امام حکم قتل نویسنده را صادر کرد نه اینکه کتابش را تحریم کند!/خود سفرای اروپایی معذرت خواستند و برگشتند

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، نزدیکبودن ایام منتهی به تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب، آیتالله العظمی سید علی خامنهای فرصتی مغتنم برای مرور خاطرات و گفتارهایی است که از ایشان به جا مانده است.
به اینترتیب تا زمان برگزاری مراسم وداع و تشییع سیدالشهدای شهیدان انقلاب اسلامی ایران، به مرور اینخاطرات که توسط شخص رهبر شهید روایت شدهاند، میپردازیم.
دو مورد از اینخاطرات که بهعنوان قسمت اول پرونده «به استقبال تشییع پیکر رهبر شهید» منتشر میشوند، مربوط به حکم ارتدادی هستند که حضرت امام خمینی (ره) برای سلمان رشدی نویسنده پست کتاب موهن «آیات شیطانی» صادر کرد.
در ادامه ایندو خاطره را با ذکر تاریخ بیانشان میخوانیم:
***
نماز جمعه ۱۳۶۷/۱۲/۱۲
بعد از آنکه کتاب «آیات شیطانی» نوشته شد، در همه مطبوعات استکباری عمده کشورهای معروف غرب، اینکتاب ترویج شد؛ طوریکه مدتی پیش از آنکه حکم حضرت امام (ره) صادر شود، فکر میکردم چرا دارند اینهمه در مجلات اینکتاب را ترویج میکنند؟ و به ذهنم چیزهایی میگذشت؛ تصمیمهایی هم داشتم. کاملا روشن بود اینکتاب دارد با وسایل تبلیغاتی مطرح و معروف میشود؛ برای اینکه طرفداران و خوانندگان بیشتری پیدا کند و در کشورهای اسلامی به زبانهای مختلف ترجمه شود. این قدم اول بود.
اما اگر اینقدم با موفقیت برداشته میشد – اگر حکم امام نبود برداشته میشد – نوبت به فیلمسازی میرسید. از روی اینکتاب دهها فیلم درست میکردند. تمام سینماهای دنیا را، تمام تلویزیونهای سراسری را پر میکردند از فیلمهایی که براساس اینکتاب مفسد و پست تهیه و نوشته شده؛ فیلمهایی براساس آن تهیه میکردند، در تلویزیونها نشان میدادند و خلاصه میخواستند یکحالت مسخرگی و لودگی و اهانت و تحقیر نسبت به مقدسات اسلام در تمام فضا و جو فرهنگی دنیای اسلام و غیر اسلام به وجود بیاورند.
امام فرمود سلمان رشدی مهدورالدم است و باید کشته شود. وقتی نویسنده یککتابی که پول گرفته برای لجنپراکنی و نوشتن هرزه، فهمید با اینکار جان خودش را از دست خواهد داد و فهمید این، به قیمت گرانی برایش تمام خواهد شد. اینقضیه فرق میکند تا اینکه بگویند آقا ما اینکتاب را تحریم کردیم! کار امام بود که درست به آننقطه اصلی توطئه استکبار، آسیب زد. یعنی همه کسانی که بعد از این بخواهند چنینچیزی بنویسند یا آن را فیلم کنند، یا آن را به سینماها بیاورند یا منتشر کنند، منتظر خطر مرگ از طرف مسلمانهایی هستند که فتوای امام را قبول کردند و میخواهند براساس آن عمل کنند. انجام چنینکاری دیگر برایشان آسان نیست.
فتوای امام درست به قلب لشکر استکبار حمله کرد و او را تار و مار کرد. برای همین هم بود که اینقدر سر و صدای اینها در دنیا بلند شد.
دیدار با مسئولان وزارت خارجه، سفرا و کارداران جمهوری اسلامی ۱۳۷۱/۵/۱۹
اصولی را که جمهوری اسلامی با آنها معروف شده، با سربلندی نگه دارید، نه با خجالت! با سربلندی! و این است که کوبنده است. ببینید! امام، سلمان رشدی را مهدورالدم کردند؛ در دنیا غوغا شد. اروپاییها یکسره سفیرهای خود را از تهران خواستند. بنده همانوقت سفری به یکی دو کشور اروپایی داشتم؛ به همین یوگسلاوی و رومانی. خبرنگارها ریختند سر ما که «آقا اینقضیه سلمان رشدی چیست؟» گفتیم «بله، اینقضیه بسیار مهمی است که امام فرمودند. اینکار هم خواهد شد.»
بنا کردند از اطراف خدشه کردن: «چطور شما چنین حکمی کردید؟ چهطور شما دخالت میکنید؟»
قرص و محکم ایستادم و گفتم «اما تیری شلیک کردهاند و اینتیر همینطور میرود. خوب هم هدفگیری کردهاند و تا به هدف نخورد، نمیافتد.» الان هم همین را میگویم. معتقدم اینتیر، روزی به هدف خواهد خورد.
شاید بعضی، آن روز خیال میکردند که حالا به اینشدت و وضوح هم لازم نیست. نه آقا! الحمدلله چند صباحی بیشتر نگذشت که همانهایی که با اخم، سفیرها را برده بودند، یکییکی به در خانه آقای دکتر ولایتی آمدند و گفتند «آقا ببخشید! اشتباه شده است.» آنوقت یکییکی سفیرها را برگرداندند. ایشان هم با عزت، یکییکی اینها را قبول کرد و آمدند سرجایشان.
قضیه چنین است. اصول ما اینهاست.



