میدان، مذاکره و مردم؛ سه ضلع راهبردی که نباید مقابل هم قرار گیرند

در روزهایی که بحث مذاکرات و احتمال دستیابی ایران و آمریکا به یک تفاهم جدید در صدر اخبار قرار گرفته، آنچه بیش از هر موضوع دیگری اهمیت دارد حفظ انسجام درونی کشور و پرهیز از ایجاد شکافهای سیاسی است. تجربه سالهای گذشته نشان داده که موفقیت در مواجهه با تهدیدهای خارجی تنها زمانی حاصل میشود که میان سه مؤلفه «میدان»، «دیپلماسی» و «مردم» هماهنگی و همافزایی وجود داشته باشد.
بر همین اساس، هرگونه تلاش برای قرار دادن این اضلاع در برابر یکدیگر، میتواند به تضعیف منافع ملی منجر شود. مذاکره و مقاومت دو مسیر متضاد نیستند؛ بلکه در بسیاری از مقاطع، مکمل یکدیگرند. جمهوری اسلامی ایران نیز همواره متناسب با شرایط، از ظرفیتهای دفاعی و دیپلماتیک خود بهصورت توأمان استفاده کرده و همین مسئله موجب شده است که امروز در بسیاری از معادلات منطقهای از موقعیت برتری برخوردار باشد.
در چنین شرایطی، قضاوت درباره توافقی که هنوز نهایی نشده و ورود به حاشیهسازیهای سیاسی پیرامون بندهای آن، اقدامی شتابزده به نظر میرسد. طبیعی است که هر توافق احتمالی پس از نهایی شدن باید مورد بررسی و نقد قرار گیرد، اما پیش از روشن شدن ابعاد آن، ایجاد فضای تخریبی کمکی به پیشبرد منافع کشور نخواهد کرد.
از سوی دیگر، برخی تجمعات و تحرکات سیاسی که در ظاهر با هدف حمایت از آرمانهای انقلاب شکل میگیرد، گاهی از مسیر اصلی خود خارج شده و به بستری برای تسویهحسابهای جناحی تبدیل میشود. هدف قرار دادن مذاکرهکنندگان یا مسئولان رسمی کشور با شعارهای سیاسی، در حالی که آنان نیز در چارچوب نظام فعالیت میکنند، نه تنها به انسجام ملی کمکی نمیکند بلکه زمینهساز شکافهای جدید خواهد شد.
واقعیت آن است که جمهوری اسلامی ایران متعلق به همه مردم ایران است و حفظ آن نیز حاصل تلاش و همراهی همه اقشار جامعه بوده است. محدود کردن دایره نیروهای وفادار به انقلاب و تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی، سرمایه اجتماعی کشور را کاهش میدهد و زمینه سوءاستفاده دشمنان را فراهم میکند.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند درک این واقعیت هستیم که میدان، مذاکره و مردم سه ضلع یک راهبرد واحد هستند؛ راهبردی که هدف آن حفظ امنیت، تأمین منافع ملی و تقویت انسجام داخلی است. هر اقدامی که این توازن را بر هم بزند، در نهایت به زیان کشور تمام خواهد شد.



