جنگندهای که جنگنده نبود
طعمهای در آسمان؛ MALD-J چگونه رادارها را به اشتباه میاندازد؟
گاهی چیزی که روی صفحه رادار دیده میشود، همان چیزی نیست که واقعاً در آسمان پرواز میکند. در جنگ هوایی مدرن، دشمن فقط با موشک و جنگنده به سراغ پدافند نمیآید؛ گاهی نخستین چیزی که وارد میدان میکند، یک «دروغ پرنده» است؛ پرندهای بیسرنشین که مأموریتش نه اصابت به هدف، بلکه وادار کردن سامانه پدافندی به تصمیم اشتباه است.
کد خبر: ۱۳۹۴۳۰۷
| | 4811 بازدید
به گزارش تابناک، در روزهای اخیر، ادعایی درباره استفاده از سامانه آمریکایی ADM-۱۶۰ MALD-J در عملیات هوایی علیه ایران مطرح شده است؛ سامانهای که اساساً برای همین کار ساخته شده: تقلید از الگوی پروازی و امضای راداری هواگردهای رزمی، نزدیکشدن به شبکه پدافندی و ایجاد تصویری از یک تهدید واقعی، در حالی که هدف اصلی در جای دیگری حرکت میکند.
اصل فناوری، افسانه یا تبلیغات نیست. دارپا از اواخر دهه ۱۹۹۰ برنامه MALD را برای ساخت یک طعمه کوچک، ارزان و قابل برنامهریزی آغاز کرد. نسخه اولیه میتوانست با استفاده از تجهیزات الکترومغناطیسی، ویژگیهای راداری هواگردهای مختلف را شبیهسازی کند. بعدها نیروی هوایی آمریکا این برنامه را دنبال کرد و نسل عملیاتی MALD و سپس MALD-J شکل گرفت.
اما نکته مهمتر درباره MALD-J حرف «J» در انتهای نام آن است. این نسخه فقط یک هدف کاذب نیست؛ قابلیت اخلال راداری نیز دارد. شرکت ریتون، سازنده سامانه، میگوید MALD-J میتواند در نزدیکی رادار هدف فعالیت کند و همانجا عملیات جنگ الکترونیک انجام دهد؛ کاری که یک هواگرد جنگ الکترونیک بزرگتر لزوماً نمیتواند با همان میزان ریسکپذیری انجام دهد.
وزن کمتر از ۳۰۰ پوند، برد اعلامشده در حدود ۵۰۰ مایل دریایی و امکان اجرای مأموریت برنامهریزیشده، به این سامانه اجازه میدهد که بهعنوان یک ابزار مصرفشونده وارد عمق شبکه پدافندی شود. در واقع ارزش MALD در این نیست که خودش یک سلاح سنگین باشد؛ ارزشش در هزینهای است که میتواند به تصمیمگیری طرف مقابل تحمیل کند.
تصویر سادهای که از چنین سامانهای میتوان داشت، این است: یک پدافند هوایی در فاصلهای مشخص، چند رد راداری را مشاهده میکند. یکی از این ردها ممکن است با مشخصات یک جنگنده سازگار باشد. اگر شبکه پدافندی آن را تهدید واقعی تشخیص دهد، ناچار باید آن را دنبال کند، اولویت بدهد و در صورت ورود به محدوده درگیری، برای مقابله با آن تصمیم بگیرد. همین چند ثانیه یا چند دقیقه میتواند برای هواگرد واقعی که پشت سر یا در کنار آن حرکت میکند، ارزش عملیاتی داشته باشد.
ماجرا البته به همینجا ختم نمیشود. MALD میتواند در قالب یک عملیات بزرگتر به کار گرفته شود؛ یعنی همزمان با جنگندهها، موشکهای ضدتشعشع، سامانههای جنگ الکترونیک و دیگر ابزارهای سرکوب پدافند. ریتون صراحتاً توضیح داده است که MALD برای سردرگمکردن سامانه یکپارچه پدافند هوایی طراحی شده و MALD-J این قابلیت را با اخلال راداری ترکیب میکند.
این همان جایی است که ادعای مطرحشده درباره جنگ علیه ایران اهمیت پیدا میکند؛ اما باید میان «امکان فنی» و «اثبات وقوع» فاصله گذاشت.
نکته مهمتر درباره MALD-J حرف «J» در انتهای نام آن است. این نسخه فقط یک هدف کاذب نیست؛ قابلیت اخلال راداری نیز دارد. شرکت ریتون، سازنده سامانه، میگوید MALD-J میتواند در نزدیکی رادار هدف فعالیت کند و همانجا عملیات جنگ الکترونیک انجام دهد؛ کاری که یک هواگرد جنگ الکترونیک بزرگتر لزوماً نمیتواند با همان میزان ریسکپذیری انجام دهد.
حتی درباره عملیات هوایی آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ نیز گزارشهای علنی از بهکارگیری «طعمه» و اقدامات فریب وجود دارد، اما این با اثبات استفاده از MALD-J یکی نیست. رویترز گزارش کرد که در عملیات «چکش نیمهشب»، بخشی از هواگردهای بمبافکن آمریکایی بهصورت فریبنده در مسیر دیگری حرکت کردند و در کنار آن، هواگردهای فریبدهنده برای منحرفکردن توجه پدافند به کار گرفته شدند.
همین نکته یک واقعیت مهم را روشن میکند: «دیکوی» هوایی الزاماً یک وسیله خاص نیست. فریب میتواند با مسیر پروازی جعلی، هواگرد واقعی، سامانه بدون سرنشین، اخلال الکترونیکی، تولید رد راداری مصنوعی یا ترکیبی از چند روش انجام شود. MALD فقط یکی از ابزارهایی است که برای چنین جنگی ساخته شده است.
از این زاویه، شاید جذابترین بخش ماجرا خود MALD-J نباشد؛ بلکه تغییر ماهیت نبرد پدافندی باشد.
در جنگ کلاسیک، مسئله پدافند این بود که هواپیمای دشمن را پیدا کند و پیش از رسیدن به هدف بزند. در نبرد شبکهمحور امروز، «دیدن» بهتنهایی کافی نیست. سامانه باید بفهمد چه چیزی را دیده، ارزش آن هدف چقدر است، کدام رد واقعی است، کدام رد جعلی است و آیا شلیککردن در همان لحظه تصمیم درستی خواهد بود یا نه.
اگر دشمن بتواند پاسخ این پرسشها را به تأخیر بیندازد، حتی بدون انهدام یک رادار هم به بخشی از مأموریت خود رسیده است.
این موضوع در تجربه جنگهای اخیر بارها برجسته شده است. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا در بررسی نبرد هوایی ایران و رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۲۵، عملیات اسرائیل را تنها به تعداد جنگندهها یا برد تسلیحات نسبت نمیدهد؛ بلکه بر ترکیب اطلاعات، عملیات ویژه، حملات پهپادی، فریب و سرکوب شبکه پدافندی تأکید میکند. این مرکز همچنین تصریح میکند که عملیات نیروهای نفوذی برای ضربهزدن به پدافند، در کنار عملیات هوایی، بخشی از زنجیره دستیابی به برتری هوایی بوده است.
در واقع، خطر اصلی زمانی ایجاد میشود که فریب الکترونیکی با حمله واقعی همزمان شود. راداری که برای مقابله با یک هدف جعلی درگیر شده، ممکن است فرصت کمتری برای تشخیص تهدید اصلی داشته باشد. اگر هم برای جلوگیری از فریب، بیش از حد محتاط شود، احتمال عبور بخشی از اهداف واقعی افزایش پیدا میکند. این همان معمایی است که پدافند مدرن باید حل کند: نه میتوان هر رد را واقعی فرض کرد و بیمحابا درگیر شد، نه میتوان هر چیزی را به حساب فریب گذاشت.
در چنین شرایطی، مصرف موشک پدافندی نیز به یک مسئله تبدیل میشود. اگر یک سامانه گرانقیمت برای مقابله با یک طعمه نسبتاً ارزان به کار گرفته شود، مهاجم فقط یک موشک را از بین نبرده؛ بخشی از ظرفیت آتش، زمان واکنش و اطلاعات عملیاتی مدافع را نیز مصرف کرده است. گزارشهای نظامی آمریکا درباره جنگهای اخیر دقیقاً به همین منطق توجه کردهاند و استفاده از اهداف کاذب را ابزاری برای حفاظت از سامانههای گرانقیمت پدافندی و فرسودهکردن توان طرف مقابل میدانند.
با این حال، MALD-J را هم نباید به یک «کلید جادویی» برای بازکردن قفل هر پدافندی تبدیل کرد. این سامانه در نهایت بخشی از یک معماری بزرگتر است. اگر شبکه پدافندی دارای چند لایه حسگر، ارتباطات مقاوم، رادارهای متفاوت، سامانههای غیرفعال و تحرک مناسب باشد، تشخیص یک هدف کاذب میتواند بسیار دشوارتر از حالتی شود که تمام تصویر هوایی بر چند رادار ثابت و قابل پیشبینی متکی باشد.
اتفاقاً همین مسئله یکی از درسهای اصلی جنگهای اخیر است: بقا فقط به موشکی با برد بیشتر وابسته نیست؛ به این وابسته است که شبکه پدافندی پس از نخستین ضربه یا نخستین فریب، چقدر سریع بتواند خودش را بازسازی کند.
MALD از ابتدا برای سوءاستفاده از یک ضعف انسانی و فنی طراحی شد: سامانه پدافند باید درباره آنچه میبیند تصمیم بگیرد. طراح مهاجم تلاش میکند این تصمیم را دشوار کند. اگر چند رد کاذب وارد تصویر شوند، مسئله دیگر صرفاً «کشف هدف» نیست؛ مسئله تشخیص حقیقت از میان چند روایت متناقض است.
از همین منظر، ادعای اینکه «احتمالاً MALD-J بخشی از پدافند ایران را فریب داده» را میتوان یک فرضیه فنی قابل بررسی دانست، نه یک واقعیت اثباتشده. شواهد علنی فعلی استفاده از ابزارهای فریب و عملیات چندلایه علیه شبکه پدافندی ایران را تأیید میکنند، اما برای نسبتدادن مشخص این اثر به MALD-J هنوز داده عملیاتی کافی در دسترس نیست.
اما یک نکته از خود این بحث مهمتر است: جنگ آینده را نمیتوان فقط با شمردن جنگندهها و موشکها فهمید. بخشی از نبرد در جایی اتفاق میافتد که چشم انسان نمیبیند؛ در صفحه رادار، در طیف الکترومغناطیسی و در چند ثانیهای که یک سامانه باید تشخیص دهد چیزی که مقابلش ظاهر شده، واقعاً یک هواگرد دشمن است یا یک طعمه ارزان که برای کشاندنش به مسیر اشتباه فرستاده شده است؛ و شاید دقیقاً به همین دلیل است که سامانههای فریب مانند MALD، با وجود اندازه کوچکشان، در محاسبات جنگ هوایی مدرن جایگاهی بسیار بزرگتر از ظاهرشان پیدا کردهاند.
گزارش خطا
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟