ماپرا
صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

۴۰ روز روایت امید در میان آوار؛ مدافعان شهر ماندند

جنگ رمضان روزهای سختی را برای شهر رقم زد اما آزمونی برای انسانیت و ایستادگی بود، روزهایی که وحدت و همدلی اسم رمز همه عملیات ها بود، روزهایی که نیروهای امدادی، آتشنشان ، آواربردار و پاکبان در میان گرد و غبار انفجار به دل آوار میزدند، تا صدای «زنده است» را از زیر تلی از آوار و خاک و سیمان فریاد زنند.
کد خبر: ۱۳۶۷۵۵۵
| |
928 بازدید

۴۰ روز روایت امید در میان آوار؛ مدافعان شهر ماندند

جنگ تحمیلی چهل‌روزه برای بسیاری از شهروندان تنها یک خبر در تیتر رسانه‌ها نبود؛ زخمی بود که بر دیوار خانه‌ها، خیابان‌ها و دل خانواده‌ها نشست. در آن روزها، صدای انفجارها با سکوت سنگین در کوچه‌ها درهم می‌آمیخت و در میان گردوغبار انفجار و آوار، اما امید هنوز نفس می‌کشید؛ امیدی که بر شانه‌های کسانی ایستاده بود که بی‌وقفه برای نجات جان انسان‌ها تلاش می‌کردند.

به گزارش تابناک به نقل از ایسنا، در لحظاتی که ساختمان‌ها فرو می‌ریخت و خیابان‌ها پر از دود و خاک می‌شد، خانواده‌هایی پشت نوارهای ایمنی و در فاصله‌ای نه‌چندان دور از محل حادثه ایستاده بودند؛ چشم‌هایی خیره به تلی از آوار و دل‌هایی که میان ترس و امید معلق مانده بود. هر صدای ضربه کلنگ یا حرکت بیل مکانیکی می‌توانست خبری از زندگی باشد. اضطراب و التهاب در چهره مادران، پدران و فرزندانی که منتظر بیرون آمدن عزیزانشان از زیر آوار بودند، تصویری بود که کمتر دوربینی توانست عمق آن را ثبت کند.

در همان لحظات نخست وقوع هر حادثه، نیروهای خدمات شهری، آتش‌نشانان، گروه‌های آواربردار و امدادگر با سرعت در محل حاضر می‌شدند. بسیاری از آن‌ها پیش از هر چیز دل به میدان می‌زدند تا راهی برای دسترسی به زیر آوار پیدا کنند. در میان بوی باروت و خاک و سیمان ، عملیات جست‌وجو و نجات آغاز می‌شد؛ عملیاتی که گاهی ساعت‌ها و حتی روزها طول می‌کشید.

در کنار آن‌ها، امدادگران جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران با تجهیزات امدادی و تیم‌های تخصصی تلاش می‌کردند مجروحان را هرچه سریع‌تر از میان آوار بیرون بیاورند و به مراکز درمانی منتقل کنند. هماهنگی میان نیروهای مختلف امدادی، خدمات شهری و مدیریت شهری باعث شد بسیاری از عملیات‌ها با سرعت بیشتری انجام شود و امید برای یافتن افراد زنده در میان آوار زنده بماند.


در میان این تلاش‌ها، صحنه ها و لحظه‌هایی ناب رقم می‌خورد وقتی فریاد «زنده است» از میان آوار بلند می‌شد؛ لحظه‌هایی که جان دوباره به تیم های جستجو و امدادی و آواربردار می داد و اشک شوق در چهره خانواده‌ها جاری می‌شد. این صحنه‌ها نشان می‌داد ایستادگی و تلاش بی‌وقفه نیروهای امدادی می‌تواند حتی در سخت‌ترین شرایط نیز جان تازه‌ای به امید ببخشد.

جنگ آزمونی برای همبستگی و انسانیت در دل شهر بود. در این میان، کسانی که در دل حادثه ایستادند (از نیروهای خدمات شهری و آواربرداران گرفته تا امدادگران و آتشنشانان و ماموران پلیس و اورژانس) نشان دادند که در سخت‌ترین لحظات نیز می‌توان برای نجات جان انسان‌ها از خود گذشت.

وحید محمدی، راننده بیل مکانیکی و آواربردار، در گفت‌وگو با ایسنا با روایت روزهای عملیات آواربرداری می‌گوید: در ۴۰ روزی که اصابت‌ها در مناطق مختلف تهران رخ می‌داد، ما راننده‌ها تقریباً به‌صورت شبانه‌روزی در محل حادثه حضور داشتیم و تلاش می‌کردیم پیکرهایی را که زیر آوار مانده بودند بیرون بیاوریم. معمولاً پس از حضور نیروهای جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران و سپس آتش‌نشانان، ما برای انجام عملیات آواربرداری وارد محل می‌شدیم.

او ادامه می‌دهد: روز دوم جنگ در منطقه ۲ ساختمانی چهارطبقه به‌طور کامل تخریب شده بود و پیکرهایی در پارکینگ آن زیر آوار مانده بودند. با کمک نیروهای هلال احمر شروع به برداشتن آوار کردیم و در نهایت توانستیم دو نفر را که در زیر آوار محبوس شده بودند بیرون بیاوریم.

جنگ آزمونی برای همبستگی و انسانیت در دل شهر بود. در این میان، کسانی که در دل حادثه ایستادند (از نیروهای خدمات شهری و آواربرداران گرفته تا امدادگران و آتشنشانان و ماموران پلیس و اورژانس) نشان دادند که در سخت‌ترین لحظات نیز می‌توان برای نجات جان انسان‌ها از خود گذشت.

این آواربردار با اشاره به شرایط روحی نیروهای آواربردار در روزهای نخست جنگ می‌گوید: در همان روزهای اول همه ما استرس و ترس داشتیم، اما وقتی می‌دیدیم خانواده‌ها چقدر نگران عزیزانشان هستند، همه بچه‌ها جهادی کار می‌کردند تا هرچه زودتر پیکرها را پیدا کنیم و به خانواده‌ها تحویل دهیم.

 

او درباره یکی از تلخ‌ترین صحنه‌هایی که در عملیات دیده است، می‌گوید: در یکی از محل‌های اصابت، مردی مدام به ما می‌گفت همسر، دختر و مادر همسرش در خانه بوده‌اند و دقیقاً کجا قرار داشته‌اند. او مرتب به محل می‌آمد و از ما می‌خواست آن‌ها را پیدا کنیم. دیدن انتظار و نگرانی خانواده‌ها واقعاً صحنه‌های بسیار دردناکی بود. در یکی از عملیات ها، خانواده فردی به نام «احسان» حضور داشتند و مدام نام او را صدا می‌زدند. ما چند روز به دنبال پیکرها گشتیم و بیشتر آن‌ها را پیدا کردیم، اما متأسفانه پیکر احسان پیدا نشد و این موضوع واقعاً برای خانواده‌اش بسیار سخت بود.
این راننده آواربردار با اشاره به روزهای پایانی عملیات می‌گوید: اولین پیکری که از زیر آوار بیرون آوردیم برایم بسیار سخت بود و حتی نمی‌توانستم نگاهش کنم، اما به مرور مجبور شدیم با شرایط کنار بیاییم. تلاش ما این بود که پیکرها را تا حد امکان سالم بیرون بیاوریم تا خانواده‌ها بتوانند عزیزانشان را تحویل بگیرند.

در کنار نیروهای آواربردار، نیروهای خدمات شهری نیز نقش حیاتی داشتند. آن‌ها مسیرهای مسدود شده را باز می‌کردند، آوارهای پراکنده در معابر را جمع‌آوری می‌کردند و شرایط را برای ورود تجهیزات سنگین و ادامه عملیات نجات فراهم می‌ساختند. در بسیاری از مواقع همین اقدامات اولیه امکان ادامه عملیات جست‌وجو را فراهم می‌کرد.

 

حسین باباخانی، پاکبان و نیروی خدمات شهری، نیز درباره آن روزها به ایسنا می‌گوید: با شروع این جنگ تحمیلی همه شوکه شده بودند، اما در همان روزها اتحاد مردم چند برابر شد و بسیاری از شهروندان برای کمک به یکدیگر داوطلب شدند.

او ادامه می‌دهد: در برخی محل‌ها ورودی زیرزمین‌ها با آوار بسته شده بود و ما تلاش می‌کردیم مسیرها را باز کنیم تا بتوان به داخل ساختمان‌ها دسترسی پیدا کرد. در کنار ما گروه‌هایی از مردم هم حضور داشتند که به‌صورت داوطلبانه کمک می‌کردند؛ حتی گروه‌هایی از خانم‌ها به خانه‌هایی که آسیب دیده بود می‌رفتند و آن‌ها را تمیز می‌کردند.

باباخانی با اشاره به یکی از عملیات‌ها می‌گوید: در یکی از محل‌های اصابت در منطقه ۲۲، ساختمانی مسکونی آسیب دیده بود و ما برای باز کردن معابر و جمع‌آوری آوار به آنجا رفتیم. با گذشت دو روز از حادثه، زنی که زیر آوار مانده بود زنده بیرون آورده شد و این اتفاق برای همه ما بسیار الهام بخش بود.

با گذشت دو روز از حادثه، زنی که زیر آوار مانده بود زنده بیرون آورده شد و این اتفاق برای همه ما بسیار الهام بخش بود.
او می‌افزاید: در این عملیات‌ها همه نیروها کنار هم بودند؛ از خدمات شهری و آتش‌نشانان گرفته تا نیروهای انتظامی و دیگر گروه‌های امدادی. خانواده‌های زیادی منتظر بودند تا عزیزانشان از زیر آوار بیرون آورده شوند و همین انتظار باعث می‌شد همه با توان بیشتری کار کنند.

این پاکبان همچنین به یکی از خطراتی که در حین عملیات با آن مواجه شده اشاره می‌کند و می‌گوید: هنگام جمع‌آوری آهن‌ها و میلگردهایی که در اثر آواربرداری بیرون می‌آمد، یک بار پایم میان آهن‌ها گیر کرد. سریع صدا زدم تا راننده لودر کار را متوقف کند و خوشبختانه با کمک او توانستم پایم را بیرون بیاورم و حادثه جدی رخ نداد.

براساس این گزارش، امروز با گذشت آن روزهای سخت، شاید بسیاری از آثار فیزیکی این حوادث از سطح شهر پاک شود، اما تصویر تلاش شبانه‌روزی نیروهایی که با دل و جان در میان آوار ایستادند و امید را زنده نگه داشتند، در حافظه جمعی شهر باقی خواهد ماند.
 

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟