قصه ایران به زبان ساده

سیداحسان خاندوزی
کد خبر: ۱۳۹۲۹۸۵
| |
2026 بازدید
شانگهای

 

قدرت اقتصادی اول دنیا، با قصد تحقیر از کشور شما طلب می‌کند که تسلیم شوید و در سیاست خارجی (از هسته‌ای تا منطقه‌ای و موشکی) باج دهید و احتمالا در آینده در سیاست داخلی هم باج خواهی تداوم خواهد یافت. در غیر اینصورت با تحریم، اجازه شکوفایی اقتصادی را از کشور شما خواهد گرفت تا جایی که مردم شما عاصی شوند و بالاخره یا با تغییر نظام سیاسی یا در همین نظام، تسلیم را ترجیح دهند. در مقابل قدرت اقتصادی دوم دنیا دارد با شما کار می‌کند و فعلا طلبی ندارد، باج سیاسی چه خارجی چه داخلی نخواسته، با کشور‌های دیگر هم فعلا استکباری عمل نکرده است، هرچند او هم به فراخور منافع ملی خودش عمل می‌کند نه منافع کشوری دیگر. همچنین در سال‌های اخیر قدرت دوم دنیا بصورت چراغ خاموش، بلوک ضدقدرت اول را به شدت تقویت کرده است و با محوریت در شانگهای و بریکس و تسهیل کردن مسیر‌های ارزی غیردلاری مصمم بودن خود را نشان داده است.

در میانه این صحنه درحالیکه وزارت بازرگانی چین در جدیدترین گزارش سالانه خود از موانع سرمایه گذاری در کشور‌های مختلف، پیچیدگی مراحل اداری ثبت شرکت و موانع حقوقی و اداری را از مهمترین موانع ورود و فعالیت شرکت‌های چینی در ایران معرفی کرده است، فردی با سابقه ادعا‌های رویایی سرمایه‌گذاری هزار میلیاردی امریکا، ناگهان چونان پیامبری که مورد وحی قرار گرفته باشد صحبت از پیش شرط‌های چین در رابطه با ایران می‌کند. جالب آنکه اینان یکی از پیش شرط‌های رابطه با چین را تعیین تکلیف رابطه با امریکا می‌دانند، ادعای مضحک که نشان از عدم درک صحنه جهانی دارد، درست مثل اینکه بگویند پیش شرط روسیه برای رابطه با ایران پیوستن به ناتو است.

تجربه چندین دولت و دوران مختلف مذاکره راست و چپ نشان داده که در نهایت پس از جنگ ددمنشانه علیه مردم و رهبر ایران، به نظر می‌رسید که مسیر صلاح ملت ایران، برهمگان روشن شده باشد، اما عده‌ای پیدا شده و می‌گویند قدرت دوم دنیا از ایران می‌خواهد که تا با قدرت اول توافق نکنی، وگرنه ما هم با تو کار نمی‌کنیم! و تا ابزار قدرت ات (یعنی تنگه هرمز) را کنار نگذاری با تو کار نخواهیم کرد!

جالب آنکه در کمتر از ۲۴ ساعت، در بین کشور‌های G۲۰، چین تنها کشوری بود که بیانیه اجلاس وزرای اقتصادی را که بندی از آن علیه مدیریت ایران بر تنگه هرمز است را تایید و امضا نکرد. البته آن بیانیه در مقابل تمام اقتصاد‌های درحال ظهور و به نوعی تجارت آزاد بود. در شش ماه گذشته این تنها حمایت چین از ایران نبوده، چندی قبل در میانه جنگ چین به شرکت‌های خریدار نفت ابلاغ کرده بود از تحریم‌های امریکا پیروی نکنند. قبل‌تر از آن هم از حق وتوی خود در شورای امنیت سازمان ملل به نفع کشور ما استفاده کرده بود. قبلتر‌تر از آن هم علیرغم تحریم قدرت اول، سال‌ها بزرگترین خریدار نفت تو بود و ده‌ها شاهد دیگر.

این حاشیه‌ها در حالی بیان می‌شود که رئیس جمهور چین، همان روزی که با مقامات ترکیه و قطر و ... هم ملاقات اختصاصی نداده بود با رئیس‌جمهوری اسلامی ایران هم ملاقات نداشت، آیا این بهانه برای تخطئه رابطه با چین است؟ آیا اینکه مقام ایرانی در جمع شانگهای (که ماهیتا بلوک مقابل قدرت اول دنیاست) اظهار می‌کند که اگر آن قدرت اول و متجاوز برگردد، ایران هم به رابطه باز می‌گردپ، بدترین پیام به بلوک مقابل آمریکا نیست؟ آیا صحن شانگهای جای فرستادن پیام به امریکاست یا نشان دادن اتحاد ضد امپریالیستی شرق است؟ آیا همین علامت‌های خودی، بهترین عامل برای مایوس کردن قدرت دوم و سایر شرکای راهبردی ایران به شمار نمی‌رود؟

آن رسانه‌ای که باز هم می‌خواهد روایت ناچار بودن به دامن قدرت اول را در ذهن و ضمیر مردم ایران پابرجا کنند، چقدر باید به مردم زخم خورده در جنگ، خون‌های پاک و به استقلال و عزت ایرانی خائن باشد که باز هم زمینه‌ساز سومین تجربه ضدملی باشد؟ یادمان بماند! جنگ طلبان واقعی، همین کسانی هستند که دل یا منفعت در گرو ابرقدرت بدعهد دارند و بار‌ها مردم و ایران را در شرایطی سخت و خطرناک قرار داده‌اند.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط