اهمیت و چگونگی رگولاتوری هوشمند تنگه هرمز

در بحبوحه جنگ تحمیلی رمضان؛ نام و اهمیت تنگه استراتژیک هرمز در جنوب ایران در صدر اخبار و کانون توجه رسانه ها قرار گرفته و بیش از هر زمان نقش و تاثیر این آبراه بر شاخص تولیدی صنایع و اقتصاد جهانی آشکار شده تا آنجا که اصطلاحاً رفع کنترل و انسداد آن توسط نیروهای مسلح ایران بر روی کشتیهای مرتبط با کشورهای متخاصم به اولویت اصلی امریکا و اسرائیل و هم پیمانان منطقه ای آنها بدل شده! اما به راستی چرا و چگونه این تنگه آنقدر حائز اهمیت است که ایران باید به هرقیمت کنترل و به تعبیری رگولاتوری خود بر آن را حفظ و تثبیت کند؟
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای ژئواکونومیک جهان به شمار میرود؛ آبراهی باریک میان خلیج فارس و دریای عمان که نقش آن در اتصال بزرگترین مراکز تولید انرژی جهان به بازارهای مصرف جهانی بیبدیل است. این گذرگاه دریایی که در باریکترین نقطه حدود ۳۰ کیلومتر عرض دارد، عملاً مسیر اصلی صادرات نفت، گاز طبیعی مایع و بخش مهمی از مواد اولیه معدنی و پتروشیمی خاورمیانه و منطقه خلیج فارس محسوب میشود.
بر اساس آخرین دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی از این تنگه عبور میکند؛ رقمی که نزدیک به ۳۰ درصد تجارت دریایی نفت جهان و حدود ۲۵ درصد مصرف روزانه نفت دنیا را شامل میشود و علاوه بر نفت، این تنگه مسیر عبور بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع (LNG) نیز هست و سالانه بیش از ۱۰۰ میلیون تن ال ان جی (یک سوم مصرف جهانی) عمدتاً از طریق آن منتقل می شود. علاوه بر حاملهای انرژی، این تنگه مسیر انتقال طیف گستردهای از مواد اولیه و محصولات صنعتی منطقه نیز هست؛ از جمله محصولات پتروشیمی، مواد معدنی، فولاد، آلومینیوم و کالاهای فله. به غیر از ایران، کشورهای تولیدکننده عمده انرژی در خلیج فارس مانند عربستان سعودی، عراق، امارات متحده عربی، کویت و قطر بخش بزرگی از صادرات خود را از طریق این مسیر به بازارهای آسیایی و جهانی منتقل میکنند.
برای درک اهمیت اقتصادی تنگه هرمز، مقایسه آن با دیگر گلوگاههای اصلی تجارت جهانی مفید است. "کانال سوئز"؛ در مصر یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهان است که دریای مدیترانه را به دریای سرخ متصل میکند. در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۰ هزار کشتی از این کانال عبور کردند و دولت مصر حدود ۱۰ میلیارد دلار درآمد سالانه از محل عوارض عبور کشتیها به دست آورد و حجم کالای عبوری از این کانال ۱۵ درصد تجارت دریایی جهان برآورد میشود.
نمونه مهم دیگر "تنگه مالاکا" میان مالزی، سنگاپور و اندونزی است که یکی از پرترددترین مسیرهای کشتیرانی جهان محسوب میشود و سالانه بیش از ۹۰ هزار کشتی از آن گذر میکنند و این تنگه حلقه اتصال اقتصادهای شرق آسیا با خاورمیانه، اروپا و آفریقا است. همچنین "کانال پاناما" که اقیانوس اطلس را به اقیانوس آرام متصل میکند، نمونه دیگری از آبراههای استراتژیک جهان است که سالانه میزبان حدود ۱۴ هزار کشتی است و درآمد آن در سالهای اخیر حدود ۵ میلیارد دلار در سال برآورد شده است و مدل اقتصادی این کانال بر پایه دریافت عوارض عبور بر اساس تناژ کشتی، نوع محموله و ظرفیت بار است.
در مقایسه با این نمونهها، تنگه هرمز اما از نظر حجم و تنوع انتقال انرژی و مواد اولیه جایگاهی منحصربهفرد دارد. در حالی که بسیاری از آبراههای جهانی عمدتاً محل عبور کالاهای متنوع تولیدی و تجاری هستند، هرمز بهطور خاص "ستون فقرات تجارت جهانی انرژی" محسوب میشود که آن را به شاهراهی مبدل کرده که بر شاخص ۱۶ مارکت تخصصی اقتصاد در جهان تاثیر مستقیم دارد! و لذا هرگونه اختلال در جریان حملونقل در این مسیر میتواند بلافاصله بر قیمت جهانی نفت و گاز اثر بگذارد و زنجیره تأمین انرژی و شاخص ها در اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
برهمین اساس و درپی ناکامی امریکا و اسرائیل در شکست نظامی و تسلیم ایران پس از گذشت ۳۰ روز از جنگ تحمیلی رمضان،حالا تبلیغات و تهدیدات امریکا و به خصوص شخص ترامپ معطوف بر رهاسازی این تنگه شده است و در سوی دیگر استقامت و حفظ کنترل ایران براین گذرگاه استراتژیک در کانون توجه ملی و جهانی قرارگرفته است!
در این میان ذکر این نکته ضروری است که اگرچه تنگه هرمز میان آبهای سرزمینی ایران و عمان قرارگرفته اما به دلیل خط ساحلی طولانی تر ایران (درسمت شمال تنگه) و وجود جزایر متعدد درحاکمیت ایران و همچنین عمق آب و مسیرهای رفت و برگشتی در حوزه اب های سرزمینی ایران؛ از دهه ۱۹۷۰ میلادی و براساس مذاکرات با سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) در اختیار ایران قرار دارد. اما فارغ از اهمیت استراتژیک نظامی و امنیتی تنگه هرمز برای ایران، با محاسبه ای سرانگشتی عواید اقتصادی آن مشخص می شود!؟
همانطوری که اشاره شد جمیع حامل های انرژی و مواد فوقالذکر روزانه توسط حدود ۱۵۰ کشتی از تنگه هرمز عبود می کند که (بر فرض برقراری نظام موقت اخذ عوارض حدود ۲ میلیون دلار از هرکشتی عبوری که این روزها ایران وضع کرده است) در سال تقریباً ۱۱۰ میلیارد دلار درآمد ارزی درپی خواهد داشت!
برای تفهیم بهتر این عدد، در نظر بگیرم که کل بودجه کشور ما برای سال ۱۴۰۵ (برمبنای تولید و فروش ۱/۷ میلیون بشکه نفت و میعانات) براساس قیمت ۵۳ دلاری- نه نفت بالای ۱۰۰ دلار این روزها- ، جمعاً حدود ۲۵ میلیارد دلار بسته شده است! حال آنکه عایدی عوارض سالانه تردد از تنگه هرمز به تنهایی می تواند ۵ برابر کل بودجه ایران باشد!
برهمین اساس است که دشمنان و حامیان مالی و لجستیکی آنها همه تلاش خود را بکار بسته اند تا کنترل ایران براین گذرگاه استراتژیک را بی اثر، و یا محدود کنند و همین امر لزوم پایداری همه جانبه ما برای حفظ نظارت و کنترل تردد در تنگه هرمز را راهبردی و به تعبیری موجودیتی کرده است!
بی تردید؛ به فضل الهی و با درایت، مقاومت و جانفشانی نیروهای مسلح به موازات پشتیبانی های میدانی مردمی، دشمن به هدف خود در تنگه هرمز نخواهد رسید و ایران پیروز جنگ تحمیلی و حفظ تنگه هرمز خواهدبود اما سئوال مهم چگونگی مدیریت تنگه هرمز پس از پایان جنگ است که نباید به قبل از جنگ برگردد و نگارنده از آن به عنوان مدیریت یا رگولاتوری هوشمند تنگه هرمز یاد می کند!؟
برطبق حقوق بینالملل دریاها، تنگه هرمز مشمول حق عبور ترانزیتی (Transit Passage) قراردارد و برهمین اساس ایران از نظر نظارت دریایی و آگاهی محیطی نقش و مسئولیت های مهم بین المللی در مدیریت "ایمنی دریانوردی"، "جستجو و نجات دریایی (SAR)"، "هشدارهای ناوبری"، "مقابله با آلودگی دریایی و محیط زیستی" و "نظارت بر تردد در آبهای سرزمینی" برعهده دارد که از طریق سامانههای پیشرفته هدایت و کنترل ترافیک دریایی (Vessel Traffic Services - VTS ) انجام می شود.
افزون بر این؛ بسیاری از آبراههای مهم جهان از الگوهای اقتصادی مشخصی برای تأمین هزینههای نگهداری زیرساختها، ایمنی دریایی و خدمات دریایی ناوبری استفاده میکنند. این مدلها میتواند شامل دریافت کارمزد خدمات بندری، خدمات ناوبری، راهنمایی کشتیها (Pilotage)، یا عوارض عبور باشد که منطبق بر عرف بین المللی و قانونی است و تنگه هرمز می تواند از رژیم خاص خود دراین رابطه برخوردار باشد.
در همین جهت؛ طرح دو فوریتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی مشتمل بر ۹ ماده، برای مدیریت هوشمند تنگه هرمز، باهدف تدوین سازوکاری اجرایی با همکاری دولت و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، ابتکاری بجا و درست است که می بایست با جلب همراهی و درنظرگرفتن منافع کشور عمان به عنوان همسایه جنوبی و طرف مقابل تنگه هرمز برمبنای حسن همجواری انجام پذیرد.
در مجموع، تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتیترین گلوگاههای تجارت جهانی؛ گذرگاهی است که نهتنها برای کشورهای تولیدکننده انرژی در خلیج فارس، بلکه برای ثبات بازارهای انرژی و امنیت عرضه در اقتصاد جهانی اهمیت بنیادین دارد و نقش این آبراه در اتصال منابع عظیم انرژی و مواد اولیه منطقه به اقتصادهای صنعتی جهان، آن را به یکی از کلیدیترین زیرساختهای طبیعی تجارت بینالمللی تبدیل کرده که رگولاتوری هوشمند جمهوری اسلامی ایران برآن علاوه بر عواید سرشار و پایدار اقتصادی، بازدارندگیهای امنیتی و نظامی استراتژیک به همراه خواهد داشت و حفظ آن از اوجب واجبات است!!
دکتر مهدی علیخانی صدر / تحلیلگر و کارشناس مسائل سیاسی و امنیتی



