آمریکا ۳۰ شهپاد سفارش داد

جنگ از آسمان به دریا رفت؛ آمریکا ناوگان شهپادی می‌سازد

آمریکا حالا بخشی از قدرت دریایی خود را به شهپاد‌ها سپرده است.
کد خبر: ۱۳۹۶۶۷۸
| |
1843 بازدید
به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک، تا چند سال قبل وقتی از سامانه‌های بدون‌سرنشین در میدان نبرد صحبت می‌شد، تقریباً همه نگاه‌ها به آسمان می‌رفت؛ هواپیما‌های بدون‌سرنشین شناسایی، پهپاد‌های رزمی و سامانه‌هایی که از فاصله صد‌ها کیلومتری اهداف را زیر نظر می‌گرفتند. در دریا، اما داستان متفاوت بود. کشتی جنگی هنوز همان سازه بزرگ و گران‌قیمتی بود که برای اجرای مأموریت به صد‌ها ملوان، سامانه‌های پیچیده و پشتیبانی گسترده نیاز داشت. حالا این تصویر در حال تغییر است. نیروی دریایی آمریکا پس از پایان مرحله نخست آزمایش‌های دریایی، برنامه ساخت ۳۰ فروند شناور سطحی بدون‌سرنشین متوسط یا MUSV را وارد مرحله خرید کرده است؛ ۳۰ شناور در سه مجموعه و با میانگین هزینه حدود ۴۰ میلیون دلار برای هر فروند. نخستین شناور‌ها نیز قرار است در چارچوب برنامه جدید وارد چرخه عملیاتی شوند. این خبر فقط یک قرارداد خرید دیگر برای نیروی دریایی آمریکا نیست؛ اتفاق مهم‌تر، تغییر جایگاه شهپاد‌ها در ساختار نیروی دریایی است. آمریکا دیگر صرفاً در حال آزمایش این شناور‌ها و جمع‌آوری داده درباره میزان کارایی آنها نیست و بخشی از برنامه به سمت خرید، استقرار و استفاده سازمان‌یافته از شهپاد‌ها حرکت کرده است.
جنگ از آسمان به دریا رفت؛ آمریکا ناوگان شهپادی می‌سازد
از قایق آزمایشی تا بخشی از ناوگان
از موارد دفاعی بیشتر بدانید!
تغییر بزرگ را باید در مفهوم «ناوگان ترکیبی» جست‌و‌جو کرد. آمریکایی‌ها قرار نیست ناوشکن‌ها، ناو‌های هواپیمابر و کشتی‌های سرنشین‌دار را یک‌شبه کنار بگذارند و دریا را به مجموعه‌ای از ربات‌ها بسپارند. ایده اصلی، ترکیب شناور‌های بزرگ و گران‌قیمت با تعداد بیشتری سامانه کوچک‌تر و بدون‌سرنشین است؛ شهپاد‌هایی که می‌توانند مدت طولانی‌تری در منطقه بمانند، داده جمع کنند، وضعیت تردد دریایی را رصد کنند و در برخی مأموریت‌ها بخشی از بار عملیاتی ناوگان اصلی را بر عهده بگیرند. نیروی دریایی آمریکا در سال‌های اخیر شناور‌های بدون‌سرنشین کوچک را در مناطق مختلف، از خلیج فارس و دریای سرخ تا بالتیک و غرب اقیانوس آرام، برای پایش ترافیک دریایی و افزایش آگاهی محیطی به کار گرفته است. این روند نشان می‌دهد شهپاد دیگر فقط یک پروژه آزمایشگاهی نیست و به تدریج به یکی از اجزای واقعی عملیات دریایی تبدیل می‌شود.
 
این تغییر از نظر اقتصادی هم اهمیت دارد. یک ناوشکن مدرن مجموعه‌ای از رادارها، موشک‌ها، سامانه‌های جنگ الکترونیک، موتور‌های قدرتمند، خدمه و زیرساخت پشتیبانی را با خود حمل می‌کند و از دست رفتن آن می‌تواند ضربه بزرگی به توان رزمی یک نیروی دریایی وارد کند. شهپاد قرار نیست همه قابلیت‌های چنین کشتی‌ای را داشته باشد؛ فلسفه آن بیشتر ایجاد «جرم عملیاتی» با هزینه و ریسک پایین‌تر است. اگر یک شهپاد بتواند مدت طولانی مأموریتی مشخص را انجام دهد، لازم نیست برای هر مأموریت یک کشتی سرنشین‌دار گران‌قیمت از پایگاه خارج شود.
 
آمریکا برای این شناور‌ها به سراغ معماری ماژولار نیز رفته است. برنامه MUSV بر شناور‌هایی متمرکز شده که بتوانند محموله‌های مختلف را حمل کنند و با تغییر مأموریت، پیکربندی آنها نیز تغییر کند. الزامات اعلام‌شده برای این برنامه شامل برد حدود ۲۵۰۰ مایل دریایی با سرعت ۲۵ گره در شرایط دریایی مشخص و توان حمل محموله‌ای تا حدود ۲۵ تن است. این اعداد نشان می‌دهد صحبت دیگر درباره یک قایق کوچک آزمایشی نیست؛ آمریکا به دنبال ساخت شهپادی است که بتواند در مقیاس عملیاتی و در فاصله قابل توجه از پایگاه، بخشی از مأموریت‌های ناوگان را انجام دهد.
 
جالب‌تر اینکه این مسیر با یک برنامه واحد پیش نمی‌رود. نیروی دریایی آمریکا در سال ۲۰۲۶ چند شرکت را برای ورود به مراحل آزمایش دریایی MUSV انتخاب کرد و نمونه‌های آنها تحت آزمون قرار گرفتند. پس از پایان مرحله آزمایش، سه مجموعه برای ساخت ۳۰ فروند انتخاب شدند. این فاصله زمانی میان آزمایش و سفارش تولید، تلاش واشنگتن برای کوتاه کردن مسیر توسعه فناوری تا ورود به خدمت را نشان می‌دهد؛ همان الگویی که در سال‌های اخیر در برنامه‌های سامانه‌های بدون‌سرنشین آمریکا نیز دیده شده است.
جنگ از آسمان به دریا رفت؛ آمریکا ناوگان شهپادی می‌سازد
دریا دیگر محیط امنی برای کشتی‌های بزرگ نیست
 
یکی از دلایل سرعت گرفتن این تحول را باید در تجربه جنگ‌های سال‌های اخیر پیدا کرد. جنگ روسیه و اوکراین نشان داد یک شهپاد نسبتاً ارزان می‌تواند برای ناوگان‌های بزرگ دردسر ایجاد کند. در دریای سرخ نیز تهدید‌های ترکیبی علیه کشتی‌ها، اهمیت پایش مداوم سطح دریا و واکنش سریع را افزایش داده است. نیروی دریایی آمریکا نیز در همین سال‌ها از شناور‌های بدون‌سرنشین برای افزایش آگاهی محیط دریایی استفاده کرده و در رزمایش‌ها، آنها را در کنار کشتی‌های سرنشین‌دار وارد سناریو‌های عملیاتی کرده است.
 
حتی استفاده رزمی مستقیم نیز دیگر صرفاً یک فرضیه نیست. در تیرماه ۱۴۰۵، ویدئویی که از سوی سنتکام منتشر شد، استفاده از سه شناور سطحی بدون‌سرنشین آمریکایی در حمله به یک تأسیسات دریایی ایران را نشان می‌داد. گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های تخصصی دفاعی آمریکا این عملیات را یکی از نمونه‌های مهم ورود شناور‌های سطحی بدون‌سرنشین مسلح به استفاده عملیاتی معرفی کردند. تفاوت این اتفاق با آزمایش‌های معمول در این بود که یک سامانه سطحی بدون‌سرنشین از مرحله نمایش فناوری عبور کرده و در یک عملیات واقعی وارد چرخه تصمیم‌گیری و اجرای مأموریت شده بود.
 
این تجربه یک پیام مهم برای طراحان نیروی دریایی دارد: شهپاد دیگر الزاماً فقط چشم و گوش ناوگان نیست و می‌تواند بخشی از زنجیره رزمی باشد. البته میان یک عملیات محدود و ساخت یک ناوگان کامل تفاوت زیادی وجود دارد و هنوز مسائل فنی، حقوقی و فرماندهی متعددی باقی مانده است. یکی از مهم‌ترین مشکلات، کنترل سامانه‌ها در محیطی است که ارتباطات، ناوبری و اطلاعات حسگر‌ها می‌توانند با اختلال مواجه شوند. یک شهپاد خودکار باید بتواند میان ده‌ها یا صد‌ها تماس دریایی تفاوت بگذارد، اطلاعات ناقص را پردازش کند و بدون آنکه کنترل انسانی کاملاً حذف شود، تصمیمات لازم را در محدوده مأموریت خود اجرا کند.
 
اینجاست که مفهوم هوش مصنوعی و پردازش داده اهمیت پیدا می‌کند. نیروی دریایی آمریکا در اسناد و برنامه‌های خود از پیوند میان حسگرها، داده، هوش مصنوعی و سامانه‌های بدون‌سرنشین به عنوان بخشی از چرخه جدید تصمیم‌گیری رزمی یاد کرده است. شهپاد آینده قرار نیست فقط از نقطه‌ای به نقطه دیگر حرکت کند؛ باید محیط اطراف خود را ببیند، اطلاعات را جمع کند، داده‌ها را به شبکه فرماندهی منتقل کند و در برخی وظایف، بدون کنترل لحظه‌به‌لحظه انسان عمل کند.
 
جنگ از آسمان به دریا رفت؛ آمریکا ناوگان شهپادی می‌سازد
آمریکا به دنبال ناوگان بزرگ‌تر با خدمه کمتر است
 
در نگاه اول، عدد ۴۰ میلیون دلار برای یک شهپاد چندان ارزان به نظر نمی‌رسد. مقایسه این رقم با هزینه ساخت و نگهداری کشتی‌های رزمی بزرگ، تصویر دیگری ایجاد می‌کند. هدف MUSV این نیست که جای یک ناوشکن را بگیرد؛ هدف این است که تعداد بیشتری پلتفرم قابل استفاده در اختیار فرمانده ناوگان قرار گیرد تا مأموریت‌ها میان تعداد بیشتری شناور تقسیم شود. آمریکا هم‌زمان برنامه‌هایی برای افزایش شدید تعداد شناور‌های بدون‌سرنشین در منطقه هند-اقیانوس آرام دنبال می‌کند و قصد دارد این سامانه‌ها را در کنار کشتی‌های سرنشین‌دار وارد ساختار عملیاتی کند.
 
این همان نقطه‌ای است که مفهوم «جرم رزمی» وارد بحث می‌شود. یک ناوگان متکی به چند کشتی بسیار گران‌قیمت، ظرفیت محدودی برای حضور هم‌زمان در نقاط مختلف دارد. ناوگان ترکیبی می‌تواند بخشی از این محدودیت را کاهش دهد؛ کشتی سرنشین‌دار فرماندهی و تسلیحات اصلی را در اختیار داشته باشد و مجموعه‌ای از شهپاد‌ها در فاصله‌ای بیشتر، مأموریت‌های شناسایی، پایش و پشتیبانی را انجام دهند. آمریکا با این مدل تلاش می‌کند حضور دریایی خود را بدون آنکه تمام بار عملیاتی روی خدمه کشتی‌های بزرگ قرار بگیرد، گسترش دهد.
 
این مدل یک نقطه ضعف جدی هم دارد و آن، وابستگی شدید به شبکه ارتباطی و نرم‌افزار است. هرچه تعداد سامانه‌های خودکار بیشتر شود، اهمیت ارتباط امن، پردازش داده، فرماندهی و کنترل و مقاومت در برابر جنگ الکترونیک نیز بیشتر می‌شود. یک ناوگان بزرگ از ربات‌ها اگر نتواند اطلاعات درست را دریافت و ارسال کند، ممکن است به جای افزایش قدرت رزمی، بار اضافی برای فرماندهی ایجاد کند. به همین علت، مسئله اصلی فقط ساخت شهپاد نیست؛ آمریکا باید بتواند شبکه‌ای بسازد که این شناور‌ها را به یک نیروی منسجم تبدیل کند.
 
تصویر آینده دریا بنابراین شبیه فیلم‌های علمی‌تخیلی نیست که در آن ناو‌های بزرگ کاملاً ناپدید شوند. کشتی‌های سرنشین‌دار همچنان مرکز ثقل قدرت دریایی باقی می‌مانند، اما اطراف آنها شبکه‌ای از شهپاد‌های کوچک و متوسط، پهپاد‌های هوایی و سامانه‌های زیرسطحی شکل خواهد گرفت. تفاوت مهم این است که فرمانده ناوگان دیگر فقط درباره تعداد ناوشکن‌ها و ناوچه‌ها تصمیم نمی‌گیرد؛ تعداد ربات‌ها، میزان استقلال آنها، ظرفیت پردازش داده و توانایی همکاری میان سامانه‌های مختلف نیز بخشی از محاسبه قدرت دریایی خواهد بود.
 
قرارداد ۳۰ فروندی جدید آمریکا را باید در همین چارچوب دید. واشنگتن یک قایق جدید نمی‌خرد؛ در حال ساختن یک لایه تازه برای ناوگان خود است. لایه‌ای که می‌تواند در فاصله دورتر حضور داشته باشد، اطلاعات جمع کند، بخشی از مأموریت‌های ناوگان را انجام دهد و با توسعه بیشتر فناوری، حامل تجهیزات و قابلیت‌های متنوع‌تری باشد. خود آمریکا هم هنوز در مرحله یادگیری است و درباره محدودیت‌های خودمختاری، فرماندهی، ارتباطات و دوام سامانه‌ها تجربه جمع می‌کند.
 
جنگ دریایی آرام‌ همان مسیری را طی می‌کند که جنگ هوایی طی دو دهه گذشته طی کرد. ابتدا پهپاد‌ها وسیله‌ای برای شناسایی بودند، بعد وارد عملیات رزمی شدند و حالا بخشی از ساختار اصلی نیرو‌های مسلح را تشکیل می‌دهند. روی آب نیز همین روند در حال شکل‌گیری است؛ با این تفاوت که این‌بار سامانه‌های بدون‌سرنشین روی سطح دریا حرکت خواهند کرد و کنار ناوگان سنتی آمریکا به مأموریت خواهند رفت. قرارداد ۳۰ فروندی MUSV شاید فقط یک سفارش صنعتی به نظر برسد، اما پشت آن یک تغییر بزرگ‌تر قرار دارد: آمریکا می‌خواهد در دریایی که هر کشتی بزرگ هدفی ارزشمند محسوب می‌شود، تعداد بیشتری چشم، گوش و پلتفرم عملیاتی داشته باشد؛ بدون آنکه برای هرکدام مجبور باشد یک خدمه کامل را راهی دریا کند.
اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟