متهم ردیف اول بنزینخوری در ایران/ پای همه مسئولان در میان است!

تابناک: هر روز صبح پیش از آنکه خیابانهای تهران، مشهد، اصفهان یا شیراز از خودروها پر شوند، میلیونها لیتر بنزین با یارانهای سنگین از مخازن پالایشگاهها راهی جایگاههای سوخت میشود تا در ترافیکهای شهری، موتورهای کمبازده و خودروهای پرمصرف دود شوند.
به گزارش سرویس انرژی تابناک، برای بسیاری از مردم دود شدن میلیونها لیتر بنزین روزانه به صحنهای عادی بدل شده؛ اما اگر از زاویه اقتصاد انرژی به آن نگاه کنیم، تصویری کاملاً متفاوت و حتی ترسناک شکل میگیرد. امروز ایران نه فقط یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان بلکه یکی از بزرگترین مصرفکنندگان بنزین در میان کشورهای غیرصنعتی نیز به شمار میرود؛ وضعیتی که سالبهسال فشار بیشتری بر پالایشگاهها، بودجه دولت و امنیت انرژی کشور وارد میکند.
دمدستترین روایت این است که «بنزین در ایران ارزان است، پس مردم بیشتر مصرف میکنند.» این گزاره سالهاست در تحلیلهای اقتصادی و رسانهای تکرار میشود اما آیا واقعاً تمام ماجرا همین است؟ اگر فقط قیمت پایین بنزین عامل اصلی مصرف بالا بود، باید کشورهایی مانند عربستان سعودی، کویت، قطر و امارات نیز با بحران مشابهی روبهرو میشدند در حالیکه آمارهای جهانی تصویر دیگری را نشان میدهد.
بر اساس دادههای Global Petrol Prices، قیمت هر لیتر بنزین در ایران همچنان در میان پایینترین قیمتهای جهان قرار دارد اما همزمان مصرف روزانه بنزین ایران از مرز ۱۲۰ میلیون لیتر عبور کرده؛ رقمی که در برخی روزهای پرتردد سال حتی رکوردهای بالاتری را نیز ثبت میکند. در مقابل بسیاری از کشورهای دارای قیمت پایین سوخت با وجود درآمد سرانه بالاتر و تعداد خودروهای بیشتر، رشد مصرفی به این شدت را تجربه نکردهاند.
بحران بنزین یا ساختار؟!
گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی (IEA) و اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) نشان میدهد که در اقتصادهای موفق، مصرف سوخت تنها تابع قیمت نیست بلکه کیفیت خودروها، استاندارد موتور، توسعه حملونقل عمومی، بهرهوری انرژی، برنامهریزی شهری و سیاستهای مالیاتی نیز نقش تعیینکنندهای دارند. در ایران اما این زنجیره سالهاست دچار اختلال شده است.
خودروهایی که در بسیاری از کشورهای جهان سالها پیش از خط تولید خارج شدهاند هنوز در خیابانهای ایران جولان میدهند. شبکه حملونقل عمومی در بسیاری از شهرها نتوانسته متناسب با رشد جمعیت توسعه پیدا کند. شهرها به گونهای گسترش یافتهاند که وابستگی به خودروی شخصی هر سال بیشتر شده و در کنار همه اینها، قاچاق سوخت نیز بخشی از بنزین یارانهای کشور را از چرخه مصرف داخلی خارج میکند. نتیجه این مجموعه عوامل، رشد مداوم مصرف است؛ رشدی که دیگر با افزایش تولید پالایشگاهها هم بهسادگی مهار نمیشود.
بر اساس آمار رسمی شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران، میانگین مصرف روزانه بنزین کشور سالهای اخیر روندی صعودی داشته و در تعطیلات نوروز و تابستان بارها از ظرفیت اسمی برخی پالایشگاهها نیز فراتر رفته؛ این یعنی حتی با بهرهبرداری از طرحهای جدید پالایشی، اگر الگوی مصرف تغییر نکند، فاصله میان تولید و مصرف دوباره افزایش خواهد یافت. همین موضوع باعث شده بسیاری از اقتصاددانان انرژی، از یک تغییر پارادایم سخن بگویند. به اعتقاد آنها، پرسش اصلی دیگر این نیست که «چگونه بنزین بیشتری تولید کنیم؟» بلکه باید پرسید: «چرا ایران اینقدر بنزین مصرف میکند؟»

یک متهم همیشگی!
وقتی درباره مصرف فزاینده بنزین صحبت میشود همیشه پای یک متهم اصلی در میان است؛ خودروهایی که بهجای حرکت در مسیر بهرهوری هنوز با استانداردهای دو دهه قبل سوخت میسوزانند. در واقع شاید بزرگترین بحران بنزین ایران نه در جایگاههای سوخت بلکه در کارخانههای خودروسازی و خیابانهایی شکل گرفته باشد که هر روز میزبان میلیونها خودروی کمبازده و پرمصرف هستند.
اگر از مردم بپرسید چرا مصرف بنزین در ایران اینقدر بالاست، احتمالاً بیشتر پاسخها به یک جمله ختم میشود: «چون بنزین ارزان است.»، اما آمارها داستان دیگری روایت میکنند؛ داستانی که از کارخانههای خودروسازی آغاز میشود، نه از جایگاههای سوخت. واقعیت این است که بخش قابلتوجهی از بحران بنزین ایران، نه در باک خودروها بلکه در فناوری قدیمی موتور، وزن بالا، راندمان پایین و استانداردهای فرسوده تولید خودرو ریشه دارد. خودروهای ایرانی برای پیمودن یک مسیر مشخص، سوخت بسیار بیشتری نسبت به خودروهای همرده در جهان مصرف میکنند.
براساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، میانگین مصرف خودروهای سواری جدید در کشورهای عضو OECD طی سالهای اخیر به حدود ۵ تا ۶ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر رسیده است. این عدد در بسیاری از خودروهای هیبریدی حتی کمتر از ۴ لیتر است اما در ایران هنوز بخش بزرگی از ناوگان سواری کشور از خودروهایی تشکیل شده که مصرف واقعی آنها در شرایط رانندگی شهری بین ۸ تا ۱۱ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر است؛ یعنی در برخی موارد، تقریباً دو برابر استاندارد جهانی.
نمونههای داخلی این اختلاف را بهخوبی نشان میدهد. خودروهایی مانند پژو ۴۰۵، سمند، پژو پارس و بسیاری از محصولات مبتنی بر پلتفرمهای قدیمی، به دلیل طراحی موتور و فناوری متعلق به دو دهه قبل، مصرف سوختی دارند که امروز در بسیاری از بازارهای جهانی دیگر قابل رقابت نیست. حتی خودروهای جدیدتر داخلی نیز در مقایسه با نمونههای همکلاس آسیایی و اروپایی، فاصله محسوسی از نظر بهرهوری سوخت دارند. این موضوع فقط به فناوری موتور محدود نمیشود. وزن بالا، آیرودینامیک ضعیف، کیفیت پایین برخی قطعات، فرسودگی ناوگان و نگهداری نامناسب خودروها نیز مصرف واقعی سوخت را افزایش میدهد.

براساس آمار سازمان بینالمللی تولیدکنندگان خودرو (OICA)، میانگین سن خودروهای در حال تردد در بسیاری از کشورهای توسعهیافته بین ۱۰ تا ۱۲ سال است اما این خودروها به دلیل استانداردهای سختگیرانه آلایندگی و مصرف سوخت همچنان بهرهوری قابل قبولی دارند. در ایران علاوه بر عمر بالای بخشی از ناوگان، میلیونها خودروی فرسوده با فناوری قدیمی همچنان در جادهها و خیابانها تردد میکنند و هر روز میلیونها لیتر بنزین بیشتر از نیاز واقعی مصرف میکنند.
نکته مهمتر آنکه حتی اگر قیمت بنزین افزایش یابد تا زمانیکه خودروهای موجود توان کاهش مصرف را نداشته باشند، بخش بزرگی از مصرف همچنان پابرجا خواهد ماند. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان انرژی معتقدند اصلاح ناوگان خودرویی، اثربخشی بسیار بیشتری از هر سیاست قیمتی در کاهش مصرف سوخت دارد. در واقع بحران بنزین ایران بیش از آنکه یک مسئله اقتصادی باشد به یک مسئله فناوری و بهرهوری تبدیل شده؛ بحرانی که هر سال میلیاردها لیتر بنزین را پیش از آنکه به مقصد برسد، در موتور خودروهای کمبازده از بین میبرد.
حتی اگر خودروهای ایران یکشبه کممصرف شوند، باز هم یک پرسش اساسی باقی میماند: چرا کشورهایی که بنزین ارزان دارند به اندازه ایران سوخت مصرف نمیکنند؟ پاسخ این سؤال ما را به عوامل مهم دیگری میرساند؛ الگوی مصرف، حملونقل عمومی، قاچاق سوخت و سیاستگذاری انرژی!

هنوز دیر نشده!
واقعیت این است که ایران با کمبود نفت روبهرو نیست؛ با کمبود بهرهوری روبهروست. کشوری که چهارمین ذخایر بزرگ نفت جهان را در اختیار دارد، نباید هر تابستان و زمستان نگران تأمین بنزین باشد یا برای پاسخ به رشد مصرف، به توسعه مداوم ظرفیت پالایشگاهی فکر کند.
بررسی تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که کاهش مصرف سوخت بیش از آنکه نتیجه افزایش قیمت باشد حاصل اصلاح ساختار است؛ نوسازی ناوگان خودرویی، توسعه حملونقل عمومی، خروج خودروهای فرسوده، مقابله با قاچاق سوخت و ارتقای استانداردهای تولید خودرو. اگر این زنجیره اصلاح نشود، حتی ساخت پالایشگاههای جدید نیز تنها چند سال بحران را به تعویق خواهد انداخت.
اگر سیاستگذاری انرژی از «مدیریت عرضه» به «مدیریت مصرف» تغییر کند، ایران میتواند بدون فشار بیشتر بر منابع مالی و پالایشگاهی، میلیاردها لیتر بنزین را در سال صرفهجویی کند. مساله اصلی این نیست که چقدر بنزین تولید میکنیم بلکه این است که چقدر از آن را هوشمندانه مصرف میکنیم. آینده امنیت انرژی ایران بیش از آنکه به ظرفیت پالایشگاهها وابسته باشد به کیفیت حکمرانی انرژی وابسته است.

با ۱۰ درصد کاهش مصرف چه اتفاقی میافتد؟
گاهی برای درک بزرگی یک بحران کافی است آن را از زاویه دیگری ببینیم. ایران امروز روزانه حدود ۱۲۵ میلیون لیتر بنزین مصرف میکند. حالا فرض کنیم بدون افزایش قیمت، تنها با اصلاح کیفیت خودروها، خروج خودروهای فرسوده، توسعه حملونقل عمومی و مدیریت هوشمند ترافیک، مصرف بنزین کشور فقط ۱۰ درصد کاهش پیدا کند. نتیجه چه خواهد بود؟
یعنی روزانه حدود ۱۲.۵ میلیون لیتر بنزین کمتر مصرف میشود. این رقم در مقیاس سالانه به بیش از ۴.۵ میلیارد لیتر میرسد؛ عددی که تقریباً معادل ظرفیت تولید سالانه یک پالایشگاه متوسط است. اگر ارزش هر لیتر بنزین را بر مبنای قیمتهای منطقهای محاسبه کنیم، صرفهجویی سالانه به میلیاردها دلار خواهد رسید؛ رقمی که میتواند صرف نوسازی ناوگان حملونقل، توسعه مترو، خرید اتوبوسهای برقی یا سرمایهگذاری در پالایشگاهها شود اما مهمتر از صرفهجویی مالی، کاهش فشار بر صنعت پالایش کشور است. هر لیتر بنزینی که مصرف نمیشود، به معنای کاهش نیاز به واردات احتمالی، افزایش امنیت انرژی و کاهش آسیبپذیری کشور در شرایط بحران است.
تجربه کشورهای مختلف نیز همین مسیر را تأیید میکند. ژاپن، کره جنوبی و بسیاری از کشورهای اروپایی، بحران سوخت را نه با افزایش مداوم تولید، بلکه با افزایش بهرهوری مدیریت کردند. آنها استاندارد خودروها را ارتقا دادند، حملونقل عمومی را توسعه دادند و مصرف سوخت را به شاخصی برای رقابت صنعتی تبدیل کردند. ایران نیز اگرچه یکی از بزرگترین تولیدکنندگان انرژی جهان است، اما در حوزه بهرهوری انرژی هنوز ظرفیتهای بزرگی برای اصلاح دارد. شاید مهمترین نتیجه این گزارش همین باشد: بحران بنزین ایران بیش از آنکه بحران تولید باشد، بحران مدیریت مصرف است.
تا زمانیکه هر سال میلیونها خودروی پرمصرف به خیابانها اضافه میشوند، خودروهای فرسوده از چرخه تردد خارج نمیشوند و سیاستهای بهینهسازی مصرف با سرعت لازم اجرا نمیشوند، حتی افزایش ظرفیت پالایشگاهها نیز تنها برای مدتی کوتاه پاسخگوی رشد مصرف خواهد بود.
در نهایت، آینده بنزین ایران نه در ساخت پالایشگاههای بیشتر بلکه در تصمیمهای سخت اما هوشمندانهای رقم خواهد خورد که بتواند مصرف سوخت را بدون کاهش رفاه مردم، به استانداردهای جهانی نزدیک کند. این همان نقطهای است که امنیت انرژی، اقتصاد و محیطزیست به یکدیگر میرسند و مسیر آینده کشور را تعیین میکنند.

آینده را نسوزانیم!
شاید بزرگترین اشتباه ما این باشد که هنوز بحران بنزین را با صف جایگاههای سوخت یا اعداد مصرف روزانه تعریف میکنیم. بحران واقعی جایی دیگر است. بحران، خودرویی است که در سال ۲۰۲۶ هنوز به اندازه فناوری ۲۰ سال پیش سوخت مصرف میکند.
بحران، کارخانهای است که محصولش با استانداردهای جهانی نه در سرعت، نه در ایمنی و نه در مصرف سوخت رقابت میکند، اما همچنان هر سال هزاران دستگاه از همان پلتفرم قدیمی را روانه خیابانها میکند. بحران، سیاستی است که سالها درباره افزایش ظرفیت پالایشگاهها صحبت کرده، اما کمتر از افزایش بهرهوری خودروها سخن گفته است.
امروز در بسیاری از کشورهای جهان، رقابت خودروسازان بر سر هر دهم لیتر کاهش مصرف سوخت است. شرکتهایی مانند تویوتا، هیوندای، کیا، فولکسواگن و رنو میلیاردها دلار برای توسعه موتورهای کممصرف، سامانههای هیبریدی و خودروهای برقی سرمایهگذاری میکنند، زیرا میدانند آینده صنعت خودرو را مصرف انرژی تعیین میکند، نه فقط قدرت موتور. در همان زمان بخش بزرگی از ناوگان ایران هنوز با فناوریهایی حرکت میکند که جهان سالها پیش از آنها عبور کرده است.
هر لیتر بنزین اضافهای که این خودروها میسوزانند، فقط یک عدد روی صفحه نمایش پمپبنزین نیست؛ بخشی از ثروت ملی است که دود میشود، بودجهای است که میتوانست صرف مدرسه، بیمارستان، مترو، توسعه پالایشگاهها یا سرمایهگذاری در فناوریهای نو شود.

این گزارش قرار نیست مردم را متهم کند. قرار نیست از کسی بخواهد کمتر رانندگی کند. قرار نیست فقط درباره قیمت بنزین حرف بزند. این گزارش فقط یک سؤال را مطرح میکند: آیا اگر خودروهای تولید داخل همسطح استانداردهای جهانی بودند، امروز ایران روزانه دهها میلیون لیتر بنزین کمتر مصرف نمیکرد؟ اگر پاسخ این سؤال «بله» باشد، باید پذیرفت که بحران بنزین، پیش از آنکه در پالایشگاهها شکل بگیرد، در اتاقهای طراحی خودرو، خطوط تولید، مراکز سیاستگذاری و تصمیمگیری متولد شده است.
امروز دیگر هیچ خودروسازی در جهان نمیتواند فقط با تکیه بر تولید بیشتر، آینده خود را تضمین کند. آینده از آنِ خودروسازی است که کمتر مصرف کند، کمتر آلوده کند و بیشتر بهرهوری ایجاد کند. ایران نیز دیر یا زود ناچار است همین مسیر را انتخاب کند. زیرا سؤال آینده این نخواهد بود که چند میلیون لیتر بنزین تولید کردیم؟ بلکه این خواهد بود که: چرا در کشوری با این همه ذخایر انرژی، هنوز خودروهایی تولید میشوند که ثروت ملی را کیلومتر به کیلومتر دود میکنند؟

شاید آن روز دیگر پاسخ دادن به این سؤال برای هیچ مدیر، سیاستگذار یا خودروسازی آسان نباشد. چون تاریخ صنعت انرژی، مدیرانی را که تولید را جایگزین بهرهوری کردند، چندان با مهربانی به یاد نمیآورد. تا دیر نشده تصمیمسازان مملکت با تصمیمی قاطع و درست درب شرکتهای غولی که میلیاردها تومان پول کشور را که سالهاست به نام تولید خودرو میبلعند، گل بگیرند و تا زمانیکه تعهدنامه رسمی برای تولید خودرو با کیفیت روز ندهند پلمپها را باز نکنند.
بیشک این تصمیم با اقبال عمومی هم روبرو خواهد شد و بر محبوبیت و مقبولیت دولتمردان مهر تایید خواهد زد. بهدست آوردن دل این مردم نجیب، دل شیر میخواهد و عزمی راسخ. ترمز این خودروهای بیکیفیت را بکشید تا فرمان بهدست آدمهای درست، آیندهنگر و بلندپرواز بیفتد. جادههای ایران جای ترسوهای عافیتطلب نیست. جوانی مردم ایران نباید در رویای ماشینهای لوکس و روز دنیا پیر شود!
به جرات می توان گفت که از هر 10 خودرو در خیابان، نیمی از آنها مسافرکش هستند.
در کل این ارزون فروشی دودش تو چشم همه می رود
حذف رانا
حذف ۲۰۶
هم کمک زیادی به حل این ماجرا میکند
ایران خودرو
سایپا
راه چاره است
