رهبر شهید کدام مصوبه شعام را وتو کردند؟

اجازه حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینیخامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی به امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا - در حالی که نظر دیگری داشتهاند - و اعتماد ایشان به مصوبه شورای عالی امنیت ملی (شعام) و تعهد رئیس جمهور را میتوان با نگاهی به رویکردهای امام شهیدمان حضرت آیت الله خامنهای تحلیل کرد.
در این رابطه توجه به نکات زیر مفید خواهد بود.
۱. اصل یکصد و هفتاد و ششم از فصل سیزدهم قانون اساسی به شورای عالی امنیت ملی اختصاص دارد و میگوید: «به منظور تأمین منافع ملی و پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی، شورای عالی امنیت ملی به ریاست رئیس جمهور، تشکیل میگردد.»
بر اساس این اصل، وظایف سه گانه این شورا: «تعیین سیاستهای دفاعی- امنیتی کشور در محدوده سیاستهای کلّی تعیینشده از طرف مقام رهبری، هماهنگ نمودن فعالیتهای سیاسی، اطلاعاتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در ارتباط با تدابیر کلّی دفاعی- امنیتی و بهرهگیری از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی» تعیین شده است.
بنا بر همین اصل، اعضای شورا: «رؤسای قوای سهگانه، رئیس ستاد فرماندهی کلّ نیروهای مسلح، مسئول امور برنامه و بودجه، دو نماینده به انتخاب مقام رهبری، وزرای امور خارجه، کشورو اطلاعات، حسب مورد، وزیر مربوط و عالیترین مقام ارتش و سپاه» هستند.
در این اصل تصریح شده که: «مصوبات شورای عالی امنیت ملی پس از تأیید مقام رهبری قابل اجرا است.»
۲. امام شهیدمان حضرت آیت الله العظمی خامنهای در طول رهبری پربرکت خود از طریق نمایندگان خود یا گزارشات دریافتی، در جریان چگونگی تصویب مصوبههای شورا قرار میگرفتند و در مواقعی نیز جلسات شعام در حضور ایشان برگزار میشد.
امام مجاهد شهید، معمولا اغلب مصوبات شورا را پذیرفته و تایید میکردند که به دلیل کثرت آنها، نیازی به ذکر مصادیق نیست.
در عین حال موارد نادری نیز وجود داشت که ایشان مصوبههای شورای عالی امنیت ملی را نپذیرفته و آنها را وتو میکردند.
برای مثال در سال ۱۳۷۸ و زمان تهاجم گروه طالبان به سرکنسولگری ایران در مزار شریف و شهادت دیپلماتهای ایرانی، شورایعالی امنیت ملی با رای اکثریت، حمله ایران به افغانستان را تصویب کرد، اما رهبرشهید انقلاب، این تصمیم را وتو کرده و از ورود ایران به جنگ با یک کشور همسایه، ممانعت نمودند.
در مواردی نیز حضرت آیت الله خامنهای علیرغم اینکه نظر دیگری نسبت به مصوبههای شعام داشتند، اما بنا به مصالحی و همچنین احترام به رای آن شورا، اجازه اجرای مصوبه را میدادند.
برای مثال در سال ۱۳۸۲ کشورهای انگلیس، فرانسه و آلمان، خواهان تعلیق غنیسازی اورانیوم شده و در عوض قول دادند مسیر عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی را هموار و برای پیشبرد اهداف صلح آمیز هستهای ایران، همکاری کنند.
رهبر معظم انقلاب با این امر مخالف بودند، اما به دلیل تصویب در شورایعالی امنیت ملی، آن را وتو نکرده و اجازه اجرای داوطلبانه آن را دادند.
سه کشور اروپایی در مقابل این اقدام اعتمادساز ایران، مثل همیشه بدعهدی کرده و تعهدات خود را انجام ندادند و در نهایت به دستور رهبری، به تعلیق غنی سازی خاتمه داده شد.
در واقع امام شهیدمان در شرایط جنگ روانی غرب، به منظور گرفته شدن بهانه از دست دشمنان با تعلیق موقت غنی سازی، مخالفت نکردند، اما زمانی که ادامه تعلیق، به تعطیلی فعالیتهای هستهای کشورمان منجر میشد، شخصا وارد میدان شده و دستور به ادامه برنامههای هستهای ایران دادند.
ایشان در دیدار دانشآموزان و دانشجویان- ۱۲/۸/۱۳۹۲- از این اتفاق به عنوان «تجربهای که به نفع ما تمام شد» یاد کرده و فرمودند: «تجربهای که در سال ۸۲ و ۸۳ در زمینهی تعلیق غنیسازی انجام گرفت، که آنوقت تعلیق غنیسازی را در مذاکرات با همین اروپاییها، جمهوری اسلامی برای یک مدّتی پذیرفت. خب ما دو سال عقب افتادیم، لکن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهمیدیم که با تعلیق غنیسازی، امید همکاری از طرف شرکای غربی مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعلیق اختیاری را - که البتّه بهنحوی تحمیل شده بود، لکن ما قبول کردیم، مسئولین ما قبول کردند - آن روز قبول نکرده بودیم، ممکن بود کسانی بگویند خب یک ذرّه شما عقبنشینی میکردید، همهی مشکلات حل میشد، پروندهی هستهای ایران عادی میشد. آن تعلیق غنیسازی این فایده را برای ما داشت که معلوم شد با عقبنشینی، با تعلیق غنیسازی، با عقب افتادن کار، با تعطیل کردن بسیاری از کارها مشکل حل نمیشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب دیگری است.»
۳. گذشته از مصوبههای شورای عالی امنیت ملی، شهید مجاهد حضرت آیت الله العظمی خامنهای در عین بی اعتمادی و بد بینی به آمریکا، در مقاطعی برای تحقق مصالح عالی نظام، بصورت مشروط اجازه مذاکره با آمریکا میدادند.
برای نمونه چندین بار مذاکره سفرای ایران و آمریکا در بغداد یا ملاقاتهای دیپلماتهای ارشد دو کشور درباره افغانستان را میتوان ذکر کرد.
همچنین اواخر دولت دهم و زمانی که آمریکا از طریق سلطان عمان اعلام کرد که حق غنیسازی ایران را به رسمیت میشناسد و خواهان دیدار وزرای امورخارجه دو کشور شد، رهبر معظم انقلاب اجازه دادند مذاکره در سطوح پایینتر از وزیر خارجه انجام شود و به همین دلیل معاون وزیرامورخارجه عازم عمان شد.
در سال گذشته نیز بعد از ارسال نامه ترامپ برای رهبر معظم انقلاب و تقاضای مذاکره، ایشان با مذاکرات غیرمستقیم و فقط در مورد برنامههای هستهای، موافقت کردند.
اعتماد رهبر شهیدمان به اعضای شورای عالی امنیت ملی و احترام به مسئولین نظام در مقاطعی که نظر دیگری داشتهاند، از خصوصیات منحصربهفرد حکمرانی اسلامی و دارای منطق عقلانی است.
به همین دلیل حکمرانی مبتنی بر ولایت فقیه که بر اساس اعتقاد به خرد جمعی است، هیچگاه به استبداد منجر نمیشود و در عین حال شائبه تقابل میان سیاستهای شعام و رهبری نیز امری بی اساس است.
۴. اجازه حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینیخامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی درمورد امضای تفاهمنامه نیز در ادامه سیره والد شهیدشان صادر شد.
ایشان در حالی که نظر دیگری داشتند به دلیل تعهد رئیسجمهور و سایر اعضای شورای عالی امنیت ملی به پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت، امضای تفاهم نامه را به طور مشروط اجازه دادند.
این رویکرد، مبتنی بر آموزههای دینی، اعتقاد به مفاد قانون اساسی و احترام به خرد جمعی است و در عین حال حفظ خطوط قرمز و بی اعتمادی به دشمن را مد نظر دارد. در واقع رهبر معظم انقلاب نقشه کلان را ترسیم کرده و منتظر میمانند تا مذاکره کنندگان بر اساس شروط اعلام شده و پایبندی به تعهد خود، کار را جلو برده و از حقوق ملت ایران و محور مقاومت دفاع کنند.
بنابر این در این مرحله، مردم فهیم ایران و صاحبان سلایق مختلف میبایست همدل و یکصدا ضمن تداوم حمایت از سربازان خود در عرصههای نظامی و سیاسی، اهداف تفرقهافکنانه دشمن را خنثی کرده و منتظر دریافت فرامین بعدی از سوی رهبر معظم انقلاب باشند.
*سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان



