در مورد شهید فکوری در ویکی تابناک بیشتر بخوانید

گفتگو با امیر خلبان احمد مهرنیا/۲
مردم علیه فکوری شعار می‌دادند. به همین‌دلیل در دفتر ایشان ماندیم. (ابراهیم) بیات ماکویی هم جانشین او بود. چهارنفری در دفترش نشسته بودیم. از فکوری خواستیم با تهران تماس بگیرد و کسب تکلیف کند. در همین گیر و دار هفتادهشتاد نفر جلوی ستاد پایگاه جمع شدند و شعار مرگ بر فکوری سر دادند. رفتیم پایین و آرامشان کردیم و موضوع را برایشان جا انداختیم که «فعلا بروید ببینیم چه می‌شود.» تا ساعت ۹ شب با فکوری بودیم. می‌خواست به خانه برود که گفتیم «خواهش می‌کنیم نروید! معلوم نیست چه اتفاقی بیافتد!» برای حفظ جان خودش بود.
کد خبر: ۱۳۶۹۸۵۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۱۲

گفتگو با آزاده خلبان فرشید اسکندری/۳
یکی را گرفته بودند که می‌گفتند ضدانقلاب است. به امام فحش داده و ما هم او را گرفته‌ایم. بنده خدا راننده تانکر آب پایگاه بود. نتوانستم تحمل کنم. گفتم «حاج‌آقا این‌حرف‌ها چیست می‌زنید؟ وقتی رفتیم قم زیارت امام، اولین‌کسی که شعار داد و سینه زد این‌آقا بود.» ری شهری نگاهم کرد و گفت تو کی هستی؟ گفتم اسکندری‌ام که دنبالش هستی. گفت «به‌به! چشممان به جمال شما روشن! چند وقت است پیغام می‌فرستادم. چرا نمی‌آمدی؟ می‌ترسیدی؟»
کد خبر: ۱۳۳۶۷۰۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۸/۱۰

گفت‌وگو با فرزند شهيد فكوري به مناسبت فرارسيدن سالروز شهادت پدرش
کد خبر: ۷۳۴۸۰۱    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۷/۱۰

مفید صفحه اصلی نسخه موبایل