۱۲۶۳۱بازدید
کد خبر: ۸۸۵۴۰۲
تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۹۷ - ۰۸:۳۱ 13 March 2019

به گزارش «تابناک»، روزنامه شرق در گزارشی تکان دهنده  نوشت: جایی در شهرک صنعتی عباس‌آباد، در دفتر یکی از کارخانه‌های تولیدی قرار گذاشته‌ایم. زنی جوان و زیبا، با چشمانی نگران، به همراه پسری نوجوان روبه‌رویمان نشسته‌اند.

زانوهای پسرک نحیف و لاغر به‌وضوح می‌لرزند. ضبط‌صوت را هنوز روشن نکرده‌ام که رئیس کارخانه می‌گوید:‌ الان بخشی از خانواده روبه‌روی شما نشسته‌اند. می‌خواهند همه‌چیز را بگویند.

به صورت وحشت‌زده زن جوان نگاه می‌کنم و می‌گویم: شما یکی از دخترها هستید؟ ‌زن درحالی‌که اشک‌هایش را پاک می‌کند، می‌گوید: نه خانم! من مادرشان هستم؛ مادر سمیرا و سمانه که بعد از 19 سال دیدمشان، ‌این هم پسرم، ایمان است. همسر سابقم از هشت‌سالگی به دخترم تعرض می‌کرده و حالا تنها با قرار کفالت بازداشت است و اگر بیرون بیاید، بچه‌هایم خودشان را می‌کشند.

مدیر کارخانه که او را حاج‌آقا صدا می‌زنند، بیرون دفتر می‌رود و همراه با دو دختر جوان داخل می‌آید. یکی از دخترها ماسک به صورت دارد. جلو می‌آید و سلام می‌کند. می‌گویم ماسکت را بردار... با احتیاط ماسک را از روی صورتش برمی‌دارد... دور لب‌ها و صورت دختر جای سوختگی تازه دارد؛ تاول‌هایی که کنده شده، می‌پرسم صورتت چه شده؟ می‌گوید: بابا با قاشق سوزانده! می‌گویم چرا و دختر آرام می‌گوید: چون در کارخانه با دخترها خندیده بودم، گفت چرا می‌خندی و بعد صورتم را با قاشق داغ سوزاند.... ما به درخواست سمانه و سمیرا، دو دختر مردی خطرناک، به کارخانه‌ای در پاکدشت رفته‌ایم تا زندگی آنها را روایت کنیم؛ زندگی دخترانی که 20 سال آزگار مورد سوءقصد و آزار... قرار گرفته‌اند و با پیگیری مدیر کارخانه حالا رازشان را برملا می‌کنند.

داستان از یک تماس تلفنی به روزنامه «شرق» آغاز شد. ظهر روز یکشنبه که تازه کار آغاز شده بود، مردی با روزنامه «شرق» تماس گرفت و گفت مسئول کارخانه‌ای در پاکدشت است و بعد از پیگیری‌های متعدد متوجه شده که نگهبان کارخانه دختر بزرگش را بارها مورد آزار قرار داده و دختر دیگرش را نیز مدام کتک می‌زند. با این اطلاعات، به همراه مددکار یکی از مراکز مددکاری خصوصی روانه شهرک صنعتی عباس‌آباد شدیم. متأسفانه اطلاعات و جزئیاتی که در تماس تلفنی اول اعلام شد کاملا درست بود. کارخانه با وجود تحریم‌های کمرشکن همچنان پابرجاست و همه‌چیز منطقی به نظر می‌رسد. طبقه بالای کارخانه مدیر و دوست معتمدش که فرد تماس‌گیرنده با «شرق» است ایستاده، درست مانند بادیگارد بالای سر دو دختر. دختر کوچک‌تر که چشم چپش کمی انحراف دارد، سمانه است. دست‌هایش می‌لرزد و مدام گوشه ناخنش را می‌کند. سمانه به مدیر کارخانه همه‌چیز را گفته. حاج‌آقا می‌گوید: پدر این بچه‌ها دو سال بود که نگهبان این کارخانه بود. آدم آرام و مرموزی بود و ادعا کرده بود مادر بچه‌ها سال‌ها پیش مرده است. به بهانه اینکه دخل‌وخرجش کفاف زندگی را نمی‌دهد، از ما در زمین روبه‌رویی کارخانه اتاقی اجاره کرده بود و با دو دخترش آنجا زندگی می‌کرد. خودش و دو دخترش از ما سرجمع ماهی نزدیک به پنج میلیون تومان می‌گرفتند. بعد از مدتی من به او اصرار کردم که باید برای این دخترها یک خانه مناسب در پاکدشت بگیری، اصلا تو میان این دو دختر در یک وجب جا چه می‌خواهی؟ اما حامد، پدر این دو بچه، اصرار کرد که به او فرصت بدهیم. تا اینکه دو هفته پیش، من به ماسک‌زدن دختر بزرگش، سمیرا مشکوک شدم. از دختر پرسیدم که صورتت چه شده و او گفت روی صورتش روغن داغ هنگام آشپزی پاشیده، اما رفتارها برایم مشکوک بود، آن‌قدر دختر کوچک را سؤال‌پیچ کردم که بالاخره دختر گفت که پدرش شب‌ها خواهرش را اذیت می‌کند می‌دهد و او و خواهرش را با کابل، زنجیر، سیم برق، چاقو و قاشق داغ مورد شکنجه قرار می‌دهد.

گریه‌های مادر دخترها به هق‌هق می‌رسد و پسر جوان نیز آرام گریه می‌کند. حاج‌آقا ادامه می‌دهد: ما با اورژانس اجتماعی تماس گرفتیم و ماجرا را شرح دادیم، اما خبری نشد. بعد از پیگیری‌ها، یک‌بار سر زدند و گفتند باید دستور قضائی داشته باشیم. رفتند دستور قضائی بیاورند و خبری نشد. دیگر کاسه صبرمان لبریز شده بود. خودم شخصا به دیدار نماینده دادستان در پاکدشت رفتم و ماجرا را شرح دادم. دادستان اقدام فوری کرد و مرد را دستگیر کردند، اما شنیده‌ام که با قرار کفالت بازداشت شده و به‌زودی بیرون می‌آید.

سمیرا و سمانه در تمام این سال‌ها پابه‌پای پدر کار کرده‌اند، درس را نیمه‌کاره رها کرده‌اند و حتی دیپلم ندارند. آنها در کارخانه محصولات را بسته‌بندی می‌کنند. در تمام این سال‌ها دختر کوچک‌تر؛ یعنی سمانه شاهد آزار خواهرش بوده، ‌اما هرگز هیچ چیزی نگفته. دیگر جانم به لبم رسیده بود. حاج‌آقا که پرسید، دلم را به دریا زدم و همه‌چیز را تعریف کردم. حالا بابایم که برگردد، هر دوی ما را می‌کشد. ایمان و سمانه هر دو نقص جسمانی کوچکی دارند. چشم چپ سمانه کمبود بینایی و انحراف دارد و یکی از گوش‌های ایمان هم شکل نگرفته است.

مادرشان می‌گوید:‌ این دو را که حامله بودم، آن‌قدر توی شکمم مشت زد که بچه‌ها مشکل‌دار شدند. می‌خواست سمانه را توی بیمارستان بگذاریم و برویم. آن‌قدر گریه کردم که خانواده‌ای دلشان سوخت و هزینه بیمارستان را دادند و من بچه‌ام را گرفتم.

سمیرا دختر غمگینی است، اما شجاع به نظر می‌رسد. می‌گوید اوایل هر روز و حالا هر دو هفته یک‌بار مورد آزار پدر قرار می‌گرفته. آرام و شمرده حرف می‌زند و می‌گوید: اول که اصلا زورم نمی‌رسید.

هشت سالم بود و نمی‌فهمیدم داستان از چه قرار است. هی نگاهم می‌کرد و نام مادرم را می‌برد. دیگر یک بار گفت تو شبیه زنم هستی و من کمبودم را با تو جبران می‌کنم. می‌گفت اگر به کسی بگوییم، ما را می‌کشد. هر چند وقت یک بار سراغم می‌آمد. به‌جز مادرم، سه بار دیگر ازدواج کرد و هر سه مرتبه زن‌ها آن‌قدر کتک خوردند و شکنجه شدند که فرار کردند. من را جور دیگری می‌پایید. حق ارتباط با هیچ‌کس را نداشتم. توی کارخانه حتی دستشویی نمی‌رفتم. اگر دستشویی می‌رفتم، شب کتکم می‌زد که با چه کسی رفتی دستشویی. نه حرف می‌زدم، نه کاری داشتم. پولمان را می‌گرفت و خرج ماشینش می‌کرد. عشق ماشین بود. وقت‌هایی که من را مورد سوءاستفاده قرار می‌داد، فحش‌های رکیک می‌داد و من خفه می‌شدم.

سمیرا می‌گوید: من دوست داشتم ازدواج کنم، لباس عروسی بپوشم و خوشبخت باشم، ‌اما بابایم همه آرزوهایم را گرفته و حالا اگر آزاد شود بدون تردید خودم را آتش می‌زنم.

نام برادر دخترها، ایمان است. از ایمان می‌پرسم او در تمام این مدت کجا بوده است، می‌گوید: من دیگر نمی‌توانستم رفتارها و خشونت را تحمل کنم. من هیچ‌چیزی از ارتباط بین پدر و خواهرم نمی‌دانستم، اما کتک می‌خوردم. ماه اولی که اینجا آمده بود، برایش در کارخانه کار کردم و گفتم پول و حقوقم مال خودم است و مثل دخترها پولم را به او نمی‌دهم، اما پدرم یک‌میلیون‌و نیم حقوقم را گرفت و من را بیرون کرد. حالا می‌فهمم من را بیرون کرده بود که هر بلایی دلش می‌خواهد، سرمان بیاورد.

سمیرا دختر بزرگ خانواده 22ساله است؛ صورتی سبزه‌رو دارد با چشمانی زیبا شبیه آهو. از هشت‌سالگی به بهانه اینکه صورتش شبیه مادر است، ‌مورد آزار قرار گرفته است. در تمام این سال‌ها مادر کجا بوده؟‌ مادر وقتی عروس حامد می‌شود 14ساله بوده است؛ زنی از روستاهای مشهد که پدر و مادرش را از دست داده و فامیل زود شوهرش می‌دهند. سه فرزند به دنیا می‌آورد و 17سالگی پابرهنه از خانه مرد فرار می‌کند. 20 سال دخترها و پسرش را نمی‌بیند. مرد تهدید می‌کند اگر سراغ بچه‌ها بیاید، او را ‌آتش می‌زند. زن جای دیگری دوباره زندگی را امتحان می‌کند و حالا جایی دیگر همسر و فرزند و زندگی آرامی دارد. در تمام این مدت تنها با پسر کوچکش گاهی تلفنی حرف می‌زده و حالا بعد از 20 سال این اولین دیدار آنهاست؛ دیداری تلخ و غمگین. دست‌های لرزان دخترش را توی دست فشار می‌دهد و می‌گوید: بددل بود و عصبی. در میان جمع آدم معقولی بود و همیشه به من می‌گفتند اگر مادر و پدر نداری، خدا شوهر خوبی نصیبت کرده است. هر روز می‌آمد و کابل را به جانم می‌کشید. بدنم را با پیچ‌گوشتی داغ می‌سوزاند. پیچ‌گوشتی داغ را... صدایش را می‌برد و می‌گوید:‌ رویم نمی‌شود بگویم چه کار با من می‌کرد. من از دار دنیا یک برادر داشتم که یک روز نزدیک عروسی‌اش آمد و به حامد التماس کرد بگذار نسرین برای عروسی‌ام بیاید و حامد قبول کرد. روز عروسی صدایم کرد و موهایم را از ته تراشید، ابروها و مژه‌هایم را کند و گفت: حالا بریم عروسی! من گفتم این‌طوری جایی نمی‌روم و گفت:‌ خودت نخواستی، برادرت آمد و گله کرد، من می‌گویم تو حاضر نشدی عروسی یک دانه برادرت بروی.

گریه امان زن را می‌برد... در میان هق‌هقش می‌گوید: توی مشهد یک اتاق اجاره کرده بود و جلوی در را رختخواب می‌چید و می‌گفت من روی این رختخواب مو گذاشته‌ام. اگر رختخواب به هم بخورد و این تار مو حرکت کند، معلوم می‌شود از خانه بیرون رفته‌ای و می‌کشمت. من تمام مدت نمی‌گذاشتم بچه‌ها به رختخواب نزدیک شوند تا مبادا آن مو جابه‌جا شود. شب که به خانه می‌آمد، در را هل می‌داد که رختخواب‌ها بریزند. بعد بچه‌ها را به باد کتک می‌گرفت که بچه‌ها اعتراف کنند من از خانه بیرون رفته‌ام. یک مدت هم در یک ساختمان کار می‌کرد؛ وادارم می‌کرد چادرم را بکشم روی سرم و از صبح که می‌رود سر کار روبه‌روی ساختمان روی پله بنشینم تا ببینید تکان نمی‌خورم. بعد شب‌ها کتکم می‌زد، هنوز جای سوختگی روی تنم مانده. من فرار کردم و نمی‌دانستم این بلا را سر بچه‌هایم می‌آورد.

به گفته ایمان، پدرش بعد از دستگیری چند بار از زندان تماس گرفته و مدعی شده حاج‌آقا (صاحب کارخانه) برایش پاپوش دوخته است.

سازمان پزشکی‌قانونی آزارها را تأیید کرده است. خبرنگار «شرق» پس از اطمینان از صحت وقوع اتفاق، تماس‌هایی را با نمایندگان مجلس آغاز کرد و پیگیری‌ها برای جلوگیری از آزادی حامد، پدر این دو دختر آغاز شد. هنگام نگارش این گزارش، تماس‌های مکرر مادر دختران با «شرق» آغاز شد و اطلاع داد برادر حامد از مشهد به تهران عازم شده تا کفیل برادر شود و تعهد داده پدر کاری با دختران ندارد. به گفته مددکار اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی، امکان آزادی حامد در شرایط فعلی اصلا وجود ندارد و ترس دختران ناشی از آزارهای روانی است که در سال‌های گذشته از پدر کشیده‌اند؛ اما سمیرا در تماس‌های تلگرامی با خبرنگار از وحشت بی‌حد خود برای مواجهه با پدر می‌گوید و گفت حاضر نیست دیگر در آن خانه و کارخانه بماند. با مساعدت سازمان بهزیستی، دختران به یکی از خانه‌های امن منتقل شده‌اند و حالا آنها سرپناهی برای خودشان دارند.

اشتراک گذاری
برچسب ها
خبرهای مرتبط
روی خط سایت ها
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴۹
انتشار یافته: ۳۵
5360
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۸ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
اي وای حالم خراب شد

آشغال

بی عرضه بی همه چیز

روانی
آخه با دخترت
پاسخ ها
خان محمدعلی آقا
| Iran, Islamic Republic of |
۱۱:۵۸ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
آدم دلش بیشتر از این میگیره که بعداز کلی این ور و آن ور رفتن هیچکس به داد رئیس کارخانه و بچه ها نرسید و تنها سرپناهشان قبل از ناامیدی محض، روزنامه شده!
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۴:۵۶ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
شما روبه خدا این خبرها تنفر آمیز رو مطرح نکنین این خبرها هیچ دردی رو درمان نمیکنه جز اینکه مقام پدر رو تحقیر میکنه و به حریم خانواده ها آسیب میزنه
....
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۳ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
دلم خون شد از خوندن این رنج نامه . مافوق تصور انسان و حتی حیوان وحشیه ...سگ هار هم چنین رفتاری با بچه هاش نداره . ضمن تشکر از مسولین محترم سایت بابت این اطلاع رسانی . امیدوارم با استفاده از ظرفیت های شبکه های اجتماعی با توجه به جریحه دار شدن افکار عمومی قوه قضائیه این جنایتکار را به اشد مجازات برسونه تا درس عبرتی برای سایرین بشه
شخصی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۷ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
چنین حیواناتی باید اعدام شوند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۹ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
این بی شرف را اعدام کنید تا درس عبرتی برای بی غیرتان شود...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۷ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
خواستم بنویسم حیوان ولی دیدم برحرمتی می شود به حیوان!
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۴:۰۷ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
بل هم اضل
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۴ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
اعدامش کنید این بی شرف را
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۱ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
واقعا چقدر بی قانونی !!؟؟ یعنی تو این مملکت حقوق اولیه انسانی وجود نداره؟ یه همچین حیوان روانی با قرار کفالت میتونه براحتی آزاد بشه؟ به کجا داریم میریم؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۹ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
شما را به خدا اگر دستتان به جایی می رسد برای این ستمدیدگان کاری بکنید اگر این مرد به سزای اعمال وحشتناکش نمی رسد، حداقل این بچه ها تا ابد اورا نبینند. خیلی جای تعجب است که قانون با این بیماران خطرناک روانی برخورد مناسب را نمی کند!!!!!!!
اکبری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۳ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
خدا خودش رحم کند.
صابر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۳ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
متاسفانه دانشگاه علوم پزشکی در این مواقع مقصر است چون میلیونها هزینه کرده و روانشناس بالینی استخدام می کند ولی در غربالگیری همچون مواردی که به نوعی به اختلال شخصیتی مبتلا شده رسیدگی نمی کند. هستند خانواده هایی مثل پدر سمانه
صابر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۵ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
به مردم هی می گند قبل از عقد برید پیش مشاور به خاطر همین مشکلات است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۰ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
هر چند بنظر ميرسد اين فرد بيمار باشد ولي بايد مجازات شود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۱ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
طبق قوانین کشور ما پدر ولی فرزند است و هر بلایی سرشان بیاورد از مجازات معاف و یا اینکه برخورد قضایی خفیفی با او صورت میگیرد.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۰:۳۰ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۳
لطفا قبلا مطالعه کن تا با اظهارات اشتباهت دیگران را به گمراهی نکشانی
MOEIN
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۱ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
مادرشان وقتی 14 ساله بوده ازدواج کرده . این نتیجه ازدواجهای زود هنگام است.
آیا بعضی ها هنوز اصرار دارند سن ازدواج را نباید افزایش داد ؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۴ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
این وحشی نباید آزاد باشه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۵۰ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
مگه داریم؟؟؟؟
این پدر ظالم رو در صورت صحت عقل و روان باید با حکم ابد زندانیش کرد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۵۵ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
فقط اعدام پدر
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۵۶ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
انسان هایی که از حیوان پست ترند! اولئک کاالانعام بل هم اضل
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۵ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
قانونی که بعد از روشن شدن ابعاد قضیه امکان حمایت از این گونه افرادرا نداردبه چه دردی می خورد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۴ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
عجب اتفاق دردناکی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۱ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
مطمئنی این نفر آدم بوده؟ این نفر برای جامعه خطر داره.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۳ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
فقط بايد زار زار گريست!!!!
امید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۰ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
شیطان صفت پست فطرت تا آخر عمر باید تو زندان عذابش بدهند نه اینکه اعدامش کنند روانی مریض را؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۴ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
لعنت به اين حيوون كه اسم پدر روش هست!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۶ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
ضمن تائید همه کامنت ها، ممنونم از تابناک که اطلاع رسانی می کند. امیدوارم به زنان و کودکان جرات داده شود تا این ظلم ها ار علنی کنند. مردم باید بدانند دستگاه های قانونی و انتظامی حامی ان ها در چنین مواردی هستند. وجدان جامعه از ان ها حمایت می کنند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۶ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
فقط اعدام! چه فرقي مي كند كه متجاوز غريبه باشد يا آشنا اين كه فاجعه بزرگتري است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
معيار اخلاق شكسته شده است! معيار دين شكسته شده است! ايشان نه تنها رفتارشان با ساديسم شديد و غير قابل وصفي همراه است! بلكه به زودي تبديل به قاتل هم خواهند شد! سابقه نشان مي دهد! اما ايشان بايد اعدام شود زيرا جامعه اين ننگ را نمي پذيرد!
اين جا كشوري است اسلامي! مگر هميشه نمي گوييم!
ايشان از حد و حدود ديني خارج شده اند و حكم مفسد في الارض را دارند! و حكم مفسد في الارض اعدام است!
به نظر مي رسد ايشان بر عقل خود مسلط اند! تنها جا پاي شيطان گذاشته اند!
اين را بدانيد كه شياطين در هيج جاي اين مملكت جاي نخواهند داشت! و ما اجازه رشد و نمود ايشان را نمي دهيم و بدنه اجتماع را به حول و قوه خداوند پاك و سالم نگه مي داريم!
قضات محترم متعهد به دين اندو الحمدا... اهل فكر و سالم! ايشان را قبول داريم و حكم ايشان با توجه به دين مبين اسلام صادر خواهد شد.
خداوند پشت و پناه بزرگمردان و زنان كشورمان باشد انشاءا...!
در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست.
الا ملك ايران بزي جاودان!
ما مثل ممالك مفتضح چيزي به نام سندرم تجاوز و قتل و شيطان پرستي و خونخواري نداريم و به حول و قوه الهي در را به روي شيطان از هر دري كه بخواهد وارد شد چنان مي بنديم كه پوزه اش كه هيچ وجودش به نابودي كشيده شود.
الا ملك ايران بزي جاودان!
با ثبات و محكم قدم بر مي داريم. و بر هيچ تعدي و دست درازي اي چه در داخل و چه در خارج از اين مملكت دستي براي دست درازي و بي حيايي و قتل و غارت و تجاوز نمي گذاريم كه به فكر ديگري بيفتد!
الا ملك ايران بزي جاودان!
رضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۲ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
با سلام تورو به خدا خواهش میکنم نگذارید این شیطان به جامعه برگردد صدبار اعدام شود کم است کسی که با دختر خودش این اقدام وحشیانه را انجام میدهد وای به اینکه آزاد شود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۶ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
فقط اعدام،، لطفاً برای این نامرد از کلمه پدر استفاده نکنید
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۳۳ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
زنا با محارم حکمش اعدام است. پدر واژه مقدسی است این بی همه چیز را باید اعدام کرد.
ali
|
-
|
۱۳:۴۱ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
افرین و احسن به شرف کارخانه دار
ای ول حداقل به داد این دخترها رسیدی احسن احسن خدا اجرت دهد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۷ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
از ناراحتی تا آخرشو نتونستم بخونم ...
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر: