اینستاگرام کتاب را کشت یا دوباره زندهاش کرد؟
از «بوکتاک» و «بوکستاگرام» تا کتابخوانی لاکچری؛ کتاب در عصر اسکرول هنوز زنده است؟
سالها شبکههای اجتماعی و گوشیهای هوشمند متهم بودند که کتاب را از زندگی مردم بیرون راندهاند؛ اما حالا ماجرا شکل دیگری پیدا کرده است. از «بوکتاک» و «بوکستاگرام» گرفته تا رونق دوباره کتابفروشیها و کتابهای صوتی، کتاب در همان فضایی که قرار بود رقیبش باشد دوباره دیده میشود. با این حال، یک پرسش جدی همچنان باقی است؛ مردم امروز واقعاً بیشتر کتاب میخوانند یا فقط کتابخوانی را به یکی دیگر از سبکهای زندگی در شبکههای اجتماعی تبدیل کردهاند؟
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، سالهاست یک جمله تکرار میشود: مردم دیگر کتاب نمیخوانند. گوشیهای هوشمند، شبکههای اجتماعی و ویدئوهای کوتاه آمدهاند تا جای کتاب را بگیرند و نسل جدید را از خواندن دور کنند. اما ماجرا به این سادگی نیست. درست در همان فضایی که قرار بود کتاب را کنار بزند، موج تازهای از علاقه به مطالعه شکل گرفته است؛ از باشگاههای کتابخوانی سلبریتیها گرفته تا صفحههایی که عکس و ویدئوی کتاب منتشر میکنند.
حالا کتاب فقط چیزی برای خواندن نیست؛ گاهی بخشی از سبک زندگی و حتی استایل آدمهاست. برندهای مطرح مد هم این تغییر را دیدهاند و ادبیات را وارد دنیای خود کردهاند. دیور، کوچ، میو میو و شانل در سالهای اخیر سراغ کتاب و رویدادهای ادبی رفتهاند. در شبکههای اجتماعی هم «BookTok» و «Bookstagram» میلیونها کاربر را دور کتاب جمع کردهاند.
اما یک سؤال مهم باقی میماند: مردم واقعاً بیشتر کتاب میخوانند یا فقط بیشتر درباره کتاب حرف میزنند؟
کتابی که قرار بود بمیرد، هنوز روی قفسههاست
پیشبینی مرگ کتاب چاپی اتفاق تازهای نیست. وقتی آمازون در سال ۱۹۹۵ راهاندازی شد، عدهای تصور کردند کتابفروشیهای سنتی دیگر شانسی برای ادامه کار ندارند. با ورود کتابخوانهای الکترونیکی، بهویژه کیندل در سال ۲۰۰۷، این تصور جدیتر شد. اما کتاب چاپی هنوز کنار نرفته است.
در آمریکا، طبق دادههای Circana BookScan، فروش کتابهای چاپی در سال ۲۰۲۵ به ۷۶۲.۴ میلیون نسخه رسید؛ رشدی هرچند اندک، اما دومین سال متوالی افزایش فروش. این رقم هنوز با رکورد ۸۳۹.۷ میلیون نسخهای سال ۲۰۲۱ فاصله دارد، ولی نشان میدهد بازار کتاب چاپی برخلاف پیشبینیهای قدیمی، از بین نرفته است.
در انگلیس هم صنعت نشر در سال ۲۰۲۵ به درآمد ۷.۴ میلیارد پوند رسید. طبق گزارش انجمن ناشران این کشور، کتاب چاپی همچنان ۷۹ درصد درآمد بازار نشر مصرفی را به خود اختصاص داده است.
پس حداقل از نظر بازار، نمیتوان از مرگ کتاب حرف زد. مسئله جای دیگری است؛ مردم چقدر کتاب میخوانند؟

۴۰ درصد انگلیسی ها یک سال بدون کتاب
اینجاست که تصویر کمی متفاوت میشود. براساس یک نظرسنجی YouGov در انگلستان، ۴۰ درصد مردم گفتهاند طی ۱۲ ماه گذشته حتی یک کتاب نخوانده یا به کتاب صوتی گوش ندادهاند. در میان کسانی که مطالعه کردهاند نیز میانه تعداد کتابهای خوانده یا شنیدهشده در طول یک سال فقط سه عنوان بوده است.
در آمریکا هم وضعیت چندان متفاوت نیست. نظرسنجی YouGov در پایان سال ۲۰۲۵ نشان داد ۵۹ درصد آمریکاییها گفتهاند دستکم یک کتاب در طول سال خواندهاند؛ یعنی ۴۰ درصد اصلاً کتابی نخواندهاند.
بنابراین دو واقعیت همزمان وجود دارد: بازار کتاب هنوز زنده است، اما بخش بزرگی از مردم کتابخوان حرفهای نیستند. همین تناقض، بحث درباره آینده کتاب را پیچیدهتر میکند.
اینستاگرام؛ دشمن کتاب یا ویترین تازه آن؟
سالها شبکههای اجتماعی متهم اصلی کاهش مطالعه بودند. استدلال هم روشن بود؛ وقتی فرد ساعتها در اینستاگرام، تیکتاک و یوتیوب وقت میگذراند، دیگر حوصله خواندن چند صد صفحه کتاب را ندارد.
اما شبکههای اجتماعی یک کار دیگر هم بلدند: ایجاد موج. کاربری که از کتابی عکس میگذارد، درباره یک رمان چند دقیقه صحبت میکند یا ویدئویی از تجربه خواندنش منتشر میکند، ممکن است هزاران نفر را کنجکاو کند.
به همین شکل، «Bookstagram» در اینستاگرام و «BookTok» در تیکتاک شکل گرفتند؛ جوامعی که کتاب را از قفسههای کتابخانه بیرون آوردند و وارد فضای عمومی شبکههای اجتماعی کردند. کاربرها کتابهایی را که خواندهاند معرفی میکنند، درباره پایان داستان بحث میکنند، چالش مطالعه راه میاندازند و حتی برای انتخاب کتاب بعدی از دنبالکنندگانشان نظر میخواهند. در چنین شرایطی، شبکه اجتماعی همزمان دو نقش متضاد دارد؛ هم رقیب کتاب است و هم تبلیغکننده آن.

وقتی کتاب تبدیل به اکسسوری میشود
البته این داستان روی دیگری هم دارد. در بعضی صفحات بوکستاگرامی، خود کتاب تنها بخشی از تصویر است. جلد زیبا، میز چوبی، فنجان قهوه، شمع، نور مناسب و یک فضای دنج همه کنار هم قرار میگیرند تا یک تصویر جذاب ساخته شود.
کتابخوانی در این فضا کمکم تبدیل به یک سبک زندگی میشود؛ چیزی که قرار است نشان دهد صاحب آن صفحه اهل مطالعه، باسلیقه و متفاوت است. همین موضوع واکنشهایی را هم به دنبال داشته است. منتقدان میگویند وقتی «چگونه کتاب خواندن» مهمتر از «چه خواندن و چه فهمیدن» شود، مطالعه هم وارد چرخه مصرفگرایی میشود.
به زبان سادهتر، ممکن است کسی کتاب را برای خواندن نخرد؛ برای عکس گرفتن بخرد. این انتقاد را نمیشود کاملاً نادیده گرفت. شبکههای اجتماعی اساساً بر دیدهشدن بنا شدهاند و طبیعی است که حتی مطالعه هم از این قاعده تأثیر بگیرد. اما از طرف دیگر، شاید همین تصویرسازی باعث شود کسی که تا دیروز هیچ علاقهای به کتاب نداشته، برای نخستین بار سراغ یک کتاب برود.
سلبریتیها وارد میشوند
چهرههای مشهور هم نقش مهمی در این موج دارند. باشگاههای کتابخوانی افرادی مانند ریس ویترسپون، دوآ لیپا و کایا گربر باعث شده کتابهایی که شاید در میان مخاطبان عام چندان دیده نمیشدند، به میلیونها نفر معرفی شوند.
اینجا یک اتفاق ساده اما مهم رخ میدهد: یک طرف ماجرا نویسندهای است که مخاطب محدودی دارد و طرف دیگر چهرهای با میلیونها دنبالکننده. کافی است آن چهره بگوید «این کتاب را بخوانید» تا کتاب وارد گفتوگوی میلیونها نفر شود. ممکن است بخشی از این مخاطبان فقط از روی کنجکاوی سراغ کتاب بروند و هیچوقت آن را تمام نکنند؛ اما بخشی دیگر ممکن است واقعاً خواننده شوند. برای بازار نشر، همین هم اتفاق کوچکی نیست.

کتابهای چاپی هنوز مشتری دارند
رشد بازار کتاب چاپی در آمریکا و انگلیس یک نکته مهم را نشان میدهد: برخلاف تصور رایج، ورود فناوری الزاماً به معنای حذف کاغذ نیست. در واقع بخشی از مخاطبان همچنان لمس کتاب، ورقزدن صفحات و حتی داشتن کتاب در قفسه را ترجیح میدهند.
این اتفاق را میتوان در محبوبیت کتابهای نفیس و نسخههای ویژه هم دید. کتاب برای بعضی مخاطبان دیگر فقط وسیله انتقال محتوا نیست؛ یک شیء فرهنگی است که دوست دارند آن را داشته باشند. در این میان، شبکههای اجتماعی هم به فروش کمک کردهاند. کتابی که در فضای مجازی دیده میشود، راحتتر پیدا میشود و راحتتر به دست مخاطب میرسد.
به همین دلیل کتابفروشیهای مستقل در بسیاری از کشورها نیز تلاش کردهاند حضور جدیتری در اینستاگرام داشته باشند؛ معرفی کتاب، برگزاری رویداد، گفتوگو با نویسنده و حتی نمایش فضای کتابفروشی حالا بخشی از فعالیت آنهاست.
نسل جدید لزوماً کمتر کتاب نمیخواند؛ متفاوت میخواند
شاید یکی از اشتباهات ما این باشد که مطالعه را فقط با یک تصویر قدیمی میسنجیم: فردی که یک کتاب کاغذی در دست گرفته و چند ساعت بیوقفه مطالعه میکند. امروز شکل مطالعه تغییر کرده است.
ممکن است فردی صبح چند صفحه کتاب کاغذی بخواند، در مسیر رفتوآمد کتاب صوتی گوش دهد و شب چند صفحه دیگر را در تلفن همراهش بخواند. کتاب صوتی هم در سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته است. انجمن ناشران انگلیس اعلام کرده درآمد کتابهای صوتی دیجیتال در سال ۲۰۲۵ با رشد ۱۰ درصدی به ۲۵۵ میلیون پوند رسیده است.این تغییر شاید به ما بگوید که کتاب قرار نیست الزاماً با همان شکل قدیمی خودش باقی بماند.
سینما هم هنوز میتواند کتاب بفروشد
ارتباط کتاب با سایر رسانهها نیز جالب است. یک فیلم موفق میتواند باعث شود مخاطبان دوباره سراغ کتابی بروند که سالها از انتشارش گذشته است.
نمونه تازه آن «اودیسه» هومر است. پس از اکران فیلم کریستوفر نولان، فروش نسخههای چاپی این اثر در آمریکا ۷۶ درصد افزایش یافت و کتابخانهها نیز افزایش قابل توجه تقاضا برای آن را گزارش کردند.
این یعنی کتاب دیگر جدا از سینما و شبکههای اجتماعی زندگی نمیکند. یک داستان میتواند از کتاب شروع شود، به فیلم برسد، در اینستاگرام و تیکتاک ترند شود و دوباره مخاطب را به نسخه چاپی برگرداند.

در ایران هم کتاب هنوز مشتری دارد
در ایران داستان کمی متفاوت است. افزایش قیمت کتاب، هزینههای تولید و چاپ و کاهش قدرت خرید خانوار، فشار زیادی بر بازار نشر وارد کرده است. با این حال، نمیتوان گفت مخاطب کتاب از بین رفته است.
سیوششمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران نمونه قابل توجهی بود. در پایان روز هفتم نمایشگاه، مجموع فروش حضوری و مجازی به حدود ۲۸۵ میلیارد تومان رسید و بیش از ۶۲۳ هزار جلد کتاب در بخش مجازی به فروش رفت.
این آمار بهتنهایی نمیتواند میزان مطالعه مردم ایران را مشخص کند؛ نمایشگاه کتاب یک رویداد ویژه است و مخاطبان خاص خود را دارد. اما یک نکته را نشان میدهد: هنوز تعداد زیادی از مردم برای خرید کتاب هزینه میکنند.
نکته جالبتر اینکه بخش قابل توجهی از فروش به شکل مجازی انجام شده است؛ یعنی همان فناوریای که زمانی تهدیدی برای کتاب به حساب میآمد، حالا یکی از مسیرهای فروش آن شده است.
براساس آمار، در سال 1404 تعداد 106 هزار و 570 عنوان کتاب منتشر شد که 81 هزار و 999 عنوان در حوزه تألیف و 24 هزار و 571 عنوان در حوزه ترجمه در دسترس مخاطبان قرار گرفته است و مقایسه آماری تعداد عناوین منتشر شده با سال 1403، بیانگر 10 درصد کاهش است.
براساس این آمار، سهم استان تهران از بازار نشر در سال گذشته 66 هزار و 80 عنوان و سهم سایر استانها، 40 هزار و 490 عنوان بوده است. بررسی آماری کتابهای چاپ اول نشان میدهد که بازار هرچند با موانع مختلف روبرو بوده، اما تلاش خود را برای نشر آثار تازه متوقف نکرده است؛ بر این اساس در سال گذشته تعداد 73 هزار و 895 عنوان برای نخستینبار در دسترس عموم قرار گرتفه و تعداد 32 هزار و 675 عنوان نیز در قالب چاپ مجدد روانه کتابفروشیها شده است.
مشکل اصلی شاید خود کتاب نباشد
اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، مشکل امروز کتاب شاید بیشتر از آنکه «نبود مخاطب» باشد، رقابت بر سر توجه مخاطب است. یک کتاب برای اینکه خوانده شود، باید چند ساعت از وقت و تمرکز مخاطب را بگیرد. در مقابل، شبکههای اجتماعی هر چند ثانیه یک محتوای تازه جلوی چشم او میگذارند.
این دو، اساساً دو مدل متفاوت از مصرف محتوا هستند. کتاب از مخاطب صبر میخواهد؛ شبکه اجتماعی سرعت.
کتاب به تمرکز نیاز دارد؛ شبکه اجتماعی دائماً حواس را جابهجا میکند.
به همین دلیل شاید یکی از مهمترین چالشهای آینده کتاب، نه رقیب شدن اینترنت، بلکه کمشدن توان تمرکز انسان باشد.
پس کتاب زنده است؟
پاسخ مثبت است؛ اما کتاب امروز دیگر همان کتاب بیست یا سی سال قبل نیست . کتاب چاپی هنوز فروخته میشود. کتاب صوتی در حال رشد است. کتابخانهها به سمت خدمات دیجیتال میروند. نویسندگان از شبکههای اجتماعی برای ارتباط با مخاطب استفاده میکنند و ناشران فهمیدهاند که یک ویدئوی چندثانیهای گاهی میتواند بیشتر از یک تبلیغ سنتی دیده شود.
از طرف دیگر، هنوز میلیونها نفر کتاب نمیخوانند و صرفاً حضور کتاب در شبکههای اجتماعی به معنای افزایش عمق مطالعه نیست.
پس شاید بهتر باشد به جای اینکه بگوییم «اینستاگرام جای کتاب را گرفته»، بگوییم اینستاگرام شکل مواجهه ما با کتاب را تغییر داده است. کتاب از قفسه بیرون آمده، وارد گوشی شده، در ویدئوهای کوتاه دیده میشود، دربارهاش بحث میشود و حتی گاهی تبدیل به بخشی از استایل آدمها میشود.
اینکه این موج در نهایت به مطالعه واقعی منجر شود یا فقط یک ترند زودگذر باشد، هنوز معلوم نیست. اما یک چیز روشن است: در روزگاری که برای جلب توجه انسان باید با هزاران تصویر و ویدئو رقابت کرد، اینکه هنوز کتاب میتواند آدمها را متوقف کند و چند دقیقهای پای یک متن نگه دارد، خودش اتفاق کمی نیست.
شاید کتاب نمرده باشد؛ فقط یاد گرفته است در عصر اسکرول، راه تازهای برای دیدهشدن پیدا کند
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
