کوتاه بیاییم سراغ محاصره زمینی هم میروند / بمب هستهای فعلا در دکترین نظامی ایران نیست / آمریکا به دنبال امتیاز ساده نیست

به گزارش تابناک، در شرایطی که تحولات منطقهای و مناسبات ایران و آمریکا همچنان تحت تأثیر تحولات امنیتی، نظامی و دیپلماتیک قرار دارد، موضوعاتی همچون محدودیتهای دریایی و هوایی، احتمال ازسرگیری مذاکرات، آینده همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ماندن یا خروج از معاهده NPT و همچنین تحرکات کشورهای منطقه، از جمله عربستان، امارات، ترکیه و پاکستان، به محور بحثهای مهم تبدیل شده است.
در همین زمینه، با علی احمدی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی درباره آخرین تحولات و ارزیابی وی از رویکرد آمریکا و کشورهای منطقه گفتوگو کردیم. احمدی در این گفتوگو بر ضرورت ایستادگی ایران در برابر فشارها تأکید کرد و درباره مذاکرات احتمالی با آمریکا، پرونده هستهای، NPT و تحولات امنیتی منطقه توضیحاتی ارائه داد.
اگر محکم برخورد نکنیم آمریکا سراغ محاصره زمینی میرود
بحث ابتدایی ما در خصوص محاصره دریایی آمریکا است. با توجه به ادامه محدودیتها در مسیر تردد کشتیها، آیا کمیسیون امنیت ملی این وضعیت را صرفاً یک ابزار فشار اقتصادی میداند یا معتقد است ایران حتما باید به این اقدام آمریکایی پاسخ مشخصی بدهد؟
مشکل ما با آمریکا به این زودیها حلشدنی نیست. واقعیت این است که طی ۴۰ سال گذشته که ما با آمریکا به نوعی در حوزههای مختلف سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی درگیر بودهایم، دشمن رفتهرفته کار را پیش برده است.
اینها اخیرا محاصره دریایی را انجام دادهاند و محاصره هوایی را هم اجرا میکنند. به نظر من باید محکم برخورد کنیم؛ یعنی اگر محکم برخورد نکنیم، بهزودی اینها به دنبال محاصره زمینی هم خواهند رفت.
کشورهایی که امروز با آنها همسایه هستیم، از پاکستان و آذربایجان گرفته تا عراق، کویت و ترکیه، میتوانند در حوزه زمینی نیز تحت فشار قرار بگیرند. همانطور که در حوزه دریایی محاصره را دنبال میکنند و در حوزه هوایی هم اقداماتی انجام میدهند، ممکن است در این زمینه نیز به آذربایجان بگویند مرز با ایران را قطع کند یا به پاکستان فشار بیاورند.
بنابراین ما باید محکم بایستیم. این دشمنی نیست که با موعظه و حرف و حدیث برطرف شود. از ابتدای انقلاب و پس از پیروزی انقلاب، در هر مقطعی که به نوعی کم آوردیم یا ضعیف عمل کردیم، آنها جلو آمدند و پیشروی کردند.
در زمان جنگ نیز این وضعیت را داشتیم. زمانی که در خلیج فارس میخواستند ما را محاصره نفتی کنند، سال ۶۶ یا ۶۷ بود، بحث اسکورت کشتیهای نفتی مطرح شد. حضرت امام (ره) فرمودند اولین کشتی را بزنید. آن زمان یکی از مسئولان آمریکایی در دوره ریگان گفته بود ما منتظر اولین اسکورت بودیم و اگر ایرانیها عکسالعمل نشان میدادند، ما جمع میکردیم؛ اما وقتی اولین کشتی با پرچم آمریکا آمد و عبور کرد، آنها تصور کردند ایرانیها فقط شعار میدهند.
اینها در این حوزهها سریع دست ما را میخوانند. بنابراین به نظرم باید محکم برخورد کنیم. حتی در جنگ اخیر که ۱۳ روزه اتفاق افتاد، ایران ضربه محکمی وارد کرد و به نوعی به ناوگان آنها هشدار داد و آنها خودشان را جمع کردند. اگر کوتاه بیاییم، آنها بیشتر و بیشتر پیشروی میکنند.
آمریکا به دنبال امتیاز ساده نیست
در ارتباط با مذاکرات احتمالی ایران با آمریکا با توجه به صحبتهای اخیر درباره احتمال ازسرگیری گفتوگوها، آیا نشانهای از آمادگی واقعی آمریکا برای مذاکره وجود دارد یا اینکه هنوز فاصله میان دو طرف زیاد است؟
به نظرم با شناختی که از دشمن داریم و شناختی که از عرصه بینالمللی داریم، آنها در مذاکره جدی نیستند و دنبال امتیاز هستند؛ آن هم امتیاز سادهای نیست، بلکه دنبال تسلیم ایران هستند.
در بسیاری از موارد، وقتی دشمن در عرصه نظامی نمیتواند به نتیجه برسد، به عرصه مذاکره و دیپلماسی متوسل میشود. البته شرایطی دارند که باعث شده اخیراً کمی کوتاه بیایند؛ از جمله انتخابات آمریکا و بحث ذخایر مهمات و موشکهای آنها. این مسائل دست به دست هم داده و به نظرم آنها به دنبال خریدن زمان هستند.
در مورد ترامپ نیز بحثهایی مطرح است. تا جایی که من اطلاع دارم، پیش از آنکه ترامپ رئیسجمهور آمریکا شود، برای او شروطی گذاشته بودند و حتی گفته میشود قراردادی در این زمینه وجود داشته است. برای او برنامه بلندمدتی تدوین کرده بودند و او نیز بر اساس همان برنامه وارد عمل شد، اما محاسباتشان غلط از آب درآمد.
آنها تصور میکردند اگر رهبری را هدف قرار دهند و ایشان را به شهادت برسانند، نهایتا کشور به هم میپاشد و آنها به نتیجه میرسند؛ اما بعد دیدند اینطور نیست. ساختاری که در جمهوری اسلامی ایجاد شده و مقاومتی که صورت گرفت، محاسبات آنها را تغییر داد.
ما نیز پس از شهادت حضرت آقا، در فاصله کمی پاسخ دادیم. بنابراین ما باید هم در میدان دیپلماسی و هم در میدان عمل محکم بایستیم. دشمن کسی نیست که با کوتاه آمدن ما بخواهد او هم کوتاه بیاید.

چارچوب مذاکرات؛ از تحریم و پولهای بلوکهشده تا خط قرمز هستهای
اگر مذاکرات دوباره آغاز شود، آیا ایران حاضر است گفتوگوها صرفا در پرونده هستهای محدود باشد یا موضوعاتی مثل رفع تحریمها، تضمین امنیت ایران و عدم تکرار حمله نیز باید مطرح شود؟
بعد از جنگ ۴۰ روزه که در ۱۹ فروردین بحث مذاکره مطرح شد و قرار بود هیئت ایرانی برای مذاکره به پاکستان برود، شرطی که گذاشته بودند، موضوع هستهای بود. الان هم آن خط قرمز حفظ شده است.
گرچه گاهی بعضی مسئولان سیاسی و مسئولان حوزه سیاست خارجی صحبتهایی میکنند، به نظرم اینها جزو ناهماهنگیهای ماست. یکی از مشکلات ما در حوزه جنگ نظامی و دیپلماسی، عدم هماهنگی کسانی است که تریبون در اختیار دارند یا به اطلاعات و مسائل دسترسی دارند.
واقعیت این است که ما شرطهایی قرار دادیم. ابتدا ۱۴ بند بود و بعد به هفت بند رسید، اما الان سه بند اصلی را پیگیری میکنند؛ بحث محاصره دریایی و تحریمها، به اضافه موضوع بازگشت پولهای بلوکهشده. این سه شرط مطرح شده و اگر آمریکاییها آنها را بپذیرند، احتمالاً تنگه هرمز را باز کنیم.
بحث انرژی هستهای جزو بحثهای ما نیست. در کمیسیونهای مختلف و در کلیات، جلسهای علنی داشتیم که حدود دو، سه هفته قبل برگزار شد و این بحثها نیز مطرح شد. بحث هستهای الان جزو محورهای ممنوعه است، چون در این حوزه قرار نیست ما بحثی داشته باشیم؛ به دلیل اینکه مراکز هستهای ما را بمباران کردند.
ما این همه همکاری کردیم و دوربینهای آنلاین آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز در مراکز ما مستقر بودند و فعالیتهای ما را رصد میکردند. یعنی دقیقاً میدانند که ما چه میکردیم. علاوه بر حرمت شرعی که رهبر شهید اعلام کرده و ما دنبال سلاح هستهای نیستیم، آنها هم یقینا میدانند که ما دنبال سلاح هستهای نیستیم، اما این موضوع را بهانه کردهاند و به ما فشار میآورند.
شرایط فعلی زمان مناسبی برای خروج از NPT نیست
بحث بعدی در خصوص ماندن یا نماندن ایران در معاهده NPT است که اخیراً از سوی برخی نمایندگان مجلس مطرح شده است. با توجه به حملات اخیر به تأسیسات هستهای ایران، آیا در کمیسیون امنیت ملی مجلس بحث بازنگری در تعهدات ایران در چارچوب معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای مطرح شده و اساساً خروج ایران از این معاهده یک گزینه جدی است؟
این موضوع به نظر من دو وجهه دارد. یک وجهه بیرونی دارد که در افکار عمومی و تجمعات مطرح شده است. افراد خاصی هم این موضوع را مطرح کردهاند و به نوعی آن را به مطالبه تبدیل کردهاند. شاید این مطالبه فراگیر نباشد، اما به عنوان یک مطالبه مطرح میشود.
من در برخی استانها و شهرستانها برای سخنرانی رفتهام و این موضوع را به عنوان یک مطالبه مطرح میکنند. اما در خود مجلس و کمیسیونهای مختلف، نظرات متفاوت است.
یک دیدگاه این است که ما باید این کار را اجرایی کنیم و اخیراً نیز این موضوع در سامانه ثبت شده و تعدادی از نمایندگان آن را امضا کردهاند تا به صورت دوفوریتی به صحن مجلس بیاید و تصویب شود. اما تعدادی نیز مخالف هستند.
به نظرم شرایط فعلی برای خارج شدن از NPT واقعاً شرایط خوبی نیست و زمان مناسبی نیست. این اقدام ممکن است بهانه به دست دشمن بدهد تا علیه ما اجماع جهانی شکل دهند. باید کمی حسابشده پیش برویم.
ابعاد موضوع را باید شورای عالی امنیت ملی، کمیسیون امنیت ملی و کمیسیونهای دیگر و همچنین افرادی که در این حوزه صاحبنظر هستند، به خوبی بسنجند و بعد نظر بدهند.
برخی مطرح میکنند که ما بمب اتم داریم، در حالی که اینطور نیست. ما حرمت شرعی داشتیم و در این مسیر پیش نرفتهایم. خودشان هم این را میدانند. وقتی ما غنیسازی سه درصد را میتوانیم به ۲۰ درصد و ۲۰ درصد را به ۶۰ درصد برسانیم، طبیعتا از نظر فنی امکان حرکت بیشتر وجود دارد، اما رفتن به سمت بمب هستهای فعلا در دکترین نظامی ایران نیست.
برخی این موضوع را گاهی آگاهانه و گاهی شاید به دلیل اینکه ابعاد موضوع را نمیدانند، مطرح و به آن دامن میزنند.
بازگشت بازرسان آژانس؛ «مسیر آزموده را قبلا رفتهایم»
بحث بعدی در ارتباط با بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تأسیسات هستهای ایران به نظر شما این موضوع باید منوط به دریافت چه تضمینهای مشخصی باشد؟
این مسیر آزموده شده است. ما قبلا این مسیر را رفتهایم. تمام کانالها در اختیار آنها قرار گرفت، آمدند دوربین گذاشتند و کارشناسان و ناظران آنها در ایران حضور داشتند و مراحل مختلف را طی کردیم.
اینها بودند که بدعهدی کردند و زیر قولشان زدند. ما نیز چیزی پنهانی نداشتیم. حوزهای که ما در آن کار میکردیم، بیشتر علمی و در زمینههای پزشکی، کشاورزی، درمان و مواردی از این دست بود و خودشان هم دقیقا این موضوع را میدانند.
اما گزارشی که مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی متأسفانه دو سه بار ارائه کرد، فضا را برای حمله به جمهوری اسلامی فراهم کرد. اینها بحثهایی است که بعداً مشخص شد و درباره عملکرد و رویکرد مدیرکل آژانس نیز انتقادهایی مطرح شد.
به اعتقاد من، در این موضوع بیشتر سیاسی برخورد کردند تا اینکه یک کار کارشناسی و ارائه نظر کارشناسی از سوی مدیرکل یا کارشناسان مربوطه باشد.
تحریم پروازهای ایران؛ تهران به دنبال اقدام متقابل است؟
در ارتباط با تحریم پروازهای ایران علاوه بر این محاصره دریایی، موضوع تحریم پروازهای ایران و تبعیت برخی کشورها از این تحریم نیز در حال اجراست. به نظر شما در پی محدودیتهای اخیر برای پروازهای کشورمان، آیا ایران در نظر دارد اقدام متقابلی انجام دهد؟
آقای محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، پاسخ خوبی به این موضوع دادند و به نظرم در افکار عمومی هم بازخورد خوبی داشت.
اما همانطور که در ابتدای صحبتم اشاره کردم، ما باید با موضوع محکم برخورد کنیم و اجازه ندهیم کشورها در این فضا به ما فشار بیاورند.
این موضوع، موضوع خطرناکی است. اگر بخواهند ما را در این حوزه محدود کنند، در تحریم یا محاصره دریایی، ما هر روز در رابطه با صادرات و واردات ضرر میکنیم. اگر حوزه هوایی را هم محدود کنند، دقیقاً برای ما مشکل ایجاد میشود.
البته یکسری برنامهها در حال پیگیری است. هم کمیسیون و هم شورای عالی امنیت ملی و هم وزارت خارجه و در مجموع آنچه در سیاستهای کلی نظام وجود دارد، این موضوع را پیگیری میکنند تا به نوعی این محدودیتها را خنثی کنند.
به نظر من اگر با مذاکره و گفتوگو این موضوع حل نشود، احتمال دارد در برخی موارد برخورد کنیم. حتی در رابطه با محاصره دریایی نیز در بخشهای مختلف نظامی در حال تدبیر هستند تا به نوعی این مسئله را حل کنند.
پیمان مکه ناقصالخلقه متولد شد
بحث تفاهم دفاعی مکه هم از مسائلی بود که مورد توجه کشورهای منطقه قرار گرفت. با توجه به تفاهمنامهای که میان سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان منعقد شد، آیا ایران این توافق را یک سازوکار دفاعی مستقل ارزیابی میکند یا آن را بخشی از شکلگیری یک آرایش امنیتی علیه خود تلقی میکند؟
در این رابطه هم نظرات مختلف است. تفاهمنامه مکه یا پیمانی که میان این کشورها اتفاق افتاد، به نظرم بیشتر از این زاویه قابل بررسی است که این کشورها از حمایت یا امنیتی که آمریکا قرار بود برای کشورهای منطقه تأمین کند، ناامید شدند.
ترکیه خودش عضو ناتو است و قانون ناتو هم مشخص است؛ اگر یکی از کشورهای عضو مورد هجمه یا حمله قرار بگیرد، ناتو باید از آن حمایت کند. به نظرم این کشورها ناچار شدند چنین اقدامی انجام دهند.
اما این موضوع از ابتدا ناقص متولد شد. فضایی که در ابتدا مطرح کردم و بازخورد جهانی و منطقهای داشت، به نتیجه نرسید. الان هم درجا میزنند که مثلاً در رابطه با یمن برخورد کنند یا نکنند.
فعلا این موضوع عملیاتی نمیشود، چون یمن کشوری است که چیزی برای از دست دادن ندارد. منظورم انصارالله است؛ آنها امکانات خوبی دارند و اگر بخواهند آنها را هدف قرار دهند، طرف مقابل نیز ضربه میخورد. بنابراین با احتیاط پیش میروند تا ببینند آینده چه وضعی پیدا میکند.
عربستان و امارات؛ فشار مستقل یا تحت تأثیر آمریکا؟
موضوع بعدی در ارتباط با نقش عربستان و امارات در افزایش تنشها و فشارها علیه جمهوری اسلامی ایران است. با توجه به روابط نزدیکی که این دو کشور با آمریکا دارند، به نظر شما چه نقشی میتوانند در ایجاد فشار اخیر آمریکا علیه کشورمان داشته باشند و آیا صرفاً تحت فشار آمریکا عمل میکنند یا میتوانند خودشان نقش مستقلی داشته باشند؟
امارات و عربستان هر دو جزو کشورهایی هستند که از ابتدا موضع داشتند، خصوصاً عربستان. هر شیطنتی که بوده، عربستان انجام داده است؛ از لبنان و سوریه گرفته تا جنگ تحمیلی. اینها کشورهایی بودند که بیشترین کمک مالی و لجستیکی و حتی نیروی انسانی را برای صدام فراهم کردند. در هشت سال دفاع مقدس نیز این موضوع وجود داشت و الان هم دارند این کار را میکنند.
اما درباره اینکه خودشان این کار را میکنند یا آمریکا، به نظرم هر دو مورد درست است. اینها خودشان برنامههایی دارند و آمریکا هم به آنها فشار میآورد.
وضعیت این کشورها به گونهای نیست که در مقابل فشار آمریکا بخواهند بایستند. کشورهای عربی و سران کشورهای عربی قبلا امتیازاتی دادهاند و نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در این موضوع روشن است. آنها یکسری محدودیتها و ملاحظاتی دارند و نمیتوانند از آن چرخه بیرون بیایند و مجبورند از فشارها، دستورات و مأموریتهایی که آمریکا به آنها میدهد تبعیت کنند.

سفر نتانیاهو به امارات؛ تلاش برای اجماع علیه ایران؟
اخیرا نخستوزیر رژیم صهیونیستی سفری به امارات متحده عربی داشت. به نظر شما آیا این سفر نشانهای از هماهنگی جدید برای یک اقدام نظامی علیه کشورمان نیست؟
آنطور که اطلاع دارم، آنها دو، سه جلسه داشتهاند؛ یکی در آلمان، یکی در سوئیس و یکی هم در امارات. در برخی از این جلسات نتانیاهو شخصاً حضور داشته و در برخی دیگر نماینده یا سازمان امنیت آنها حضور داشته است.
اینها به دنبال یک هماهنگی و اجماع منطقهای و جهانی علیه جمهوری اسلامی هستند. همان استراتژی قبلی که مطرح کرده بودند که باید کار جمهوری اسلامی را یکسره کنیم و در دو حوزه به نتیجه نرسیدند، در اینجا نیز این موضوع را پیگیری کردند.
آنها به اجماع خاصی نرسیدند. بیشتر بحث، روانی و عملیات روانی بوده است. این موضوع هم روی کشورهای منطقه و هم در داخل کشور اثراتی دارد که گاهی مثبت و گاهی منفی است.
اما در مجموع، تا جایی که من اطلاع دارم، نتیجه خوبی از این سه جلسه نگرفتهاند و هنوز هم در حال پیگیری هستند.
توان تبدیل جنگ به یک جنگ منطقهای را داریم
ضربهای که در این جنگ و جنگ ۱۲ روزه کشورهای عربی خوردند، یا جنگ منطقهای که ما مطرح کرده بودیم، آنها را کمی جمع و جور کرده است.
اخیراً نیز مطرح کردند که اگر جنگ دوباره رخ دهد، ما جنگ فرامنطقهای خواهیم داشت. برای این موضوع نیز واقعا امکانات و توان داریم و میتوانیم جنگ را منطقهای کنیم. خودشان هم متوجه هستند.
انتخابات کنگره آمریکا؛ ترامپ بین «عقبنشینی» و ادامه فشار
بحث بعدی در خصوص انتخابات کنگره آمریکا است. با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، به نظر شما آیا فضای سیاسی داخل آمریکا میتواند بر تصمیم واشنگتن درباره ادامه فشار بر ایران یا حرکت به سمت مذاکره تأثیر بگذارد؟
خود ترامپ هم بالاخره میخواهد از این مرحله با موفقیت عبور کند، چون خودش میداند اگر در انتخابات شکست بخورد، طبیعتا فشار بر او بیشتر خواهد شد.
شاید بعضی از آنها نظرشان این باشد که اگر ترامپ در انتخابات شکست بخورد، احتمالاً به صورت دیوانهوار برخی اقدامات را نیز انجام دهد؛ این هم خیلی بعید نیست.
اما کلیت ماجرا این است که ارزیابیهای اولیه، حتی در مورد اسرائیل و انتخابات اسرائیل و همچنین انتخابات آمریکا، این است که درصد مشارکت و شرایط سیاسی مطلوب آنها نیست و نگران این موضوع هستند.
از سوی دیگر، افزایش تورم، قیمت سوخت و مسائل داخلی آمریکا نیز مطرح است. در آخرین نظرسنجی، ۷۰ درصد مردم مخالف ادامه جنگ بودند و حتی برخی از همحزبیهای ترامپ نیز به نوعی با این موضوع مخالف هستند.
اما شرایط به گونهای است که در یک نقطه گیر کردهاند. نمیتوانند عقب بکشند، چون به اعتقاد خودشان آبرویشان میرود و نمیتوانند جلو بیایند. بین راه ماندهاند و دنبال راهی هستند که آبرومندانه از این باتلاق بیرون بروند.
با این سیاستها و اقداماتی که انجام میدهند، به نظرم بعید است به این زودی از این باتلاق بیرون بروند و ممکن است واقعاً مجبور شوند عقب بکشند؛ مانند عقبنشینیای که در یمن انجام دادند.
اینها هر وقت قدرت داشتند، ضربه زدند. در طول تاریخ نیز جنگهای زیادی انجام دادهاند.
یکی از صاحبنظران آمریکایی نیز نظری دارد که میگوید در آمریکا یک حزب حاکم وجود دارد و آن حزب پولدارهاست که دو شاخه دارد؛ یک شاخه دموکرات و یک شاخه جمهوریخواه. هر وقت فضا به نفع هر کدام باشد، همان را وارد میدان میکنند و کارشان را پیش میبرند.
سیاست کلی و دکترین آمریکا، چه دکترین سیاسی، نظامی، دیپلماسی یا امنیتی، جای خود را دارد. یکی از دانشمندان و نظریهپردازان آمریکایی نیز برای آمریکا دو برنامه نوشته است؛ یکی برنامه ۲۰۲۰ که تا سال ۲۰۲۰ قابل اجرا بود و بخشی از آن نیز انجام شد. خاورمیانه جدید نیز جزو همان برنامه بود که شکست خورد.
یک برنامه ۲۰۵۰ نیز دارند که در آن درباره روابط بینالملل، خاورمیانه، خاور دور، اروپا و کل جهان برنامهریزی کردهاند که چه کارهایی باید انجام دهند و به کجا برسند.
بنابراین موضوعی مقطعی، روزانه، یکماهه یا یکساله نیست. آنها برنامههای بلندمدت دارند و بر اساس آن پیش میروند؛ هر جا توانستند جلو میروند و هر جا نتوانستند میایستند یا عقبنشینی میکنند.
جنگ خاورمیانه نیز یکی از همان طرحهایی است که از زمان بوش پیگیری میکردند و «خاورمیانه جدید» جزو طرحهای اصلی آنها بود که شکست خورد. درباره قضایا و اتفاقاتی که قرار بود رخ دهد و به هم خوردن آن برنامهها، مطالب و تحلیلهای زیادی مطرح شده است.
در بحث نظم نوین جهانی نیز قرار بود آمریکا کدخدای دهکده جهانی باشد که محقق نشد، اما آنها همچنان این تفکر را دنبال میکنند.
ادعاهای امارات درباره جزایر سهگانه جنبه روانی دارد
سؤال پایانی من در ارتباط با بحث جزایر سهگانه ایرانی است. اخیراً یکی از مقامهای اماراتی در این ارتباط ادعایی را مطرح کرده است. به نظر شما آیا جمهوری اسلامی ایران این موضوع را صرفاً یک موضعگیری سیاسی قلمداد میکند یا اینکه ممکن است این نوع اظهارنظرها تأثیر شگرفی بر روابط ایران و امارات بگذارد؟
این موضوع از دهه ۶۰ در حال پیگیری است. شورای همکاری خلیج فارس نیز که حدود ۳۰ سال قبل تشکیل شد، بیشتر روی همین بحث متمرکز بود تا به عنوان ناتوی منطقهای یا خاورمیانه عربی، قدرت خود را نشان دهند.
هر کشوری که در مقابل آنها ایستاد، با آن برخورد کردند. در آن زمان حافظ اسد در سوریه و ایران مخالف سیاستهای آنها بودند.
اما نظر من این است که خودشان هم میدانند ایران در زمان جنگ و در مقاطع مختلف چه مواضعی داشته و این مسائل را قبول نکرده است.
این موضوع بیشتر کاربرد روانی و عملیات روانی دارد. خودشان میدانند که چنین کاری شدنی نیست.
گفتگو: سجاد دهقانی
محککککم محکمممم یعنی چگونه ؟


