انجمن نویسندگان کودک و نوجوان فقط دو عضو با وجدان و وطنپرست دارد؟

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، داوود امیریان و محمود جوانبخت دو تن از داستاننویسان و نویسندگان کودک و نوجوان با انتشار نامه سرگشادهای در فضای مجازی، استعفای خود را از انجمن نویسندگان کودک و نوجوان اعلام کردند؛ علت استعفایشان در عرف اجتماعی، رفتاری است که آن را باشرفبودن، با وجدانبودن و وطنپرستبودن میخوانند.
انجمن نویسندگان کودک و نوجوان طی سالهای گذشته در واکنش به هر اتفاقی که باز هم در عرف اجتماعی، دشمنشادکن بوده و توسط دشمنان ایران طراحی شده بود، بیانیه میداد اما درباره جنگ ۱۲ روزه، جنگ تحمیلی سوم و شهادت اینهمه کودک و نوجوان ایرانی، نهتنها بیانیه صادر نکرد که اعضایش هم بهقول معروف لال شده و واکنشی نشان ندادند. استاندارد دوگانه اعضای اینانجمن را میتوان در آه و نالههای حوادث ۱۴۰۱ و اغتشاشات زن زندگی آزادی که منجر به کشتهشدن مهرههای بیگانه شد و سکوت در قبال شهادت هموطنان در جشن تحمیلی سوم مشاهده کرد.
امیریان و جوانبخت دو عضو انجمن مورد اشاره که با کارنامه پربارشان در زمینه ادبیات انقلاب و دفاع مقدس شناخته میشوند، فرصت واکنشنشاندادن را به همکاران خائن و ضد وطن خود داده و پس از آنکه از عدم واکنش آنها برای کودکان وطن یقین حاصل کردند، از جمع همکاران بهظاهر ایرانی خود استعفا دادند. دو نویسنده مورد اشاره خطاب به همکاران سابق خود نوشتهاند:
«متاسفانه سکوت و انفعال انجمن نسبت به یورشی که دشمنان ایران عزیز در ۹ اسفند ماه سال گذشته آغاز کردند، غیر قابل توجیه و پذیرش است. آدم با خودش فکر میکند که نکند اخبار جنایتهای وحشتناکی که دشمن مرتکب شد و در روز نخست جنگ فقط ۱۶۸ کودک مظلوم را در میناب به خاک و خون کشید، به گوش شما و سایر اعضای هئیت مدیره انجمن نرسیده است.»
امیریان و جوانبخت در ادامه استعفانامه خود نوشتهاند:
«یا در رسانهها نخواندهاید و نشنیدهاید که در طول جنگ ۴۰ روزه چند صد کودک به شهادت رسیدند و چند هزار کودک مجروح شدند یا عزیزانشان را از دست دادند و گرد یتیمی بر سرشان نشست؟ یعنی واقعا اسم ماکان که پیکر نازنینش پیدا نشد، به گوش شما و دوستانتان نخورد؟ و چشمهای قشنگ او را ندیدید؟ و نالههای جگرخراش مادرش را نشنیدید؟ صدای گریههای دختربچهها و پسربچهها زیر تابوت پدر یا مادر شهیدشان را چه؟ ویرانی مدرسهها و کتابخانهها و کتابفروشیها را چه؟ ندیدید؟ یا نخواستید که ببینید؟ بههرحال این سکوتِ شرمآور در حافظهها ثبت خواهد شد.
البته در همان روزهای اول متن کوتاهی با عنوان دردنوشته به اسم انجمن، بهصورت خیلی محدود و در یکی دو سایت منتشر شد که حتی حاضر نشدید آن را در سایت انجمن و صفحههای رسمیاش در شبکههای اجتماعی و در خبرگزاریها منتشر کنید. بههر روی بهگمان ما انجمن رویه و روال صنفی، فرهنگی را کنار گذاشته و رویکرد دیگری در پیش گرفته است که شرح آن مفصل است و بماند برای فرصتی دیگر. خواهشمندیم فورا نام ما را از فهرست اعضا خط بزنید و از سایت انجمن هم حذف کنید.»
ایناستعفانامه، سند شرف و وطنپرستی دو نویسنده مورد اشاره است و در تاریخ ایران و وطنپرستی ایرانیان ثبت خواهد شد.
اما اگر پست و استوریها یا اعلام مواضع نویسندگان ساکت و لالشده در بزنگاههای وطن را در فضای مجازی و گروههای مختلف ببینید، احیانا یا دارند از قطعی اینترنت مینالند یا از گرانی و خستگی مردم دم میزنند (که ناشی از درونیات و ذهنیات خودشان است) و یا اگر خیلی هنر کنند و دل و جرات به خرج داده و از ملامت همفکرانشان نترسند، از بدی جنگ میگویند و هشتگ «نه به جنگ» میزنند.
بیایید دوباره به استانداردهای دوگانه و آزاردهنده جماعتی بپردازیم که همیشه خود را روشنفکر خواندهاند و همصدا با دشمنان ایران، از حکومت جمهوری اسلامی بهخاطر خفقان و تنگکردن شرایط اجتماعی انتقاد کردهاند و هر وقت دیدهاند باد از کدام سمت میوزد و میتوان به آینده گرینکارتی امید داشت، واکنش نشان داده و مثل شبکههایی مثل موساد اینترنشنال، از بدی دنیا و نامردمیهای حکومتی که مردم خودش را سرکوب میکند، گفتهاند.
تذکر چندباره اینمطلب که رگ غیرتِ نداشته همصدایان دشمن و خائنان به وطن را نمیجنباند اما بگذارید یکبار دیگر برای خودمان بگوییم که ماکان نصیری، کودک کلاس اولی مدرسه شجره طیبه پیکر ندارد و شهید ۷ ساله مفقودالاثر ایرانی است. اعضای انجمن نویسندگان کودک و نوجوان هم که همیشه برایمان ژست میگرفتند که دنیا برای کودکان است و کودکان معصوماند و چه و چه، هیچ واکنشی درباره شهادت اینایرانی ۷ ساله که پیکر ندارد، نداشتند و با شناختی که از آنها داریم، واکنشی نخواهند داشت چون ...
آقایان امیریان و جوانبخت ممنون که ایرانی هستید و دلتان برای ایران میتپد! در خاطرات ایرانیها باقی خواهید ماند.
محمدابراهیم صداقت



