صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

خجالت می‌کشم به مشتریانم قیمت بگویم!

داریوش نویدگویی می‌گوید: خجالت می‌کشم به دانش‌آموز و شهروندی که کتابی از من می‌خواهد، قیمت را بگویم.
کد خبر: ۱۳۷۲۰۲۲
| |
6376 بازدید
|
۶
خجالت می‌کشم به مشتریانم قیمت بگویم!

به گزارش تابناک، مدیر انتشارات نوید در گفت‌وگو با ایسنا، درباره تأثیر شرایط فعلی کشورمان بر حوزه نشر اظهار کرد: وضعیت نشر، قصه طول و درازی دارد. خیلی راحت می‌شود گفت نشر دچار بحران شده است. در سطح جهان به فرهنگ و تمدن و اعتقاداتمان می‌بالیم و نبایستی فرهنگ تحت تأثیر شرایط اقتصادی قرار بگیرد که کتابفروشی تعطیل شود.

او افزود: هر کتابفروشی که تعطیل شود، در حقیقت یک دانشگاه و مرکز فرهنگی تعطیل شده است. متأسفانه امروز شاهد تعطیلی بسیاری از مراکز پخش، دفاتر انتشاراتی و کتابفروشی‌ها هستیم. قبل از این دوران بارها و بارها به مسئولان گفتیم که بیایید در حوزه فرهنگ، بخصوص نشر کتاب چاره‌اندیشی کنید و کار را به اهلش بسپارید، واردات کاغذ را دست هرکسی ندهید که با ارز دولتی کاغذ وارد کند اما معلوم نشود چه سرنوشتی پیدا کرده و چه اتفاقی برایش افتاده است. 

نویدگویی با اشاره به افزایش قیمت کاغذ، گفت: ۲۰ روز قبل از کاغذفروشی که ۵۰ سال است با او کار می‌کنم، کاغذ خواستم که قیمت کاغذ را چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان گفت، در حالی که همین کاغذ هشت ماه قبل یعنی نیمه اول ۱۴۰۴، یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بود. ملزومات نشر و خدمات چاپ، صحافی و لیتوگرافی هم به همین صورت با افزایش قیمت مواجه است. البته الان همان کاغذ را می‌گویند شش میلیون و نیم، ظرف ۲۰ روز این افزایش قیمت صورت گرفته است. امروز  یک کتاب صفحه‌ای چهارهزار تا چهارهزار و ۵۰۰ تومان شده است یعنی یک کتاب ۲۰۰ صفحه‌ای بین ۷۵۰ تا ۸۵۰ هزار تومان درمی‌آید. مخاطبِ کتاب معمولاً قشر بی‌پول است، ممکن است مخاطب یک دانشجو یا یک بازنشسته باشد اما با حقوق بازنشستگی نمی‌تواند ماهی یک کتاب هم بخرد.

او سپس بیان کرد: بسیاری از ناشران مطرح حتی در تهران که ماهانه بیش از ۱۰-۱۵ کتاب منتشر می‌کردند الان چند کتاب منتشر می‌کنند؟ با چه شمارگانی؟ ۱۵۰ تا ۲۰۰ نسخه آن هم با چاپ دیجیتال. در نتیجه این موضوع صحاف بیکار می‌شود، چاپخانه‌ها که با سرمایه‌ عظیم شکل گرفته‌اند، تعطیل می‌شوند، لیتوگرافی تعطیل می‌شود، مراکز پخش تعطیل می‌شوند. صنعت چاپ باعث شد فرهنگ و تاریخ کشورها احیا شوند. حالا ناشر با شمارگان ۲۰۰ نسخه‌ای ترجیح می‌دهد در شهر خود کتاب را پخش کند، اول به دلیل گرانی کتاب و دوم هزینه حمل و نقل.

این ناشر ادامه داد: زمانی که بخواهم کتابی را ارسال کنم باید دربه‌در دنبال کارتن سیگار باشم. منِ ناشر با خواهش و تمنا کارتن سیگار را با قیمت ۵۰ تا ۶۰ هزار تومان می‌خرم تا کتاب‌ها را همراه با کالاهای غیرفرهنگی به باربری بدهیم. ارسال کتاب برای ما ۴۰۰ هزار تومان هزینه برمی‌دارد، آن‌ هم اگر سالم برسد. بسیاری از همکاران ما دارند کنار  می‌کشند و دست از این کار برداشته‌اند.

 او با بیان اینکه دو سال قبل در نمایشگاه کتاب تهران شرکت نکرده، گفت: خجالت می‌کشم به دانش‌آموز و شهروندی که به نمایشگاه می‌آید و کتابی از من می‌خواهد قیمت را بگویم، کتابی که باید ۲۰۰ هزار تومان باشد، ۵۰۰ هزار تومان است. خودم خجالت می‌کشم اما نمی‌دانم چه می‌شود کرد. مسائل و مشکلات ناشر یک‌طرف، اینکه نویسنده خلاق که درآمدش از راه تألیف و ترجمه است، دیگر  رغبتی به کار ندارد موضوع دیگری است که سبب می‌شود اثر خوبی نداشته باشیم. شاید باید برویم کتاب‌های کشورهای دیگر را کپی کنیم که کار زشتی است.

نویدگویی با تأکید بر اینکه جایگاه فرهنگ ما اینجا نیست، این پرسش‌ها را مطرح کرد: در چند سال اخیر ارز برای ورود کاغذ، به چه کسی پرداخت شده است؟ در مقابلش چه کاغذی وارد شده و به چه کسی داده شده است؟ چه کسانی نورچشمی بودند و کاغذ گرفتند و چرا کسانی که کار می‌کنند سهمی از کاغذ ندارند؟ کاغذ پارس کجاست؟ کاغذ شوکا کجاست؟ قیمت این کاغذها که تولید داخل است چرا بالا می‌رود؟ چه نظارتی بر روی آن‌هاست؟ وزارت صمت کجاست؟

او سپس گفت: نشر ما بیش از چهارهزار عنوان کتاب چاپ کرده و ۵۶ سال است که داریم کار می‌کنیم. دلخوشی من به همین است اما قرار نیست عمر نوح داشته باشم. جوان‌های مملکت  نباید ادامه‌دهنده کار من باشند؟ با چه امید و دلخوشی‌ای؟ با چه سرنوشت و سرمایه‌ای؟ در استان فرهنگی و فرهنگ‌ساز فارس در این عرصه کار می‌کنم اما سهم فارس در حوزه فرهنگ چیست و چه حمایتی از آن می‌شود؟ این استان نباید به یک دفتر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی بسنده کند بلکه در حوزه مدیریتی باید بینش و تفکر فرهنگی و حمایت باشد. 

این ناشر با اشاره به کتاب‌سازی‌ها و چاپ غیرقانونی کتاب‌های ناشران، گفت: این موضوع هم ضربه دیگری بر پیکرِ بی‌جان و در حال موت نشر است؛ عده‌ای از خدا بی‌خبر می‌آیند و کتاب‌ها را بدون اینکه حق تألیف و ترجمه بدهند و زحمتی برای کتاب بکشند یا دوبرابر قیمت  منتشر می‌کنند و بعد برای همان کتاب ۵۰ درصد تخفیف می‌گذارند. این هم ضربه دیگری  است که هیچ نظارتی بر روی آن نیست. جالب اینکه در برخی از مراکز دولتی و فرهنگی میزی گذاشته‌اند و کتاب می‌فروشند با ۵۰ درصد تخفیف! سؤال از مدیریت آن مجموعه این است که شما دیگر چرا؟ شما از فروشنده سؤال نمی‌کنید این کتاب را با چه قیمتی و از کجا آورده‌اید؟ ناشر کیست؟ نویسنده را از کجا آوردید؟ چنین گرفتاری‌هایی وجود دارد.

او در ادامه تأکید کرد:  امیدوارم همین‌ امروز به داد فرهنگ به صورت کلی و حوزه نشر بویژه برسید.

نویدگویی همچنین با اشاره به مسائل نمایشگاه کتاب، گفت: در ابتدا  قرار بود امکاناتی را به ناشران به ویژه ناشرانی که در شهرستان فعالیت دارند، بدهند اما بعد این امتیازها سلب شد. یادتان باشد  ایران تهران نیست، فارس هم شیراز نیست، نگاه من مرکزنشین استان فارس نباید صرفا به شیراز باشد بلکه باید به همکار فیروزآبادی‌ خود نیز توجه کنم.

او در ادامه با اشاره به برگزاری نمایشگاه کتاب به صورت مجازی  و انتقاد نسبت به سازمان پست، گفت:  کتاب را با همان  قیمتی ارسال می‌کنیم که مثلاً پارچه ارسال می‌شود.  بسته‌بندی کتاب هم ماجرای دیگری  است. زمانی که در نمایشگاه مجازی شرکتی می‌کردیم  بسیار پیش آمد که کتاب‌ به مقصد نرسید  درحالی که مخاطب پول کتاب را پرداخت کرده بود و ما مجبور شدیم البته  انسانیت نیز حکم می‌کرد کتاب دیگری را ارسال کنیم. برخی از بسته‌ها نیز سالم نمی‌رسید و لفافه پاره می‌شد. شاید بهتر بود وزارت ارشاد کارتن‌هایی را با آرم این وزارتخانه تهیه می‌کرد و ناشر با هزینه خود از این بسته‌بندی  استفاده می‌کرد.

این ناشر با اشاره به اینکه ارسال کتاب به نقاط مختلف به شیوه سنتی و همانند ۷۰ سال پیش انجام می‌شود، گفت: شاید بهتر بود ما هم مانند صنایع غذایی، ماشین‌های حمل و نقل ویژه‌ای داشتیم تا با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، کتاب‌ها بین استانها و شهرها توزیع می‌شد تا سهمی در آگاهی و کتاب‌خوانی مردم داشتیم.

نویدگویی در پایان خاطرنشان کرد: سازمان‌های دولتی از پیشکسوتان صنف نشر استفاده کنند، یک مدیرکل می‌آید و نظریه‌هایی می‌دهد، بعد از مدتی هم می‌رود اما بهتر است از نظرات ناشری که ۵۰ سال از عمرش را در حوزه نشر گذاشته و به تمام جزئیات نشر آگاه است، استفاده کنند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۱۷
انتشار یافته: ۶
سالار
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۳۰ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۱
و این زبان حال بسیاری از فروشندگان منصف جامعه ماست.
علی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۵۴ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۱
سخن این عزیز ، به مثابه سخن از گذشته است،
همان طوری که روزگاری چاپ سنگی کنار گذاشته شد، در این روزگار روشهای جدید جایگزین شده است و کتاب و کاغذ قدیمی شده است.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۱
هر کتاب معادل یک درخت است بیائید کلا به نفع جنگل و ریه زمین بی خیال کتاب کاغذی شویم...صنعت چاپ و نشر کتاب کاغذی مربوط به دوران قبل از دیجیتال است و تموم شده!!فایل های دیجیتال خواهی نخواهی چایگزین کتاب و نشر حواهد شد
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۳:۴۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۱
برای کاغذ درختی قطع نمیشه، بلکه مزارع پرورش درختان مخصوص کاغذ وجود دارد مثل گندم که کشت و برداشت میشه،ضمنا آلودگی ساخت یک لپتاب برای طبیعت به مراتب بیشتر از کاغذ هست و اینکه قابلیت بازیافت کامل ندارد.
ایزوگام فتحعلی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۱
خجالت نکش مرد
مثل بقیه سرت رو بالا بگیر و دوبله سوبله بفروش
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۱
تازه مشکل اساسی در اینه که با این همه هزینه کتاب هایی چاپ و منتشر کنن که ارزش خواندن هم نداشته باشه!
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟