چرا مرد اسرائیلی حاشیه امن خود را برای مبارزه با اسرائیل رها کرد؟/چه بر سر آنکودکان آمد!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، بواز اورون، صهیونیستی بود که حاشیه امن قدرت و نفوذ خود را به خاطر مبارزه با اشغال فلسطین ترک کرد. او روزنامهنگار و سیاستمدار چپگرای اسرائیلی بود که سال ۱۹۲۷ در قدس اشغالی (اورشلیم) متولد شد و سال ۲۰۱۸ درگذشت. او در دبیرستان عبری هرتزلیا و دانشگاه عبری تحصیل کرد. خانوادهاش هم به گفته اسرائیلیها از اوایل قرن نوزدهم در فلسطین زندگی میکردند؛ بواز اورون، نتیجه یوئل موشه سالومون یکی از بنیانگذاران پتح تیکوا (یکی از چندشهری که کلانشهر تلآویو را میسازند) است.
اینمرد سابقا صهیونیست، سرنوشت جالبی دارد. او ابتدا عضو گروه شبهنظامی و زیر زمینی لِهی (اشترن) و جنبش کنعانیسم بود که از نظر دیدگاهی با اسرائیلیها تفاوت دارند. این گروه در پی تشکیل یک ملت عبری (نه یهودی) و پذیرش اعراب بود و یهودیت و اسلام را نوعی دیدگاه عقبمانده و قرون وسطایی تلقی میکرد. سال ۱۹۵۶ یکی از بنیانگذاران گروه سیاسی «کنش سامی» بود و در مجله «اتگار» و روزنامه «تریپور هانفش» قلم میزد. از سال ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۴ هم برای روزنامه «ها آرتص» و از آنسال تا ۱۹۹۲ برای «یدیعوت آخارونوت» مینوشت. او در اینروزنامه آخر بهعنوان ستوننویسی شناخته میشد که با فلسطینیان همدردی میکند. یکی دیگر از موارد کارنامه زندگی او، عضویت در هیئت تحریریه مجله فلسطین-اسرائیل است.
اما سوال مهم درباره چگونگی متحولشدن بواز اورون این است که چه شد حاشیه امن و قدرت و نفوذ خود را برای مبارزه علیه اسرائیل و طرفداری از فلسطینیان رها کرد. پاسخ اینسوال را میتوان در نوشتههای ایلان پاپه مورخ و تاریخنگار اسرائیل پیدا کرد.
سرنوشت بواز اورون، متمایز و متخص به او نیست و اسرائیلیهای دیگری هم هستند که به دلایل مختلف به اینکشور جعلی و روال آدمکشیهایش پشت کرده و تبدیل به مبارز و حامیان فلسطین و انسانیت شدهاند. یکی از ایننمونههای مشابه، میکو پلد است که پیشتر در یکپرونده ۳ قسمتی، خاطراتش را مرور و بررسی کردهایم. اینپرونده در پیوندهای زیر قابل دسترسی و مطالعه است:
* «ژنرال اسرائیلی که عربها را شکست داد و دوست فلسطینیها شد!/حلقه گل عرفات روی قبر پلد»
* «ایستادن مرد اسرائیلی توی روی اسرائیلیها: تازهواردهای یهودی احمقاند!/چرا راستش را نمیگویید؟»
* «قصه مرد اسرائیلی ضداسرائیل که صهیونیستها دستگیرش میکنند/دوستان فلسطینیام منتظرم هستند!»
***
بواز اورون تحت تاثیر نوشته سربازی قرار گرفت که در هفتهنامه کیبوتص خود، آنچه را در کرانه باختری اشغالی دیده و انجام داده بود، به رشته تحریر درآورده بود. توضیح آنکه کیبوتص در فرهنگ لغات اشغالگران صهیونیست، به دهکدههای اشتراکی گفته میشود که یهودیان را در آنها جا داده و مانند قارچ در گستره سرزمین فلسطین پخش کردند. هر کیبوتص اسرائیلی، نوعی حال و هوای روستایی دارد و خانههای ویلایی و دلگشایی در آن ساخته میشوند.
اما آنچه سرباز مورد اشاره در هفتهنامه کیبوتصاش نوشته بود، گزارش یکجنایت بود. نکته جالب هم درباره آن این است که چیزی که توجه اورون را به خود جلب کرد، داستان وحشتناکی نبود که سرباز اسرائیلی رقمش زده و کودکان فلسطینی را گرفتار درد و رنج کرده بود؛ بلکه اینواقعیت بود که سربازی که داستان جنایتش را در هفتهنامه منتشر کرده بود، باور داشته روایت جنایت، خود و دوستانش را از اعمالش تبرئه میکند.
سرباز جنایتکار اسرائیلی نقل کرده بود که چگونه با همرزمانش وارد یکمدرسه فلسطینی شده و حدود ۲۰ پسربچه ۸ ساله را در یک کلاس حبس کردهاند. سپس چند نارنجک گازی انداختهاند و بچه ها را برای مدتی در آنجا نگه داشتند و چنان وحشتی ایجاد کردند که حداقل نیمی از آنها از پنجره بیرون پریدند و در هنگام پریدن از پنجره، پاهایشان شکست.
اینجنایت طراحی شد تا مجازاتی باشد برای پرتاب سنگ توسط دانشجویان یکدانشکده در همسایگی آنمدرسه که دستگیر نشده بودند.


