چگونه پاکستان به پل غیرمنتظره ایران و آمریکا تبدیل شد

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «تورکیتودی» در مقالهای به بررسی نقش میانجیگرانه پاکستان میان ایران و آمریکا و دلایل آن پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
یک روز پس از آغاز مذاکرات فنی ایران و آمریکا در بورگناشتوک سوئیس، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، راهی اسلامآباد شد - نخستین سفر خارجی او از زمان آغاز جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران.
اگرچه این سفر به عنوان ابراز قدردانی از نقش پاکستان در میانجیگری برای امضای تفاهمنامه اسلامآباد در ۱۸ ژوئن تلقی شد، اما موضوعات حساسی نیز در جریان این دیدار مورد بحث قرار گرفت.
پزشکیان در نشست خبری طی این سفر تأکید کرد که در تفاهمنامه امضا شده بین آمریکا و ایران، هیچ اشارهای به برنامه موشکی ایران نشده است. مذاکراتی در سطح هیئتها با طرف پاکستانی انجام شد و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، که روز قبل از عمان وارد شده بود، نیز حضور داشت.
اگرچه پنجره ۶۰ روزه برای دستیابی به توافق نهایی برای پایان دادن به جنگ تازه آغاز شده بود، تهران همچنان همکاری نزدیکی با اسلامآباد داشت. به طرز شگفتآوری، پاکستان موفق شده است روابط قوی و پیوند اعتماد خود را با هر دو کشور آمریکا و ایران حفظ کند، هرچند در گذشته با هر دو تنش داشته است.
تهران به طور فزایندهای اذعان میکند که بدون حمایت خاموش اسلامآباد، اوضاع میتوانست بسیار متفاوت پیش برود -، اما در واشنگتن است که قدردانی از پاکستان عمیقتر است، برای اینکه کاری را انجام داده که کمتر کسی ممکن میدانست.
عمل متوازن
زمانی که نخستین حملات به تهران انجام شد، پاکستان از نخستین کشورهای منطقهای بود که حملات را محکوم کرد. اما با وجود محکوم کردن حملات به ایران، اسلامآباد تهران را به خاطر شلیک موشک و پهپاد به عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس سرزنش کرد.
پاکستان با نداشتن پایگاه آمریکایی در خاک خود، توانست روابط نزدیکی با ایران، شورای همکاری خلیج فارس و همچنین آمریکا حفظ کند و این فضای دیپلماتیک ارزشمند بود، زیرا برخلاف دیگر کشورهای منطقه، پاکستان مورد حمله ایران قرار نگرفت.
این امر اسلامآباد را قادر ساخت تا کاهش تنش را تشویق کرده و هر طرف را مطمئن سازد و سیاست توازن استراتژیک را در پیش گیرد. پاکستان توانست این موقعیت را به نفوذ تبدیل کرده و از کشورهایی مانند عربستان سعودی، ترکیه و مصر در تلاشهای میانجیگری حمایت بگیرد.
اسلامآباد با حفظ روابط سازنده در عین دوری از درگیریهای مستقیم نظامی، در نهایت به عنوان پلی بین دو طرفی عمل کرد که روز به روز قطبیتر میشدند.
راه واشنگتن
سال گذشته، هنگامی که اسرائیل و آمریکا حملاتی را علیه ایران آغاز کردند، ارتشبد عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در میانه جنگ به کاخ سفید دعوت شد.
با توجه به رابطه طولانی امنیتی پاکستان با واشنگتن، نگرانیهای گستردهای وجود داشت که پاکستان ممکن است به درگیری کشیده شود یا حتی به عنوان سکوی پرتاب علیه ایران مورد استفاده قرار گیرد.
اما در عوض، پاکستان نه تنها به ایران کمک کرد تا یکی از دشوارترین دورههای تاریخ اخیر خود را پشت سر بگذارد، بلکه اسلامآباد از دسترسی خود به دولت ترامپ برای پیشبرد دیپلماسی استفاده کرد؛ و پایههای این رابطه سال گذشته گذاشته شد. در واقع، این پیشرفت به دلیل درگیری چهارروزه مه ۲۰۲۵ بین هند و پاکستان رخ داد.
پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، علناً پایان جنگ را به خود نسبت داد، پاکستان از نقش دیپلماتیک او استقبال کرد و بعداً او را به طور رسمی برای دریافت جایزه صلح نوبل نامزد کرد. این حسننیت از طریق همکاری در زمینههایی که مقامات آن را "سه سی" مینامند - ارزهای دیجیتال، مواد معدنی حیاتی و مبارزه با تروریسم - تقویت شد و چارچوب مناسبی برای تعامل آمریکا و پاکستان ایجاد کرد.
رابطه امنیتی بیشتر عمیقتر شد. در اوت ۲۰۲۵، منیر در مراسم بازنشستگی ژنرال مایکل کوریلا، رئیس فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) شرکت کرد، که قبلاً از پاکستان و منیر به عنوان شریکی "فوقالعاده" در مبارزه با تروریسم، برای کمک پاکستان در استرداد متهم اصلی حمله به فرودگاه کابل در سال ۲۰۲۱ تمجید کرده بود.
تا سپتامبر ۲۰۲۵، منیر به همراه محمد شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، به دفتر بیضی شکل بازگشت. در آن زمان، ترامپ اظهار داشت که پاکستان "ایران را خیلی خوب میشناسد، بهتر از اکثر کشورها" و طبیعی بود که اسلامآباد در سال بعد به عنوان میانجی اصلی در توافق آمریکا و ایران نقش آفرینی کند.
زیسان شاه، تحلیلگر و ناظر سیاسی مقیم واشنگتن، به تورکیتودی گفت که روابط ایران و پاکستان در ۳۰ سال گذشته "از یک دوستی سرد به سوی بیاعتمادی متقابل گرایش داشته است. " او گفت که این دورههای بیاعتمادی متقابل به دلیل رقابت بر سر افغانستان، حمایت قوی ایران از هند، و حمایت ادعایی از گروههای جداییطلب بلوچ در هر دو کشور بود.
به گفته او، به دلیل این پیشینه، "همراه با پیمان دفاعی اخیر پاکستان و عربستان، بسیاری معتقد بودند که پاکستان به جنگ آمریکا علیه ایران خواهد پیوست، به ویژه اگر امنیت عربستان تهدید شود. "
به گفته شاه، "روابط بین آمریکا و پاکستان به طور قابل توجهی بهبود یافت، به ویژه به دلیل رابطه شخصی بین ارتشبد عاصم منیر و رئیسجمهور ترامپ. این رابطه در سطحی بود که آمریکا توانست از آن به عنوان مجرایی با ایران استفاده کند، زیرا پاکستان را یک میانجی صادق میدید، چرا که تنها همسایه ایران بود که در طول جنگ به آن حمله نکرد. "
چرا ایران هرگز یک گزینه نبود
علیرغم دورههای بد در روابط پاکستان و ایران، حفظ روابط با تهران هرگز برای اسلامآباد یک انتخاب نبوده است، زیرا ایران چیزی بیش از یک همسایه است. اسلامآباد با اشتراک مرزی طولانی (۹۰۹ کیلومتر) و ناآرام با ایران، و همچنین پیوندهای فرهنگی و مذهبی، ارتباطی فراتر از یک ضرورت جغرافیایی یا استراتژیک با تهران دارد.
اگرچه استان سیستان و بلوچستان در جنوب ایران و بلوچستان پاکستان مدتها مناطق ناآرامی بودهاند، با شورشها، جنگهای نیابتی و قاچاق مواد مخدر و تجارت غیرقانونی، اما پاکستان نیز دومین جمعیت بزرگ شیعه (۱۵ تا ۲۰ درصد) را در جهان پس از ایران دارد و این امر پیوندهای اجتماعی قدرتمندی ایجاد کرده است.
بسیاری از خانوادههای پاکستانی نامهای خانوادگی ایرانی دارند و ریشههای نیاکانی خود را به ایران میرسانند، و زبان ملی پاکستان، اردو، شامل برخی کلمات فارسی است. اگرچه این درست است که ناآرامی در ایران میتواند به بلوچستان پاکستان آسیب برساند، اما ریشههای عمیقتری نیز وجود دارد و مردم پاکستان زمانی که ایران مورد حمله قرار میگرفت، با آن همدردی میکردند.
منافع برای هر سه طرف
دلیل اقتصادی کاملاً قانعکننده است.
برای ایران، توافقی جامع با آمریکا صادرات نفت، سرمایهگذاری خارجی و آزادسازی داراییهای بانکی را آزاد میکند و رشد اقتصادی آن را تسریع میبخشد. برای ایالات متحده، به تثبیت بازارهای انرژی، ایجاد فرصتهایی برای صادرات و سرمایهگذاری آمریکا و کاهش هزینههای اقتصادی این درگیری کمک میکند.
در صورت لغو تحریمهای ایران، خط لوله گاز ایران-پاکستان که مدتها متوقف شده بود، بالاخره میتواند پیش رود. پاکستان همچنین به مسیر اضافی به آسیای مرکزی دست مییابد، در حالی که کریدورهای حمل و نقل تازه بهرهبرداری شده با ایران پتانسیل تغییر شکل اتصال منطقهای را دارند. با این حال، ارزشمندترین جایزه در دسترس ممکن است یک توافق نفتی بلندمدت باشد.
پاکستان که به شدت به واردات انرژی وابسته است، با ۸۵ درصد از نیازهای نفتی و تقریباً تمام منابع گاز طبیعی مایع خود از کشورهای حوزه خلیج فارس، محاصره تنگه هرمز بر اقتصاد پاکستان تأثیر گذاشت و اقدامات ریاضتی را اجباری کرد.
به عقیده شاه، مزایای اصلی تفاهمنامه اسلامآباد این است که "پاکستان خود را به عنوان یک میانجی مهم در منطقه با قدرت نظامی برای پشتیبانی از آن تثبیت کرد، و سپس 'حرکت مثبت در روابط با آمریکا احتمالاً ادامه خواهد یافت'. "
برای ایالات متحده، به گفته شاه، "پایان یک جنگ نامحبوب و پایان فشار شدید اقتصادی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز" خواهد بود؛ و برای ایران، "به رسمیت شناختن عملی کنترل آن بر تنگه هرمز، و این واقعیت که برنامه موشکی آن و نیابتیهایش بخشی از مذاکرات با آمریکا نیستند. "
محدودیتهای توافق
در حال حاضر، میانجیگری پاکستان بین واشنگتن و تهران توسط تحلیلگران پاکستانی به عنوان یک "دستاورد تاریخی" توصیف میشود و آن را در رده نقش تاریخی اسلامآباد در تعامل آمریکا و چین در سال ۱۹۷۱ و نشست شورای سازمان همکاری اسلامی میزباندهی شده در لاهور در سال ۱۹۷۴ قرار میدهد.
اما تفاهمنامه اسلامآباد تنها چارچوبی برای مذاکرات آینده فراهم میکند و اجرای موفقیتآمیز آن نیازمند صبر و تعهد پایدار بسیار است. با وجود حملات کوچکی که در همان روزهای اولیه بین تهران و واشنگتن رخ میدهد، به نظر میرسد بیشتر شبیه یک بازی رولت است.
اسلحهها ممکن است تا حد زیادی ساکت شده باشند، اما هیچ یک از طرفین از لبه پرتگاه عقب ننشستهاند. تنشها با شدت کمتری ادامه دارند و دقیقاً همین خصومت حلنشده است که دستیابی به توافق نهایی را - از نظر سیاسی و استراتژیک - بسیار دشوار میکند.
منطقه از فاجعه عقب نشینی کرده است. اما هنوز به سوی صلح گام برنداشته است.



