از لفاظی تا عقبنشینی؛ وقتی جنگِ اعلامی، به مدیریت خروج تبدیل میشود
در میدان، صداها زودتر از مواضع رسمی تغییر میکنند. اول شدت میگیرند، بعد تندتر میشوند، بعد ناگهان عوض میشوند. این روزها، در کنار صدای انفجارها در منطقه، یک صدای دیگر هم بهوضوح شنیده میشود: تغییر لحن. همان بازیگری که از «پاسخ قاطع» و «نمایش قدرت» حرف میزد، حالا از «پایان نزدیک» میگوید. جنگ هنوز در جریان است، اما ادبیاتش عوض شده. این تغییر، تصادفی نیست.
کد خبر: ۱۳۶۵۱۱۰
| | 5281 بازدید

به گزارش تابناک ؛ هیچ قدرتی در میانه یک درگیری فعال، بدون دلیل شروع به نرم کردن ادبیاتش نمیکند. مخصوصاً وقتی هنوز در میدان، تبادل ضربه ادامه دارد. اینجا دیگر بحث تحلیلهای دور از واقعیت نیست؛ خود میدان دارد حرف میزند.
چند هفته پیش، تصویر سادهتر بود: فشار، ضربه، نمایش قدرت. اما حالا همان خط، شروع کرده به پیچ خوردن. جملهها تغییر کردهاند، تأکیدها جابهجا شده، و مهمتر از همه، زمان وارد معادله شده است. وقتی صحبت از «چند هفته تا پایان» میشود، یعنی جایی در محاسبات، چیزی آنطور که انتظار میرفت پیش نرفته.
این را نمیشود با یک توجیه ساده رد کرد.
مسئله فقط این نیست که درگیری ادامه دارد؛ مسئله این است که کنترل روایت از دست خارج شده. وقتی تو وارد جنگی میشوی با این تصور که ابتکار عمل را در دست داری، اما بعد از مدتی مجبور میشوی درباره «پایان» حرف بزنی، یعنی داری از فاز حمله، آرامآرام وارد فاز مدیریت هزینه میشوی.
این دقیقاً همان نقطهای است که لفاظیهای اولیه شروع میکنند به برگشتن به سمت احتیاط.
در میدان، اتفاق خاصی افتاده؟ پاسخ کوتاه این است: بله، اما نه به شکل یک «ضربه نهایی». آنچه تغییر کرده، ریتم و دامنه درگیری است. پاسخها متوقف نشدهاند، جغرافیا محدود نمانده، و مهمتر از همه، هزینهها شروع کردهاند به بالا رفتن.
برای یک قدرتی مثل آمریکا( الکی مثلا)، هزینه فقط به معنای تجهیزات نیست. هزینه یعنی:
فشار افکار عمومی
نگرانی از گسترش درگیری(البته که الان هم گسترش پیدا کرده است )
و مهمتر از همه، گیر افتادن در یک سناریوی کشدار
این همان چیزی است که در تجربههای قبلی هم دیده شده؛ جایی که شروع سریع، به یک درگیری طولانی تبدیل میشود و بعد، تمرکز از «بردن جنگ» میرود روی «چطور خارج شدن از آن» دقیقا جایی که دشمن را به چه کنم چه کنم انداخته .

حالا این تصویر را بگذار کنار رفتار کشورهای منطقه.
کشورهایی که تا دیروز با اطمینان از «حمایت کامل» حرف میزدند، حالا در موقعیتی قرار گرفتهاند که باید هزینه حضور همان حمایت را هم حساب کنند. میزبانی از پایگاههای آمریکایی، دیگر فقط یک امتیاز نیست؛ یک ریسک است ریسکی که دارد خودش را در میدان نشان میدهد.
وقتی پایگاه هدف قرار میگیرد، موجش در همان خاک میپیچد. این یعنی درگیری، حتی اگر مستقیم اعلام نشود، عملاً به داخل کشیده شده. اینجاست که آن تصویر ساده «ما خارج از جنگ هستیم» شروع میکند به فرو ریختن؛ و دقیقاً در همین نقطه است که تغییر لحن آمریکا معنا پیدا میکند.
وقتی متحدانت در معرض فشار مستقیم قرار میگیرند، وقتی پایگاهها بهجای ابزار قدرت، نیازمند حفاظت دائم میشوند، و وقتی هر روز ادامه درگیری، هزینه جدیدی ایجاد میکند، دیگر نمیتوانی فقط از «تشدید» حرف بزنی. باید راهی برای کنترل، محدودسازی، یا حتی خروج تدریجی پیدا کنی.
این خروج، لزوماً به معنای ترک کامل نیست. گاهی به شکل کاهش حضور است، گاهی تغییر مأموریت، گاهی هم انتقال فشار به بازیگران دیگر. اما در هر حالت، یک چیز مشترک است:
دیگر آن حالت «تهاجمی اولیه» وجود ندارد.
در این میان، آنچه کمتر گفته میشود، اثر این تغییر بر معادلات منطقه است. اگر این روند ادامه پیدا کند و آمریکا واقعاً سطح حضورش را کاهش دهد، یک خلأ ایجاد میشود—خلأیی که بلافاصله توسط بازیگران منطقهای پر میشود؛ و اینجاست که داستان برای کشورهای حاشیه خلیج فارس تازه شروع میشود.

سالها، امنیت این کشورها به یک معادله ساده گره خورده بود: حضور آمریکا = بازدارندگی. اما اگر این حضور دچار تغییر شود، این معادله هم تغییر میکند. آن وقت، این کشورها میمانند و محیطی که دیگر مثل قبل قابل پیشبینی نیست.
در چنین شرایطی، لفاظی دیگر کار نمیکند. خرید تسلیحات هم بهتنهایی کافی نیست. چیزی که تعیینکننده میشود، توان واقعی برای مدیریت یک بحران بدون اتکا کامل به بیرون است چیزی که هنوز برای بسیاری از این کشورها، بهطور کامل شکل نگرفته.
از آن طرف، برای آمریکا هم این یک آزمون است. اینکه آیا میتواند از یک درگیری پیچیده، بدون اینکه تصویر قدرتش آسیب جدی ببیند، خارج شود یا نه. این کار سادهای نیست. هر حرکت، زیر ذرهبین است؛ هر تغییر لحن، تفسیر میشود؛ و هر عقبنشینی اگر تاکتیکی باشد بهعنوان یک سیگنال دیده میشود.
چیزی که امروز در حال شکلگیری است، فقط یک درگیری نظامی نیست. یک تغییر در روایت قدرت است. جایی که دیگر فقط مهم نیست چه کسی چه سلاحی دارد، بلکه مهم این است که چه کسی میتواند هزینه را تحمل کند و بازی را تا آخر نگه دارد؛ و فعلاً، نشانهها میگویند که آن تصویر اولیه جنگی سریع، کنترلشده و قابل جمعکردن جایش را به چیزی داده که پیچیدهتر، پرهزینهتر و مهمتر از همه، غیرقابل پیشبینیتر است.
گزارش خطا
نظرسنجی
برای ایرانیهای خارج نشین حامی حمله به وطن چه مجازاتی پیشنهاد میکنید؟



