از کارمند ۱۶ ساله تا قاتل سریالی زنان

به گزارش تابناک به نقل از رکنا؛ اوایل سال ۱۴۰۴ مردی با مراجعه به پلیس ناپدید شدن همسر ۴۵ ساله اش به نام مریم را گزارش داد. او در توضیح ماجرا گفت: همسرم برای خرید از خانه خارج شد، اما دیگر بازنگشت. تلفن همراهش هم خاموش شده است.
پس از این اظهارات، مأموران ردیابی زن گمشده را در دستور کار قرار دادند و مشخص شد آخرین بار در محدوده قلعه حسن خان تلفن همراهش آنتن دهی داشته است. در ادامه تحقیقات، مأموران به بازبینی دوربینهای مداربسته محل پرداختند. تصاویر نشان میداد که مریم آخرین بار سوار یک خودروی پراید عبوری شده است.
در حالی که تلاش برای یافتن زن میانسال ادامه داشت، یک ماه بعد مرد دیگری با مراجعه به پلیس از ناپدید شدن همسرش سمیرا در منطقه قلعه حسن خان خبر داد. مأموران با بررسی دوربینها دریافتند که سمیرا نیز سوار همان خودروی پراید شده است و احتمال سریالی بودن ناپدید شدن این دو زن قوت گرفت.
به این ترتیب مأموران با اقدامات فنی و پلیسی راننده خودروی پراید به نام مسعود را شناسایی و دستگیر کردند. مسعود در ابتدا قصد داشت تا خودش را بی گناه نشان دهد، اما وقتی در برابر مستندات پلیسی قرار گرفت، به ناچار به دو فقره قتل با همدستی یکی از اقوامشان به نام کریم اعتراف کرد و مدعی شد قصدمان سرقت بود، اما مرتکب قتل شدیم.
با این اعتراف، کریم نیز دستگیر شد، اما مدعی شد نقشی در قتل دو زن نداشته و فقط همراه مسعود بوده است. در ادامه بازجویی ها، مسعود گفت طلاهای سرقت شده از دو زن را به یک پسر و دختر جوان فروخته و در ازای آن دلار گرفته که بخشی از دلارها کشف شد و دو مالخر نیز دستگیر شدند.
همچنین مسعود مدعی شد اجساد را در آزادراه ساوه زیر یک پل رها کرده که هر دو جسد پیدا شد. از مسعود یک قبضه کلت کمری با ۱۸ فشنگ هم کشف و ضبط شد و پس از تکمیل تحقیقات، برای مسعود و کریم به اتهام مشارکت در دو قتل کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۲ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه اعلام شد که دو مالخر پرونده با قید وثیقه آزاد هستند و کریم نیز به صورت ویدیوکنفرانس از داخل زندان از اتهامش دفاع میکند، اما مسعود در جلسه حضور داشت.
پس از آن اولیای دم هر دو مقتول خواستار قصاص متهمان و پس دادن طلاها شدند. ولی دم سمیرا گفت: ما اعلام کردیم که مقتول ۳۰۰ گرم طلا داشته، اما متهمان ادعا کردند ۱۲۰ گرم طلا ربودهاند که صحت ندارد و ما خواستار بازگرداندن ۳۰۰ گرم طلا هستیم.
سپس مسعود به جایگاه رفت و گفت: من اتهام قتل هر دو قربانی را قبول دارم و تأکید میکنم که کریم هیچ نقشی در این ماجرا نداشت.
قاضی گفت:، اما در بازجوییها عنوان کرده بودی که او هم نقش داشته و حتی در جایی گفته بودی که او یکی از آنها را کشته بود. متهم جواب داد: زمانی که دستگیر شدم به لحاظ روانی اصلاً حال خوبی نداشتم و اعترافم درست نبود.
قاضی پرسید: چطور شد که دست به این جنایت زدی؟ متهم جواب داد: مشکلات مالی زیادی داشتم و تصمیم به سرقت گرفتم. بعد با کریم که از بستگانم بود تماس گرفتم و پیشنهاد سرقت دادم و راضی اش کردم تا از شهرستان به تهران بیاید. روز حادثه او پشت فرمان نشست و من روی صندلی عقب. به کریم گفتم آن زنی را که کنار خیابان منتظر ماشین است سوار کن. من هم طوری نشسته بودم که زن مسافر مجبور شود روی صندلی جلو بنشیند. چند دقیقه بعد از اینکه مریم سوار شد، من اسلحه را بیرون کشیدم و او را کشتم. کریم از ترس بهت زده و شوکه شده بود. به او گفتم برو عقب بنشین و خودم پشت فرمان نشستم و به سمت بزرگراه ساوه رفتم و در آنجا جسد را زیر پل بردم. با سیم چین النگو و گردنبند و گوشواره اش را بریدم و همانجا هم جسدش را رها کردم و پتویی هم که داخل ماشین بود روی جسد انداختم و از آنجا دور شدیم.
متهم افزود: کریم نزدیک عوارضی پیاده شد و برای مدتی به عراق رفت. طلاها را به تجریش بردم تا بفروشم، اما طلافروشی بعد از دیدن آنها گفت که بدلی است. چند هفته بعد متوجه شدم کریم به ایران آمده که با او تماس گرفتم و خواستم تا دوباره سرقت کنیم، اما او قبول نمیکرد تا اینکه تهدیدش کردم که اگر نیاید او را به پلیس لو میدهم. کریم هم به شرط اینکه دیگر کسی را نکشیم قبول کرد و آمد. دومین نفر را که سوار کردیم من باز هم او را کشتم و طلاهای او را به یک دختر و پسر مالخر دادم و دلار گرفتم.
قاضی پرسید: اسلحه را از کجا آورده بودی؟ مگر نگفتی سارق بودی، چرا دست به جنایت میزدی؟ متهم گفت: چند روز قبل از سرقتها به عراق رفته بودم و کلت کمری با ۲۰ گلوله خریده بودم. نمیخواستم بکشم، از ترس اینکه شناسایی شوم مرتکب قتلها شدم.
قاضی سؤال کرد: از چه زمانی سارق شدی؟ متهم جواب داد: من ۱۶ سال کارمند یک شرکت بودم و بعد هم راننده تاکسی اینترنتی شدم. مشکلات اقتصادی و اختلاف با همسرم که مدام به خاطر بی پولی به من سرکوفت میزد، سبب شد تا به فکر سرقت بیفتم.
در ادامه کریم به صورت آنلاین از خودش دفاع کرد و با تکرار اظهاراتش در مراحل بازجویی گفت: نقشی در قتلها نداشتهام، اتهامم را قبول ندارم.
در پایان جلسه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
سوالات متداول درباره این پروند قضایی:
(حقوقی) ۱: مجازات مسعود (قاتل اصلی) و کریم (همدست) در صورت اثبات مشارکت در قتل چیست؟ بر اساس ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامی، قتل عمد مستوجب قصاص نفس است. در این پرونده، مسعود صراحتاً به قتل دو زن اعتراف کرده است؛ بنابراین در صورت اثبات قتل عمد و عدم گذشت اولیای دم، حکم او قصاص (اعدام) خواهد بود. اما برای کریم، با توجه به اینکه متهم اصلی او را به عنوان همدست معرفی کرده و کریم نیز در صحنه جرم حضور داشته، اگر دادگاه احراز کند که کریم از قصد قتل اطلاع داشته یا در آن مشارکت داشته، میتواند به عنوان شریک جرم محکوم به قصاص شود. در غیر این صورت، به اتهام معاونت در قتل، حبس تعزیری از ۲ تا ۲۵ سال برای او در نظر گرفته میشود.
(کارشناسی) ۲: چرا مسعود مدعی شد که طلاها بدلی بوده است و این ادعا چه تأثیری در پرونده دارد؟ از نظر کارشناسی حقوقی، ادعای مسعود مبنی بر بدلی بودن طلاها ممکن است تلاشی برای کاهش میزان سرقت یا نشان دادن عدم آگاهی از ارزش واقعی اموال باشد. اما این ادعا تأثیری در اصل اتهام قتل ندارد. زیرا انگیزه قتل (سرقت) صرف نظر از اینکه اموال مسروقه اصل بوده یا بدلی، باز هم قتل عمد محسوب میشود. با این حال، این ادعا میتواند در تعیین میزان دیه (در صورت گذشت اولیای دم) یا در پروندههای حقوقی مرتبط با استرداد اموال تأثیرگذار باشد. ولی دم سمیرا نیز اعلام کرده که مقتول ۳۰۰ گرم طلا داشته و این ادعا را قبول ندارد.
(حقوقی) ۳: آیا خریداران طلاهای مسروقه (مالخران) میتوانند تحت تعقیب قرار گیرند و مجازات آنها چیست؟ بله. بر اساس ماده ۶۷۴ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات)، خرید، فروش یا نگهداری اموال مسروقه با علم به مسروقه بودن آن، جرم محسوب میشود. این افراد مالخر نامیده میشوند. مجازات مالخران بسته به ارزش اموال و نقش آنها میتواند شامل حبس از ۶ ماه تا ۳ سال و جزای نقدی معادل ارزش اموال مسروقه باشد. در این پرونده، دو مالخر (یک پسر و یک دختر جوان) دستگیر شدهاند و با قید وثیقه آزاد شدهاند. اگر ثابت شود که آنها میدانستند طلاها از طریق سرقت و قتل به دست آمده است، مجازات سنگین تری برای آنها در نظر گرفته میشود.
** (کارشناسی) ۴: چرا مسعود در دادگاه اعترافات قبلی خود را انکار کرد و گفت از نظر روانی حال خوبی نداشتم؟ از نظر کارشناسی روانشناسی حقوقی، این رفتار متهم تلاشی برای «تضعیف اعتبار اعترافات قبلی» است. متهم سعی دارد با ادعای اختلال روانی در زمان بازجویی، اعترافاتی را که به ضرر او بوده است، بی اعتبار کند. با این حال، صرف ادعای «حال خوب نداشتن» کافی نیست. برای اثبات این ادعا، متهم باید مدارک پزشکی و روانشناسی معتبر ارائه دهد. در غیر این صورت، دادگاه اعترافات اولیه او را معتبر میداند، به خصوص اینکه این اعترافات با مستندات دیگر (مانند تصاویر دوربین مداربسته، کشف اجساد، کشف اسلحه و فشنگ) همخوانی دارد.
(حقوقی) ۵: آیا مشکلات اقتصادی و اختلافات خانوادگی میتواند به عنوان عامل تخفیف دهنده مجازات در نظر گرفته شود؟ خیر. مشکلات اقتصادی و اختلافات خانوادگی هرگز نمیتواند توجیهی برای ارتکاب قتل باشد. ماده ۳۷ قانون مجازات اسلامی عوامل تخفیف دهنده مجازات را مشخص کرده است. این عوامل شامل مواردی مانند: همکاری مؤثر با پلیس، پشیمانی واقعی، جبران خسارت، نبود سابقه کیفری مؤثر و ... است. مشکلات اقتصادی و اختلاف با همسر در این فهرست قرار ندارد. با این حال، اگر متهم واقعاً پشیمان باشد و با پلیس همکاری کند (مثلاً با نشان دادن محل اجساد)، دادگاه ممکن است در مجازات تعزیری (نه قصاص) تخفیف قائل شود. اما در قتل عمد، قصاص قابل تخفیف نیست مگر با گذشت اولیای دم.
ایا خانواده های مقتول ها باید مابه تفاوت دیه زن و مرد را به خانواده قاتل ها پرداخت کنند تا قصاص انجام شود ؟؟!
ارزش زن در همه شرایط با مرد برابر است



