تلاش برای انتصاب گزینه سفارشی در دفتر موسیقی!
در روزهای اخیر، زمزمههایی مبنی بر پایان کار بابک رضایی، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به گوش میرسد و بهرغم آنکه هنوز حکم مدیرکل جدید صادر نشده، اما شنیدهها از افزایش احتمال انتصاب گزینهای به نام احمدحسین فتایی حکایت دارد. فردی که نه به واسطه سوابق تخصصی و تجارب موفق مدیریتی در حوزه موسیقی، بلکه به دلیل نزدیکی به نادره رضایی، معاون معزول امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مورد توجه قرار گرفته است.
به گزارش تابناک به نقل از فارس؛ نادره رضایی از بدو حضور در مسند معاونت هنری حاشیههای فراوانی را به وجود آورد و عملکرد او با انتقادات بسیاری همراه بود؛ حواشی و انتقاداتی که در نهایت سبب شد وی از معاونت امور هنری برکنار شود. این در حالی است که رفتارهای این معاون معزول حتی پس از برکناری از مسند هم بارها محل مناقشات رسانهای و سیاسی قرار گرفته است؛ ازجمله استوری اخیری که وی در حمایت از عاملان کشتار و کودتای دی ماه ۱۴۰۴ در صفحهاش منتشر کرد و واکنشهای بسیاری را برانگیخت.
بدیهی است که در چنین شرایطی، افکار عمومی و جامعه موسیقی ایران، انتظار داشته باشند جابهجایی مدیریتی، به معنای تغییر رویکرد و استفاده از نیروهای تازهنفس، مجرب و متخصص باشد، نه اینکه نزدیکترین مدیر به معاون حاشیهساز سابق که ازقضا همولایتی او نیز هست، مسئولیت یکی از مهمترین دفاتر تخصصی وزارتخانه را برعهده بگیرد.
فتایی در دوران مسندنشینی نادره رضایی، پس از خداحافظی ناگهانی و پرسشبرانگیز بهروز فتحی از سمت مشاور اجرایی معاونت، به شکلی کاملا بی سر و صدا جایگزین او شد و تا واپسین روز برکناری معاون سابق، از نزدیکترین چهرهها به وی محسوب میشد. همین سابقه سبب شده است که گمانهها درباره انتصاب او، صرفاً بهمثابه یک جابهجایی ساده مدیریتی تلقی نشود، بلکه متضمن این پرسش مهم نیز باشد که آیا بهرغم انفصال نادره رضایی از مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حلقه مدیران نزدیک به او همچنان در معادلات کلیدی وزارتخانه نقش داشته و از نفوذ قابل توجهی برخوردارند؟

این پرسش، هنگامی جدیتر میشود که سوابق و تجارب فتایی را برای تکیه بر مسند حساسی چون اداره کل موسیقی مورد ارزیابی قرار دهیم. دفتری که مدیریت بر آن، یکی از مهمترین مسئولیتهای تخصصی وزارت فرهنگ است و تصمیمات ماخوذهاش بر خطمشیهای کلان حوزه موسیقی کشور، صدور مجوزها، برگزاری کنسرتها، تعامل با هنرمندان، جهتگیری جشنوارهها، انجمنهای تخصصی و... تاثیر مستقیم دارد. به همین سبب، انتظار این است که سکاندار این مجموعه، علاوه بر تخصص و تجارب مرتبط و موفق مدیریتی، از شناخت کافی نسبت به مسائل و اقتضائات زیستبوم موسیقی ایران نیز برخوردار باشد.
با وجود این، شواهد موجود درباره مشاور نادره رضایی، حاکی از آناند که او فاقد چنین خصوصیاتی است. فردی که در وهله نخست، تحصیلات دانشگاهیاش در حوزه مدیریت مالی، نسبتی با راهبری حوزه تخصصی چون موسیقی ندارد. البته داشتن مدرک در رشتهای غیرمرتبط، بهتنهایی دال بر ناتوانی یک مدیر نیست، اما هنگامی که مسئله مذکور در کنار فقدان سوابق و تجارب مهم و مؤثر مرتبط به عرصه موسیقی قرار گیرد، این پرسش جدی را تقویت میکند که معیار انتخاب فردی با مختصات فتایی چیست؟ آن هم در شرایطی که مدیران کارآزمودهای برای سکانداری دفتر موسیقی وجود دارند. اگر پاسخ پرسش مزبور در روابط درونسازمانی و قرابت به مدیران سابق ارشاد نهفته باشد، آنگاه نگرانی از تداوم نفوذ یک حلقه حاشیهساز مدیریتی در بدنه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بیاساس نخواهد بود.
فتایی اگرچه در دوره معاونت نادره رضایی، کمتر در معرض افکار عمومی قرار داشت، اما در بسیاری از اقدامات و مأموریتهای معاون معزول ازجمله بازسازی میلیاردی دفتر معاون معزول، نقشی کلیدی را عهدهدار بود. از همینرو در صورت نهایی شدن انتصاب او، این شائبه تقویت خواهد شد که خروج یک فرد از رأس هرم مدیریتی وزارت فرهنگ، الزاماً به معنای پایان نفوذ او در وزارتخانه نیست و برخی مهرههای کلیدی باقیمانده در بدنه وزارتخانه همچنان قادرند مسیر تصمیمسازیها و تصمیمگیریها را متاثر سازند. چنین برداشتی، حتی اگر از سوی مسئولان ارشاد هم رد شود، نیازمند پاسخگویی و شفافسازی است؛ چرا که در غیر این صورت، چنین تصوری به تصدیق میرسد که تغییرات مدیریتی بیش از آنکه مرادف با اصلاح و بهبود ساختار باشند، به منزله جابهجایی افراد در یک سیکل محدود و معیوباند.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حالا این فرصت را پیشرو دارد تا با انتخابی شفاف و اقناعساز، مبتنی بر مولفههایی چون تخصص، تجربه، شایستگی و توانمندی، ابهامات موصوف را برطرف و اعتماد از دست رفته بخشی از جامعه موسیقی را ترمیم کند؛ چرا که اگر قرار باشد انتصابها بر پایه روابط و پیوندهای مدیریتی با مدیران کنار رفته از مسند صورت پذیرند، پرسشی کلیدی نزد افکار عمومی ایجاد میشود و آن؛ اینکه آیا نادره رضایی واقعا از معاونت هنری رفته است یا صرفا جایگاه رسمی خود را از دست داده و همچنان در بدنه وزارتخانه نفوذ دارد؟