همسر خیانتکار یا پدری که سالها سکوت کرد؟

به گزارش تابناک به نقل از رکنا؛ مینا، زن ۴۱ سالهای که برای دریافت مشاوره به واحد مشاوره پلیس مراجعه کرده بود، درباره بحرانی که زندگی مشترکش را در آستانه فروپاشی قرار داده است، گفت:
حدود ۱۲ سال است با همسرم، کامران، زندگی میکنم. همیشه فکر میکردم چیزی بین ما پنهان نیست و زندگی آرامی داریم. اما چند هفته قبل، وقتی به خانه نزدیک میشدم، همسرم را دیدم که همراه دختری حدود ۲۰ سال جوانتر از خودش از ساختمان خارج شد.
از شدت شوک همانجا حالم بد شد و روی زمین افتادم. وقتی به هوش آمدم، داخل خانه بودم و همسرم بالای سرم ایستاده بود. ماجرا را برایش تعریف کردم اما او همه چیز را انکار کرد و گفت آن دختر از واحد ما خارج نشده و احتمالاً ساکن یکی از طبقات دیگر ساختمان بوده که همزمان با او از در خروجی بیرون آمده است.
ابتدا حرفش را باور کردم، اما ذهنم آرام نمیشد. از مدیر ساختمان خواستم تصاویر دوربینهای مداربسته پارکینگ و ورودی را در اختیارم بگذارد. وقتی فیلمها را دیدم، متوجه شدم آن دختر از واحد ما خارج شده و بعد همراه همسرم ساختمان را ترک کرده است.
با همان تصاویر به دادگاه خانواده مراجعه کردم و درخواست طلاق دادم. تصور میکردم حقیقت برای همیشه روشن شده است، اما در جلسه رسیدگی، همسرم حرفی زد که باورش برایم سخت بود.
او گفت: «آن دختر، فرزند من از ازدواج اولم است. سالها قبل که خارج از ایران زندگی میکردم ازدواج کرده بودم. بعد از جدایی، به ایران برگشتم و هیچوقت درباره آن ازدواج و دخترم چیزی نگفتم. حالا او بزرگ شده و برای دیدنم به ایران آمده است. در هتل اقامت دارد و فقط اصرار داشت خانه پدرش را ببیند.»
مینا میگوید: «نمیدانم حرفهای همسرم را باور کنم یا نه. شاید واقعاً حقیقت را گفته باشد، اما سالها پنهان کردن چنین موضوع مهمی برایم قابل هضم نیست. احساس میکنم اعتماد بین ما از بین رفته و حالا نمیدانم باید به زندگی مشترکم ادامه بدهم یا تصمیم به جدایی بگیرم. به همین دلیل برای تصمیمگیری درست، از مشاوران پلیس کمک خواستهام.»
تو که زندگی خودتو اینقدر مفد می خوای از دست بدی، معلومه نمیتونی زندگی بکنی
دوباره نمیتونی بسازیش
زندگیتو بهم نزن چوم مطمین باش بعدش سریع پشیمون میشی .
