ناترازی سوخت از هشدار تا واقعیت روزمره!
فرهاد شهرکی

امروز درباره وضعیت سوخت در کشور تصویری نگرانکننده ارائه میشود؛ تصویری که اگرچه در ادبیات رسمی با واژههایی مانند «ناترازی» توصیف میشود، اما برای مردم معنای بسیار سادهتری دارد: سوختی که باید باشد، ممکن است نباشد.
طبق ارقام مطرحشده مصرف روزانه بنزین کشور به حدود ۱۳۵ میلیون لیتر رسیده در حالیکه تولید پالایشگاهها حدود ۱۱۲ میلیون لیتر و تولید از محل ریفورمیتها حدود ۹ میلیون لیتر است؛ یعنی مجموع تولید حدود ۱۲۱ میلیون لیتر در روز و فاصلهای نزدیک به ۱۴ میلیون لیتر میان تولید و مصرف وجود دارد. این عدد فقط یک اختلاف آماری نیست. پشت همین ۱۴ میلیون لیتر، یک سؤال بزرگ درباره حکمرانی انرژی کشور وجود دارد: چرا کار به جایی رسیده که کشور با این حجم از ذخایر و ظرفیتهای انرژی، برای تأمین نیاز روزانه بنزین خود با چنین شکافی مواجه شده؟ پاسخ را نباید فقط در افزایش مصرف جستوجو کرد.
سالهاست خودروهایی تولید میکنیم که مصرف سوختشان بالاتر از استانداردهای جهانی است، حملونقل عمومی به اندازه کافی توسعه نیافته، توسعه CNG سرعت لازم را نداشته و در مقابل، تقاضای بنزین مرتب افزایش یافته است. در واقع، بخشی از ناترازی امروز، محصول تصمیمهایی است که سالها پیش گرفته نشدند. مسئله مهمتر این است که فرصتهای اصلاح تدریجی را از دست دادهایم و حالا تصمیمهایی که میتوانستند آرام و کمهزینه اجرا شوند، به تصمیمهای اضطراری تبدیل شدهاند.
نمونه آن، ماجرای اخیر کرمان است؛ طرحی که بنا بر توضیحات این نماینده مجلس، مصوبه دولت نبوده و خیلی سریع متوقف شد. همین اتفاق نشان میدهد که در حوزه سوخت، بدترین گزینه، تصمیم ناگهانی بدون اقناع افکار عمومی است. کمیسیون انرژی نیز بر استفاده از روشهای غیرقیمتی و پرهیز از اقدامات شتابزده تأکید کرده است. اما آیا راه دیگری وجود دارد؟
یکی از پیشنهادهای مطرحشده، تغییر شیوه توزیع یارانه بنزین است؛ به جای اینکه یارانه عملاً به خودرو تعلق بگیرد، سهمی از سوخت به هر شهروند اختصاص یابد. بر اساس این ایده، حدود ۳۰ تا ۳۱ میلیون لیتر از تولید روزانه برای حملونقل عمومی، تاکسیها، آمبولانسها و خودروهای امدادی اختصاص پیدا کند و حدود ۹۰ میلیون لیتر باقیمانده میان شهروندان توزیع شود. این پیشنهاد، فارغ از اینکه در نهایت چقدر قابلیت اجرا دارد، یک نکته مهم را به بحث میگذارد: آیا یارانه بنزین باید به خودرو تعلق بگیرد یا به انسان؟
در شرایطی که حدود ۴۷ درصد جمعیت خودرو ندارند، اختصاص یارانه اصلی انرژی حملونقل به دارندگان خودرو، از منظر عدالت اجتماعی محل بحث جدی است. حتی میتوان برای این سهمیه بازار مبادلهای ایجاد کرد؛ کسی که به بنزین بیشتری نیاز دارد سهمیه فردی را که مصرف کمتری دارد خریداری کند، با سقف و کف قیمت و نظارت سامانهای. در این مدل، قیمت پایه بنزین تغییر نمیکند و قرار نیست یکشبه شوک قیمتی به جامعه وارد شود. اما هر اصلاحی یک شرط دارد: اعتماد مردم.
نمیتوان امروز هیچ توضیحی نداد و فردا مردم را با تصمیمی تازه روبهرو کرد. تجربه سالهای گذشته نشان داده که حتی یک تصمیم اقتصادی با منطق فنی، اگر بدون اطلاعرسانی و اقناع اجتماعی اجرا شود، میتواند به بحران اعتماد تبدیل شود؛ و درست در همین نقطه، ماجرای بنزین به مسئله گاز گره میخورد.
حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت فرآورش گاز از دست رفته و اگرچه قرار است حدود ۹۵ میلیون مترمکعب آن تا شهریور به مدار بازگردد، حدود ۱۳۵ میلیون مترمکعب در روز برای زمستان امسال قابل بازگشت نخواهد بود. کاهش میعانات گازی نیز بر تولید بنزین اثر گذاشته است. اینجا دیگر مسئله فقط بنزین نیست.
اگر این اعداد محقق شود، زمستان میتواند آزمونی جدی برای مدیریت انرژی کشور باشد؛ بهخصوص برای استانهای سردسیر. زیرا برخلاف برق، گاز را نمیتوان به سادگی قطع و وصل کرد. خالی شدن خطوط گاز، افت فشار و مسائل مربوط به کمپرسورها و ایستگاههای تقویت فشار، فرآیند بازگرداندن شبکه را پیچیده میکند؛ بنابراین شاید مهمترین جمله، نه درباره بنزین باشد و نه درباره گاز؛ بلکه درباره زمان باشد
چند ماه زمان داریم که سناریوهای مختلف را بررسی کنیم، برای مناطق مختلف برنامه داشته باشیم، مصرف را بهینه کنیم، موتورخانهها را اصلاح کنیم، سوخت جایگزین پیشبینی کنیم و مهمتر از همه، مردم را غافلگیر نکنیم. مسئله امروز این نیست که آیا کشور با ناترازی مواجه است یا نه. اعداد پاسخ را دادهاند. مسئله این است که آیا مدیریت کشور قرار است قبل از رسیدن بحران تصمیم بگیرد یا بعد از آن؟ فوتبال، اقتصاد، انرژی و بسیاری حوزههای دیگر یک ویژگی مشترک دارند: بحران واقعی معمولاً یکشبه ایجاد نمیشود؛ سالها انباشته میشود و یکشبه دیده میشود. ناترازی بنزین و گاز نیز از همین جنس است.
اگر امروز برای آن تصمیم نگیریم، فردا دیگر انتخاب میان چند سیاست مختلف نیست؛ انتخاب میان چند سناریوی پرهزینه خواهد بود؛ آن روز، دیگر سؤال مردم این نخواهد بود که «چرا چنین شد؟» سؤال سادهتر و تلختر خواهد بود: چرا وقتی هنوز فرصت داشتیم، کاری نکردیم؟
فرهاد شهرکی
نماینده مردم سیستان و بلوچستان و عضو کمیسیون انرژی مجلس
نماینده مردم سیستان و بلوچستان و عضو کمیسیون انرژی مجلس
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
تنها راه محاکمه تمام مسببان وضع امروزه
آقای پزشکیان یک سری به دولت و عوامل دولتی خودت بزن ببین آنها دارند چیکار می کنند
اگر ناترازی بنزین داری خودرو هیبرید وارد کن آنوقت این 135 میلیون لیتر میشه نصف آن وقت مازادش را سوبسیت بده برای خرید این خودروها
هم هوای شهرها پاکتر میشه
هم بنزین کمتر مصرف میشه
آنوقت صادرات هم میتونی بکنی
