سرباز بدون راننده؛ خودروهای زمینی وارد میدان واقعی شدند
خودروی نظامی آینده ممکن است مهمات را تا خط مقدم ببرد، بدون آنکه رانندهای پشت فرمان آن نشسته باشد.
کد خبر: ۱۳۹۶۰۱۶
| | 1813 بازدید
به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک، یکی از سادهترین مأموریتهای یک ارتش مدرن، حمل مهمات و تجهیزات است و در عین حال همین مأموریت ساده میتواند برای نیروهای انسانی خطرناک باشد. خودروی حامل مهمات الزاماً هیچ ارزش رزمی مستقیمی ندارد، اما برای رساندن آن به یک یگان ممکن است راننده مجبور شود وارد منطقهای شود که زیر دید یا آتش دشمن قرار دارد. همین مسئله باعث شده خودروهای زمینی بدونسرنشین از یک پروژه آزمایشگاهی به یکی از موضوعات جدی برنامههای نوسازی ارتشها تبدیل شوند.
UGV یا Unmanned Ground Vehicle در اصل خودرویی است که بدون حضور انسان در کابین میتواند بخشی از مأموریت خود را انجام دهد. نمونههای قدیمیتر بیشتر از راه دور کنترل میشدند، اما نسل جدید به سمت خودمختاری بیشتر حرکت کرده است. در کرهجنوبی، Arion-SMET ساخت Hanwha Aerospace به یکی از نمونههای شاخص این روند تبدیل شده است. این خودرو یک پلتفرم ششچرخ برقی است که برای پشتیبانی از نیروهای پیاده طراحی شده و برنامه ورود آن به خدمت ارتش کرهجنوبی در سالهای ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ اعلام شده است.
مشکل فقط راننده نیست؛ مسئله جان انسان است
در یک یگان پیاده، رساندن تجهیزات به خط تماس بخشی جداییناپذیر از عملیات است. مهمات، آب، تجهیزات ارتباطی، باتری، تجهیزات پزشکی و قطعات یدکی باید مرتباً جابهجا شوند و اگر این کار با خودروهای معمولی انجام شود، راننده باید همراه محموله حرکت کند. در یک محیط کمخطر، این مسئله مشکل خاصی ایجاد نمیکند، اما اگر مسیر تحت نظارت دشمن باشد، ارزش یک خودروی بدونسرنشین مشخص میشود؛ اگر UGV بتواند مسیر را بهصورت مستقل طی کند، در صورت از دست رفتن خودرو، حداقل جان رانندهای در معرض خطر نبوده است.
این دقیقاً همان فلسفهای است که پشت بسیاری از سامانههای بدونسرنشین زمینی قرار دارد: حذف انسان از مأموریتهایی که خطر آنها بالاست، اما تصمیمگیری پیچیدهای نیاز ندارند. البته UGV صرفاً برای حمل بار طراحی نشده است و یک پلتفرم زمینی بدونسرنشین میتواند حامل حسگر، تجهیزات ارتباطی، سامانه شناسایی، تجهیزات جنگ الکترونیک یا حتی برخی سامانههای رزمی باشد. اما هرچه مأموریت پیچیدهتر شود، سطح خودمختاری و الزامات ایمنی نیز افزایش پیدا میکند.
برای همین است که ارتشها در مرحله فعلی بیشتر روی مأموریتهای مشخص و محدود تمرکز کردهاند. مثلاً خودرو میتواند یک سرباز را دنبال کند؛ سرباز حرکت میکند و خودرو پشت سر او حرکت میکند. این روش برای حمل بار بسیار کاربردی است، چون دیگر نیازی نیست سرباز تجهیزات سنگین را با خودش حمل کند. شرکت Hanwha علاوه بر Arion-SMET، خانواده گستردهتری از UGVها را نیز دنبال میکند و نسخه GRUNT که بر پایه پلتفرم ششچرخ توسعه یافته، برای حمل محموله سنگین و مأموریتهای پشتیبانی معرفی شده است.
دشمن فقط مین و موشک نیست؛ جنگ الکترونیک هم هست
یکی از بزرگترین چالشهای خودروهای بدونسرنشین، ارتباطات است. اگر خودرو از راه دور کنترل شود، به یک لینک ارتباطی نیاز دارد و دشمن میتواند همین لینک را مختل کند. در یک محیط جنگ الکترونیک، ممکن است GPS دچار اختلال شود، ارتباط رادیویی قطع شود یا شبکه فرماندهی و کنترل آسیب ببیند. اگر UGV بدون ارتباط با اپراتور کاملاً بیاستفاده شود، بخشی از مزیت خود را از دست میدهد و به همین دلیل نسل جدید این خودروها باید بتواند بخشی از تصمیمها را روی خود خودرو بگیرد.
این یعنی پردازش محلی، حسگرهای چندگانه و الگوریتمهای تشخیص محیط. خودرو باید بداند مانع جلوی آن چیست، مسیر را تشخیص دهد، سربازی را که دنبال میکند از افراد دیگر تفکیک کند و در صورت قطع ارتباط بداند متوقف شود یا طبق مأموریت از پیش تعیینشده ادامه دهد. همه این کارها باید در محیطی انجام شود که برخلاف خیابان شهری، هیچ تضمینی درباره نظم و قابل پیشبینی بودن آن وجود ندارد.
ارتش آمریکا نیز در رزمایشهای اخیر خود به همین مسئله توجه ویژه نشان داده است. در رزمایش Scarlet Dragon، علاوه بر دستههای پهپادی، قابلیتهای بدونسرنشین برای مأموریتهایی مانند شناسایی، تأمین مجدد و تخلیه مجروحان نیز بررسی شد. این مسئله نشان میدهد هدف نهایی صرفاً ساخت یک «ربات مسلح» نیست؛ ارتشها در حال ساختن یک شبکه بدونسرنشین هستند که در آن پهپاد از بالا اطلاعات جمع میکند، UGV روی زمین حرکت میکند، سامانه فرماندهی دادهها را جمع میکند و انسان تصمیم نهایی را میگیرد.
UGV یک وسیله نقلیه معمولی نیست؛ یک گره در شبکه رزمی است. حتی ممکن است در آینده یک واحد کوچک چند UGV داشته باشد که هرکدام مأموریت متفاوتی انجام دهند. یکی حامل مهمات باشد، دیگری تجهیزات شناسایی داشته باشد و سومی برای تخلیه مجروحان مورد استفاده قرار گیرد. یک اپراتور میتواند بهجای رانندگی تکتک آنها، سطح بالاتری از مأموریت را مدیریت کند و این همان جایی است که مفهوم «یک نفر، چند ماشین» شکل میگیرد.
اما نباید در مورد سرعت این تحول اغراق کرد. خودروی خودران در جاده عمومی با محیطی نسبتاً قابل پیشبینی روبهرو است، اما UGV در میدان نبرد ممکن است با دود، گل، آتش، موانع مصنوعی، خاکریز، خودروهای منهدمشده، اختلال GPS و جنگ الکترونیک مواجه شود. به همین دلیل خودمختاری کامل هنوز یک مسئله بسیار دشوار است و راهکار منطقیتر، حرکت تدریجی به سمت خودمختاری مأموریتی خواهد بود؛ یعنی انسان هنوز تصمیم میگیرد خودرو کجا برود و چه مأموریتی انجام دهد، اما خودرو خودش بخشی از مسیر و موانع را مدیریت میکند.
خودروهای زمینی بدونسرنشین جایگزین کامل سرباز یا راننده نمیشوند؛ آنها بخشی از بار خطر را از دوش انسان برمیدارند و همین موضوع شاید مهمترین تغییر باشد. در جنگهای آینده، ممکن است ارزش یک UGV نه به توپ یا موشکی که حمل میکند، بلکه به محمولهای باشد که بدون حضور انسان به یک واحد رزمی میرساند. ممکن است خودرو در میدان مین وارد شود، برای حمل تجهیزات در شب حرکت کند، ارتباطش قطع شود و طبق برنامه قبلی منتظر بماند یا یک مجروح را از منطقه خطر خارج کند. اینها مأموریتهایی هستند که در آنها فناوری خودمختار بیش از نمایش قدرت رزمی، به یک ابزار کاهش ریسک انسانی تبدیل میشود.
گزارش خطا
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟