شبهه، تردید و سپس انکار
مرحوم ملامحمدامین استرآبادی محدث شیعی قرن ۱۱ بااستنادبه احادیث میفرماید"خداوند سبحان چیزی ازحق وچیزی ازباطل راگرفت وآنهارابا یکدیگرمخلوط وممزوج ساخت و دردست مردم قرار داد وسپس انبیاء (ع) رافرستادتااینکه حق راازباطل جداکنندوپیامبران به وظیفه خودعمل کردندوبعدازانها اوصیاءواولیاء درتفکیک حق ازباطل کوشش فراوان کردند. اگر این امتزاج حق و باطل نبود نیازی هم به وجود انبیاء نبود (فوائد المدنیه ص ۱۳۰) این وضعیت تشریعی عالم است که انسانها باید درامتحان تشخیص حق ازباطل همواره تلاش کننداگربه امتزاج حق وباطل با دست سازهای بشرچیزی اضافه نشوددرحالیکه تجربه تاریخی نشان میدهد که درهرعصروزمانی شبهات نسبت به یقینیات وحقایق وواقعیات وجودداشته وافزایش هم داشته است.
ازنظرحکمی وفلسفی نیزاگر یقین واطمینان رامظهر حالت وحدت وتجمع بشمارآوریم بناچار باید شک و تردید رامظهرحالت کثرت و تفرقه بشناسیم. آبشخورشبهات حقایق هستند، چون حقی وجوددارد درکنارآن باطلی رشد میکند بقول مولوی در مثنوی:
گر نبودی در جهان نقدی روان قلبها را خرج کردن کی توان
تا نباشد راست کی باشد دروغ آن دروغ از راست میگیرد فروغ
بر امید راست کژ را میخرند زهر در قندی رود آنگه خورند
گر نباشد گندم محبوبنوش چه برد گندمنمای جو فروش
باری درعصری بسرمیبریم که نسبت شبهات به یقینات بیشتر ونشرواشاعه آن بواسطه فناوریهای اطلاع رسانی قابل مقایسه باگذشته نیست، شبهه اگربرای کشف حقیقت وروشنی مطلب باشد بمثابه سوال خواهدبود.
نمونه آن تشکیکات فخر رازی معروف به امام المشکین است این لقب به دلیل رویکرد نقادانه و بررسیهای موشکافانهای که فخر رازی در مواجهه با آرای متفکران گذشته داشت، به او داده شده است. او باطرح پرسشهای جدی و گاه سختگیرانه، سعی در واکاوی مفاهیم و اصول فکری آنان داشت. هرچند برخی این رویکرد را تلاش برای مخالفتورزی یا شهرتطلبی میدانند، بسیاری دیگر آن را نشاندهنده عمق اندیشه و تلاش او برای دست یافتن به حقیقت میپندارند. به تعبیرعلامه شهید مطهری اگر چه فخر رازی شخصاً آرا و نظریات مثبت فیلسوفانه قابل توجهی نداشت، اما نظریات منفی و تشکیکات او در اصول مسلم فلاسفه تأثیر فراوانی در پیشرفت مسائل فلسفی داشته است.
اما اگرشبهه برای ایجاد تردید باشد چارهای جزمبارزه وپاسخ اقناعی بموقع نیست والا از مرحله شبهه عبور کرده و خلعت تردید بخود میپوشد که از تن کندن آن پرزحمت خواهد بود مانند شبهه ابن کمونه در باب واجب الوجود که مرحوم ملاصدرا پاسخ به آن را رجم شیطان مینامد. غرض ازذکراین مطالب هشدارجدی به متفکرین واندیشمندان و سپس مسئولان درباره فضای مجازی موجود است که باهجوم بی رحمانه خودبا شبهه افکنی وتردید آفرینی قصد شکار حقایق دینی، تاریخی وملی ملت ایران را دارند وجامعه هدف آنان نسل جوان فاصله گرفته ازمبادی انقلاب است،
بی جهت نبود که رهبر شهید همواره دغدغه شبهات را داشت، و میفرمود" وظیفهی خواص این است که در مواقع لازم، باید تردیدافکنی و شکآفرینی دشمن را خنثی کنند و تبیین کنند؛ «جهاد تبیین» که بنده عرض کردهام، ناظر به این است جهاد تبیین را جدّی بگیرید، شبههزدایی از ذهن مخاطبین را جدّی بگیرید. شبهه از جملهی چیزهایی است که عرض کردیم مثل موریانه است؛ دشمن به این موریانهها دل بسته. شبهه ویروس است، مثل همین ویروس کرونا؛ وقتی که وارد شد، خارج شدنش مشکل است، جزو بیماریهای مسری هم هست، سرایت هم میکند... بعضیها در مقابل تیر و شمشیر ایستادند، اما درمقابل شبهه نتوانستند بِایستند".
الان که در جنگ رمضان بسر میبریم باردیگراین موضوع با دستورکار ویژه دربرنامههای جنگ روانی دشمن قرار گرفته تازمینه هجوم دیگر را فراهم نماید درشرایطی که کشورباجنگ سنگین روانی ورسانهای دشمنان مواجه است، باید مراقب بودتااظهارنظر، گمانه زنی، رقابتهای حزبی وبی حاصل به ابهام آفرینی وتشویش افکارعمومی منجر نشود، کسانی که تفاهم نامه اخیرترک جنگ رابا ایجاد شبهه و تردید تاسطح انکار رساندند ووقت بعض تجمعات را صرف این امور کردند درواقع ودانسته یا نادانسته دست به تخریب زدند وبه کشور خدمت نکردندو یا کسی که در عملکرد قوا وخاصه قوه مجریه باوجود حمایت وتاکید رهبری شبهه میکند ونیز کسی که بدون رعایت ملاحظات خواهان نشر وصیت نامه رهبری است درواقع بدون توجه شبهه پراکنی میکند.
جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد، آرامش، همدلی و تمرکز بر مسئله اصلی کشور که جنگ ودفاع است نیاز دارد. هراقدامی که بدون استناد به اطلاعات رسمی ورعایت جهات امنیت ملی و وحدت ملی، افکار عمومی را به سمت گمانهزنی سوق دهد و خوراک جنگ روانی دشمن را تأمین کند، کاری بس عبث است. در مقطع حساس کنونی، روایت واحد از صحنه، حفظ سرمایه اجتماعی و تقویت انسجام ملی، ضرورتی است که نباید قربانی شبه افکنیهای بی فایده و مضرشود. والسلام.