بازگشت به عصر بتن؛ جهان دوباره دارد زیر زمین زندگی را تمرین میکند
برای سالها، پناهگاه اتمی چیزی بود متعلق به فیلمهای قدیمی، دوران جنگ سرد و کابوسهایی که مردم فکر میکردند همراه با فروپاشی شوروی دفن شده است. در ذهن نسل جدید، پناهگاه بیشتر شبیه لوکیشن بازیهای ویدیویی بود تا بخشی واقعی از زندگی. اما حالا، آرام و بیصدا، دولتها دوباره دارند زیر زمین را جدی میگیرند.
کد خبر: ۱۳۷۲۹۳۴
| | 1379 بازدید
به گزارش تابناک؛ از اروپا تا شرق آسیا، از واشنگتن تا مسکو، ساخت پناهگاههای عظیم، مراکز فرماندهی زیرزمینی و شهرهای امن دوباره آغاز شده است. جهان مدرن که تا دیروز درباره هوش مصنوعی و خودروهای پرنده حرف میزد، حالا دوباره به فکر زنده ماندن بعد از جنگ افتاده. تمدنی که هنوز بعد از این همه قرن، ته دلش مطمئن نیست فردا را خواهد دید.
در سالهای بعد از پایان جنگ سرد، بسیاری تصور میکردند عصر ترس هستهای تمام شده است. پناهگاههایی که روزی با وسواس ساخته میشدند، تبدیل به انبار، موزه یا سازههای فراموششده شدند. حتی بعضی کشورها برنامههای دفاع غیرنظامی خود را کاهش دادند، چون جهان ظاهراً وارد دورهای آرامتر شده بود.

اما آن آرامش دوام نیاورد.
و پاسخ این سؤال، دوباره جهان را به زیر زمین کشاند.
اروپا یکی از اولین جاهایی بود که این تغییر را حس کرد. کشورهای اسکاندیناوی مثل سوئد و فنلاند که در دوران جنگ سرد تجربه زندگی کنار شوروی را داشتند، ناگهان برنامههای دفاع شهری خود را احیا کردند. بروشورهای آموزشی میان مردم توزیع شد، پناهگاهها بازبینی شدند و حتی درباره ذخیره غذا و آب صحبت شد.
فنلاند در این میان وضعیت خاصی دارد. این کشور سالهاست شبکه عظیمی از پناهگاههای زیرزمینی ساخته که میتواند بخش بزرگی از جمعیتش را در شرایط بحران پوشش دهد. زیر خیابانهای هلسینکی، شهری پنهان وجود دارد؛ تونلها، مراکز درمانی، انبارها و فضاهایی که برای روز مبادا طراحی شدهاند؛ و حالا کشورهای دیگر هم دوباره دارند به چنین ایدههایی فکر میکنند.

اما پناهگاههای مدرن دیگر فقط برای انفجار اتمی ساخته نمیشوند.
تهدید امروز پیچیدهتر شده است؛ حملات سایبری، EMP، موشکهای هایپرسونیک، پهپادهای انتحاری و حتی اختلال در زیرساختهای حیاتی. یعنی پناهگاه مدرن فقط یک اتاق بتنی نیست؛ یک مرکز بقای کامل است.
بعضی از این مراکز فرماندهی زیرزمینی عملاً شهرهای کوچک مستقل هستند. برق اضطراری، سیستم تصفیه هوا، ذخیره آب، شبکه ارتباطی امن و حتی امکانات پزشکی پیشرفته دارند. دولتها بهخوبی میدانند در جنگ آینده، آنکه بتواند ساختار فرماندهی و مدیریت بحرانش را حفظ کند، شانس بیشتری برای بقا خواهد داشت.
در چین، پروژههای عظیم زیرزمینی سالهاست ادامه دارد. پکن نهفقط برای حفاظت نظامی، بلکه برای تداوم حکمرانی در شرایط بحران روی زیرساختهای زیرزمینی کار کرده است. تصاویر ماهوارهای و گزارشهای اطلاعاتی نشان میدهد چین سرمایهگذاری بزرگی روی تأسیسات عمیق و مقاوم انجام داده است.
روسیه هم سابقهای طولانی در این حوزه دارد. از دوران شوروی، مسکو به ساخت مراکز فوقامنیتی زیرزمینی معروف بود. بسیاری معتقدند هنوز هم شبکهای گسترده از تونلها و مراکز فرماندهی پنهان زیر روسیه وجود دارد؛ سازههایی که برای ادامه اداره کشور در شرایط جنگ طراحی شدهاند.

اما شاید عجیبترین بخش داستان، بازگشت بازار خصوصی پناهگاهها باشد.
این موضوع خودش نشانهای مهم است؛ ترس از آینده فقط در سطح دولتها نیست، وارد ذهن جامعه هم شده است.
در کنار جنگ هستهای، نگرانی درباره فروپاشی زیرساختها هم جدی شده. مردم بعد از بحرانهای جهانی فهمیدهاند تمدن مدرن چقدر شکننده است. چند هفته اختلال در انرژی، اینترنت یا زنجیره تأمین کافی است تا زندگی عادی دچار بحران شود،برای همین، مفهوم «بقا» دوباره محبوب شده است. از ذخیره غذا گرفته تا آموزش بقا و ساخت پناهگاههای شخصی.

اما پشت همه اینها یک حقیقت تلخ وجود دارد؛ جهان مدرن با تمام پیشرفتش هنوز نتوانسته ترس از نابودی را کنار بگذارد.
شاید برای نسل امروز عجیب باشد که دولتها دوباره درباره پناهگاه حرف میزنند، اما از نگاه نظامی این کاملاً منطقی است. وقتی احتمال بحران وجود دارد، آمادگی خودش نوعی بازدارندگی است.
بازگشت پناهگاهها فقط یک مسئله مهندسی یا نظامی نیست؛ نشانهای روانی از وضعیت جهان است. نشانه اینکه اعتماد به ثبات جهانی کمتر شده و دولتها دوباره خود را برای بدترین سناریوها آماده میکنند.
تمدنی که روزی فکر میکرد آیندهاش میان آسمانخراشها و شهرهای هوشمند ساخته میشود، حالا دوباره دارد زیر زمین را اندازه میگیرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


