روایت کربلا: از طلوع خورشید تا غروب خون

به گزارش تابناک به نقل از فارس؛ امام حسین بن علی(ع) یاران خود را صفآرایی کرد. پرچم را به دست عباس بن علی سپرد و برای آخرینبار با سپاه کوفه سخن گفت. خود را معرفی کرد، از آنان پرسید آیا او فرزند دختر پیامبر نیست و آیا نامههای دعوت را آنان ننوشتهاند؟ اما سخنانش تأثیری بر فرماندهان یزید نگذاشت.
سرانجام عمر بن سعد نخستین تیر را پرتاب کرد و گفت: «نزد امیر گواهی دهید که من نخستین تیر را انداختم.» با بارش تیرها، نبرد آغاز شد.
در آغاز جنگ، گروهی از یاران امام به میدان رفتند و یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند. از برجستهترین آنان میتوان به مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر، زهیر بن قین، بریر بن خضیر و دیگر اصحاب اشاره کرد. آنان تا آخرین لحظه جنگیدند و شمار یاران امام لحظهبهلحظه کمتر شد.
هنگام ظهر، امام نماز را بهصورت نماز خوف اقامه کردند. درحالیکه تیرها از هر سو میآمد، یارانی همچون سعید بن عبدالله حنفی خود را سپر امام کردند و با پیکری آکنده از تیر به شهادت رسیدند.
پس از شهادت اصحاب، نوبت به خاندان بنیهاشم رسید. جوانان خاندان پیامبر یکی پس از دیگری به میدان رفتند. در میان آنان، شهادت علیاکبر بن حسین تأثیر عمیقی بر خیمهها گذاشت. سپس دیگر فرزندان، برادرزادگان و خویشاوندان امام نیز به شهادت رسیدند.
در ساعات بعد، نوبت به عباس بن علی رسید؛ مردی که پرچم سپاه را در دست داشت و تکیهگاه خیمهها بود. تشنگی کودکان به اوج رسیده بود. عباس برای آوردن آب به سوی فرات حرکت کرد. با شجاعت خود را به رود رساند و مشک را پر کرد.
عباس(ع) هنگام رسیدن به آب، با وجود تشنگی شدید، آب ننوشید و آن را برای اهلبیت و کودکان نگهداشت. سپس راه بازگشت را در پیش گرفت.
سپاه یزید راه را بر او بست. در نبردی سخت، دست راستش قطع شد. پرچم و مشک را به دست دیگر گرفت. اندکی بعد دست چپش نیز قطع شد. با این حال همچنان میکوشید آب را به خیمهها برساند. سپس تیری به مشک خورد و آب بر زمین ریخت. لحظاتی بعد ضربهای سنگین بر او فرود آمد و از اسب بر زمین افتاد.
امام خود را به بالین برادر رساند. با شهادت عباس، امید کودکان به رسیدن آب از میان رفت و خیمهها سنگینترین داغ خود را تا آن لحظه تجربه کردند.
اکنون تقریباً همه یاران و خاندان امام به شهادت رسیده بودند.
امام حسین برای آخرین بار به میدان رفت. مورخان نوشتهاند که با وجود تشنگی، خستگی و زخمهای فراوان، جنگی سخت و طولانی انجام داد. هربار که گروهی به او حمله میکرد، پراکنده میشد. بسیاری از افراد سپاه کوفه از رویارویی مستقیم با او هراس داشتند.
در نهایت، از هر سو به او حمله شد. زخمهای فراوان بر بدنش نشست و سرانجام بر زمین افتاد.
پس از آن، افراد مختلفی در حملهٔ نهایی شرکت کردند. در گزارشهای کهن، نامهایی چون سنان بن انس و خولی بن یزید اصبحی در ماجرای جدا کردن سر امام آمده است. مشهورترین روایت تاریخی آن است که سنان بن انس با دستور شمر نقش اصلی را در این جنایت داشت.
با شهادت امام، سپاهیان به خیمهها هجوم بردند. اموال را غارت کردند و به خیمهها آسیب رساندند. زنان و کودکان در میان آتش و هجوم دشمن پناه میجستند. در میان آنان، علی بن الحسین(ع) که بهعلت بیماری در جنگ شرکت نکرده بود، زنده ماند.
بر خاک کربلا پیکرهای حسین بن علی، عباس بن علی، علیاکبر، حبیب، زهیر، مسلم بن عوسجه و دهها شهید دیگر باقی مانده بود. خاندان پیامبر به اسارت میرفتند.
اما آنچه در عاشورای سال ۶۱ هجری رخ داد، پایان یک نبرد نبود؛ آغاز حادثهای بود که نام کربلا و حسین بن علی را برای همیشه در تاریخ اسلام زنده نگه داشت.



