سردارسرلشکر مجید خادمی سردار گمنام و مجاهد خاموش

آن روز عصر هم بعد از تعطیل شدن مدارس مثل هر روز مجید به سپاه آمده بود سپاه فسا ،در میدان شهدای شهر نوجوانی لاغر اندام و استخوانی کمی بور و با چشمانی رنگی ولی محکم و آفتاب سوخته با چهره خندان به طرف من آمد. سلام کرد. با او دست دادم. گفتم چه خبر؟ از مسائل دبیرستان ذوالقدر(شریعتی) میگفت. از فعالیت ملیشیای مجاهدین خلق( منافقین) و اقدامات انجمن اسلامی دبیرستان که خودش در آن عضویت داشت.
عضو فعال انجمن اسلامی بود. آن زمان هنوز بسیج تشکیل نشده بود. دانش آموزان حزبالهی در انجمن های اسلامی تشکل داشتند. سال آخر دبیرستان را طی میکرد. گفتم مجید امتحانات که تمام شد باید بیایی عضوسپاه شوی. دانشگاهها هم که تعطیل است. سال ۵۹ بود. در اون سالها برای عضویت در سپاه عضویابی میکردیم البته قبل از عضویت به صورت پاره وقت با سپاه در فعالیتهای مختلف و گذراندن بعضی اردوهای آموزش نظامی شرکت میکردند. مجید از همان ابتدا در فعالیتهای اطلاعاتی با واحداطلاعات سپاه فسا همکاری داشت و در این زمینه استعداد خوبی داشت. در جوابم برای عضویت در سپاه اظهار علاقه و آمادگی کرد.
از آن روز ارتباطش با واحد اطلاعات سپاه بیشتر شد و پس از اتمام تحصیل دبیرستان بهعضویت سپاه درآمد و همچنین عضویت در واحد اطلاعات سپاه که گزینش دقیقتری داشت. مجید جوانی مخلص و صادق بود بیادعا و پرتلاش و دوست داشتنی من فرمانده سپاه فسا بودم راضی بودم از اینکه او را جذب سپاه و عضو کرده بودم از جمله گزینشهای موفق تلقی میشد. بعداً من از سپاه فسا به فارس رفتم و مجید مراحل پیشرفت را در سپاه طی کرد.
در مقطعی فرمانده سپاه فسا شد. روزی او را در جبهه دیدم لشکر المهدی (عج) از وضع سپاه فسا پرسیدم با خنده رویی گفت: «حاج امیر فکر نمیکردم روزی به جای شما فرمانده سپاه فسا باشم.» گفتم تازه اول راه هستی، مسئولیتهای بیش از این را باید به دوش بکشی. گفت :«خدا کند لایقش باشم.»
مجید بعدها به تهران منتقل شد و درسازمان حفاظت اطلاعات سپاه مسئولیت گرفت. باید یاد کنم از سردار صادق که در فسا مسئول واحد اطلاعات بود. مجید و چند نفر دیگر از برادران که بعدها به واسطه ایشان به حفاظت اطلاعات تهران منتقل شدند با مدیریت ایشان ایفای نقش خطیری در مسائل امنیتی و حفاظتی کشور داشتند و دارند.
از افتخارات و ویژگیهای سپاه در عرصه دفاعی ،امنیتی همین کادرسازی عظیمی بود که در کشور انجام شده است. بعدها مجید در حفاظت اطلاعات سپاه تا معاونت سازمان ارتقا یافت. چند سالی مسئول حفاظت اطلاعات نیروی دریایی بود که در زمان فرماندهی دریاسالار شهید شمخانی قرار داشت.
سردار شهید خادمی چند سالی را هم در روسیه ماموریت داشت و بعد رئیس سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح شد. مسئولیتی بود که با حکم رهبر شهید انقلاب اسلامی در آن منصوب گردید. پس از انتصاب سردار شهید کاظمی در سازمان اطلاعات سپاه، مجید به عنوان رئیس سازمان حفاظت اطلاعات سپاه مجدداً به سپاه برگشت.
در جنگ ۱۲ روزه، سردار کاظمی؛ رئیس سازمان اطلاعات سپاه که به شهادت رسید، سردار خادمی به عنوان رئیس سازمان اطلاعات سپاه توسط سپهبد شهیدمحمد پاکپور منصوب گردید.
شهید سرلشکر خادمی در طول دوران خدمت به تحصیلات خود به ویژه در رشتههای مرتبط با تخصصش یعنی امور دفاعی و امنیتی هم پرداخت و دوره دکترا را در دانشگاههای نیروهای مسلح طی کرد. او هرگز دست از تلاش و کوشش برنداشت به کار شبانه روزی عادت داشت. فرزند روستازادهای بود که با کار و فعالیت خستگی ناپذیر همیشه زندگی کرده بود. فداکاری ووفاداری او سرمشق و الگوی ویژه برای همه همکاران وهمرزمانش بود و در پذیرش مسئولیتهایی که به وی ابلاغ میگردید چون و چرا نمیکرد و به عنوان تکلیفی تازه به آن مینگریست.
مجید همیشه ساده زیست و خودمانی بود. در طول مسئولیتهای مختلفی که داشت چندین بار با او جلسه و ملاقات داشتم. در نیروی دریایی سپاه در وزارت دفاع و در سپاه آخرین ملاقاتم با او یک روز جمعه در دفتر محل کارش در سازمان اطلاعات سپاه بود. یکی دو ماه قبل از شروع جنگ رمضان بود در موارد مختلفی با هم صحبت کردیم. یادی از گذشته ذکری از دوستان مشترک داشتیم. با مجید در مورد نقش رسانه و ارتباط سازمان اطلاعات با رسانه مفصلتر صحبت کردیم. پیشنهاداتی به وی دادم مطالب و نکات را یادداشت میکردو هرچند همیشه به من به عنوان فرمانده سابق و اولین فرمانده خود نگاه میکرد ولی در این ملاقاتها پختگی و تجربه و دانش او را در امور اطلاعاتی و امنیتی به وضوح حس میکردم.
او حالا دیگر فرماندهی مدبر و مدیر و کارآمد و با تجربه شده بود در حدی که به انتخاب خودم در جذب او به سپاه افتخار میکردم. هرچند در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امثال مجید خادمی کم نیستند ولی زیاد هم نیستند جمع شدن شرایط متعدد و طی کردن سیر تکاملی خدمت در کمترکسانی مثل سرلشکر شهید مجید خادمی یک جا جمع میشود.
در آخرین دیدار با وی راجع به اینکه سردار قالیباف میتواند نقش موثرتری از ریاست مجلس در کشور و به خصوص در امور مدیریتی و اجرایی کشور داشته باشدصحبت کردیم به او گفتم حالا که قالیباف به عنوان رئیس جمهور انتخاب نشده به نظر من خوب است تواضع و فداکاری کند و در شرایط خطیر فعلی کشور مسئولیت معاون اولی آقای دکتر پزشکیان را متقبل شود. گفتم سردار خادمی من چند سالی قائم مقام قالیباف در نیروی انتظامی بودم از نزدیک با او کارکردهام قدرت مدیریتی و اجرایی ایشان کم نظیر است و میتواند به عنوان فرمانده اجرایی دولت و قوه مجریه کشور را به سمت عدالت و پیشرفت که شعار او و دولت است سوق دهد. سردار خادمی از این پیشنهاد خیلی استقبال کرد. گفتم چند روز آینده ملاقاتی با قالیباف دارم میخواهم این پیشنهاد را با او مطرح کنم. گفت: « من هم ایشان را میبینم و پیشنهاد شما را با او در میان میگذارم. این میتواند کمک بزرگی برای دولت باشد.»
در پایان همین دیدار بود که انگشتری راکه متبرک شده توسط رهبر شهید انقلاب اسلامی بود به رسم یادگاری به من هدیه کرد و از من حلالیت طلبید و متواضعانه و خودمانی گفت سردار شما همیشه فرمانده من بوده و هستید و این در حالی بود که حالا مجید خود فرماندهی رشید و بزرگ بود که به قول رهبر عزیز انقلاب اسلامی حضرت آیت الله مجتبی خامنهای سرداری گمنام و مجاهدی خاموش به سمت عروج و شهادت حرکت میکرد.
تنها مقام و امتیاز باقیماندهای که مجید باید دریافت میکرد و برای رسیدن به آن مجاهدت و تلاش میکرد، شهادت بود که موفق شد به وصال آن برسد. مجید برای همیشه رئیس سازمان اطلاعات خدمتگزار و نجات بخش سپاه پاسداران باقی ماند. راهش مستدام و پر رهرو باد.


