عکس و عکاسی
در تاریخ عکاسی جهان، نام «راگو رای» (Raghu Rai) بیش از آنکه با تکنیکهای پیچیده فنی گره خورده باشد، با «تپش قلبِ هند» پیوند خورده است. او که در سال ۱۹۷۷ با حمایت و تحسین مستقیم استاد بزرگ، هنری کارتیه برسون، به عضویت آژانس معتبر «مگنوم» درآمد، در طول پنج دهه فعالیت حرفهای خود، فراتر از یک عکاس خبری، به روایتگری عارف تبدیل شد که تاریخ معاصر هند را نه در اسناد خشک دولتی، بلکه در لایههای پنهانِ زندگی روزمره جستوجو میکرد.
سبک عکاسی او، پیوندی میانِ «لحظهی قطعی» کارتیه برسون و درکی غریزی از هرجومرجِ شاعرانه بود. راگو رای در قابهای خود، تضادهای بیپایان هند را با وقاری ستودنی به تصویر میکشید؛ از سکوتِ مقدسِ معابد و سنگینیِ نگاهِ سالخوردگان، تا هیاهویِ بیپایانِ خیابانهای دهلی و فقرِ آمیخته با کرامتِ مردم. او به جای شکارِ رویدادها، «احساسِ فضا» را عکاسی میکرد. نگاه او عاری از قضاوتهای بیرونی بود؛ او با لنزی که از دلِ سنت و مدرنیته به طور همزمان مینگریست، توانست به جای ثبتِ ظاهرِ هند، «روحِ» آن را در تصاویر سیاهوسفید و رنگیِ غنیاش جاودانه کند. مرگ او در ۸۳ سالگی، پایانِ فصلی از عکاسی انسانی بود که در آن، دوربین نه ابزاری برای مشاهده، بلکه پلی میان قلب عکاس و رگهای حیاتِ یک ملت بود.
هند از نگاه راگو رای: مجموعهای از تصاویر اختصاصی
کد خبر: ۱۳۷۰۲۱۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۱۱
معرفی عکاس
مریم کاظمزاده در سال ۱۳۳۵ در شیراز متولد شد. خانواده او مذهبی بود و از سال ۱۳۴۲ در بطن جریانات انقلاب قرار داشت. مادرش روحانی زاده بود و پدرش خوشنویس و کارمند اداره فرهنگ شیراز. همین دو ویژگی از پدر و مادر او را هم به مذهب و هم به هنر علاقمند کرد. اولین دوربین عکاسی را در ۱۳۵۲ از برادرش عیدی گرفت و همین آغاز علاقمندی او به عکاسی شد. بعد از گرفتن دیپلم در سال ۱۳۵۴ در امتحان آموزگاری در تهران پذیرفته شد، اما با اصرار خانواده یک سال بعد به انگلستان رفت و در آنجا به خواندن فیزیک و ریاضی در کالج مشغول شد. در همانجا بود که با اعضای اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشگاههای اروپا و آمریکا و به ویژه خانم مرضیه حدیدچی (دباغ) آشنا شد.
او تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در انگلستان به تحصیل مشغول بود. در زمان حضور امام خمینی در فرانسه او هم از انگلستان به فرانسه رفت تا با امام خمینی ملاقات کند. او در دیدارش با امام خمینی به صورت مکتوب از ایشان در مورد خبرنگار شدن زنها استفتاء کرد. امام چنین پاسخ دادند: مشروع است، به شرط رعایت حجاب. سپس در ۱۴ بهمن ۱۳۵۷ به همراه پرواز خانواده امام خمینی به ایران بازگشت و پس از پیروزی انقلاب در روزنامه انقلاب اسلامی مشغول به کار شد. او برای روزنامه عکاسی میکرد. سپس وارد گروه خبر آن روزنامه شد. کنجکاوی، شور و هیجان و حادثهجویی او را برای خبرنگاری به کردستان کشاند. در زمانی که دکتر چمران در کردستان بود مریم کاظمزاده در آنجا به خبرنگاری مشغول بود. در همانجا بود که با اصغر وصالی یکی از فرماندهان دستمال سرخها آشنا شد و ازدواج کرد. البته این ازدواج زیاد دوام نیاورد، چرا که اصغر وصالی در آبان ۱۳۵۹ در تنگه حاجیان گیلان غرب به شهادت رسید.
آثار عکاسی او در جنگ ایران و عراق از سوی انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس به صورت کتابی با عنوان عکاسان جنگ ایران ـ عراق در سال ۱۳۹۶ به چاپ رسیده است. این کتاب حاوی مجموعهای از تصاویر مربوط به انقلاب و جنگ ایران و عراق است که بین سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۵ از دریچه دوربین مریم کاظمزاده به ثبت رسیده و با پارههایی کوتاه از خاطرات این بانوی عکاس از آن هنگام همراه شدهاند. این کتاب برگزیده هجدهمین دوره انتخاب بهترین کتاب دفاع مقدس در بخش هنرهای تجسمی شد. مریم کاظمزاده در چهارم خرداد ۱۴۰۱ درگذشت.
کد خبر: ۱۳۰۵۷۵۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۸/۲۹
معرفی عکاس
مایکل کن عکاس در ۱۹۵۳ در یک شهر کوچک صنعتی در شمال غربی انگلستان زاده شد و در مدرسه هنر در لندن تحصیل کرد. در ۱۹۷۶ عکاسی تبلیغاتی را آغاز کرد و این در حالی بود که همزمان به زمینه مورد علاقه خود در عکاسی یعنی عکاسی از طبیعت میپرداخت. در ۱۹۷۷ به سن فرانسیسکو رفت و با «روت برنارد» آشنا شد و به مدت ۸ سال به عنوان معاون و چاپگر دستی برای او کار کرد. در این مجموعه مایکل کنا، ونیز را نه همچون یک مقصد گردشگری، بلکه همچون رویا به تصویر میکشد؛ شهری در مه، ساکت، تنها و شگفتانگیز. این تصاویر آرام و مینیمال، ونیز را از شلوغی همیشگیاش جدا میکنند و ما را به سفری درونی و شاعرانه در دل کوچهپسکوچههای سنگی و کانالهای بیکلام این شهر مایبرند.
کد خبر: ۱۳۰۷۰۳۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۳/۰۱