سرمایههای راهبردی ایران در معادلات جهانی؛ فرصتی پنهان در دل بحران

به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، تحولات اخیر ناشی از تجاوز نظامی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران ـ که با خسارات انسانی گسترده اعم از شهادت رهبر انقلاب، هزاران نفر از مردم در نقاط مختلف کشور و ۱۶۸ دانشآموز مدرسه «شجره طیبه» میناب همراه شد ـ صرفاً یک بحران امنیتی بشمار نمی آید، بلکه میتواند به نقطهای برای بازتعریف موازنه قدرت در منطقه تبدیل شود.
تجربه تاریخی نشان میدهد که بحرانهای بزرگ، در صورت برخورداری از راهبرد مناسب، میتوانند به فرصتهای راهبردی تبدیل شوند. در شرایط کنونی، مجموعهای از عوامل سیاسی در داخل آمریکا و اسرائیل، شکافهای فزاینده در روابط فراآتلانتیک و همچنین حساسیت بالای اقتصاد جهانی نسبت به امنیت انرژی، فضایی را ایجاد کرده است که جمهوری اسلامی ایران میتواند با بازتعریف قواعد بازی از آن بهرهبرداری کند. کلید این راهبرد، ترکیب هوشمندانه قدرت داخلی با ابزارهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی، بهویژه در حوزه انرژی و ترانزیت، است.
تحولات اخیر نشان داده است که تقابل نظامی تنها یکی از ابعاد رقابت راهبردی در منطقه است. در کنار میدان نظامی، عرصههای اقتصادی، ژئوپلیتیکی و دیپلماتیک نیز نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به نتایج نهایی دارند. در چنین شرایطی، نحوه تبدیل تهدیدهای امنیتی به فرصتهای راهبردی به یکی از مهمترین چالشهای سیاستگذاری برای جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.
از یک سو، فضای سیاسی در ایالات متحدهو رژیم صهیونیستی با تنشهای داخلی و بحرانهای مشروعیت مواجه است. از سوی دیگر، شکافهای فزاینده در روابط میان آمریکا و اروپا ـ بهویژه در حوزههای اقتصادی و تجاری ـ میتواند به تغییراتی در آرایش قدرت در نظام بینالملل منجر شود. همزمان، وابستگی اقتصاد جهانی به جریان پایدار انرژی باعث شده است که هرگونه بیثباتی در منطقه خلیج فارس بهسرعت به مسئلهای جهانی تبدیل شود.
این مجموعه شرایط نشان میدهد که بحران کنونی تنها یک تقابل نظامی محدود نیست، بلکه بخشی از یک بازی پیچیده در سطح منطقهای و جهانی است که در آن بازیگران مختلف در پی بازتعریف موقعیت خود هستند.
تغییر قواعد بازی
در چارچوب نظریه بازیها، بسیاری از منازعات راهبردی در قالب بازیهایی شکل میگیرند که در آن بازیگران در یک تعادل پرهزینه گرفتار میشوند. در چنین وضعیتی، پیروزی لزوماً از طریق تشدید تقابل حاصل نمیشود، بلکه از طریق تغییر قواعد بازی و معرفی کارتهای جدید امکانپذیر است.
برای جمهوری اسلامی ایران، مرحله جدید رقابت میتواند نه در میدان صرفاً نظامی، بلکه در حوزههای ژئوپلیتیکی و اقتصادی تعریف شود. در چنین چارچوبی، توانایی جمهوری اسلامی ایران در بازتعریف نقش خود در معادلات انرژی، ترانزیت و امنیت منطقهای میتواند به یکی از مهمترین ابزارهای تغییر موازنه تبدیل شود.
سرمایههای راهبردی جمهوری اسلامی ایران
در شرایط کنونی، قدرت جمهوری اسلامی ایران را میتوان در قالب سه سرمایه اصلی تحلیل کرد:
نخست، رهبری سیاسی که نقش تعیینکنندهای در مدیریت بحران و حفظ انسجام راهبردی دارد.
دوم، ظرفیتهای میدان شامل توان نظامی و دیپلماسی که امکان اثرگذاری در محیط منطقهای را فراهم میکند.
سوم، سرمایه اجتماعی که در نهایت مهمترین پشتوانه قدرت ملی محسوب میشود.
ترکیب این سه عنصر، پایههای اصلی قدرت جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با بحرانهای پیچیده منطقهای را شکل میدهد.
انرژی؛ متغیر تعیینکننده در معادله جهانی
بررسی بازتاب تحولات منطقه در رسانهها و گزارشهای تحلیلی بینالمللی نشان میدهد که دغدغه اصلی بسیاری از قدرتهای جهانی در شرایط کنونی موضوعاتی چون حقوق بشر، تجاوز نظامی، میراث فرهنگی یا حتی جنایات جنگی نیست بلکه مسئله انرژی و آینده زنجیره تأمین آن است. بیش از هر چیز به امنیت انرژی و ثبات بازارهای آن مربوط میشود. اختلال در زنجیره تأمین انرژی میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی داشته باشد و همین مسئله، اهمیت ژئوپلیتیکی منطقه خلیج فارس را دوچندان کرده است.
در این میان، تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان به شمار میرود. نحوه مدیریت و تعریف نقش این گذرگاه راهبردی میتواند تأثیر قابل توجهی بر محاسبات بازیگران بینالمللی داشته باشد. در صورتی که این ظرفیت ژئوپلیتیکی در قالب یک راهبرد اقتصادی و دیپلماتیک منسجم به کار گرفته شود، میتواند به یکی از مهمترین اهرمهای قدرت جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود.
فرصتهای دیپلماتیک در شکافهای فراآتلانتیک
تحولات اخیر همچنین نشاندهنده افزایش اختلافات میان ایالات متحدهو برخی کشورهای اروپایی در حوزههای اقتصادی و تجاری است. این شکافها میتواند فضایی برای تعریف نقشهای جدید در روابط جمهوری اسلامی ایران و اروپا ایجاد کند.
حوزههایی مانند سرمایهگذاری صنعتی، توسعه زیرساختها، همکاری در امنیت منطقهای و ابتکارهای مشترک در زمینه عدم اشاعه میتوانند مبنایی برای شکلگیری تعاملات جدید باشند. در چنین چارچوبی، ایفای نقش فعالتر اروپا در سازوکارهای بینالمللی مرتبط با جمهوری اسلامی ایران نیز میتواند به تقویت مسیرهای دیپلماتیک کمک کند.
سخن آخر
بحرانهای بزرگ معمولاً با هزینههای سنگین همراه هستند، اما در عین حال میتوانند نقطه آغاز تغییرات مهم در موازنه قدرت باشند. آنچه در چنین شرایطی اهمیت دارد، توانایی تبدیل فشارهای امنیتی به فرصتهای راهبردی است.
برای جمهوری اسلامی ایران، مهمترین مسیر بهرهبرداری از شرایط کنونی، تمرکز بر پیوند میان ژئوپلیتیک و اقتصاد است. تعریف یک پیوست اقتصادی پایدار برای سیاست منطقهای و استفاده هوشمندانه از ظرفیتهای انرژی، ترانزیت و سرمایهگذاری خارجی میتواند زمینهساز شکلگیری ترتیبات جدید همکاری و کاهش تنشهای تخریبی در آینده شود.
به بیان دیگر، اگر قواعد بازی بهدرستی بازتعریف شود، بحران کنونی میتواند به نقطهای برای تقویت موقعیت جمهوری اسلامی ایران در نظم منطقهای آینده تبدیل شود.
رضا عزیزیان؛ کارشناس ارشد روابط بینالملل


