تبدیل شود؛ مرزهایی که شاید در ابتدا کوچک به نظر برسند، اما تکرارشان به مرور حساسیت جامعه را نسبت به همان رفتارها کاهش می‌دهد.
 
مسئله اصلی دقیقاً همین‌جاست: قبح‌زدایی معمولاً یکباره اتفاق نمی‌افتد. هیچ جامعه‌ای صبح از خواب بیدار نمی‌شود و ناگهان متوجه نمی‌شود که تمام مرزهای فرهنگی‌اش تغییر کرده است. این اتفاق معمولاً از مسیر تکرار رخ می‌دهد؛ یک شوخی که زمانی نامتعارف تلقی می‌شد، بار دیگر با شدت بیشتری تکرار می‌شود؛ یک رفتار که زمانی نیازمند ملاحظه بود، کم‌کم به بخشی عادی از یک برنامه تبدیل می‌شود و پس از مدتی، اعتراض به آن عجیب‌تر از خود رفتار به نظر می‌رسد. این همان نقطه‌ای است که باید نسبت به آن حساس بود.
 
مسئله فقط یک شوخی نیست
 
در بررسی حواشی برنامه‌هایی مانند «درجام»، ممکن است تمام توجه‌ها به یک دیالوگ، یک بازی یا یک سکانس خاص معطوف شود. اما اگر قرار باشد صرفاً درباره همان چند دقیقه بحث کنیم، بخش مهم‌تری از مسئله را از دست داده‌ایم. پرسش این نیست که آیا طنز باید محدود شود یا نه. اتفاقاً طنز، اگر خلاقانه و هوشمندانه باشد، یکی از مهم‌ترین ابزارهای نقد اجتماعی است. کمدین باید بتواند شوخی کند، مرزهای ذهنی مخاطب را به چالش بکشد و حتی درباره موضوعات جدی با زبان طنز حرف بزند.
 
اما طنز با بی‌ملاحظگی یکی نیست. قرار نیست هر رفتاری صرفاً به این دلیل که در قالب شوخی ارائه شده، از دایره مسئولیت خارج شود. همان‌طور که هر محتوای جنجالی الزاماً خلاقانه نیست و هر چیزی که مخاطب را به واکنش وادار کند، الزاماً ارزشمند محسوب نمی‌شود.
 
مشکل زمانی آغاز می‌شود که سازندگان به این نتیجه برسند برای دیده‌شدن باید هر بار کمی جلوتر بروند؛ یک بار شوخی تندتر، بار دیگر رفتار صریح‌تر و بعد محتوایی که اگر چند سال پیش در یک برنامه پخش می‌شد، واکنش بسیار متفاوتی ایجاد می‌کرد. این روند اگر متوقف نشود، در نهایت چیزی فراتر از یک برنامه را تغییر می‌دهد؛ ذائقه مخاطب را تغییر می‌دهد.
 
پلتفرم فقط یک محل انتشار نیست
 
یکی از مسائلی که در بحث نمایش خانگی نباید فراموش شود، تفاوت میان یک محفل خصوصی و یک رسانه عمومی است. وقتی یک محتوا از طریق یک پلتفرم گسترده و برای میلیون‌ها مخاطب منتشر می‌شود، دیگر نمی‌توان مسئولیت آن را صرفاً متوجه سازنده دانست. پلتفرم نیز در قبال محتوایی که منتشر می‌کند مسئولیت دارد؛ همان‌طور که نهاد تنظیم‌گر در قبال قواعد و استانداردهایی که تعیین کرده، وظیفه نظارت و اجرای شفاف آنها را بر عهده دارد.
 
این مسئولیت در جامعه‌ای مانند ایران که چارچوب‌های فرهنگی و دینی مشخصی دارد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. حداقل‌هایی وجود دارد که نباید تبدیل به موضوع چانه‌زنی روزمره شوند؛ احترام به شعائر اسلامی، پرهیز از عادی‌سازی رفتارهای مغایر با ارزش‌های دینی و اخلاقی، حفظ حرمت خانواده، رعایت حدود اخلاقی در روابط میان افراد و پرهیز از تبدیل مسائل حساس فرهنگی به ابزار سرگرمی.
 
اینها به معنای حذف طنز یا تبدیل برنامه‌های سرگرم‌کننده به محتوای خشک و بی‌روح نیست. مسئله این است که خلاقیت نباید بهانه‌ای برای عبور از هر مرزی باشد.
 
آیا هر چیزی که مخاطب می‌بیند، باید ساخته شود؟
 
یکی از خطاهای رایج در اقتصاد سرگرمی این است که میزان توجه مخاطب، به معیار اصلی موفقیت تبدیل شود.در این منطق، اگر چیزی دیده شد، پس موفق است؛ اگر کلیپش دست‌به‌دست شد، پس باید دوباره تکرار شود؛ اگر یک شوخی واکنش زیادی ایجاد کرد، پس نسخه شدیدتری از آن نیز می‌تواند مخاطب بیشتری جذب کند.اما رسانه قرار نیست صرفاً آینه تمام‌نمای خواسته‌های لحظه‌ای مخاطب باشد. رسانه همزمان که از سلیقه جامعه تأثیر می‌پذیرد، بر سلیقه جامعه نیز اثر می‌گذارد.
 
این نکته درباره پلتفرم‌ها اهمیت بیشتری دارد. مخاطب، خصوصاً مخاطب نوجوان و جوان، بارها و بارها با یک الگوی رفتاری مواجه می‌شود و تکرار یک رفتار در محتوای سرگرم‌کننده می‌تواند به مرور حساسیت او نسبت به آن رفتار را کاهش دهد. بنابراین مسئله فقط این نیست که «مخاطب چرا این را می‌پسندد؟» سؤال مهم‌تر این است که ما چه چیزی را آن‌قدر تکرار می‌کنیم که فردا مخاطب آن را طبیعی بداند؟
 
تعهد، فقط یک امضا روی کاغذ نیست
 
در ماجرای «درجام» نکته دیگری نیز اهمیت دارد؛ موضوع تعهدات محتوایی و پایبندی به آنها. اگر برنامه‌ای در جریان رسیدگی، نسبت به رعایت استانداردهایی متعهد شده باشد، این تعهد نباید صرفاً راهی برای عبور موقت از یک بحران حقوقی تلقی شود. تعهد زمانی معنا دارد که پس از بازگشت برنامه به آنتن یا پلتفرم نیز اجرا شود.
 
اگر یک تولیدکننده قواعد را می‌پذیرد، باید به همان قواعد پایبند بماند؛ و اگر معتقد است قواعد موجود مانع خلاقیت است، مسیر درست، گفت‌وگو و اصلاح مقررات است، نه اینکه ابتدا تعهد داده شود و بعد همان خطوط دوباره مورد آزمون قرار بگیرند. از سوی دیگر، نظارت نیز زمانی می‌تواند اعتماد ایجاد کند که شفاف، یکسان و قابل پیش‌بینی باشد. نمی‌توان یک استاندارد را برای یک برنامه جدی گرفت و در مورد برنامه‌ای دیگر نادیده گرفت. قواعد زمانی اعتبار پیدا می‌کنند که همه بدانند چه چیزی مجاز است، چه چیزی ممنوع است و تخلف از آن چه پیامدی خواهد داشت.
 
حفظ حرمت‌ها به معنای حذف جذابیت نیست
 
گاهی این تصور شکل می‌گیرد که اگر قرار باشد ملاحظات فرهنگی و دینی رعایت شود، نتیجه الزاماً برنامه‌هایی کم‌مخاطب و فاقد جذابیت خواهد بود. تجربه سال‌های گذشته خلاف این تصور را نشان می‌دهد. مخاطب ایرانی به شوخی خوب می‌خندد، با شخصیت جذاب همراه می‌شود و از گفت‌وگوی صریح استقبال می‌کند؛ اما این به آن معنا نیست که تنها راه جذب مخاطب، عبور از خطوط قرمز اخلاقی و فرهنگی است.
 
هنر واقعی اتفاقاً آنجاست که برنامه‌ساز بتواند جذاب باشد، بدون اینکه برای جذاب‌شدن مجبور به شکستن حرمت‌ها شود. کمدی می‌تواند تند باشد، اما مبتذل نباشد. گفت‌وگو می‌تواند صریح باشد، اما بی‌حرمتی نکند. برنامه می‌تواند جوان‌پسند باشد، بدون اینکه برای شبیه‌شدن به فضای شبکه‌های اجتماعی، تمام استانداردهای فرهنگی را کنار بگذارد.
 
خطر اصلی، عادی شدن است
 
شاید مهم‌ترین هشدار در ماجرای «درجام» نه درباره یک برنامه مشخص، بلکه درباره روندی باشد که اگر جدی گرفته نشود، می‌تواند به تدریج دامنه بیشتری پیدا کند. قبح‌زدایی همیشه با یک اتفاق بزرگ شروع نمی‌شود. گاهی مجموعه‌ای از اتفاقات کوچک است که کنار هم قرار می‌گیرند و مرزهای ذهنی جامعه را جابه‌جا می‌کنند.
 
امروز ممکن است یک شوخی صرفاً یک شوخی باشد؛ فردا همان شوخی تبدیل به الگو شود و مدتی بعد، اعتراض به آن غیرعادی جلوه کند. اینجاست که مسئولیت پلتفرم‌ها، تهیه‌کنندگان، کارگردانان، مجریان و البته نهادهای تنظیم‌گر جدی‌تر می‌شود. نمایش خانگی اگر قرار است بخشی از آینده رسانه ایران باشد، باید بتواند میان سرگرمی و مسئولیت، آزادی و قانون، خلاقیت و اخلاق تعادل برقرار کند. توقیف یک برنامه شاید پایان یک پرونده باشد، اما نباید پایان گفت‌وگو درباره مسئله‌ای باشد که پشت آن قرار دارد.
 
سؤال اصلی این نیست که «چطور می‌توانیم بیشتر دیده شویم؟»
 
سؤال مهم‌تر این است: برای دیده‌شدن تا کجا حاضریم پیش برویم و چه چیزهایی را حاضر نیستیم قربانی کنیم؟ اگر پاسخ این سؤال روشن نباشد، رقابت پلتفرم‌ها ممکن است به جای رقابت بر سر کیفیت، به مسابقه‌ای برای عبور از مرزها تبدیل شود؛ مسابقه‌ای که در نهایت نه فقط تولیدکننده، بلکه فرهنگ عمومی و مخاطب، بازنده آن خواهند بود.
 
پلتفرم‌ها برای ماندگار شدن، بیش از هر چیز به اعتماد مخاطب نیاز دارند. این اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که مخاطب بداند سرگرمی قرار نیست به قیمت زیر پا گذاشتن ارزش‌های جامعه تمام شود. و شاید مهم‌ترین اصل همین باشد: خلاقیت را محدود نکنیم، اما اجازه ندهیم قبح‌شکنی به اسم خلاقیت و عادی‌سازی به نام سرگرمی، تبدیل به مسیر معمول تولید محتوا شود.
اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۱۰ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۱
شما فرسنگها از واقعیت جامعه دور هستین...
پاسخ ها
یوسف محمدنژاد
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۲:۲۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۱
وافعیت فعلی جامعه هم حاصل همین تابوشکنی هایی هست که در امثال این سکوهای فرهنگی اتفاق افتاده
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۳:۵۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۱
نقش سکوهای فرهنگی خارجی را چگونه ارزیابی میکنیم ؟
حضور آنها را قبول داریم ؟
آخرین اخبار
وب گردی