عکس: پنجره ای به گذشته; ویتنام، درس عبرتِ یک جنگ فرسایشی برای آمریکا
جنگ ویتنام که از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۷۵ به طول انجامید، فراتر از یک درگیری نظامی، داستانی از یک نبرد نابرابر میان یک ابرقدرت جهانی و نیروهای چریکی بومی بود؛ روایتی از یک لشکرکشی نافرجام برای مهار ایدئولوژی کمونیسم که با تحمیل هزینههای سنگین انسانی و سیاسی، در نهایت به فروپاشی حکومت مورد حمایت واشنگتن در جنوب ویتنام و وحدت دوباره این کشور تحت پرچم سوسیالیسم ختم شد. این جنگ فراتر از یک شکست نظامی برای ایالات متحده، یک شکست در درکِ عمیقِ ماهیتِ ملیگرایی و پیوند آن با ایدئولوژی بود. واشنگتن با تکیه بر محاسباتِ خشکِ نظامی و تئوریهای انتزاعیِ سیاسی، نتوانست اراده پولادینِ نیروهای چریکی بومی را که برای استقلال سرزمینشان میجنگیدند، پیشبینی کند. هزینههای انسانیِ این جنگ که نه تنها گریبانگیر ویتنامیها، بلکه دامنگیر نسل جوانی از سربازان آمریکایی شد که با کابوسهای جنگ به خانه بازگشتند، تا دههها بر پیکره سیاست خارجی ایالات متحده سنگینی کرد. «سندروم ویتنام» (ترس از ورود به مداخلات نظامی خارجی بدون حمایت عمومی و استراتژی مشخص) به میراثی تبدیل شد که تا سالها مانع از تصمیمگیریهای شتابزده واشنگتن در بحرانهای جهانی گشت. در نهایت، تاریخِ ویتنام به جهانیان یادآوری کرد که قدرتِ آتشِ یک ابرقدرت، در برابر ملتی که برای هویت و استقلال خود میجنگد، ابزاری ناکافی است؛ درسی که هنوز هم در تالارهای سیاست بینالملل، به عنوان چراغی برای پرهیز از تکرارِ خطاهای پرهزینه، بازخوانی میشود.


